چهارشنبه 2 خرداد 1397 - 7 رمضان 1439 - 23 مي 2018
صفحه اصلي/قرآن

فرشتگان چگونه می میرند؟

فرشتگان چگونه مي ميرند؟

همه موجودات در سير و حرکت خود به نقطه اى خواهند رسيد که در آن نقطه خاتمه يافته و در آن ساکن گشته و استقرار مى يابند.


ملک‌ الموت‌ ميگويد: اي‌ پروردگار من‌! هيچکس‌ باقي‌ نمانده‌ است‌ مگر ملک‌ الموت‌ و حمله عرش‌ و جبرئيل‌ و ميکائيل‌.
به‌ او گفته‌ ميشود که‌: به‌ جبرئيل‌ و ميکائيل‌ هم‌ بگو بميرند.فرشتگان‌ در اينحال‌ مي گويند: اي‌ پروردگار! اينان‌ دو رسول‌ تو و دو امين‌ تو هستند.خداوند مي فرمايد: من‌ حکم‌ مردن‌ را بر هر که‌ داراي‌ نفس‌ باشد که‌ زنده‌ و داراي‌ روح‌ است‌ نوشته‌ام‌.

 
همه موجودات در سير و حرکت خود به نقطه اى خواهند رسيد که در آن نقطه خاتمه يافته و در آن ساکن گشته و استقرار مى يابند. از نظر قرآن کريم، مرگ هر چيزى هنگامى است که ”‌اجل”‌‌ آن شئ فرا برسد، و همه موجودات – چه انسان و چه غير انسان داراى چنين اجلى هستند.[1] اين نقطه استقرار و ثبات بنابر گفته قرآن، نزد خداوند است. « أَجَلاً وَأَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ » [2] و آنچه نزد خداوند است باقى مى باشد. (و وَمَا عِندَ اللّهِ بَاقٍ)[3] از اين رو، وقتى موجودات به پيشگاه خداوند رسيدند و در نزد او حاضر گشتند داراى حياتى ابدى و جاويدان مى گردند. همه موجودات – چه انسان و چه غير انسان – صيرورت و شدنِ آنان به سوى خداوند است و عاقبت به سوى او برگشته و در پيش گاه او حاضر و محشور مى گردند. اين بازگشت همگانى به سوى خداوند همان ”‌مرگ”‌‌ است. پس مى توان چنين نتيجه گرفت که همه موجودات از جمله فرشتگان، اين چنين ”‌مردنى”‌‌ خواهند داشت.
در قرآن کريم از منشأ چنين رخدادى به ”‌نفخ صور”‌‌[4] تعبير شده است و دميدنى که در صور انجام مى‏گيرد هم منشأ ميراندن و هم منشأ زنده گردانيدن و برانگيختن و حشر و برپايى قيامت است. نيز از اين حادثه به ”‌صيحه”‌‌،[5] ”‌زجره”‌‌[6] (صيحه)، ”‌صاخه”‌‌[7] (صيحه شديد) و ”‌ فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ”‌‌[8] (دميدن در چيزى که صدا از آن خارج مى شود) تعبير گشته است.
وقتي زمان نفخه اول مي شود اسرافيل در صور مي دمد و تمام موجودات داراي روح مي ميرند، مگر اسرافيل که بعد از آن به امر خدا اسرافيل نيز مي ميرد.[13] از بعضي آيات از جمله آيه: ”‌كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ”‌‌‌،[14] که به طور کلي مي فرمايد هر چيزي هلاک مي شود و مي ميرد، مگر وجه خداوند تعالي، به خوبى استفاده مى شود که اين گروه باقيمانده نيز سرانجام مى ميرند
درباره مرگ ملائکه، از آن جا که قبل از روز قيامت تمام موجوداتي که در آسمان ها و زمين هستند مي ميرند چنان که قرآن مي فرمايد: ”‌و در صور دميده مي شود و تمام کساني که در آسمان ها و زمين هستند مي ميرند مگر کساني که خدا بخواهد”‌‌.[9] اين آيه ابتدا مي فرمايد: تمام آنها که در زمين و آسمان هستند مي ميرند که شامل تمام ملائکه نيز مي شود. سپس بعضي از آنان را استثنا مي کند. پس، از اين آيه فهميده مي شود که عده اي از موجودات در نفخه اول نمي ميرند. در اين که اينها چه کساني هستند؟ در ميان مفسران اختلاف است. گروهى معتقدند که آنها جمعى از فرشتگان بزرگ خدا همچون جبرئيل و ميکائيل و اسرافيل و عزرائيل اند. در روايتى است که وقتي رسول الله (ص) اين آيه را تلاوت کردند مردم پرسيدند چه کساني استثنا شده اند؟ حضرت فرمود: ”‌جبرئيل، ميکائيل، اسرافيل و ملک الموت و وقتي خلائق قبض روح شدند آنها نيز به فرمان خدا به ترتيب مي ميرند”‌‌.[10] روايت ديگرى حاملان عرش خدا را نيز بر اين ملائک افزوده ‏اند.[11]
فرشته
به هر حال از اين روايات[12] و رواياتي که مي فرمايد: وقتي زمان نفخه اول مي شود اسرافيل در صور مي دمد و تمام موجودات داراي روح مي ميرند، مگر اسرافيل که بعد از آن به امر خدا اسرافيل نيز مي ميرد.[13] از بعضي آيات از جمله آيه: ”كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ”‌‌،[14] که به طور کلي مي فرمايد هر چيزي هلاک مي شود و مي ميرد، مگر وجه خداوند تعالي، به خوبى استفاده مى شود که اين گروه باقيمانده نيز سرانجام مى ميرند، به گونه اى که در سرتاسر عالم هستى موجودى زنده نخواهد بود، جز خداوند متعال.بنابراين، فرشتگان داراي عمر بسيار طولاني هستند. اما آنان نيز روزي خواهند مرد.
در مورد نفخ صور و مردن همه عالميان از امام سجاد عليه السلام پرسش شده بود که ايشان ضمن يک حديث طولاني مراحل دميده شدن در صور را توضيح مي دهند و در مورد مرگ فرشتگان هم جزئياتي بيان مي دارند به اين مضمون :
 

قبض‌ روح‌ جميع‌ فرشتگان‌ و تنها بقاءِ ذات‌ خدا عزّوجلّ

و سپس‌ حضرت‌ شروع‌ به‌ سخناني‌ نمود و فرمود: تمام‌ اهل‌ زمين‌ مي‌ميرند بطوريکه‌ يک‌ تن‌ در روي‌ زمين‌ باقي‌ نمي‌ماند. و اهل‌ آسمان‌ مي‌ميرند حتّي‌ يک‌ نفر از آنها باقي‌ نمي‌ماند مگر ملک الموت‌ و حَمَله عرش‌ و جبرائيل‌ و ميکائيل‌.
حضرت‌ فرمود: در اين‌ حال‌ ملک‌ الموت‌ مي‌آيد تا در نزد پروردگار عزّوجلّ حضور پيدا نموده‌ مي‌ايستد و به‌ او گفته‌ ميشود ـ در حاليکه‌ خدا داناتر است‌ ،که‌ باقي‌ مانده‌ است‌؟
ملک‌ الموت‌ ميگويد: اي‌ پروردگار من‌! هيچکس‌ باقي‌ نمانده‌ است‌ مگر ملک‌ الموت‌ و حمله عرش‌ و جبرئيل‌ و ميکائيل‌.
به‌ او گفته‌ ميشود که‌: به‌ جبرئيل‌ و ميکائيل‌ هم‌ بگو بميرند.
فرشتگان‌ در اينحال‌ مي گويند: اي‌ پروردگار! اينان‌ دو رسول‌ تو و دو امين‌ تو هستند.
خداوند مي فرمايد: من‌ حکم‌ مردن‌ را بر هر که‌ داراي‌ نفس‌ باشد که‌ زنده‌ و داراي‌ روح‌ است‌ نوشته‌ام‌.
ملک‌ الموت‌ پس‌ از انجام‌ مأموريت‌ خود مي‌آيد تا در نزد پروردگار خود حضور يافته‌ و مي‌ايستد.
به‌ او گفته‌ ميشود ـ در حاليکه‌ خدا داناتر است‌ ـ: که‌ باقي‌ مانده‌ است‌؟
ملک‌ الموت‌ ميگويد: اي‌ پروردگار من‌! باقي‌ نمانده‌ است‌ مگر
ملک‌ الموت‌ و حمله عرش‌.
درباره مرگ ملائکه، از آن جا که قبل از روز قيامت تمام موجوداتي که در آسمان ها و زمين هستند مي ميرند چنان که قرآن مي فرمايد: ”‌‌و در صور دميده مي شود و تمام کساني که در آسمان ها و زمين هستند مي ميرند مگر کساني که خدا بخواهد”‌
خداوند ميفرمايد: بگو حمله عرش‌ نيز بميرند.
در اينحال‌ ملک‌الموت‌ با حالت‌ اندوه‌ و غصّه‌ مي‌آيد، و در حاليکه‌ سر خود را پائين‌ انداخته‌ و چشمان‌ خود را بر نمي‌گرداند در نزد خدا حضور مي‌يابد.
به‌ او گفته‌ ميشود: که‌ باقي‌ مانده‌ است‌؟
ميگويد: اي‌ پروردگار من‌! غير از ملک‌ الموت‌ کسي‌ باقي‌ نمانده‌ است‌!
به‌ او گفته‌ ميشود: بمير اي‌ ملک‌ الموت‌! پس‌ مي‌ميرد.
در اينحال‌ خداوند زمين‌ را بدست‌ قدرت‌ خود مي گيرد، و آسمان ها را بدست‌ قدرت‌ خود مي گيرد؛ و مي گويد:
«أَينَ الَّذِينَ کانُوا يدْعُونَ مَعِي‌ شَرِيکا؟ أَينَ الَّذِينَ کانُوا يجْعَلُونَ مَعِي‌ إلَهًا ءَاخَرَ؟ [15]
«کجا هستند آن‌ کساني‌ که‌ با من‌ در کارهاي‌ من‌ شريک‌ مي‌پنداشتند؟ کجا هستند آن‌ کساني‌ که‌ با من‌ خداي‌ دگري‌ قرار ميدادند؟»
 
پي نوشت ها :
 [1].روم، 8
 [2].انعام، 2
 [3]. نحل، 96
 [4]. نمل، 87؛ زمر، 68؛ حاقه، 15 – 13؛ و… .
 [5]. يس، 53
 [6]. نازعات، 13 و 14
 [7]. عبس، 33 و 34
 [8].مدثر، 10 -8
[9].زمر ،  68، ”‌…و نفخ في الصور فصعق من في السموات و من في الارض الا من شاءالله”‌‌.
[10]. بحار الانوار، ج 79، ص 184
[11]. همان، ج 6، ص 329 .
[12]. همان.
[13]. همان، ص 324
[14]. قصص، 88
[15]. «كافي‌» طبع‌ حروفي‌، ج‌ 3، كتاب‌ جنائز، ص‌ 256 و 257؛ و طبع‌ سنگي‌ ج‌ 1، ص‌ 70 و 71
 
منابع :
کتاب معاد شناسي علامه طهراني
اسلام پديا
فرآوري : محمدي
بخش قرآن تبيان



 
تعداد بازديد:1080 آخرين تغييرات:90/05/23
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر