پنج شنبه 30 شهريور 1396 - 30 ذي الحجه 1438 - 21 سپتامبر 2017
صفحه اصلي/قرآن


 
 


 










 


 












خروجي RSS

چرا پشت سر یکدیگر حرف می زنیم؟!

چرا پشت سر يکديگر حرف مي زنيم؟!

با غيبت و تهمت و تخريب شخصيّت و به طور کلي اهانت به ديگران، بر اساس روايت صحيح السّندي که در اصول کافي آمده ولايت انسان را قطع مي‌کند.


غيبت
قانون مواسات از ديدگاه قرآن و عترت

آيات فراواني از قرآن کريم و نيز روايات متعدّدي از اهل بيت«عليهم السّلام»، آدمي را به رعايت قانون مواسات و ايجاد تعاون و ديگر خواهي وادار مي‌کنند. اگر روايات اهل بيت «عليهم السّلام» در خصوص اين موضوع مهم را گردآوري کنيم، چندين جلد کتاب مي شود.
به عنوان نمونه، مرحوم کليني«ره» در جلد دوّم اصول کافي، بيش از پانصد روايت راجع به قانون مُواسات و تعاون آورده است. قرآن کريم مي‌فرمايد: « الَّذينَ يَکْنِزُونَ الذَّهَبَ وَ الْفِضَّةَ وَ لا يُنْفِقُونَها في‏ سَبيلِ اللَّهِ فَبَشِّرْهُمْ بِعَذابٍ أَليمٍ ؛ و کسانى که زر و سيم را گنجينه مى‏کنند و آن را در راه خدا هزينه نمى‏کنند، ايشان را از عذابى دردناک خبر ده.» [1]
استاد علامه طباطبائي«ره»، انفاق اين آيه را خلأ معنا مي کردند، خلأ فقري، فردي يا اجتماعي، يعني احتياج. بر اين اساس، اگر در ميان مسلمانان احتياج باشد و کسي تنها به فکر پول جمع کردن خودش باشد ، مصداق آيه شريفه است.
در آيه بعد مي‌فرمايد:« يَوْمَ يُحْمى‏ عَلَيْها في‏ نارِ جَهَنَّمَ فَتُکْوى‏ بِها جِباهُهُمْ وَ جُنُوبُهُمْ وَ ظُهُورُهُمْ هذا ما کَنَزْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ فَذُوقُوا ما کُنْتُمْ تَکْنِزُونَ ؛ روزى که آن [گنجينه‏] ها را در آتش دوزخ بگدازند، و پيشانى و پهلو و پشت آنان را با آنها داغ کنند [و گويند:] «اين است آنچه براى خود اندوختيد، پس [کيفر] آنچه را مى‏اندوختيد بچشيد.» [2]
کسي که با وجود فقر و احتياج در جامعه، به مال اندوزي مي‌پردازد، روز قيامت با همان پول‌هايي که جمع کرده، پول داغش مي کنند.
هيچ وقت هم نمي شود که احتياج و خلأ فقري در اجتماع نباشد، مگر در زمان ظهور و حکومت حضرت وليّ عصر«ارواحنافداه» که به دليل پرداخت خمس و زکات توسّط همه مردم و عمل به قانون مواسات، فقير و محتاج پيدا نمي‌شود. بنابراين جمع کردن و اندوختن مال و ثروت و عدم رسيدگي به فقرا و نيازمندان، از نظر قرآن کريم و روايات اهل بيت«عليهم السّلام»، بسيار مذموم و مستوجب عذاب الهي است.
تصوّر نکنيد انفاق مختصّ متموّّلين است، نه، هرکه به اندازه وسعش و به هر اندازه که مي‌تواند بايد کمک مالي و رسيدگي داشته باشد : « لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ ؛ صاحب وسعت بايد از وسعت خود انفاق کند و هر که تنگدست باشد، بايد از آنچه خدايش داده انفاق کند .»

اقسام تعاون

تعاون چند قسم دارد و در ادامه به اقسامي از آن اشاره مي‌شود ؛
قسم اول اين است که همه بايد از نظر مالي، به انداز? توان، به همنوعان خود رسيدگي کنند. اگر بدانيم يک کسي شام ندارد، حتماً بايد شام خودمان را تقسيم کنيم. فراموش نمي‌کنم که استاد بزرگوار ما حضرت امام خميني«قدّس سرّه»، در درس مي فرمودند: «اگر به راستي بدانم کسي محتاج است، بايد عباي خود را بفروشم و از وي دستگيري کنم». هرکس به اندازه وسعش بايد کمک مالي داشته باشد:« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم‏، الم ، ذلِکَ الْکِتابُ لا رَيْبَ فيهِ هُدىً لِلْمُتَّقينَ ، الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ ؛ الف، لام، ميم. اين است کتابى که در [حقانيت‏] آن هيچ ترديدى نيست [و] مايه هدايت تقواپيشگان است: آنان که به غيب ايمان مى‏آورند، و نماز را بر پا مى‏دارند، و از آنچه به ايشان روزى داده‏ايم انفاق مى‏کنند.» [3]
قرآن شريف در آيه ديگري مي‌فرمايد: تصوّر نکنيد انفاق مختصّ متموّّلين است، نه، هرکه به انداز? وسعش و به هر اندازه که مي‌تواند بايد کمک مالي و رسيدگي داشته باشد : « لِيُنْفِقْ ذُو سَعَةٍ مِنْ سَعَتِهِ وَ مَنْ قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنْفِقْ مِمَّا آتاهُ اللَّهُ ؛ صاحب وسعت بايد از وسعت خود انفاق کند و هر که تنگدست باشد، بايد از آنچه خدايش داده انفاق کند .» [4]
انفاق
قسم دوّم تعاون که آن هم مهم است، رسيدن به فرياد ديگران و به خصوص مظلومان است: « مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ بِمُسْلِم‏ ؛ به راستي اگر کسي مظلوم واقع شده، همه بايد داد بزنند و به فرياد مظلوم برسند. نظير اين روايت نيز فراوان است و بايد به آن اهميّت داده شود.»[5].
قسم سوّم تعاون و ديگرخواهي که کمر آدم را مي شکند و در بيش از هزار روايت نقل شده، اين است که ما بايد خادم يکديگر باشيم. رواياتي که بر ضرورت خدمت به ديگران تأکيد مي‌ورزند، در کتب روايي شيعه و سنّي فراوانند و در اين جلسه به بيان يکي از اين روايات از باب نمونه مي‌پردازيم.
عَنْ أَبِي عَبْدِاللَّهِ عليه السّلام : الْمُؤْمِنُونَ خَدَمٌ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ قُلْتُ وَ کَيْفَ يَکُونُونَ خَدَماً بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ قَالَ يُفِيدُ بَعْضُهُمْ بَعْضاً ؛ امام صادق«سلام الله عليه» فرمودند: همه بايد نوکر يکديگر باشيم. راوي مي‌گويد: همه نوکر هم باشيم يعني چه؟ حضرت فرمودند: همه بايد مفيد براي همديگر باشيم. همه بايد به هر اندازه که مي شود به همديگر خدمت کنيم. [6]
 

خادم يکديگر بودن يعني چه؟

در روايات ديگري خادم ديگران بودن، به صورت عملي معنا شده است.
مثلاً راوي مي گويد من يک گره داشتم، رفتم خدمت امام حسن مجتبي«سلام‌الله‌عليه» و به ايشان گفتم: اين گره به دست شما باز مي‌شود. مثل يک خادم دنبال من راه افتادند، رسيديم به مسجد رسول الله، امام حسين«سلام‌الله‌عليه» آنجا معتکف بودند. امام دوم گفتند: چرا به برادرم نگفتي تا گره ات را باز کند. گفتم آقا مُعتکف بودند و نخواستم مزاحم ايشان بشوم. ايشان فرمودند:«إِنَّهُ لَوْ أَعَانَکَ کَانَ خَيْراً لَهُ مِنِ اعْتِکَافِهِ شَهْراً ؛ همانا اگر او تو را يارى مي‌کرد، از اعتکاف يک ماهش بهتر بود.»[7]
اگر کسي بتواند گره‌اي از کار ديگران باز کند، از يک ماه اعتکاف، آن هم در مسجد رسول الله بالاتر است. ما بعضي اوقات مي گوييم و سرسري از آن مي گذريم .
مرحوم کليني در روايت صحيح السّند و ظاهرالدّلاله نقل مي کند که مؤمن هفت حق بر مؤمن دارد و يک حقّش اين است که اگر او کسي را ندارد، تو برو و يا جاريه ات را بفرست تا برود و کارهاي او را انجام دهد. کارهايي نظير جاروکشي، نان پزي، و بالاخره همه امور منزل او را، مثل منزل خودتان بايد بر عهده بگيريد.
خودخواهي و خودخوري و خودمحوري، در فرهنگ تعاليم قرآن و عترت جايگاهي ندارد و بسيار نکوهش شده است. پيغمبر اکرم«صلي‌الله‌عليه‌وآله‌وسلّم» گريه مي کردند و مي فرمودند که چند چيز در امت من عملي نخواهد شد و يکي از آن موارد، قانون مواسات است.
اهانت به ديگران، بر اساس روايت صحيح السّندي که در اصول کافي آمده،[8] ولايت انسان را قطع مي‌کند
به راستي عمل به قانون مواسات در زمان فعلي کجا پيدا مي شود؟ خيلي کم است.
خدا رحمت کند مرحوم آخوند خراساني را، يکي از شاگردان ايشان نقل مي‌کند: ديدم بعد از نيمه شب، با يک چراغ به جايي مي روند. تعجب کردم که آقا اين موقع کجا مي روند؟ جلو رفتم و سلام و تعارف که آقا کجا؟ من کارهايتان را انجام مي‌دهم. فرمود: اين همسايه ما، غريب است و زنش مي خواهد زايمان کند و کسي را ندارد و اگر کس ديگري دنبال قابله برود، نمي‌آيد. لذا خودم آمد تا قابله براي او ببرم.
چه کسي مي‌تواند ادعا کند که به ياد ديگران است و به همنوعان خود خدمت مي‌کند؟
اساساً قسم سوم تعاون، يعني اينکه نوکر مردم باشيم. همه بايد نوکر يکديگر باشيم. اين مطالب که ما حمل بر استحباب مي‌کنيم را به صورت جدي از ما خواسته‌اند ولي در زمان فعلي اهميّت لازم را ندارد .
 

آنچه را نمي‌دانيم ، انکار نکنيم

من يک تقاضا از شما دارم؛ اگر به قانون مواسات عمل نمي‌کنيد، لا اقل منکر آن نشويد. اکنون که روح تعاون در جامعه حاکم نيست، منکر بيش از هزار روايت نشويد.
در خصوص علومي نظير فلسفه و عرفان نيز همين فرمايش حضرت امام کاربرد دارد. تو فلسفه بلد نيستي، خوب بلد نباش، اما ديگر منکر نشو و عليه فلسفه چيزي ننويس. 
 

اگر خدمت نمي‌کنيد، لااقل آزار نرسانيد

مردي عصباني
اگر خادم يکديگر نيستيم، غيبت پشت سر هم نکنيم. چرا ما يکديگر را خراب مي کنيم؟ چرا پشت سر يکديگر حرف مي زنيم؟ چرا پشت سر بزرگان حرف مي زنيم؟ چرا تهمت به بزرگان مي زنيم؟ نوکري بزرگان را نکنيد، اما ديگر غيبت و تهمت و شايعه و اينها هم نسبت به آنان نداشته باشيد. اين کفر است، ذنب لا يغفر است. چرا تهمت؟ چرا غيبت؟ چرا شايعه و تخريب ديگران؟ اينها کفر است. چرا پشت سر هم غيبت مي کنيم و چرا همديگر را مسخره مي کنيم؟ اين روايت مي گويد همه بايد خادم هم باشيم، اما کار به جايي رسيده که همه دشمن هم هستند. غيبت و تهمت و تخريب شخصيّت، يعني دشمني با همديگر.
اهانت به ديگران، بر اساس روايت صحيح السّندي که در اصول کافي آمده،[8] ولايت انسان را قطع مي‌کند.
قطع ولايت، معاني متعدّدي دارد و توضيح آن از توان اين بحث خارج است اما همين مقدار بدانيم که منجر به کفر مي‌شود. ما از قانون مواسات و از تعاون گذشتيم، اما دشمني کردن، تهمت زدن ، شايعه پراکني، غيبت کردن و مسخره کردن، قانون ضد تعاون است و منجر به کفر خواهد شد.
به قانون تعاون عمل کنيم و اگر عمل نمي‌کنيم، لااقل ضدّ قانون تعاون در ما نباشد.
 



تعداد بازديد:1865 آخرين تغييرات:90/03/16
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر