پنج شنبه 8 تير 1396 - 5 شوال 1438 - 29 ژوئن 2017
صفحه اصلي/قرآن

غیرت دینی فراموش نشود

غيرت ديني فراموش نشود

 

 

وقتي مي‌بينيد کسي گناهي مي‌کند که به دين ضربه مي‌زند، چه مي‌کنيد؟ آيا بي‌تفاوت از کنار او مي‌گذريد؟ يا راه خود را از او جدا مي‌کنيد؟ يا به حالش تأسف مي‌خوريد؟ يا او را لعن و نفرين مي‌کنيد؟ يا براي هدايتش دعا مي‌کنيد؟ يا با مهرباني به او تذکر مي‌دهيد؟ يا برخوردي تند مي‌کنيد و عصباني مي‌شويد؟ .......


 
واقعيت اين است که در قبال هر گناهي و بسته به موقعيت  و شرايط، رفتارهاي بازدارنده نيز بايد متفاوت باشد. هميشه نبايد خوش‌رو و ملايم بود، و هميشه هم نبايد قاطع و تند و خشن برخورد کرد. اصولاً انسان عاقل و فهيم با توجه به موقعيت زمان و مکان، شخص گناه‌کار، نوع گناه، شدت انحراف و ...... رفتار مناسب را برمي‌گزيند تا بهترين نتيجه را بگيرد.
 

عصباني بشويد

مي‌دانيم که حضرت موسي(عليه السلام) براي دريافت احکام تورات به مدت 30 شب به کوه طور فراخوانده‌ شد و در اين مدت برادرش هارون را به جانشيني خود در ميان بني‌اسرائيل منصوب نمود. اما خدايتعالي اين مدت را به 40 شب افزايش داد و در اين فاصله و با طولاني شدن زمان غيبت حضرت موسي(عليه السلام)، بني‌اسرائيل فريب سامري را خورده، توحيد را رها نموده و گوساله پرست شدند.
 
در برابر انحراف‌هاي فکري بايد غيرت ديني نشان داد و اين خصلت، از صفات بارز اولياي خداست. خشم و غضبي که در راه رضاي الهي و براي زدودن انحراف عقيدتي باشد، مذموم نيست، بلکه از لوازم تربيت است
حضرت موسي(عليه السلام) پس از مراجعت از کوه طور و مواجه
 
شدن با اين صحنه، به شدت عصباني شد و به تعبير قرآن: "رَجَعَ مُوسي‌ إِلي‌ قَوْمِهِ غَضْبانَ أَسِفاً" (اعراف/150) سر تا پايش از شدت خشم برافروخته، و اندوه عميقي بر روح او سنگيني مي‌کرد و شديداً نگران آينده‌ي بني‌اسرائيل بود. زيرا تخريب و فساد کار آساني است و گاه از دست يک نفر خرابي‌هاي بزرگي ساخته است، ولي اصلاح و ترميم کار مشکلي است. موسي(عليه السلام) در اين جا بايد خشم شديد خود را آشکار سازد و دست به بالاترين عکس‌العمل‌ها بزند، آن چنان که افکار تخدير شده‌ي بني‌اسرائيل را به هم بريزد و انقلابي در آن جامعه‌ي منحرف شده از حق ايجاد کند. در غير اين صورت بازگشت آن‌ها به آساني ممکن نيست.
 
قرآن عکس‌العمل شديد موسي(عليه السلام) را در برابر اين صحنه چنين بازگو مي‌کند: موسي بي‌درنگ الواح تورات را از دست خود بيفکند و به سراغ برادرش هارون رفت و او را مورد سرزنش و ملامت قرارداد و بر او بانگ زد که آيا در حفظ عقائد جامعه‌ي بني‌اسرائيل کوتاهي کردي؟
 
در حقيقت اين واکنش از يک سو روشنگر حال دروني موسي و التهاب و بي‌قراري و ناراحتي شديد او در برابر بت‌پرستي و انحراف آن‌ها بود، و از سوي ديگر وسيله‌ي مؤثري براي تکان دادن مغزهاي خفته‌ي بني‌اسرائيل و توجه دادن آن‌ها به زشتي فوق‌العاده‌ي اعمالشان. بنابراين اگر فرضاً انداختن الواح تورات و سرزنش برادر کار صحيحي به نظر نرسد، اما با توجه به اين حقيقت که بدون ابراز اين واکنش شديد و عکس‌العمل پرهيجان هيچ‌گاه بني‌اسرائيل به اهميت و عمق خطاي خويش پي نمي‌بردند و ممکن بود آثار بت‌پرستي در اعماق ذهنشان باقي بماند، اين کار نه تنها نکوهيده نبود، بلکه واجب و لازم محسوب مي‌گرديد.
 
در برابر تمسخر دين و گفته‌هاي ناحق نبايد بي‌تفاوت بوده و سکوت کرد. بلکه بايد غيرت و تعصب ديني خود نسبت به مقدسات را به دشمنان نشان داده و اگر نمي‌توانيم آنان را از کارشان بازداشته و منصرف نماييم، از آنان جداشده و همراهيشان نکنيم. چرا که اين سکوت ممکن است از طرفي نشانه‌ي تأييد عمل آنان از سوي ما باشد و از سوي ديگر نشانه‌ي روحيه‌ي نفاق در وجود ما خواهد بود
 
اين واکنش شديد و اظهار خشم، اثر تربيتي فوق‌العاده‌اي در بني‌اسرائيل گذارد و صحنه را به کلي منقلب ساخت. در حالي که اگر موسي(عليه السلام) مي‌خواست با کلمات نرم و ملايم آن‌ها را اندرز دهد، شايد کمتر سخنان او را مي‌پذيرفتند.
 
بنابراين از اين ماجرا در مي‌يابيم که در برابر انحراف‌هاي فکري بايد غيرت ديني نشان داد و اين خصلت، از صفات بارز اولياي خداست. خشم و غضبي که در راه رضاي الهي و براي زدودن انحراف عقيدتي باشد، مذموم نيست، بلکه از لوازم تربيت است. اگر در ميان جامعه‌ي مسلمين انحرافي پديد آيد که منجر به ضربه‌ي جدي به دين و سست شدن اعتقادات ديني مي‌گردد، بايد به شدت با آن برخورد کرد.
 

راه خود را جدا کنيد

در آيه‌ي 140 سوره‌ي نساء مي‌خوانيم: "إِذا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يُکْفَرُ بِها وَ يُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّي يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ إِنَّکُمْ إِذاً مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جامِعُ الْمُنافِقِينَ وَ الْکافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعاً" هر گاه شنيديد آيات خدا مورد کفر يا تمسخر قرار مي‌گيرد با آنان، هم‌نشيني نکنيد تا به سخن ديگري مشغول شوند، و گر نه شما هم مانند آنان خواهيد بود. همانا خداوند همه‌ي منافقان و کافران را در دوزخ جمع مي‌کند.
 
آنان که در جلسات خود به مسخره کردن و استهزاء مسائل ديني مي‌پردازند، هدفي جز ضربه زدن به دين و بي‌کفايت نشان دادن آن ندارند. آيه‌ي فوق به ما مي‌آموزد که در برابر تمسخر دين و گفته‌هاي ناحق نبايد بي‌تفاوت بوده و سکوت کرد. بلکه بايد غيرت و تعصب ديني خود نسبت به مقدسات را به دشمنان نشان داده و اگر نمي‌توانيم آنان را از کارشان بازداشته و منصرف نماييم، از آنان جداشده و همراهيشان نکنيم. چرا که اين سکوت ممکن است از طرفي نشانه‌ي تأييد عمل آنان از سوي ما باشد و از سوي ديگر نشانه‌ي روحيه‌ي نفاق در وجود ما خواهد بود. زيرا يک مسلمان واقعي هرگز نمي‌تواند در مجلسي شرکت کند که در آن نسبت به آيات و احکام الهي توهين مي‌شود و اعتراض ننمايد، يا لااقل عدم رضايت خود را با ترک آن مجلس آشکار نسازد. علاوه بر اين که اعراض از بدي‌ها و مبارزه‌ي منفي با زشت‌کاران و ترک مجلس آنان، يکي از شيوه‌هاي نهي از منکر است.
 
رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرموده‌اند: کسي که ايمان به خدا و روز قيامت دارد، در مجلسي که در آن امامي سب (دشنام) مي‌شود، و يا از مسلماني عيب‌جويي مي‌گردد، نمي‌نشيند.
 
بنابراين نبايد به بهانه‌ي آزادي بيان، تسامح، خوش‌اخلاقي، مدارا، حيا، مردم‌داري و ........ در مقابل تمسخر و ضربه زدن به دين سکوت کرد.



 
تعداد بازديد:933 آخرين تغييرات:90/07/04
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر