یکشنبه 29 مهر 1397 - 11 صفر 1440 - 21 اكتبر 2018
صفحه اصلي/سياسي و اقتصادي


 
 


 










 


 












خروجي RSS

باهنر:فقط‌موسوی،کروبی‌راسران‌فتنه‌میدانم

fiogf49gjkf0d

باهنر:فقط‌موسوي،کروبي‌راسران‌فتنه‌ميدانم

خبرنامه دانشجويان ايران: پيش درآمد: محمد رضا باهنر متولد 1331 در کرمان است. او نماينده مردم در دوره‌هاي دوم، سوم، چهارم، پنجم وهفتم مجلس شوراي اسلامي بوده و اکنون نيز در مجلس هشتم حضور دارد. باهنر که دبيرکل جامعه اسلامي مهندسين است، برادر دکترمحمدجواد باهنر نخست‌وزير اسبق ايران است که در سال 1360 توسط منافقين ترور و به شهادت رسيد. وي پيش از اين رئيس فراکسيون اکثريت مجلس پنجم و نايب رئيس مجلس هفتم بوده و هم اکنون نيز نايب رئيس مجلس هشتم است.

به گزارش مشرق، درباره باهنر تحليل هاي متفاوتي وجود دارد. برخي وي را در قامت يک سياستمدار پخته و اصولگرا مي بينند که لياقت پوشيدن رداي رياست جمهوري را داشته و دارد اما برخي ديگر وي را در رده خواص مردود و ساکتي مي دانند که در دوران فتنه 88 نتوانست از کيان انقلاب، ولايت فقيه و اصولگرايي دفاع جانانه اي به عمل آورد.

باهنر يک واقعيت در صحنه سياسي کشور است. هم با رحيمي کار مي کند و هم با احمد توکلي و نادران و مرتضي نبوي، هم دوستي 20 ساله با احمدي نژاد دارد و هم نرد عشق با هاشمي رفسنجاني مي ورزد.

باهنر، باهنر است. نه مي توان نفوذ و رايزني هاي پشت پرده وي را در مجلس و صحنه سياست کشور ناديده گرفت و نه مي توان او را اصولگرا و تکليف گراي نابي دانست که در بزنگاه هاي حساس بدون مصلحت انديشي هاي مرسوم سياست پيشگان تمام قد به ميدان بيايد و آماده پرداخت هرگونه هزينه اي باشد.

باهنر سياستمداري است تاريخي که ديگر سياست ورزان هم سلک او از هر گروه و جرياني باشند به وي احترام مي گذارند. او نماينده يک جريان اصولگراي تاريخي است که نمي خواهد در بستر گفتماني جديد اصولگرايي، صحنه را به رقيب تازه نفس و با انگيزه واگذار نمايد، رقيبي که در انتخابات نهم و دهم رياست جمهوري گوي سبقت را از جريان اصولگراي تاريخي ربود.

آنچه در ذيل مي آيد حاصل گفتگوي دو ساعته مشرق با محمد رضا باهنر نائب رئيس اول مجلس در ساختمان جامعه اسلامي مهندسان در خيابان خردمند است.

 *فعاليت‌هاي انتخاباتي مجلس آغاز شده و انتخابات مجلس حساسيت بيشتري پيدا کرده است، شما که سابقه چندين دوره حضور در مجلس را داشته ايد فکر مي‌کنيد طيف‌بندي‌ها در انتخابات مجلس نهم چطور خواهد بود؟ و آيا اين فعاليت ها کمي زود شروع نشده است؟

 نمي‌توان بر روي اين موضوع که فعاليت انتخابات زود شروع شده يا خير، نظر داد و قضاوت جدي کرد چون فعاليت انتخابات مجلس هشتم از اوايل فروردين سال 87 شروع و جبهه متهد اصولگرايي تشکيل شد.

جامعتين تقريباً از اول سال 89 نشست‌هاي مشترکي را شروع کردند. جبهه پيروان خط امام و رهبري نيز با جامعه روحانيت مبارز جلساتي را داشتيم تا يک چتر قابل قبول براي مجموعه اصولگرايي وجود داشته باشد و در سايه آن به وحدت برسند.

يکي از دلايل ديگر اصولگرايان بر شکل‌گيري جبهه و نهادي براي وحدت، تعاريف مختلفي بود که از اصولگرايي ايجاد شده بود. مسائلي که در طول دوره نهم و دهم رياست جمهوري اتفاق افتاد باعث گستردگي‌هايي در تعريف اصولگرايي شد.

اين ايراد نيز وارد بود که اصولگرايان مانند اصلاح‌طلبان که بحث جامعه مدني را از مدينه فاضله، تا مدرنيته تعريف مي‌کردند عمل مي کنند، در نتيجه بايد يک تعريف جامع از اصولگرايي انجام مي‌شد.

جامعتين تلاش کرد در يک سال با توجه به رهنمودهاي رهبري و معارف اسلامي، مجموعه‌اي از بايدها و نبايدها را تدوين کند و ما نيز از اين موضوع استفاده کرديم. چون هم چارچوب مشخص شد و هم کساني که مي‌خواستند دايره اصولگرايي بيش از حد منقبض و منبسط کنند ناکام ماندند. فکر مي‌کنم فعاليت براي انتخابات مجلس نهم خيلي زود شروع نشده است.

درباره حساسيت هم بايد بگويم که انتخابات محلس بسيار حساس است. اين انتخابات اولين انتخابات پس از فتنه 88 است و علي‌رغم اينکه نظام و مردم با سران فتنه و تفکراتي که مؤيد فتنه باشد برخورد کردند اما نبايد از اين مجموعه غفلت کرد که با لطايف الحيل بخواهند دوباره به نهادهاي انقلاب نفوذ کنند.

 عده اي با پرچم اصولگرايي مي خواستند آرمان هاي امام(ره) را منحرف کنند

 مسأله‌اي ديگري نيز وجود دارد که گروهي با پرچم اصولگرايي مي‌خواستند به نتايج مهمي برسند. به صورتي که اصلي‌ترين ارزش‌هاي انقلاب را در تفکر، رفتار، پاکدستي و مسائل اقتصادي با تعاريفي مانند مکتب ايراني زير سؤال ببرند.

 اين گروه مي‌خواستند معيارهاي اصلي انقلاب را که با ايده‌هاي امام(ره) شکل گرفته بود به چالش کشيده و اين ايده‌ها را منحرف کنند. کارهايي هم انجام مي‌دادند و مي‌خواستند قدم‌هاي بعدي را بردارند که يکي از الطاف خفيه الهي بود که موضوع وزير اطلاعات پيش آمد. اين مورد از حوادثي بود که باعث شد دست جريان انحرافي رو شده و مقامات امنيتي و اطلاعاتي به هشيار شوند و دقت بيشتري روي اين جريان داشته باشند.

 به همين دليل انتخابات مجلس نهم بسيار مهم و براي آينده کشور و انقلاب بسيار حساس است. خصوصاً که دولت احمدي‌نژاد سال‌هاي پاياني خود را مي‌گذارند و خيلي‌ها مي‌خواهند بحث انتخابات رياست جمهوري آينده را هم مطرح کنند، البته من با مطرح شدن آن موافق نيستم. اما بنده اين را مي‌دانم که انتخابات مجلس نهم بر روي انتخابات رياست جمهوري نيز تأثير مي‌گذارد.

 از گروه هايي که از جريان انحرافي جدا شوند حمايت مي کنيم

 * آخرين اخبار شما از تحرکات انتخاباتي طيف دولت چيست؟ و آيا اين گروه شانسي براي رأي‌آوري دارند؟

 يک موضوع بحث حضور شخص خود احمدي‌نژاد است که خود او اعلام کرده رئيس جمهور در انتخابات دخالت نمي‌کند و گفته‌اند که صلاح نيست رئيس دولت در انتخابات شرکت کند. بنده نيز با اين نظر موافقم که دولت و رئيس جمهور نبايد در انتخابات دخالت کنند چون دولت بايد مورد اعتماد مجلس باشد نه اينکه دولت مجلس تشکيل دهد.

 البته در سابقه کاري نيز به ياد داريم که در دولت کارگزاران عده‌اي از وزرا وارد بحث انتخابات شدند که مقام معظم رهبري رسماً نهي کردند که وارد انتخابات مجلس شوند. اين طبيعي است که رئيس جمهور هم به همين دليل نبايد وارد انتخابات مجلس شود. ما نيز همين که احمدي‌نژاد گفته که ما در انتخابات دخالت نمي‌کنيم و فقط مجري انتخابات هستيم از ايشان قبول مي‌کنيم.

 اما يک سري طيف‌ها و گروه‌هايي هستند که به نام رئيس جمهور، دولت و نزديکان رئيس جمهور فعاليت انتخاباتي وسيعي را شروع کرده اند که با مطرح شدن موضوع جريان انحرافي اختلافات زيادي ميان آنها پيش آمد. يعني با توجه به مواضعي که در مقابل جريان انحرافي داشتند جبهه‌هاي متنوعي ميان آنها شکل گرفت. البته برخي از اين جريان ها معتقد بودند 25 يا 30 ميليون رأي دارند. بعضاً نيز با امکانات مالي که در اختيار گرفته بودند و با استفاده از قدرت سياسي که داشتند به سرعت براي انتخابات پيش مي‌رفتند. اين گروه‌ها معتقد بودند که دو سوم مجلس را در اختيار  مي گيرند.

با توجه به اتفاقات اخير تعدادي از اين گروه ها جدا شدند و هم‌اکنون فعال هستند که به مزاح اسم آنان را اخراجي‌هاي يک و دو و ... گذاشته‌اند. طيف‌هاي حزب‌اللهي متديني نيز وجود داشتند که تمام رفتارهاي احمدي‌نژاد را به دليل تائيدات رهبر فرزانه انقلاب با جديت تأييد مي‌کردند و همين که احساس شد برخي از رفتارهاي دولت مورد تأييد رهبري نيست و ايشان برخي از تحرکات درون دولت را قبول ندارند، اين گروه‌هاي حزب‌اللهي احساس کردند که نمي‌توانند تحت عنوان حاميان رئيس جمهور زير يک پرچم جمع شوند. البته تلاش‌هايي انجام شده و ما نيز استقبال مي‌کنيم. اگر به صورت يک کلوني صاحب عنوان بتوانند فعال باشند مورد استقبال هستند.

حتماً بايد اين گروه‌ها را حمايت قرار داد و مديريت کرد ولي بايد هر گروهي وزن خود را رعايت کند تا اختلافي پيش نيايد که اين مديريت را گروه‌ 8+7 انجام مي دهد.

 با اخراجي ها همکاري مي کنيم

  * گروه 8+7 را چقدر موفق مي‌دانيد و آيا تمام گروه‌هاي اصولگرا را زير پوشش و قرار داده است؟ اگر جريان انحرافي بخواهد به آنها نزديک شود آيا مي‌پذيرند؟

 ما از نظر شکلي و ساختاري ترکيب جامع‌تري را داريم. در دوره قبل گروه 8+7 نيروهاي کساني بودند که در جبهه متّحد اصولگرايي نبودند و اين کميته از اين جهت که برخي طيف‌ها بايد مرز خود را با جريان انحرافي حفظ کنند حساس‌تر است.

 يعني کساني که تحت لواي رايحه خوش و حاميان رئيس جمهور کار مي‌کردند بخشي به طيف انحرافي پيوستند و بخشي هم به دليل مخالفت با طيف انحرافي طرد شده اند و لقب اخراجي را گرفتند که برخي از استانداران و وزرا را شامل مي‌شود که هم‌اکنون با اين گروه‌ها همکاري مي‌کنيم.پس در نتيجه از يک جهت اين ساختار جامع‌تر از ساختار قبلي است. اما بايد مرز آن کنترل شود تا جريان انحرافي نتواند به بخشي هايي از آن تأثير بگذارد.

جريان انحرافي عشق به ولايت را بهانه حمله به مرجعيت کرد

 * جامعتين و آيت‌الله يزدي و مهدوي وارد بحث انسجام اصولگرايان شده اند. ارزيابي شما از ورود آيت‌الله مهدوي و کارايي حرکت ايشان چيست و افراد اصولگرا چه مقدار به گفته‌هاي آيت‌الله مهدوي پايبند هستند؟

 گروه‌هاي اصولگرايي که در کشور فعاليت مي‌کردند تبعيت از ولايت فقيه، رهبري و مراجع را به صورت عمومي قبول داشتند. جبهه پيروان خط امام و رهبري در طول 30 سال گذشته مفتخر به حرکت پشت سر جامعه روحانيت بوده و در موقعيت‌هاي مختلف انقلاب اين موضوع را اثبات کرده است. حتي در مواقع حساس و اختلافات سياسي، زماني که جامعه روحانيت نظري داشتند جبهه پيروان خط امام و رهبري به صراحت تبعيت کرده است.

 ولي عده‌اي از اصولگرايان فاصله بيشتري نسبت به موضوع تبعيت از روحانيت داشتند. به عنوان مثال همين جريان انحرافي عشق خود به ولايت را پشتوانه‌اي قرار مي‌داد براي فاصله گرفتن از مرجعيت و روحانيت، که چالش‌هايي هم بين مراجع عظام و دولت پيش آمد.

 فکر مي‌کنم کساني که جذب جرياني انحرافي نشدند با رفتارهاي چند سال اخير به اين نتيجه رسيدند که مطمئن‌ترين تکيه‌گاه در نظام ما روحانيت و مرجعيت خواهد بود که ولايت فقيه تبلور اعتقاد به روحانيت و مرجعيت است. کسي نمي‌تواند از ولايت تبعيت کند ولي با مرجعيت و روحانيت مشکل داشته باشد.

 مي‌خواهم بگويم حرکت آيت‌الله يزدي و مهدوي در اين انسجام قدم بسيار مبارکي است و قطعاً اصولگراياني که با حوزه و مرجعيت کار دارند مي‌توانند با اطمينان از حرکت خود زير اين چتر فعاليت کنند.

براي رسيدن به وحدت بايد تنازل کرد

 * برخي از گروه‌هاي اصولگرا معتقد هستند که سهم آنان در گروه‌هاي 8+7 در نظر گرفته نشده است. از جمله آقاي قاليباف و محسن رضايي و حتي لاريجاني (با توجه به نهي رهبري از حضور سران قوا) نماينده‌اي را معين کرده‌اند. اين موضوع را چطور مي‌بينيد؟

 براي وحدت يکسري تنازل به وجود مي‌آيد و ممکن است هر گروهي احساس کند که سهم کمي به او داده‌اند. اين موارد وجود دارد و اگر بخواهيم از اين موارد نام ببريم در خود جبهه پيروان خط امام و رهبري همواره اين بحث وجود دارد که مي‌گويند جبهه پيروان متشکل از 15 تشکيلات جا افتاده رسمي صاحب اعتدال تشکيل شده که هرکدام از آنها به تنهايي هم‌وزن ديگر تشکل‌ها نيرو و تشکيلات دارند. مثلاً يکي از تشکيلات جبهه پيروان، مؤتلفه است که همه اذعان دارند که تشکيلاتي منسجم است.

 خوب اين مجموعه متفاوت از تشکيلاتي است که کل آن 4 نيرو دارد. اگر بخواهيم به اين صورت خط‌کشي کنيم، بله اشکالاتي وارد است ولي براي وحدت بايد تنازل کرد. اگر بخواهيم همه ذرات اصولگرايي را جمع کنيم بايد لويي جرگه‌اي تشکيل بدهيم که 200 عضو دارد که خود آن يعني مجلس که اصلاً امکان عملياتي ندارد. در ضمن با اينکه نقدهايي وارد است، فکر مي‌کنم براي پيشبرد کار بايد با گذشت و فداکاري عبور کرد.

 مجلس بعدي اصولگرا تر از مجلس هشتم خواهد بود

* برآيند شما از ترکيب مجلس آينده چيست؟

 اين موضوع بستگي به خيلي از موارد دارد. در موضوع انتخابات برخي امواجي وجود دارد که ناگهاني شکل مي‌گيرد و روزهاي آخر جريانات را عوض مي‌کند. (البته اين موضوع بيشتر در رياست جمهوري تجربه شده است و در مجلس اينگونه نيست چون روندها قابل پيش‌بيني است) در انتخابات مجلس 7 کلان‌شهر وجود دارد که بالاي 4 نماينده دارند. تهران، اصفهان، مشهد، تبريز و شيراز از اين جمله هستند. جريانات و گروه‌هاي سياسي و امواج بر روي اين شهرها تأثير زيادي دارد. اما بيش از 170 حوزه انتخابيه ما تک‌نفره است که در اين حوزه‌ها افراد با يکديگر رقابت مي‌کنند تا تفکرها. البته تفکرها بي‌تأثير نيست ولي تأثير آن تعيين‌کننده نخواهد بود.

 بنابراين با توجه به اين تحليل فکر مي‌کنم مجلس نهم مجلسي اصولگرا خواهد بود. شايد حرفي از که مي‌زنم برخي از دوستان جبهه متحد را دلخور کند ولي در انتخابات مجلس هشتم اکثريت اصولگرايان کانديداي جبهه متحد اصولگرايي نبودند و حدود 30 يا 40 درصد افراد مورد حمايت جبهه رأي آوردند، اما 60 درصد افرادي که رأي آوردند اصولگرا بودند و تعداد اعضاي فراکسيون اصولگرايان در مجلس به 200 نفر رسيد. برخي تصور مي‌کنند که 200 نفر از جبهه متحد اصولگرايي رأي آورده‌اند. در حالي که اين موضوع درست نيست. البته در آن زمان فضاي کشور فضايي براي اصولگرايي بود.

هم‌اکنون نيز فضاي کشور، فضاي راي اصولگرايي است، بنابراين 8+7 تلاش مي‌کنند که شهرهاي بزرگ ليست واحد بدهند و همچنين در استان‌هاي ديگر نيز فعال هستند. البته ممکن است که در برخي از شهرها تلاش آنها به نتيجه نرسد.

 * آيا مجلس آينده را اصولگرا‌تر از مجلس فعلي مي‌دانيد؟

 فکر مي‌کنم با توجه به شرايط بله اينطور باشد. فقط بايد دقت کرد که فتنه‌گران با رأي‌هاي سفيد خود بازي نکنند و جريان انحرافي نيز نتواند وارد مجلس شود.

 * نظرسنجي خاصي از ميزان رأي اصولگرايان نداريد؟

 خير آماري ندارم.

 صالحي گفت براي انتصاب ملک زاده از بالاسري ها تحت فشارم/ گفتم به بالاسري ها سلام برسان و بگو اينبار زور مجلس بيشتر است

 * موضع‌گيري در برابر جريان فتنه و انحرافي بحث روز است و همه مي‌گويند که کانديداها بايد در اين‌باره موضع‌گيري کنند. آيا شما اين مسأله را ملاک مي‌دانيد؟ و نظر صريح شما نيز درباره جريان فتنه چيست؟ چون برخي مي‌گويند آقاي باهنر در بحث فتنه موضع‌گيري کم‌رنگي داشته ولي در بحث نقد جريان انحرافي و دولت، پررنگ ظاهر شده و از پيش‌گامان بوده است.

 زماني بحث اين است که جريان انحرافي که از قدرت، تغيير و تحولات سوءاستفاده مي‌کرده، جلويش گرفته شود. در مواقعي مي‌توان جلوي آن را گرفت ولي در جاهايي اين امکان وجود ندارد.

 به عنوان مثال قوه قضائيه مي‌تواند با سوءاستفاده‌هاي مالي برخورد کند ولي جلوي عزل و نصب‌ها را نمي‌تواند بگيرد. مثلا چند هفته پيش وزارت امور خارجه معاوني را منصوب کرد که از جريان انحرافي بود. قاعدتاً برخي مي‌گفتند قوه قضائيه بايد اين فرد را بگيرد که امکان‌پذير نبود. اما قوه مقننه توانست جلوي اين کار را بگيرد.

 خود بنده با آقاي صالحي تماس گرفتم و گفتم با توجه رفاقتي که با شما دارم و مواضع شما را نيز در مجموع مي‌پسندم، ولي اين کار نبايد انجام شود. آقاي صالحي گفت از طرف بالاسري‌ها فشار و اصرار است. به او گفتم به بالاترين‌ها سلام برسان و بگو اينبار فشار مجلس بيش از فشار شماست. چاره‌اي هم وجود نداشت، چون فرآيند برخورد با انحراف نيز بايد قانوني باشد.

 بايد درباره جريان انحرافي مراقبت‌ها به صورتي باشد که سوءاستفاده‌ها ادامه پيدا نکند و قطع شود. قوه قضائيه و دستگاه‌هاي اطلاعاتي نيز بايد مراقب اين موضوع باشند. اما نيازي به اينکه شعار بدهيم در خيابان و مرگ بر فلاني بگويم، نيست.

برخي به بهانه موضع گيري با فتنه، عقده گشايي سياسي مي کنند / همه 13 ميليون راي دهنده به موسوي فتنه گر نيستند

 در رابطه موضع گيري با مسأله فتنه، يک اختلاف موضع بزرگي ميان فعالان سياسي کشور وجود داشت. گروهي مي‌گفتند اصولگرايان هرچه ناب‌تر بهتر، ولو اينکه به تعداد انگشتان دست باشند. نظريه ديگري بود که مي‌گفت فتنه واقعي است و بايد با سران فتنه برخورد کرد اما نبايد با هر فردي که اختلاف داريم او را فتنه‌گر معرفي کنيم.

 حتي زمان ماجراي سيدمهدي هاشمي که برخورد با او مورد تأييد امام بود برخي معتقد بودند حتي اگر کسي با 6 واسطه هم به سيد مهدي هاشمي منتسب مي‌شود بايد مورد برخورد قرار گيرد. امام (ره) در همان زمان وزارت اطلاعات را از اينگونه برخوردها نهي کردند.

 اختلاف موضع اينجا بود. الان هم که برخي‌ها حرف مي‌زنند، قصد دارند تا جايي که امکان دارد رقباي سياسي خود را با بهانه و اختلاف افکني به جريان فتنه منتسب کنند.

 اين يک عقده‌گشايي سياسي و کار ناپسندي است. بنده 13 ميليوني که به موسوي رأي داده‌اند را فتنه‌گر نمي‌دانم. حتي موسوي قبل از انتخابات با بعد از انتخابات دو فرد جدا هستند. معتقدم فتنه شروع شد و سران آن موسوي و کروبي بودند، بايد تلاش کرد که از اين 13 ميليون، 5/12 ميليون نفر از اين افراد اعلام برائت کنند.

 هم‌اکنون نيز متأسفانه کساني وجود دارند که علاقه‌مند هستند ببينند چه کساني به موسوي رأي داده‌اند و آنها را فتنه‌گر معرفي کنند. بنده اين موضوع را از روز اول قبول نداشتم و هم‌اکنون نيز قبول ندارم. وقتي رهبري بحث جذب حداکثري و دفع حداقلي را مطرح مي‌کنند بايد به آن عمل کنيم. عکس اين مسأله نيز جالب است. مثلا سردسته جريان انحرافي مي‌گفت ما 13 ميليوني که به موسوي رأي داده که هيچ بلکه 5 ميليوني که به ما رأي نمي‌دهند نيز جذب مي‌کنيم. يعني در عرصه اجتماعي اينگونه عمل مي‌کنند، اما در بحث موضع‌گيري با فتنه صد بار هم طرف بگويد به موسوي رأي نداده‌ام مي‌گويند دروغ مي‌گويي!

 به موسوي گفتم 20 سال پي نقاشي رفته بودي ولي حالا 13 ميليون راي داري! قدر بدان! / فردي بالاي منبر قسم مي خورد که باهنر به موسوي راي داده

 ما بعد از انتخابات با چند نفر به ديدار مهندس موسوي رفتيم و گفتيم که شما 20 سال کنار کشيده بودي و به دنبال زندگي و نقاشي بودي و الان 13 ميليون رأي داري، بايد قدر اين رأي را بداني. اگر مي‌خواهي اپوزيسيون باشي ولي داخل نظام، مي‌تواني حزب تشکيل بدهي و فعال سياسي هم باشي، اما اگر مي‌خواهي اپوزيسيون خارج نظام شوي همه ما نظام هستيم (همينطور به او گفتم) چون موسوي گله مي‌کرد که رئيس ستاد من را دستگير کرده است. گفتم اگر مي‌خواهي خارج نظام باشي با تو برخورد مي‌شود و دادگاه و زندان هم وجود دارد.

 بنده به موسوي گفتم قدر اين 13 ميليون را بدان چون اين افراد به تو و نظام رأي داده‌اند. اما اگر بيرون نظام باشي و خيلي هم تند روي نکني در بهترين شرايط مي‌شوي نهضت آزادي.

 اين‌ها بحث‌هايي بود که با موسوي کرديم. حالا کسي بيايد و بگردد که اين 13 ميليون چه کساني هستند تا از شهروندي حذفشان کند، قبول ندارم. جالب است که يکي از همين افراد تند و تيز در کرمان، بالاي منبر مي‌گفت من اطمينان دارم که باهنر به موسوي رأي داده است. آخر آدم متدين، مدعي و انقلابي، وقتي که من مي‌گويم رأي ديگري داده‌ام تو از کجا متوجه مي‌شوي که رأي من موسوي است؟ چطور جرأت مي‌کني در ملأ عام دروغ بگويي؟

 چرا کسي موضع مشايي را درباره فتنه نمي پرسد؟

 * يکي از انتظارهايي که نظام از مسوولان و خواص داشت اين بود که بعد از انتخابات، به صورت شفاف نسبت به براندازي نرم، روشنگري صريح تري مي‌کردند. متأسفانه براي ورود مسئولان به اين عرصه مقداري دچار زمان شديم و بعد از ماجراي نه دي مرزبندي انجام شد. اين ايراد به شما هم گرفته شده که مي‌گويند آقاي باهنر جزو خواص مردود هستند. مي‌خواستم اين اتهامات را پاسخ دهيد؟ حتي برخي از افراد تندرو معتقدند بايد جاي شما در کميته 8+7 به شخص ديگري واگذار شود.

من از آخر ماجرا شروع مي‌کنم که کار به جايي رسيد که رئيس قوه قضائيه و ديگر نهادهاي مسئول گفتند والله ما مي‌خواهيم اين افراد را بگيريم ولي رهبري اجازه نمي‌دهند. باز هم عده‌اي مي‌گفتند مرگ محافظه‌کار که در آخر آيت الله لاريجاني گفت؛ من خودم طرفدار دستگيري هستم ولي نظام مصلحت نمي‌داند. اين يک بحث است.

 بحث دوم اين است که بي‌بصيرت‌ها چه کساني بودند؟ همين افرادي که تند و تيز اظهار نظر مي‌کردند و حتي به افرادي نظير آيت‌الله جوادي آملي نيز حمله کردند، چرا هيچکدام از مشايي سؤال نکردند که نظر تو درباره فتنه چيست؟ مشايي که همه‌کاره مملکت بود. اگر بنده نايب رئيس مجلس هستم، آقاي مشايي رئيس دولت بود!!! (با خنده) چرا کسي يک بار از او سؤال کرد؟ چرا کسي از وزرا سؤال نکرد؟

 همين آقايان ايرادگير از هيچکدام از وزرايي که براي راي اعتماد به مجلس آمدند، سؤال نکردند که نظرت درباره فتنه‌گران چيست. يعني موضوع بحث تسويه حساب سياسي است. حتي رهبري نيز مواضعشان به تدريج درباره روشن شد. روزهاي اول مقام معظم رهبري اين افراد را دعوت کردند که به آغوش انقلاب برگرديد و فرصت دادند. مسأله مقتضيات زمان و مکان نيز مهم است.

 مثالي براي روشن شدن مسأله مي‌زنم. اوائل انقلاب مدت‌ها با منافقين بر سر قطب‌زاده دعوا داشتيم. ما از اين فرد حمايت مي‌کرديم ولي منافقين به او فحش مي‌دادند. بعد از اينکه قطب‌زاده محکوم به اعدام شد برخي از منافقين ما را ملامت مي‌کردند. همان زمان مي‌گفتيم زماني که از او حمايت کرديم درست بود و الان هم که نظام او را اعدام کرده درست است. يعني ضرورت‌شناسي در بصيرت، يکي از عوامل اصلي است.

 برخي فکر مي کنند اگر از رهبري جلو بيافتند انقلابي ترند

 در زيارت ماه شعبان مي‌گوييم کساني که عقب‌تر و جلوتر از ولي خدا بروند گمراه مي‌شوند. برخي فکر مي‌کنند اگر از رهبري جلو بيافتند خيلي انقلابي هستند.

 بايد اول سياست را تبيين کرد. نه تندروي‌ها جواب مي‌دهد و نه کند روي‌ها. منتها برخي مي‌خواهند براي نظام اضطرار ايجاد کنند. همين آقايان متدين اگر مطلع نبودند که نظام صلاح نمي‌داند فلاني زندان برود پس بصير نيستند و اگر مطلع بودند و به رهبري فشار مي‌آوردند که معلوم است چه موضعي دارند.

 اگر درباره موضع بنده نسبت به فتنه سؤال مي‌کنند خوب مهمتر از بنده در کشور خيلي‌ها هستند، اين سؤال را از ديگران هم بايد داشته باشند. متأسفانه اين افراد دنبال تسويه حساب‌هاي جناحي و حزبي هستند.

 * در فرمايشات رهبر انقلاب برخي عبارات را داريم با عنوان خواص مردود و... اين نشان مي‌دهد که در برهه‌اي برخي از مديران ارشد نظام که بايد وارد صحنه مي‌شدند و روشنگري مي‌کردند، متأسفانه وارد عرصه نشدند. سؤال‌ها اين است که چرا اين افراد جلو نيامدند و به تعبير رهبري مردم از مسئولان جلو‌تر رفتند؟

 بله اين قابل بررسي و رصد است. بايد مواضع افراد را رصد و تلاطم در مواضع را بررسي کرد و مقايسه علمي انجام داد. البته خيلي وقت‌ها بوده که حضرت آقا مظلوم بودند و از نزديکان گله کرده‌اند. به عنوان مثال درباره آقاي هاشمي. زماني در تريبون‌ها مرگ بر هاشمي مي‌گفتند. ما مطلعيم که آقا از اين شعار راضي نيستند. کساني که اين شعار را مي‌دهند و از ناراضي بودن رهبري اطلاع دارند همان افراد متقلب هستند.

 عدده اي اصرار دارند بگويند فقط 8 نفر در مجلس اصولگرا هستند! / اصلاح طلبان مجلس گوشت تلخ نيستند

 * شما به عنوان نايب‌رئيس مجلس فکر مي‌کنيد مجلس عملکرد خوبي نسبت به جريان فتنه داشت؟

 درباره مجلس موضع روشني دارم. به نظرم مجلس در جريان فتنه مديريت خوبي داشت. در مجلس افرادي را داشتيم که منتسب به اصلاح‌طلبان بودند (کساني در بيرون بودند که طرفداري کردند و پاي زندان آن هم ايستادند) ولي در مجلس يک نفر هم تلفات نداشتيم. اگر مديريت دقيق نبود امکان داشت دو نفر از نمايندگان اصلاح‌طلب را وادار کنند که شما استعفاء بدهيد و بعد از طريق آنها جنجال کنند.

 در مجلس اولا نطق‌هاي جدي تندي را به نفع فتنه‌گران نداشتيم. در حالي که در بسياري از جاها شاهد سخنراني هاي تند بوديم. نکته دوم و مهمتر اين بود که در مواقع اعلام موضع‌گيري صريح و شفاف از طرف رهبري، عموماً بيانيه‌ها با 240 امضاء صادر مي شد. يعني حتي بسياري از نامه‌ها را اصلاح‌طلبان نيز امضاء مي‌کردند. ولي برخي مي‌گفتند بيانيه‌ها را طوري بنويسيد که نه‌تنها اصلاح‌طلبان امضاء نکنند بلکه اصولگرايان کم ‌بصيرت! هم امضاء نکنند. برخي مي‌گويند مي‌توانيم ثابت کنيم در مجلس هشتم 10 نفر بيشتر اصولگرا نيستند.

عده‌اي معتقد هستند اصولگرايان بايد ناب باشند و تعداد مهم نيست. يعني اگر خدايي نکرده در اين مملکت ثابت شود که رهبري 8 نفر طرفدار دارد و آن افراد هم خيلي ناب هستند! آيا اين به نفع نظام است؟ و يا اينکه بگويند قاطبه مردم از رهبري حمايت مي‌کنند و همراه ايشان هستند؟

 فکر مي‌کنم مجلس هشتم خوب مديريت شد. يعني اگر در جريان فتنه مجلس کم‌تدبيري مي‌کرد معضلي هم در مجلس پيش مي‌آمد که جمع کردن آن کلي خسارت داشت. به عنوان مثال در مجلس ششم شاهد بوديم که برخي تحصن کردند. زماني رياست جلسه مجلس را به عهده داشتم و در جواب تذکر يکي از دوستان گفتم ما در مجلس اصلاح‌طلب داريم ولي اصلاح‌طلبان مجلس هشتم گوش‌تلخ نيستند.

 اصلاح طلبان براي شرکت در انتخابات با فتنه گران مرزبندي کنند / رقابت اصولگرايان و اصلاح طلبان شادابي سياسي ايجاد مي کند

 * بحث حضور اصلاح‌طلبان در صحنه سياسي هم‌اکنون مطرح است و افرادي نظير آقاي خاتمي شرط و شروطي را براي نظام مي‌گذارند. به عقيده شما افرادي که مي‌خواهند وارد عرصه سياسي شوند بايد چه شرايطي را داشته باشند؟

 قبلاً هم گفته‌ام و هم‌اکنون نيز تکرار مي‌کنم. اولاً اصلاح‌طلبان با عنوان عمومي اصلاح‌طلبي مانعي براي فعاليت در کشور ندارند ولي بنده به عنوان يک فعال سياسي چند درخواست از اين جريان دارم. اول اينکه صريحاً بايد موضع خود را درباره فتنه‌گران روشن کنند. نکته دوم اينکه اصلاح‌طلبي را تعريف کنند.

 اصلاح‌طلبي اگر مي‌خواهد هنجارهاي نظام را بشکند مورد برخورد نظام قرار مي‌گيرند. اما اگر به دولت، مجلس و يا قوه قضائيه نقد دارند در چهارچوب نظام مي‌توانند فعاليت کنند. به هرحال با يکديگر رقابت مي‌کنيم و شادابي سياسي ايجاد مي‌شود. به عنوان عضو جبهه متحد اصولگرايي معتقدم اگر ما رقيبي جدي داشته باشيم خيلي خوب است و مي‌توانيم رشد کنيم.

 فقط موسوي و کروبي را سران فتنه مي دانم

 * شما خاتمي را جزو سران فتنه مي‌دانيد؟

 من امروز سران فتنه را فقط همين دو نفر (موسوي و کروبي) مي‌دانم. البته ديگران نيز مؤثر بودند و خطاهاي بزرگي هم کردند و حتماً بايد خطاهاي خود را جبران کنند، اما اين دو نفر هيچ راه بازگشتي به انقلاب و نظام ندارند و حتي اگر توبه نصوح هم بکنند در نهايت مي‌توانند مانند دو شهروند زندگي کنند. ولي اگر ديگران جبران خطا کنند مي‌توانند بيايند و فعال سياسي شوند.

 احمدي نژاد را به عنوان فردي حزب اللهي و متدين مي شناختم / احمدي نژاد سرباز مي خواست نه ژنرال!

 * آقاي احمدي‌نژاد از افرادي بودند که شما در گذشته ارتباط زيادي با او داشته‌ايد. يک ارزيابي داشته باشد که آيا احمدي‌نژاد همان انسان 6 سال پيش است؟ شما قبلاً نيز گفته بوديد که شناخت من از احمدي‌نژاد بيشتر شده در ضمن تعريف خود از احمدي‌نژاد 84 و 90 را بفرمائيد.

 سابقه همکاري و دوستي بنده با احمدي‌نژاد طولاني و بيش از بيست سال است. بنده ايشان را به عنوان يک نيروي فعال، متدين، حزب‌اللهي مي‌شناختم.

 در دوره نهم رياست جمهوري طنزي را مطرح مي‌کردم که خارج از جدي هم نبود و آن را تکرار مي‌کنم. مي گفتم " علي‌رغم اينکه ما اصولگرايان در انتخابات رياست جمهوري نهم دست به دست هم داده بوديم که پيروز نشويم (به دليل برخي اختلافات) ولي خدا خواست و پيروز شديم ". به همين دليل هم حداکثر کمک خود را به احمدي نژاد کرديم. يک تفاهم‌ نانوشته‌اي هم داشتيم که به دليل دوستي از وظايف خود کوتاه نياييم.

 حتي برخي درباره انتخاب وزرا مي‌گفتند باهنر سهميه دارد و اين حرف‌ها. بايد بگويم که احمدي‌نژاد در انتخاب‌ها ضوابطي دارد که ما نمي‌فهميم. بنابراين از همان اوائل نيرويي به احمدي‌نژاد معرفي نکردم.

 قبل از تعيين وزرا پيش رئيس جمهور رفتم و گفتم چند نفر اصولگرا نيز وجود دارند که رقيب شما بودند و مي‌توانيد از آنها استفاده کنيد. حتي از آقايان لاريجاني، ولايتي و قاليباف اسم آوردم. احمدي‌نژاد همانجا گفت که من به دنبال ژنرال نيستم و سرباز مي‌خواهم. خوب اين اولين اختلاف ما بود. مثالي هم مي‌زنم که اگر سرباز بودن خوب بود رهبري که فرمانده کل قوا هستند همه سردارها را کنار مي‌گذاشتند و مي‌گفتند با سربازهاي کف پادگان کار مي‌کنم.

 عقل و تدبير اين موضوع را قبول نمي کند. بالاخره يک سپاه سردار و سرهنگ و افسر مي‌خواهد. اين از همان اول شروع شد. فکر نمي‌کنم او زياد عوض شده باشد. من شناختم از او بيشتر شده است. احمدي‌نژاد يک سري آرزوها و اهداف در ذهن داشت که آنها را مطلق تصور مي‌کرد و الان هم همين‌طور فکر مي‌کند. وي احساس مي‌کند که نيازي به مشورت ندارد.

 فهم بنده از رفتار احمدي‌نژاد اين است که يک رئيس جمهور متدين، اصولگرا براي اداره کشور کافي است نيازي به دولت، شوراي اقتصادي، مجلس و نهادهاي ديگري نيست.

 احمدي نژاد ولع عظيمي براي خدمت دارد/ در نيت رييس جمهور ترديد ندارم

 *يعني چيزي شبيه به ديکتاتوري؟!

نه اينکه ديکتاتور باشد. چون موقعي يک ديکتاتور خون‌آشام است و يک موقعي ديکتاتور مصلح است. بنده در نيت رئيس جمهور ترديد ندارم. احمدي‌نژاد ولع عظيمي براي خدمت کردن به مردم دارد و بسيار هم پاکدست است. اين‌ها شاخص‌هاي مثيت او است.

 آقاي احمدي‌نژاد اولين کاري که کرد هيأت دولت را تعطيل کرد. يعني اينکه بنشينند و مشورت باشد را جمع کرد. بعد موضوع هسته‌اي را از شوراي عالي امنيت ملي بيرون آورد. (البته کار خوبي هم انجام داد.) ولي شوراي اقتصاد و پول و اعتبار هم يکجا جارو کرد. شش ماه طول کشيد و ما مي‌گفتيم که اين کار غير قانوني است و کار به حکم رهبري کشيد.

 احمدي نژاد فردي پرکار، فعال، دلسوز، مردم‌دوست، واقعاً ملي، پاکدست / به برخي صفات رييس جمهور غبطه مي خورم

 يعني ايشان اول از دولت شروع کرد و بعد رسيد سر مجلس و مي‌گفت که چرا مصوبات دولت را مجلس تغيير مي‌دهد. مثلاً درباره هدفمندسازي يارانه‌هاي مي‌گفت نيازي به قانون نيست، درباره ادغام‌ها نيز همين مسأله بود. هرکدام از اين مسائل که پيش مي‌آمد باعث بروز مشکل بود و 6 ماه وقت شوراي نگهبان، مجلس و رهبري گرفته مي‌شد تا مشخص شود که براي ادغام‌ها نياز به قانون است. البته ما در مجلس مي‌خواستيم تعامل کنيم.

 درباره قانون برنامه هم به ياد داريم که در روزهاي آخر دولت گفت که مصوبه را پس مي‌گيرم. آقاي احمدي‌نژاد را در سال 90 اينطور شناختيم. چيزهاي جالبي هم جديداً پيش آمده است.

 به ياد دارم آقاي رئيس جمهور در جلسه‌اي رسمي با حضور وزير اقتصاد و رييس مرکز آمار و غيره گفت که رشد اقتصادي 6 درصد بوده است. بيرون جلسه سؤال کرديم که اين مقدار از کجاآمده؟ چون حساب ما اين را نمي‌گويد. جواب دادند که چون خشک‌سالي داشتيم و بخش کشاورزي رشد منفي داشته آن را حساب نکرديم. گفتم اگر اين مقدار را اضافه کنيد چقدر مي‌شود؟ گفتند حدود 5/2 درصد! خوب 6 درصد تا 5/2 درصد خيلي متفاوت است. مثل يک آدم 13 ساله و 40 ساله است. يعني اينقدر تفاوت دارد.

 در سال 88 گفتند رشد اقتصادي 2 درصد و در سال 89 زير يک درصد آمد. حالا آقاي احمدي‌نژاد جديداً کشف کرده‌اند که رشد اقتصادي ما 10 درصد است!

 ما در برنامه پنجم ماه‌ها بحث مي‌کرديم که چگونه بتوانيم يک ميليون و صدهزار شغل ايجاد کنيم. دولتي‌ها هم مي‌گفتند نمي‌توانيم. خودم خدمت رهبري رسيدم و اعلام کردم که ما نمي‌توانيم اين مقدار توليد شغل کنيم. آقا نيز فرمودند خوب با دولت دعوا نکنيد.

 الان مي‌گويند 5/2 ميليون شغل ايجاد مي‌کنيم. بودجه کشور نمي‌رسد براي اين کار. براي يک ميليون و صد هزار شغل سالي 200 هزار ميليارد تومان پول مي‌خواستيم. از طرفي مي گويند 5/2 ميليون شغل مي‌خواهيم ايجاد کنيم و از آن طرف هم مي گويند هزار متر زمين به هر نفر مي‌دهيم.

 اطلاعات ما درباره رئيس جمهور اين‌ها است. احمدي‌نژاد فردي پرکار، فعال، دلسوز، مردم‌دوست، واقعاً ملي، پاکدست و بسياري از صفت‌هايي که به آنها غبطه مي‌خورم را دارد و فاصله بنده با او بسيار زياد است. اما از طرفي هم احساس مي‌کنم که نياز به تدبير، مشورت و ساماندهي وجود دارد.

 در هيچ دوره انقلاب بياد ندارم که مسوولي گفته باشد قانون را اجرا نمي‌کنم

 * دعواهاي اخير مجلس و دولت بر سر بحث اجرايي قانون بود. حتي در هفته گذشته آقاي شاهرودي از طرف رهبري مأمور شدند که رابطه بين قوا را تنظيم کنند و قبلا نيز شوراي تشکيل شده بود. آيا دولت به قانون تمکين مي‌کند؟ روند کار با اين شورا بهتر مي‌شود؟

 در گذشته نيز اختلاف‌هايي با دولت‌ها بوده ولي هيچ وقت بر سر اجراي قانون مشکلي نداشتيم. حتي زماني که مجلس اصولگرا بود و دولت اصلاح‌طلب به ياد ندارم که قانون را اجرا نکرده باشند، البته ممکن است در جاهايي توان اجراي قانون نباشد اما اين که تصميم بگيرند که قانون را اجرا نمي‌کنيم وجود نداشت.

 در هيچ جاي انقلاب يادم نمي‌آيد که مسوولي گفته باشد قانون را اجرا نمي‌کنم، ولو اينکه قانون معيوب باشد. ما نيز در مجلس مدعي نيستيم که قانون بدون اشکال تصويب مي‌کنيم اما اينکه قوه مجريه اعلام کند که قانون را اجرا نمي‌کند از مقوله‌هايي است که در دولت نهم آغاز شد.

 يکي از وظايف اين شورا تنظيم روابط قوا است. با توجه به اينکه اين مسائل وقت مجلس و دولت را مي‌گرفت. مثلاً بر روي مسأله قانوني 8 جلسه چند ساعته گذاشتيم که ببينيم ادعاهاي رئيس جمهور درست است يا خير. از 15 موردي که گفته شده بود 13 مورد کاملاً رد شد و 2 مورد هم با اغماض قابل حل بود. ولي اين موضوع وقت دولت و مجلس و شوراي نگهبان را گرفت.

 اين ظرفيت خوبي در قانون اساسي است که مسووليت تنظيم قوا با رهبري تعيين شده، البته با حالت عادي تشکيل شورا و شخص ضرورتي نداشت.

 * آيا اين باعث تضعيف جايگاه مجمع تشخيص نمي‌شود؟

نه، ارتباطي ندارد. وظايف مجمع کاملاً جداست و کار ديگري دارد. وظايف شورا در اين باره است که مثلاً دولت مي‌گويد مجلس از حدود خود تجاوز کرده و يا مجلس مي‌گويد که دولت تخلف کرده است. مجمع دو وظيفه دارد که يکي تعيين سياست‌هاي کلي نظام است و ديگري رسيدگي به اختلافات شوراي نگهبان و مجلس.

 احمدي نژاد حمايت از مشايي را به مصلحت مي داند!

 * اعتقادي بين سياسيون شکل گرفته مبني بر وجود يک جريان انحرافي کنار احمدي‌نژاد و ايجاد برخي مشکلات. آيا براي شما قابل قبول است که رئيس جمهور بخاطر يک فرد کل دولت را در معرض اين همه تهمت قرار دهد؟

 اين هزينه اي بالا و غير ضروري است چون کل نظام را تضعيف مي‌کند. اوايل که رييس جمهور آن فرد را به عنوان معاون اول معرفي کرد با مخالفت فرهيختگان، مجلس و نهايتاً شخص مقام معظم رهبري قرار گرفت ولي بعداً عملاً همه اختيارات معاون اول را در اختيار او قرار دادند. زماني با يکي از نزديکان رئيس جمهور صحبت مي‌کردم. گفتم که فرض بر اينکه اين آدم خوب باشد ولي موقعي که اين مجموعه‌ها با او مخالفند رييس جمهور چه مصلحتي مي‌داند که از او حمايت مي‌کند؟ آن فرد هم مي‌گفت که رئيس جمهور فکر مي‌کند مصلحت است که از او حمايت کند.

 درباره تصميمات هم بايد بگويم که تصميمات را خود رئيس جمهور مي‌گيرد. اين افراد بيشتر تصميم‌سازي مي‌کنند و گرفتاري‌هايي به‌وجود مي‌آورند. اين موارد هزينه‌هاي غيرضروري است که بعدها جبران آن سخت خواهد بود.

 * فکر نمي‌کنيد که رئيس جمهور به خاطر يک نفرکل دولت و حتي نظام را زير سؤال مي‌برد؟

 اين يک علامت سؤال بزرگي است که در مقابل طرفداران جدي رئيس جمهور نيز وجود دارد.

 طرح سوال از رييس جمهور حل کننده مشکلات نيست / برخي سران جريان انحرافي اخراجي وزارت اطلاعات هستند

 * اين جريان انحرافي از قبل وجود داشته و يا بعداً منحرف شدند؟

 سابقه آنها را نمي‌دانم ولي سران آنها از قديم يک سري انحرافاتي داشته‌اند. يک سري از آنها نيز پرسنل وزارت اطلاعات بودند که پاک‌سازي شده و وزارت آنها را اخراج کرد.

 * سؤال مجلس از رئيس جمهور را حل کننده مشکلات مي‌دانيد؟

 خير، بنده اين موضوع را در جهت حل مشکل نمي‌بينم. البته اعضاي هيئت رئيسه موظف هستند براساس قانون عمل کنند. يعني اگر نمايندگان اصرار داشته باشند طرح را به جريان مي‌اندازيم و مقاومت غيرقانوني نمي‌کنيم. اما توصيه ما به دوستان اين است که اين کار را نکنند.

 برخي از دوستان هم به بنده گفتند زماني که رئيس جمهور خانه‌نشين بود اين نامه را امضاء کرده اند و الان که مسائل به حالت عادي بازگشته ديگر سوالي ندارند.

طرح نظارت بر نمايندگان بزودي به صحن علني مي آيد

 * طرح نظارت بر نمايندگان مجلس علي رغم توصيه جدي رهبر فرزانه انقلاب مورد توجه جدي نمايندگان قرار نگرفت؛ علت آنرا چه مي‌دانيد؟

 تلاش هايي براي تصويب سريع اين طرح انجام مي‌شود و رئيس مجلس کميسيون را احضار کردند و در حضور ايشان کميسيون تشکيل شد و انشاءالله هفته آينده آخرين جلسه آن برگزار، و طرح به صحن علني مي‌آيد.

 مشکل اين قضيه از لحاظ ساختاري است. در قانون اساسي بعد از تصويب اعتبارنامه ديگر نمي‌توان نماينده مجلس را عزل کرد. اين موضوع هم يک فلسفه دارد. در قانون اساسي بحث اين است که اکثريت مجلس نتواند اقليت را منزوي کرده و از مجلس بيرون کند.

 تنظيم اين مقررات بسيار ظريف است که يک نماينده از طرفي ترس عمل به وظيفه را نداشته باشد و از سوي ديگر از سوءاستفاده‌ها بترسد. ظرافت قضيه اينجا بود. فرض کنيد ما بخواهيم اعتبارنامه نماينده را شناور نگه داريم. بعد آن  هر روز فردي مي‌خواهد اعتبارنامه ديگري را زير سؤال ببرد. در ضمن اين مجموعه بايد رأي بياورد و به‌گونه‌اي تنظيم شود که جامع و مانع باشد.

 ممنون از وقتي که در اختيار ما گذاشتيد.

منبع : خبرنامه دانشجويان ايران
تعداد بازديد:854 آخرين تغييرات:90/05/22
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر