دوشنبه 4 تير 1397 - 11 شوال 1439 - 25 ژوئن 2018
صفحه اصلي/قرآن

12فضیلت از جانب خداوند به داوود(ع)

12فضيلت از جانب خداوند به داوود(ع)

خداوند، به بندگان برگزيده‏ى خود، عطاياى ويژه‏اى مى‏دهد. و به حضرت داوود نيز: علم الهى، نبوّت و رسالت،كتاب آسمانى،خلافت، استوارى حكومت، امكانات فراوان، حكمت، قضاوت، نرم شدن آهن در دست او، فهميدن سخن پرندگان، هم صدايى كوه‏ها و پرندگان با او و فرزندى‏مثل سليمان عطا فرموده است.

 

دست ولي فقيه رهبري




مواهب بزرگ خدا بر حضرت داوود
وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلاً يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ (سبا 10)
و همانا داوود را از سوى خود فضيلتى داديم (و گفتيم:) اى كوه‏ها! با او (در تسبيح خدا) هم نوا شويد و (اى) پرندگان! (همراهى كنيد) و آهن را براى او نرم كرديم.
از آنجا كه در آخرين آيه بحث گذشته سخن از" عبد منيب" و بنده توبه كار بود و مى‏دانيم اين توصيف در بعضى از آيات قرآن (24 سوره ص) براى داوود پيامبر ذكر شده است بنابراين چه بهتر كه گوشه‏اى از حال اين پيامبر بزرگ و فرزندش سليمان به عنوان يك الگو بازگو شود و بحث گذشته تكميل گردد.
ضمنا هشدارى باشد براى همه كسانى كه نعمتهاى خدا را به دست فراموشى مى‏سپرند و به هنگامى كه بر عريكه قدرت مى‏نشينند خدا را بنده نيستند.
مى‏گويد:" ما به داوود از فضل خود نعمتى بزرگ بخشيديم" (وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا). واژه" فضل" مفهوم وسيعى دارد كه تمام مواهبى را كه خدا به داوود ارزانى داشته بود شامل مى‏شود، و ذكر آن به صورت" نكره" دليل بر عظمت آن است.
حضرت داوود مشمول مواهب بسيارى چه در جنبه معنوى و چه در جنبه مادى از سوى پروردگار شده بود كه آيات قرآن گوياى آن است.
داوود(ع) از اين توانايى كه خدا به او داده بود در بهترين طريق يعنى ساختن وسيله جهاد، آن هم وسيله حفاظت در برابر دشمن، استفاده مى‏كرد، و هرگز از آن در وسائل عادى زندگى بهره‏گيرى ننمود، و تازه از در آمد آن- طبق بعضى از روايات- علاوه بر اينكه زندگى ساده خود را اداره مى‏كرد چيزى‏هم به نيازمندان انفاق مى‏نمود
دوازده فضيلتي كه خداوند به حضرت داوود عليه السلام عطا فرموده به اين شرح است:
1ـ علم الهى. «وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ وَ سُلَيْمانَ عِلْماً» (نمل، 15)
2ـ نبوّت و رسالت. «آتاهُ اللَّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ» (بقره، 251)
3ـ كتاب آسمانى. «آتَيْنا داوُدَ زَبُوراً» (اسراء، 55)
4ـ خلافت. «يا داوُدُ إِنَّا جَعَلْناكَ خَلِيفَةً فِي الْأَرْضِ» (ص، 26)
5ـ استوارى حكومت. «شَدَدْنا مُلْكَهُ»( ص، 20)
6ـ امكانات فراوان. «أُوتِينا مِنْ كُلِّ شَيْ‏ءٍ» (نمل، 16)
7ـ حكمت. «آتَيْناهُ الْحِكْمَةَ وَ فَصْلَ الْخِطابِ» (صف، 20)
8ـ قضاوت. «فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ» (ص، 26)
9ـ نرم شدن آهن در دست او. «أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ»
10ـ فهميدن سخن پرندگان. «عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ» (نمل، 16)
11ـ هم صدايى كوه‏ها و پرندگان با او. «يا جِبالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ»
12ـ فرزندى ‏مثل سليمان. «وَهَبْنا لِداوُدَ سُلَيْمانَ» (ص، 30) در حديث مى‏خوانيم كه خداوند به داوود فرمود: تو بنده خوبى هستى اگر از بيت المال مصرف نكنى! او چهل روز گريه كرد تا خداوند آهن را بدست او نرم و مشغول زره‏بافى شد و هر روز يك زره به قيمت هزار درهم مى‏بافت و تا سيصد و شصت زره بافت. (كافى، ج 5، ص 74 و تفسير نور الثقلين، ج 3، ص 446 به نقل از تفسير راهنما)
دعا
در اين آيه كلمه اوبى در اصل از " تاويب" به معنى ترجيع و گرداندن صدا در گلو است، اين ماده گاهى به معنى توبه نيز استعمال مى‏شود بخاطر اينكه حقيقت آن بازگشت به سوى خداست.
امتيازداوود(ع)چه بود ؟
گرچه همه ذرات جهان ذكر و تسبيح و حمد خدا مى‏گويند، خواه داوودى با آنها هم صدا بشود يا نشود، ولى امتياز داوود اين بود كه به هنگام بلند كردن صدا و سردادن نغمه تسبيح، آنچه در درون اين موجودات بود آشكار مى‏گشت و زمزمه درونى به نغمه برونى تبديل مى‏شد همانگونه كه در مورد تسبيح" سنگريزه" در دست پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) نيز در روايات آمده است.
و نيز در روايتى از امام صادق (عليه السلام) مى‏خوانيم: انه خرج يقرأ الزبور و كان اذا قرأ الزبور لا يبقى جبل و لا حجر و لا طائر الا اجابه!:" داوود به سوى دشت و بيابان خارج شد، و هنگامى كه زبور را تلاوت مى‏كرد هيچ كوه و سنگ و پرنده‏اى نبود مگر اينكه با او همصدا مى‏شد" " كمال الدين صدوق" (طبق نقل الميزان جلد 16 صفحه 390)
آيه، بعد از ذكر اين فضيلت معنوى به ذكر يك فضيلت مادى پرداخته مى‏گويد: " و ما آهن را براى او نرم كرديم" (وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ).
گرچه همه ذرات جهان ذكر و تسبيح و حمد خدا مى‏گويند، خواه داوودى با آنها هم صدا بشود يا نشود، ولى امتياز داوود اين بود كه به هنگام بلند كردن صدا و سردادن نغمه تسبيح، آنچه در درون اين موجودات بود آشكار مى‏گشت و زمزمه درونى به نغمه برونى تبديل مى‏شد همانگونه كه در مورد تسبيح" سنگريزه" در دست پيامبر اسلام (صلي الله عليه وآله) نيز در روايات آمده است
در اين باره بعضي گفته اند: خداوند به صورت اعجازمانندى روش نرم كردن آهن را به داوود تعليم داد، آن چنان كه بتواند از آن مفتولهاى نازك و محكمى براى بافتن زره بسازد.
وبعضي ديگر بر اين عقيده اند كه: قبل از داوود براى دفاع در جنگها از صفحات آهن استفاده مى‏شد كه هم سنگين بود و هم اگر آن را به خود مى‏بستند چنان خشك و انعطاف ناپذير بود كه جنگجويان را سخت ناراحت مى‏كرد، هيچكس تا آن روز نتوانسته بود از مفتولهاى باريك و محكم آهن چيزى همچون زره ببافد كه همچون لباس به راحتى در تن برود و با حركات بدن نرم و روان باشد.
ولى ظاهر آيه اين است كه، نرم شدن آهن در دست داود به فرمان الهى و به صورت اعجاز انجام مى‏گرفت، چه مانعى دارد همان كسى كه به كوره داغ خاصيت نرم كردن آهن را داده، همين خاصيت را به شكل ديگر در پنجه‏هاى داود قرار دهد؟ در بعضى از روايات اسلامى نيز به همين معنى اشاره شده است. (" تفسير برهان" جلد 3 صفحه 343 و تفسير" نور الثقلين" جلد 4 صفحه 315 )
در حديثى آمده است كه خداوند به داود وحى فرستاد: نعم العبد انت الا انك تاكل من بيت المال فبكى داود اربعين صباحا فالان اللَّه له الحديد و كان يعمل كل يوم درعا ... فاستغنى عن بيت المال:
زره اسب جنگجو
" تو بنده خوبى هستى جز اينكه از بيت المال ارتزاق مى‏كنى، داود 40 روز گريه كرد (و از خدا راه حلى خواست) خداوند آهن را براى او نرم كرد، زرهى مى‏ساخت ... و به اين وسيله از بيت المال بى نياز شد"( مجمع البيان ذيل آيه مورد بحث)
درست است كه بيت المال مصرف كسانى است كه خدمت بدون عوض به جامعه مى‏كنند، و بارهاى زمين مانده مهم را بر مى‏دارند، ولى چه بهتر كه انسان بتواند هم اين خدمت را بكند و هم از كد يمين- در صورت توانايى- امرار معاش نمايد، و داوود مى‏خواست چنين بنده ممتازى باشد.
نعمات را بهترين شکل ممکن مصرف کنيم !
به هر حال داوود از اين توانايى كه خدا به او داده بود در بهترين طريق يعنى ساختن وسيله جهاد، آن هم وسيله حفاظت در برابر دشمن، استفاده مى‏كرد، و هرگز از آن در وسائل عادى زندگى بهره‏گيرى ننمود، و تازه از در آمد آن- طبق بعضى از روايات- علاوه بر اينكه زندگى ساده خود را اداره مى‏كرد چيزى‏هم به نيازمندان انفاق مى‏نمود (تفسير ابو الفتوح رازى جلد 9 صفحه 192) علاوه بر همه اينها فايده ديگر اين كار آن بود كه معجزه‏اى گويا براى او محسوب مى‏شد.
بعضى از مفسران چنين نقل كرده‏اند كه" لقمان" به حضور" داوود" آمد به هنگامى كه نخستين زره را مى‏بافت، آهن را به صورت مفتول‏ها و حلقه‏هاى متعددى در مى‏آورد، و در هم فرو مى‏كرد اين منظره سخت نظر لقمان را به خود جلب كرد، و در فكر فرو رفت، ولى هم چنان نگاه مى‏كرد، و هيچ سؤال ننمود، تا اينكه داوود بافتن زره را به پايان رسانيد، برخاست و بر تن كرد و گفت چه وسيله دفاعى خوبى براى جنگ است؟! لقمان كه هدف نهايى را دريافته بود، چنين گفت الصمت حكمة و قليل فاعله!:" خاموشى حكمت است اما كمتر كسى آن را انجام مى‏دهد"! (مجمع البيان ذيل آيه مورد بحث)
كسى كه دل خود را براى خدا نرم كند، خداوند هم آهن را براى او نرم مى‏كند. «أَوِّبِي ... أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ»
پيام‏هاي آيه:
1ـ خداوند، به بندگان برگزيده‏ى خود، عطاياى ويژه‏اى مى‏دهد. «وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُدَ مِنَّا فَضْلًا»
2ـ هستى، شعور دارد و مورد خطاب الهى قرار مى‏گيرد. «يا جِبالُ أَوِّبِي»
3ـ مناجات موجودات، امرى حقيقى است، نه مجازى. «أَوِّبِي مَعَهُ»
4ـ دنيا و آخرت قابل جمع است. (نبوّت و تصرّف در هستى براى داوود جمع شد). «أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ»
5ـ اولياى خدا، ولايت تكوينى و قدرت بر تصّرف در هستى دارند. «أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ»
6ـ استفاده از طبيعت ارزش است. «فَضْلًا ... وَ أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ»
7ـ كسى كه دل خود را براى خدا نرم كند، خداوند هم آهن را براى او نرم مى‏كند. «أَوِّبِي ... أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ»
8ـ ذوب آهن، سابقه‏ى ديرينه‏اى دارد. «أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ»
9ـ اولياى خدا با صنعت ارتباط داشتند. «أَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ»
 



تعداد بازديد:2878 آخرين تغييرات:90/03/16
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر