چهارشنبه 28 آذر 1397 - 11 ربيع الثاني 1440 - 19 دسامبر 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه

نشانه دین، نماز است یا صداقت؟

نشانه دين، نماز است يا صداقت؟

[براي شناخت نيکي و درستکاري کسي] به رکوع و سجده طولاني او نگاه نکنيد زيرا چه بسا اين رکوع و سجده طولاني، چيزي است که آن شخص به آن اعتياد پيدا کرده است.

امام(ع)، نشانه دينداري و ايمان را صرفاً نه در عبادات و مناسک خاصّ ديني ، بلکه در راستگويي و ميزان تعهد و پايبندي به حقوق انسان‌ها مي‌داند. امّا اگر کسي در کنار پاي بندي به ظواهر شرعي و عبادات ديني ، به اخلاق ، ارزش‌هاي انساني و احترام به حقوق انسان‌ها پاي بند و وفادار باشد ، در اين صورت مي‌توان باور کرد که از روح ايمان برخوردار بوده و عبادات او حقيقي است.

حديث :
عَنْ أَبِي طَالِبٍ رَفَعَهُ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع:« لَا تَنْظُرُوا إِلَي طُولِ رُکوعِ الرَّجُلِ وَ سُجُودِهِ فَإِنَّ ذَلِک شَيْءٌ اعْتَادَهُ فَلَوْ تَرَکهُ اسْتَوْحَشَ لِذَلِک وَ لَکنِ انْظُرُوا إِلَي صِدْقِ حَدِيثِهِ وَ أَدَاءِ أَمَانَتِه.»  ؛
اصول کافي (کتاب الايمان والکفر، باب الصدق و أداء الأمانة ، ح 12)
امام صادق (ع) مي‌فرمايد :
[براي شناخت نيکي و درستکاري کسي] به رکوع و سجده طولاني او نگاه نکنيد زيرا چه بسا اين رکوع و سجده طولاني، چيزي است که آن شخص به آن اعتياد پيدا کرده است. در اين صورت اگر آن را ترک نمايد،[به دليل ترک عادت] وحشت زده [ و پريشان حال] گردد. اما [براي شناخت نيکي و درستکاري]، به راست‌گويي و رعايت حقوق ديگران و اداي امانتش نگاه کنيد [و آن را معيار و ملاک قرار دهيد.]
بيان :
1 – روايت با اين سند، گرچه مرفوع است اما مضمون آن با اسناد ديگري نيز روايت گرديده است.
در اين حديث شريف نکات بس مهم و هشدار دهنده‌اي وجود دارد که به برخي از آن‌ها اشاره مي‌شود:
امانت از ريشه «امن» و منظور از آن هر چيزي است که انسان را نسبت به آن، امين و مورد اطمينان دانسته‌اند. به همين دليل اگر کسي مال خود را جهت محافظت و نگهداري به دست کسي مي‌سپرد، آن مال را« امانت» مي‌نامند. پس مفهوم امانت بسيار کلي و عام است و شامل همه حقوقي است که انسان مسئوليت اداي آن‌ها را دارد. بنا براين هر حقي که از ديگران بر عهده انسان مي‌باشد، امانتي است که بايد ادا گردد و امانت‌هاي مالي فقط يک نمونه و مصداق از اين حقوق اند. گستره مصاديق و نمونه‌هاي ديگر اين حقوق آنچنان گسترده است که بسياري از حوزه‌هاي رفتاري و مناسبات انساني را در بر مي‌گيرد و اگر ما خود را به مردم به گونه‌اي نشان داديم که آنان به ما اعتماد نمودند، اين اعتماد و اطمينان ديگران يک امانت است که بايد آن را ادا کرد، يعني نبايد به آن خيانت کرد. حيثيت و آبروي افراد جامعه امانتي است در نزد ما که بايد آن را حفظ کنيم. حقوق فرزندان و خانواده، امانتي بر عهده انسان است. حق تعليم و تربيت، امانتي است که مربيان، آموزگاران وظيفه دارند آن را به نيکي و درستي ادا نمايند و ده‌ها نمونه از اين قبيل...
2- براي درک هرچه بهتر هشدار تکان دهنده امام (ع) در مورد احتمال تهي شدن عبادات از حقيقت و روح اصلي‌شان و تبديل شدن آن به يک اعتياد، بايد اندکي در مفهوم اعتياد و ملاک‌هاي عمل اعتيادي تأمل کرد. کوتاه سخن اينکه ايمان، يک امر کاملا ارادي است و عمل مؤمنانه نيز فقط و فقط وقتي تحقق مي‌پذيرد که برخاسته از آگاهي و اختيار باشد.
در برابر« عمل ارادي و آگاهانه»، گونه‌هاي ديگري از عمل قرار دارد. مثلاً نوعي عمل وجود دارد که مي‌توان آن را« عمل تسخيري» ناميد.
دينداري داراي حوزه‌هاي گسترده‌اي است. و نشانه‌ها و شاخصه‌هاي دينداري در حوزه‌هاي فردي وعبادي با نشانه‌ها و شاخصه‌هاي دينداري در حوزه‌هاي اجتماعي و عمومي تفاوت مي‌کند. و اينکه کسي صرفاَ از نشانه دينداري در حوزه فردي برخوردار باشد نمي‌توان اورا ديندار واقعي دانست ونتيجه گرفت که پس در مسؤليت اجتماعي‌اي که بر عهده گرفته نيز ديندار و مؤمن است.
 در اين نوع اعمال و رفتار، گرچه انسان بر حسب ظاهر با اراده خود آن را انجام مي‌دهد. ولي وقتي مورد تحليل دقيق قرار گيرد، مشاهده مي‌کنيم اراده‌اي که در پشت اين عمل قرار دارد، خود تحت تأثير اراده بالاتري است و به عنوان تابعي از آن اراده برتر اقدام مي‌کند. به عنوان مثال کسي که در شرايط و فضاهايي که نوعي رفتار خاص در آن‌ها غلبه دارد، او نيز تحت تأثير همان فضا و شرايط عمل مي‌کند، با اندکي دقت خواهيم ديد اراده او در تسخير و تحت تأثير آن فضا و شرايط غالب مي‌باشد و به همين دليل اگر اوضاع و شرايط دگرگون شود و الگوهاي رفتاري ديگري غلبه نمايد، رفتار اين افراد نيز تغيير کرده و متناسب با شرايط و جو غالب عمل مي‌کنند. چنين عملي حتي اگر بر حسب ظاهر يک عمل و رفتار ديني باشد، ولي به دليل فقدان عنصر آگاهي و اراده هرگز نمي‌توان آن را عمل و رفتار مؤمنانه دانست. آگاهي و اراده فقط از يک عقل نقّاد ناشي مي‌شود. عقلي که بتواند در محيط چالش و از ميان مجموعه‌اي از متفاوت‌ها و رنگارنگ‌ها، الگوي رفتاري خويش را بر گزيند و انتخاب کند. از اين روست که در روايات اهل بيت (ع) برترين اعمال را عملي دانسته‌اند که در برابر جوّ غالب غفلت و فراموشي از ارزش‌ها قرار گيرد. (رک : وسائل الشيعة ج12 / ص 188 / باب استحباب اختيارالکلام ... )
قرآن کريم نيز با همين ملاک از ميان همه زنان نيک تاريخ، آسيه زن فرعون را به عنوان يک الگوي برتر ايمان معرفي مي‌کند. (رک . سوره تحريم ، آيه 11 ) 
عبادت
3- نوع ديگر عملي که در برابر رفتار آگاهانه و ارادي قرار دارد، عمل اعتيادي است. عمل اعتيادي عملي است که برآمده از انديشه و اراده نيست. هرچند چه بسا در آغاز همراه با اراده و انديشه بوده باشد، ولي رفته در اثر تکرار به عادت تبديل شده و از انديشه و اراده تهي مي‌گردد. ولي از سوي ديگر چون انسان به آن اعتياد پيدا کرده، در انجام آن بسيار کوشا، جدي و مقاوم جلوه مي‌کند و اگر اين عمل، يک عمل نيک و شايسته باشد، چه بسا در نظر ديگران، اين کوشايي، جدّيت و استقامت، نشانه فضيلت و نيکي آن شخص به شمار آيد. به گونه‌اي که حتي او را از انسان‌هاي معمولي برتر و شايسته‌تر بدانند. در حالي که او فقط به عادت خود عمل مي‌کند و براي اين عمل، هرگز با هيچ چالش و مقاومت دروني مواجه نيست که بتوان از اين راه، استقامت و قدرت روحي او را تشخيص داد. بلکه او از اين عمل خود، لذت نفساني مي‌برد و بر خلاف آنچه که در ظاهر گمان مي‌شود، هرچه که پيش مي‌رود نفسانيت و خواهش‌هاي نفساني خويش را تقويت مي‌کند.
بي ترديد کمال هر انساني در آن است که اعمال شايسته و نيک را در خود نهادينه و تثبيت نمايد. به گونه‌اي که هيچ گاه آن‌ها را ترک نکند و به همين دليل عارفان و عالمان اخلاق، مي‌کوشند تا رفتارهاي پسنديده و اعمال نيک، درون انسان به َملَکه تبديل شود. «مَلًکه» ارزش‌ها و فضيلت‌هاي اخلاقي‌اي است که درون انسان ريشه دار و ثابت شده‌اند و به سادگي و سهولت از بين نمي‌روند.
4- عادت (اعتياد) و مَلَکه از اين نظر که هر دو درون انسان به صورت يک عمل ثابت در آمده‌اند، شبيه يکديگرند، ولي حقيقت آن‌ها از يکديگر کامل متفاوت است و تفاوت اصلي نيز در وجود دو عنصر اراده و انديشه در مَلَکه ( يعني همان ارزش‌ها و فضايل اخلاقي نهادينه شده درون انسان) مي‌باشد. در حاليکه عمل اعتيادي با اراده و انديشه، بيگانه است. 
عبادات و مناسک خاص ديني به دليل فردي بودن آن‌ها و اينکه بر انگيزه‌هاي کاملا دروني مبتني مي‌باشد معمولاً با چنين چالش‌هاي بيروني مواجه نيستند و ممکن است به انواع آفت‌ها و ناخالصي‌ها آميخته شوند بدون آنکه در ظاهر اين اعمال نشانه‌اي ازاين آفت‌ها و ناخالصي‌ها ديده شود و قابل شناسايي باشد. واگر انسان، خود از درون دايماً مواظبت نکند کم‌ترين خطر و آفتي که اين عبادات و اعمال رسمي ديني را تهديد مي‌کند،تبديل شدت به عادت است.
يک عمل نيک براي آنکه به ملکه و فضيلت انساني تبديل شود بايد هماره با انديشه و اراده باشد و تنها در اين صورت است که تکرار عمل، نه تنها تبديل به عادت نمي‌شود بلکه موجب دست يابي انسان به «خود آگاهي» مي‌گردد. در واقع بر اساس آگاهي و اراده، يک سيستم کلي و فعال درون آدمي پديد مي‌آيد که بر مهارت‌هاي انسان براي انجام اعمال نيک و شايسته مي‌افزايد  از فاصله ميان انديشه و تصميم براي انجام عمل نيک مي‌کاهد و همين سرعت در اقدام، آن عمل را از نظر ظاهري شبيه عادت و عمل اعتيادي مي‌کند. اما اين شباهت فقط در اعمالي است که ماهيت آن‌ها کامل فردي و دروني مي‌باشد و يا اعمالي هستند که شکل ظاهريشان ثابت است و مي‌توانند خاصيت ديناميک و پويايي خويش را از دست بدهند.اما اگر عمل به گونه‌اي باشد که در نسبت با ديگر افراد جامعه شکل مي‌گيرد، در اين صورت شرايط آن هميشه يکسان و يکنواخت نيست، بلکه هماره با نشيب و فراز و تحول همراه است، و به دليل همين شرايط متناوب و غير قابل پيش بيني، هميشه عمل انسان با چالش همراه مي‌باشد و انسان را در موقعيت تصميم گيري و انتخاب قرار مي‌دهد و همين پويايي موجب مي‌شود که چنين اعمالي، معمولاً از آسيب و آفت اعتياد مصون بمانند.
5- براي روشن شدن اين نکته بسيار مهم، به حديث شريف باز مي‌گرديم و دو نمونه کلي که امام(ع) به آن اشاره فرموده‌اند را مورد بررسي قرار مي‌دهيم.
نمونه اول، عبادات و تکاليف شرعي فردي مثل نماز و روزه است که امام(ع) به صراحت، آن‌ها را در معرض آسيب اعتياد و عادت، دانسته و به همين دليل فرموده‌اند که نمي‌توان آن‌ها را نشانه قطعي دين‌داري و ايمان کسي دانست و در مقابل، دو نمونه ديگر يعني راست‌گويي و اداي حقوق ديگران(صدق احداث و اشداء الامانة) را به عنوان نمونه‌هايي که مي‌توان آن‌ها را نشانه دينداري و ايمان حقيقي به شمار آورد، معرفي مي‌فرمايد.
چرا چنين است؟ زيرا راستگويي صرفاً يک مساله فردي نيست؛ بلکه معمولاً در نسبت با ديگران قرار دارد، و اين« ديگران» چه بسا گاه شرايطي را به وجود بياورند که راستگويي ما به ضررمان تمام شود و موجب از دست رفتن منافع و موقعيت‌هاي ماديّ گردد. اينجاست که انسان براي راستگويي هميشه بايد تصميم بگيرد و اين گونه نيست که راستگويي بتواند در انسان تبديل به عادت و اعتياد گردد. چرا که شرايط براي راستگويي هميشه يکسان و يکنواخت نيست. بلکه همواره متناوب و متفاوت است و همين شرايط متناوب، راستگويي ما را با چالش مواجه مي‌سازد و اين چالش، نياز به تصميم دارد. حال اگر راستگويي درون کسي نهادينه و تبديل به مَلَکه شده باشد، فاصله انديشه و تصميم او بسيار کوتاه خواهد بود و سريع تصميم مي‌گيرد و عمل مي‌کند و اگر چنين نشده باشد ممکن است در مواردي دچار دروغگويي شود و اين نکته، به طور کلّي در همه موارد رعايت حقوق ديگران صادق است.
 هميشه عمل انسان با چالش همراه مي‌باشد و انسان را در موقعيت تصميم گيري و انتخاب قرار مي‌دهد و همين پويايي موجب مي‌شود که چنين اعمالي، معمولاً از آسيب و آفت اعتياد مصون بمانند.
شک
ولي عبادات و مناسک خاص ديني به دليل فردي بودن آن‌ها و اينکه بر انگيزه‌هاي کاملا دروني مبتني مي‌باشد معمولاً با چنين چالش‌هاي بيروني مواجه نيستند و ممکن است به انواع آفت‌ها و ناخالصي‌ها آميخته شوند بدون آنکه در ظاهر اين اعمال نشانه‌اي ازاين آفت‌ها و ناخالصي‌ها ديده شود و قابل شناسايي باشد. واگر انسان، خود از درون دايماً مواظبت نکند کم‌ترين خطر و آفتي که اين عبادات و اعمال رسمي ديني را تهديد مي‌کند، همان چيزي است که در سخن امام (ع) اشاره شده است ،يعني تبديل شدن به عادت و شکل اعتيادي پيدا کردن! که در اين صورت از روح عبادت تهي شده و فقط از پوسته و ظاهر آن برخوردار است. ونتيجه چنين عبادتي آن است که هيچ اثري در رفتار اجتماعي انسان و تعامل او با ساير انسان‌ها ندارد. اگر اهل بازار و کسب است از انصاف و شفقت نسبت به خلق خدا بي بهره است . اگر صاحب قدرت است، نسبت به عدالت وحفظ حقوق مردم بي مبالات مي‌باشد و...
و گرچه با شدّت هر چه تمام‌تر نسبت به عبادات و اعمال رسمي ديني جدّي و کوشا باشد. ولي اين اعمال نه تنها هيچ سودي ندارد، بلکه گاه علاوه بر اينکه موجب فريفتن و به اشتباه افتادن ديگران مي‌گردد، خود اورا نيز به اشتباه انداخته و دچار توهم حقانيت و خود برتر بيني مي‌سازد.به همين دليل امام(ع)، نشانه دينداري و ايمان را صرفاً نه در عبادات و مناسک خاصّ ديني ، بلکه در راستگويي و ميزان تعهد و پايبندي به حقوق انسان‌ها مي‌داند. امّا اگر کسي در کنار پايبندي به ظواهر شرعي و عبادات ديني ، به اخلاق ، ارزش‌هاي انساني و احترام به حقوق انسان‌ها پايبند و وفادار باشد ، در اين صورت مي‌توان باور کرد که از روح ايمان برخوردار بوده و عبادات او حقيقي است. وگرنه به فرموده امام صادق(ع) ، نبايد فريب ظاهر ديني و متشرّع آنان را خورد. آن حضرت در حديث ديگري در مورد اين افراد به ظاهر ديندار و متشرّع به همگان هشدار مي‌دهند و مي‌فرمايند:« فريب نماز و روزه آنان را نخوريد.»(لا تغترّوا بصلاتهم و صيامهم\اصول کافي ، باب صدق ح2) . قرآن کريم مي‌فرمايد : (نماز [آدمي] را از زشتي‌ها و ناپسندي‌ها باز مي‌دارد.\عنکبوت \45).
بي ترديد نمازي که چنين اثري دارد، هرگز نماز از روي عادت و يا نماز ظاهرگرايانه و رياکارانه نيست بلکه نمازي است که به عنوان يک فضيلت انساني، درون آدمي نهادينه و تثبيت شده، و سيستم عمل صالح را در او فعال نموده است. و لذا در همه عرصه‌هاي زندگي آن شخص اثر مي‌گذارد و موجب مي‌شود تاراستي و عدالت را پيشه کند.
6- از سخن امام(ع) استفاده مي‌شود که دينداري داراي حوزه‌هاي گسترده‌اي است. و نشانه‌ها و شاخصه‌هاي دينداري در حوزه‌هاي فردي وعبادي با نشانه‌ها و شاخصه‌هاي دينداري در حوزه‌هاي اجتماعي و عمومي تفاوت مي‌کند. و اينکه کسي صرفاَ از نشانه دينداري در حوزه فردي برخوردار باشد نمي‌توان اورا ديندار واقعي دانست ونتيجه گرفت که پس در مسؤليت اجتماعي‌اي که بر عهده گرفته نيز ديندار و مؤمن است. بلکه ديندارانه و مؤمنانه عمل کردن در جامعه و در مسؤليت ها و مناصب اجتماعي‌اي که انسان بر عهده دارد شاخصه‌ها و ملاکات خاصّ خود را دارد که به گفته امام(ع) اين شاخصه همان راستگويي و رعايت حقوق ديگران است.
چه بسا کسي از نظر فردي کاملاً دين‌دار و مؤمن به نظر آيد ولي در حوزه اجتماعي کاملاً بي دين و بي تقوا باشد. و فقط در يک نسبت متعادل و هماهنگ بين حوزه‌اي فردي و اجتماعي مي‌توان کسي را دين‌دار و مؤمن واقعي ناميد. 
 
منبع : مؤسسه پژوهشي فهيم
بخش دين تبيان



 
تعداد بازديد:1410 آخرين تغييرات:90/04/12
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر