سه شنبه 1 آبان 1397 - 13 صفر 1440 - 23 اكتبر 2018
صفحه اصلي/كودك و نوجوان

سردار بزرگ و بچه های کوچه

سردار بزرگ و بچه هاي کوچه

بچه ها توي کوچه مشغول بازي بودند. توي کوچه اي که نزديک خونه ي يه آدم خيلي مهم بود .

سردار بزرگ و بچه هاي کوچه

بچه ها توي کوچه مشغول بازي بودند. توي کوچه اي که نزديک خونه ي يه آدم خيلي مهم بود . صاحب اون خونه هم يه انسان مقدس و هم يه سردار شجاع بود .سرداري بود که با شمشير تيزش آدمهاي خيلي بدي رو توي جنگها کشته بود ،اما کسي ازش نمي ترسيد .چون آنقدر مهربون بود که حتي گاهي توي کوچه، با بچه ها همبازي مي شد .اون روز هم اتفاقا از کوچه رد مي شد که بچه ها دويدن جلوشو گرفتن و ازش دعوت کردن با اونها بازي کنه .اون آقا مثل ماه لبخندي زد و وارد بازي بچه ها شد.بچه ها مي خواستند ازش پذيرايي کنن .سفره ي غذاشون انداختن و تعارف کردن .توي سفره بچه ها فقط يه خورده نون بود که خيلي هم تازه نبود . اما آقاي بزرگوار ،خيلي با ادب ،و با کمال ميل سر سفره بچه ها نشست و مقداري از نونها رو خورد .بعدش به بچه ها گفت حالا من از شما دعوت مي کنم بياييد خونه ما و مهمون من باشيد .بچه ها هورا کشيدن و دنبال او به راه افتادند .مرد مهربون وارد خونه شد و به خدمتکارش دستور داد براي بچه ها غذاي خوشمزه اي بياره .وقتي غذاي بچه ها تموم شد لباسهاي قشنگي رو هم به اونها هديه داد و باهاشون خداحافظي کرد سپس رو به خدمتکار خونه فرمود توي مهموني ،بچه ها از من جلو زدن چون اونها هر چي داشتن به من دادن ولي من به غير از اين غذاها و لباسها ،هنوز خيلي چيزهاي ديگه هم دارم .
سردار بزرگ و بچه هاي کوچه
دوستاي من، اون آقاي مهربون کسي جز فرزند بزرگ حضرت فاطمه (سلام الله عليها)،يعني امام حسن مجتبي (عليه السلام) نبود .15 ماه مبارک رمضان،تولد اين امام عزيز و بزرگوار است.تولد اين امام گرانقدر برشما مبارک .
 (اقتباس از شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد،ج11،ص198)
 
 
انسيه نوش آبادي
بخش کودک و نوجوان تبيان

مطالب مرتبط:




 
تعداد بازديد:1035 آخرين تغييرات:90/05/12
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر