چهارشنبه 7 خرداد 1399 - 4 شوال 1441 - 27 مي 2020
صفحه اصلي/خانواده

تربیت تا اطلاع ثانوی تعطیل!!!

تربيت تا اطلاع ثانوي تعطيل!!!

يکي از مسائل مهم امروز جامعه تربيت کودکان و نوجوانان است که اگر به شکل علمي و روان شناسانه و با استفاده از دستورات ديني بدان پرداخته شود در حل بسياري از مشکلات تربيتي – اخلاقي و رفع مفاسد اجتماعي در آينده موثر خواهد بود و البته اين مهم ميسر نخواهد شد مگر با ارتقاء سطح آگاهي ها و دانش والدين در چگونگي تشويق فرزندان به نيکي ها و منع آنان از بدي ها.

 
پدران و مادران در طول تاريخ ، با توجه به نقش هاي خود  فرزندان را  همواره به کارهايي وا داشته و از کارهايي نهي کرده اند. مسئله امر و نهي وتشويق وهشدار ريشه در درون هرانساني دارد و مربوط به زمان و مکان يا منطقه خاصي نميشود وهر مسئله اي که  اينگونه فراگير باشد  نشان از فطري بودن آن دارد. هشدار ،  اخطار و فرياد دربرابر خطرها وانحرافات مخصوص انسان نيست.
واداشتن پسران و دختران به انجام تکاليف ديني لازم است که با نرمي و مهرباني و تشويق همراه باشد و تکليف شاقّ از آنها خواسته نشود، به‏خصوص دختران که زودتر از پسران به سنّ تکليف مي‏رسند ولي در عين حال والدين با جدّيت در اين موارد عمل کنند، به طوري که کودک احساس نکند که تکاليف ديني اموري جدّي يا ضروري نيستند. هنر پدر و مادر اين است که اين دو جنبه‏ي به ظاهر متضاد را يکجا جمع کنند يعني هم جدّي و هم رئوف و مهربان باشند تا بتوانند کودک را به انجام فرائض ديني وا دارند. هر نوزادي بر فطرت سالم الهي زاده مي شود; ليکن اين پدر و مادر هستند که گاه او را با تربيت هاي ناشايست خويش از صراط مستقيم منحرف مي سازند . (1)
خانواده‏هايي که از فرصت دوران کودکي براي اين منظور استفاده نمي‏کنند در دوران بلوغ و نوجواني معمولاً با مشکلات جدّي روبرو مي‏شوند زيرا کسي که انجام تکاليف ديني را تا مرحله‏ي نوجواني يا جواني و بزرگسالي به تاخير انداخته است هر چند معتقد به موازين ديني باشد، به علت نبود ممارست عملي و آمادگي روحي، معمولاً نمي‏تواند به راحتي به احکام ديني عمل کند.  بيشتر کساني که در سنين بالاتر وظايف عبادي خود را انجام نمي‏دهند بي‏اعتقاد به مبادي ديني نيستند بلکه آنها معمولاً کساني هستند که قبلاً ورزيدگي و آمادگي لازم را به دست نياورده‏اند و لذا اراده‏ي آنها تابع اعتقادات آنها نيست، يعني فاصله و شکافي بين فکر و عمل آنها وجود دارد مگر اينکه از ايماني محکم‏تر و اعتقادي قوي‏تر برخوردار شوند اما با ايمان در سطح معمول و اعتقاد عادي معمولاً غلبه بر مقاومت‏هاي دروني و نفساني کار آساني نيست.
همراه بردن کودکان به مسجد، هر چند در نماز جماعت شرکت نکنند يا مراسم عزاداري در ماه محرم يا مناسبت‏هاي مذهبي ديگر از قبيل شرکت در نماز عيد فطر و جشن‏هاي مذهبي که معمولاً مورد علاقه کودکان هستند، براي پرورش عواطف ديني کودکان بسيار مفيد است. هر چند بايد دقت کرد که اين نوع برنامه‏ها فراتر از طاقت و حوصله‏ي آنها نباشد و آنان را خسته نکند
بنابراين استدلال کساني که معتقدند طفل پس از رسيدن به حدّ تشخيص، خود بايد مسير خويش را انتخاب کند و نبايد پيشاپيش عادت به برخي امور از جمله تکاليف ديني را در او به وجود آورد، به هيچ وجه درست نيست. اگر اين استدلال، صحيح باشد، بايد تربيت را تا رسيدن به سن تشخيص تعطيل کرد. حال آنکه تربيت به يک معنا چيزي جز ايجاد عادات در کودک نيست. اين عادت‏ها اراده‏ي انسان را از مقاومت‏هاي دروني آزاد مي‏سازد و تابع عقل او مي‏گرداند، مانند عادت به سحرخيزي. کسي که به سحرخيزي عادت کرده است، اگر قصد سحرخيزي کند، به راحتي از عهده‏ي انجام آن برمي‏آيد اما اگر چنين عادتي در او به وجود نيامده باشد، انجام آن براي وي بسيار دشوار است و چه بسا اراده‏ي او تابع عقل او نشود به چنان کاري توفيق نبايد بخصوص در دوره‏ي دبستاني که دوره‏ي ايجاد عادات مطلوب است نبايد از اين امر غفلت کرد.
تربيت تا اطلاع ثانوي تعطيل!!!
مساله‏ي ديگر، شرکت دادن کودکان در مجالس و مراسم ديني است. همراه بردن کودکان به مسجد، هر چند در نماز جماعت شرکت نکنند يا مراسم عزاداري در ماه محرم يا مناسبت‏هاي مذهبي ديگر از قبيل شرکت در نماز عيد فطر و جشن‏هاي مذهبي که معمولاً مورد علاقه کودکان هستند، براي پرورش عواطف ديني کودکان بسيار مفيد است. هر چند بايد دقت کرد که اين نوع برنامه‏ها فراتر از طاقت و حوصله‏ي آنها نباشد و آنان را خسته نکند.
در رابطه با پيدايش حسّ مذهبي کودکان، بررسي‏هاي روانکاوان نشان مي‏دهند که اين امر مربوط به ماه‏هاي قبل از چهار سالگي است و حتي در برخي از کودکان از حدود سنين 2 يا 3 سالگي هم ديده شده است. به همراه رشد و افزايش سنّ، اين احساس علني مي‏شود آن‏چنان که در 6 سالگي مي‏توان به عيان تظاهرات مذهبي و علاقه به انجام دادن رفتارهاي مذهبي را در کودک ديد. کودک از 6 سالگي علاقه‏ي مذهبي نيرومندي دارد. دوستدار حرف زدن و ارتباط با خدا است، امري که والدين غير مذهبي از آن عصباني هستند و نگران که چرا او اين همه علاقه را به مذهب بروز مي‏دهد و البته معلوم نيست که همين عشق و علاقه در او باقي و برقرار بماند و براي روشن شدن وضع او بايد مدتي منتظر ماند.
مذهب در سنين مختلف براي کودکان معاني مختلف دارد ولي دنياي آنها از حدود 6 سالگي دنياي عشق و محبّت، احترام به خدا، ستايش و نيايش او و احساس شرمساري در صورت تخلف از دستور خداست و حتي اين امر در قيافه‏ي او هم پيداست. از حدود 8 سالگي به بعد شوق مذهبي او بيشتر، به مسائل مذهبي علاقه‏مندتر و به عبارت ديگر متدين‏تر مي‏شود. سعي دارد کاري انجام دهد که به گفته‏ي والدين و مربيان او مورد رضاي خداوند است. از حدود چهارسالگي، کنجکاوي سراسر وجود کودک را فرا گرفته و سبب آن مي‏شود که با حقايقي در باره‏ي جهان آشنا شود. اين آشنايي‏ها خود منجر به مبدا‏جويي و قبول خدا خواهد شد و اين مرحله، سن طبيعي براي پذيرش خداوند است.
بررسي‏ها نشان مي‏دهند که کودک از حدود 3 سالگي علاقه‏ي زيادي به دعا و سرودهاي مذهبي دارد و از تکرار آن بخصوص اگر همراه با آوازهاي جمعي باشد بسيار لذت مي‏برد. کم کم از حدود 6 سالگي ارتباطش با خدا به صورت حرف زدن و درخواست کردن است
کودک در اين سن اين احساس را دارد که هيچ چيز بدون علت پديد نمي‏آيد و چنين احساس مي‏تواند اساس همه‏ي داوري‏هاي او باشد. کودک چهار ساله به والدين خود وصل است. پدر خود را بزرگ و مهم مي‏داند و تلقي او از خدا اين است که او هم چون پدرش ولي بزرگتر است! او حتي خداوند را مانند عضوي از اعضاي خانواده‏ي خود به حساب مي‏آورد و سوالات او اين طرز فکر را ايشان مي‏دهد. او ممکن است عکسي زيبا ولي عجيب و غريب را عکس خدا تصور کند و به آن صورت معبودي بدهد و البته چنين توصيفي بيشتر اوقات او را راضي مي‏کند.
مفهوم خدا و صفات او تا حدود 6 سالگي  هنوز امري ريشه‏دار نيست ولي از حدود 7 سالگي خدا را مقامي قدرتمند مي‏شناسد که ارزشي بالاتر از ارزش والدين دارد و مي‏خواهد که با دستورات او آشنا شود. صفات خدا تا حدودي براي او آشنا است ولي جنبه‏هايي چون ازلي و ابدي بودن برايش نامفهوم است و هم بايد دانست که او هنوز با جنبه‏هاي محسوس آشنا است نه با مسائل مجرّد و ذهني.
بررسي‏ها نشان مي‏دهند که کودک از حدود 3 سالگي علاقه‏ي زيادي به دعا و سرودهاي مذهبي دارد و از تکرار آن بخصوص اگر همراه با آوازهاي جمعي باشد بسيار لذت مي‏برد. کم کم از حدود 6 سالگي ارتباطش با خدا به صورت حرف زدن و درخواست کردن است. اين نکته هم شايان ذکر است که نوع درخواست‏هاي کودک، صورت مادي دارد مثل خوردني‏ها، اسباب‏بازي‏ها، لباس و غيره.
 

حس مذهبي يا بعد چهارم روح انسان

تربيت تا اطلاع ثانوي تعطيل!!!
با کشف «حس مذهبي» در انسان و اينکه «حس ديني» يکي از عناصر اولي و ثابت و طبيعي روح انسان است.ثابت گرديد که در روح و روان و سرشت انساني چهار حس وجود دارد:
 «حس کنجکاوي» اين همان حسي است که از روز نخست فکر بشر را به بحث و بررسي پيرامون مسائل مبهم و مجهول وادار نموده و در پرتو آن علوم و صنايع پديد آمده است، اين همان حس است که از روزگار پيش، به کاشفان و مخترعان و پايه گذاران علوم نيرو بخشيده که از رازهاي نهفته، پرده بردارند و در اين راه به سختيها و ناملايمات تن دهند.
«حس نيکي» پديد آورنده اخلاق و تکيه گاه فضائل و سجاياي انساني و صفات عالي روحي است، اين همان حسي است که انسان را به نوع دوستي و عدالتخواهي سوق ميدهد، و در انسان يکنوع گرايش فطري بفضائل و اخلاق نيک و تنفر از زشتيها و صفات بد پديد مي آورد.
«حس زيبائي» پديد آورنده هنر و سبب تجلي انواع ذوقيات ميباشد.
«حس مذهبي» هر فردي از افراد انسان فطرتا خداخواه و خداجو بوده و يکنوع تمايل و کشش به ماوراء طبيعت در خود احساس ميکند.وجود «حس مذهبي» در روح انسان ثابت مينمايد که تمام تمايلات مذهبي در انسان، ريشه ذاتي دارد و توجه به خدا و مسائل ماوراء طبيعي، از فطرت انسان، سرچشمه ميگيرد، البته تجليات اين فطرت، در دوران بلوغ نمايان تر و آشکارتر است.
 
کوتاه سخن اينکه کساني که انسان را با ديد وسيعتر مورد بررسي قرار داده اند همگي معترفند که توجه به خدا در انسان از يک حس عميق مذهبي ريشه گرفته و وجود انسان با اين حس به هم آميخته شده است.
 
 
فرآوري: کهتري
بخش خانواده ايراني تبيان

منابع :
کتاب فرزند صالح
کتاب والدين در آينه فرزندان -  نويسنده: کوهساري
کتاب الهيات و معارف اسلامي، آيت الله جعفر سبحاني
 

پي نوشت:

1. محمد باقر مجلسي، بحار الانوار، جلد 100


 
تعداد بازديد:1405 آخرين تغييرات:90/05/19
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر