پنج شنبه 31 خرداد 1397 - 7 شوال 1439 - 21 ژوئن 2018
صفحه اصلي/كودك و نوجوان

بازخواني وصیت‌نامه کوچکترین رزمنده سا‌ل‌هاي دفاع مقدس

اي دشمن! بدان که ملت ما هميشه بيدار و پيروز خواهد بود

بازخواني وصيت‌نامه کوچکترين رزمنده سا‌ل‌هاي دفاع مقدس

خبرگزاري فارس: در وصيت‌نامه «محمدحسين ذوالفقاري» کوچکترين رزمنده دفاع مقدس آمده است: اي دشمن! بدان که ملت ما هميشه بيدار و پيروز خواهد بود؛ به من نگاه کن و ببين که چگونه آزادانه به جنگ با کفار مي‌روم و جانم را در راه اسلام و قرآن و خدا فدا مي‌کنم.


 

خبرگزاري فارس: بازخواني وصيت‌نامه کوچکترين رزمنده سا‌ل‌هاي دفاع مقدس

 

 

به گزارش خبرنگار ايثار و شهادت باشگاه خبري فارس «توانا»، شهيد «محمدحسين ذوالفقاري» در دهمين روز از بهار 1348 مقارن با ماه محرم در خانواده‌اي عاشق اهل بيت عصمت و طهارت در شهيديه ميبد شکفته شد؛ او از کودکي به مکتب خانه رفت و قرآن را فرا گرفت.

وي در 9 سالگي به همراه خانواده به زيارت عتبات عاليات مشرف شد و سه بار توفيق يافت به زيارت حضرت سيدالشهدا عليه‌السلام برود و در نجف به زيارت امام خميني (ره) مشرف شد و از ايشان سؤالاتي درباره انقلاب اسلامي پرسيد و به همراه خود چند عکس از حضرت امام و شهيد سيدمصطفي خميني را به ايران آورد.

اين شهيد نوجوان در دوران انقلاب اسلامي به همراه برادرش در تظاهرات‌ها شرکت مي‌کرد؛ در تظاهرات شهر مشهد نيز حضور داشت که برادرش «عليرضا» از ناحيه کتف زخمي شد.

 

 با آغاز جنگ تحميلي عراق عليه ايران، عليرضا در جبهه‌ها حضور پيدا مي‌کند و اين حضور موجب اشتياق محمدحسين شده و با کسب رضايت والدين براي گذراندن دوره آموزش نظامي به پادگان رفت.

محمدحسين با اصرار زياد در 23 مهرماه 1360 به جبهه اعزام شد و 18 آذر ماه خبر به خون غلطيدن برادرش در منطقه لاله‌زار بستان برادرش عليرضا را شنيد؛ وي براي حضور در تشييع پيکر برادر شهيدش به يزد بازگشت و چند روز پس از تشييع برادر به جبهه اعزام شد و در گردان عاشورا به عنوان تک تيرانداز سازماندهي شد.

اين سرباز 12 ساله ولايت در جبهه شوش به پيکار با دشمنان اسلام پرداخت و سرانجام در 28 دي ماه 1360 بر اثر اصابت ترکش به ديدار حق شتافت.

در وصيت‌نامه شهيد «محمدحسين ذوالفقاري» آمده است:

بسم رب شهداء و الصديقين
انالله و انا اليه الراجعون؛ سلام بر امام زمان (عج) و سلام بر امام خميني و سلام بر ملت شريف ايران؛ به نام خداي در هم کوبنده ستمگران و به نام خداي ياري دهنده مستضعفان.

اي دشمن! بدان که ملت ما هميشه بيدار و پيروز خواهد بود؛ اي منافق! اي ستون پنجم! بدان که اگر اسلام در کشوري ريشه نهد ديگر جاي تو نيست.

 

اي دشمن! به من نگاه کن و ببين که چگونه آزادانه به جنگ با کفار مي‌روم و جانم را در راه اسلام و قرآن و خدا فدا مي کنم، خودت فکر کن اي منافق که تو در راه چه کسي کشته مي‌شوي، به خاطر احساسات نفساني و درونيت يا به خاطر شخص و اشخاص، يا براي خدا؛ معلوم است تو براي شخص و براي احساسات نفساني و شيطانيت کشته مي‌شوي، چه بيهوده.

درود بر آن کساني که راه حق را پيمودند و در آن راه يک قدم عقب نگذاشتند و جان خود را نثار راه حق کردند.

 

اي ملت ايران! هرگز نگذاريد فرزندانتان در دامن اين منافقين يا ستون پنجم گرفتار شوند.

 

 اي ملت ايران! از کودکي فرزندانتان را خود ساخته سازيد که آينده فرزندانتان خوب باشد. اي مردم! هرگز فرزندانتان را به خاطر مال اندوزي و طمع دنيا بزرگ نکنيد که دنيا شما و فرزندانتان را در کام خود فرو مي‌برد و از خدا دور مي‌کند و بازگشت آنها را ناهموار مي‌کند.

اي مردم! به خدا، خميني را رها نکنيد که حسيني است و اگر خميني را رها کرديد از اهل کوفه و شام هستيد و از يزيديان زمانيد، اگر رهايش نکرديد و پيرو او بوديد از حسينيان و از پيروان خط راستين او هستيد و «هل من ناصر ينصرني» حسين عليه السلام را از زمين گرم کربلا لبيک گفته‌ايد، به اميد اينکه اين چنين باشد.

اي کارمند! اي کشاورز! اي کارگر! اي بازاري! اي مردم ايران! کوچکترين کاري که به نفع اين مملکت مي‌کنيد براي اسلام است، به خدا که چنين است.

 

 اي مردم ايران! همه مسلمان شويد که مسلمان هستيد، شما هم مسلمان واقعي شويد زيرا اين مملکت حکومت امام زمان (عج) در آن استقرار خواهد يافت زيرا ظهور امام زمان (عج) در اين مملکت است و شما براي استقبال او هر لحظه آماده باشيد.
خداحافظ، به اميد پيروزي اسلام برکفر.


محمد حسين ذوالفقاري

* مبادا از شهادتم غصه بخوريد که امانت را بايد به صاحبش بازگردانم

وصيتم به پدر و مادرم!


مادر عزيزم! هر چه شما کرديد، دو تا بچه برادرم عليرضا. سلام بر شما اي پدر و مادرم، سلام بر تو که شب و روز از کوچکيم خواب نکردي تا من بزرگ شدم، سلام بر تو اي پدري که بازوانت را شب و روز به کار بردي تا من رشد و نمو کنم و تا اين حد برسم و براي زندگي آينده شما پر ثمر باشم ولي چه کار کنم که نه مال شما هستم نه مال خودم بلکه هر عضو از اعضاي بدن من امانت است و بايد آن امانت را قرباني کنم و زودتر آن امانت را به او برسانم،

 

 پس شما نبايد غصه بخوريد و از مرگ من بگرييد و به زاري بپردازيد زيرا که خدا در قرآن مي فرمايد «ولاتحسبن الذين قتلوا في سبيل الله امواتاً بل احياء عند ربهم يرزقون؛ ومپنداريد کساني که در راه خدا کشته شده‌اند، مرده‌اند بلکه زنده‌اند و نزد خدا روزي مي‌خورند».

انشاء‌الله که اين آيه قرآن به شما و ديگر کساني که در سوگ من نشسته‌اند قوت و نيرويي عطا کند . اي پدر و مادر! از دوستان و آشنايان بخواهيد که اگر به آنها اذيت و آزاري کرده‌ام و آنها از من ناراضي هستند مرا ببخشند که خداي مهربان مرا ببخشد.

 




تعداد بازديد:1160 آخرين تغييرات:90/07/03
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر