چهارشنبه 7 خرداد 1399 - 4 شوال 1441 - 27 مي 2020
صفحه اصلي/سياسي و اقتصادي


 
 


 










 


 




 








خروجي RSS

داستان ترور رزم آرا به روایت مرحوم خلیل طهماسبی

داستان ترور رزم آرا به روايت مرحوم خليل طهماسبي

 

 

دردوران آغازين مبارزات مردم ايران براي ملي شدن صنعت نفت ، حاجعلي رزم آرا نخست وزير سرسخت و وابسته، ازعوامل بازدارنده بود. حذف اين مهره که درعرف رايج سياسي به عنوان " اعدام انقلابي " مطرح گرديد، باگلوله خليل طهماسبي ( يکي ازاعضاي فداييان اسلام) در16 اسفند 1329 اتفاق افتاد که به گفته دوست ودشمن ، بعد ازاين اعلام انقلابي مسيرملي شدن صنعت نفت هموارشد وفرداي همان روز،کميسيون نفت پيشنهاد ملي شدن نفت را پذيرفت.

 
خليل طهماسبي به نجار پشت مسجد سپهسالار و عضوشاخص فداييان اسلام، بارها به نقل وبيان داستان ترور رزم آرا پرداخت وبا صراحت اعتراف نمود که رزم آرا را به قتل رسانده است. او داستان را به اين شکل شروع مي‌کند که ازمدت ها پيش با مرحوم نواب صفوي آشنايي داشته وبه وي ارادت مي‌ورزيده است.
 
همچنين ، درجلسات مختلفي که درمنزل آيت ا... کاشاني تشکيل مي‌شده، شرکت داشته وبه قول خودش باهمه " مسلمانان فداکار" همکاري داشته است. خليل طهماسبي که درهنگام قتل رزم آرا 26 سال سن داشت ، دراين محافل حضوري فعال داشته ، تحولات سياسي کشور را ازميان بيانات واستدلال هاي آيت ا... کاشاني، نواب صفوي واعضاي جبهه ملي پيگيري وارزيابي مي‌نمود و مباني نظري ايدئولوژيکي وسياسي اش را انتخاب مي‌کرده است.
 
خليل طهماسبي ديدگاه خود را در مورد رزم آرا چنين بيان مي‌کند:
 
" رزم آرا ، شخصي بود که در دوران ستاد ارتش که در راس ستاد ارتش قرارگرفته بود، قضيه جنگ آذربايجان را به وجود آورد. رزم آرا کسي بود که يک مشت مسلمان را وادار به جدال کرده و در دوران نخست وزيري خود، برخلاف عقيده ملت وبرخلاف قوانين خدايي ،ملت ايران را درحضوردولت اروپا، بلکه دولت پست، خواه عبارت از روس ، انگليس يا آمريکا باشد، هرکس که تجاوز از حقايق اسلام کردند، درمقابل اين گونه اشخاص آبروي شش هزارساله ملت ايران را بريزد وبگويد ملت ايران قادر به ساختن لول هنگ نيستند ويک کارخانه سيمان رانمي توانند اداره کنند."
 
" البته هرشخصي در مال خود حق دارد ونفت مال ملت ايران است. رزم آرا به نمايندگي ازچه اشخاصي مي‌گويد، ما نمي‌توانيم بهره برداري کنيم وافرادي مانند فروهرهاي خائن را پشتيباني مي‌کند ومانند طاهري‌ها راحمايت مي‌کند . پس چنين اشخاصي که درجامعه ، مايه فساد وبرهم ريختن افراد ونابودي مردم هستند ، آنها مانند سرطان هستند که اگربه يک جاريشه بيفکند، سايراعضاي بدن را مجروح خواهند کرد. يا مانند سياه زخمي هستند که اگر آن را ازسربند قطع نکنند، ممکن است به بالاتر سرايت کند ويک اعضاي محترم را از بين ببرند."
 
" رزم آرابه قتل رسيد " به دنبال اين خبر، طهماسبي با صراحت اقرارمي کند،" آگاهانه تشخيص داده است که رزم آرا خائن است واو را به قصد خدمت به مملکت به قتل رسانده است."
 
"من چون تشخيص دادم رزم آرا مردي خائن و وطن فروش بود درصدد برآمدم تا او را ، شرش راازسريک عده مسلمان کوتاه کنم . ..."
 
از نظر فداييان اسلام، مجموعه رژيم نامشروع بود وعلت اين که دراين ميان ، رزم آرا مورد هدف قرار گرفت. اين بود که اوبه عنوان شاخص اين عدم مشروعيت مطرح بود. ازاين رو، ازميان برداشتن وي به معناي اعلام خطرنسبت به کل رژيم محسوب مي‌شد واين مسئله دربرنامه " حکومت اسلامي " نواب صفوي به روشني مطرح شده بود.
 
به هر روي ، درجلساتي که جبهه ملي درمنزل آيت اله کاشاني برگزارمي کرد، ازميان برداشتن ديکتاتوري رزم آرا دردستورکار قرار مي‌گرفت وسران جبهه ملي و آيت اله کاشاني بررفتن اوتاکيد کردند. دريکي ازاين جلسات سرنوشت سازکه درمنزل حاج ابوالقاسم رفيعي – يکي ازاعضاي فداييان اسلام – برگزارشد، کاشاني تاکيد مي‌کند:
 
" خار راه ( ملي شدن صنعت نفت ) رزم آرا است . اگر رزم آرا ازصحنه خارج شود وازميان برود، به طورقطع نفت ملي مي‌شود."
مجموع مذاکرات ، بحث واستدلال هاي مطرح دراين جلسات ، طهماسبي رابه موضوع آگاه مي‌کند و او آمادگي خودرا براي کمک به انجام اين امراعلام مي‌نمايد.
 
خليل طهماسبي
طهماسبي ، خوددراين موردنقل مي‌کند:
 
" ... موقعي که من مي‌خواستم بروم پي اين کار، با کاشاني ملاقات کرده وبه او قضيه راگفتم ، آن هم گفت : برو ولي اسم مرا نبر... ."
 
طهماسبي درمورد مجوزشرعي قتل رزم آرا مي‌گويد که موضوع را نزد آيت الله سيد صدرالدين صدر، ازمراجع تقليد آن زمان بود. وبه وي گفته است که " من مقلد شما هستم، چه بکنم ؟ " آيت الله صدرهم درپاسخ ، به اوگفته است که " من در بست کارهاي نواب صفوي را تاييد مي‌کنم. ..."
 
به اين ترتيب ، طهماسبي براي ترور رزم آرا ، اسلحه اي تهيه مي‌کند که ده فشنگ به همراه داشت، اوسه فشنگ راجهت آزمايش وتمرين شليک مي‌کند. چند روزي درپي آن است که رزم آرا رادرنزديکي منزلش به قتل برساند، ولي چون تعداد محافظين منزل اوزياد هستند، به تصوراين که آنها مجال ندهند وترور ناکام بماند، ازاقدام درنزديکي منزل منصرف مي‌شود و منتظر باقي مي‌ماند که فرصت مناسب تري بيابد تااين که شب قبل از ترور،اطلاع پيدا مي‌کند. رزم آرا صبح درمسجدشاه جهت مراسم ختم آيت اله فيض شرکت مي‌کند.
 
صبح روزچهارشنبه، 16 اسفند ماه 1329 ، عقربه‌هاي ساعت، حدود ساعت 00: 9 صبح رانشان مي‌دهد و نخست وزير هنوزبه محل کار نيامده است. اميراسداله علم – وزيرکار وقت – جهت ملاقات با وي به دفترهدايت، معاون نخست وزير، مراجعه مي‌کند وتا ساعت 00: 10 منتظرمي ماند تا اين که به اصرار هدايت براي شرکت درمجلس ختم روانه مسجدشاه مي‌شود. درمسجد، علم آرام و قرار ندارد وپس ازچند دقيقه برمي خيزد وبه نخست وزيري برمي گردد. درنخست وزيري به دفتر غضنفري – رئيس دفترنخست وزير- مي‌رود و صبر مي‌کند تا اين که نخست وزيرمي آيد وپس ازچند دقيقه ، درحدود ساعت 30/ 10 دقيقه بانخست وزيرمواجه مي‌شود وبه اصرار ، جهت شرکت درمراسم ختم وي رابه مسجد شاه هدايت مي‌کند.
 
به گفته طهماسبي ، نخست وزيرهنگام ورود به مسجد که حدود ساعت 45/ 10 دقيقه بود، ازکنار وي – پشت صف پاسبانان قرارداشته است – مي‌گذرد . دراين هنگام ، اواسلحه را بيرون مي‌کشد وبا شليک سه تير به زندگي وي خاتمه مي‌دهد . درحين شليک تيرچهارم ، اسلحه گير مي‌کند وگلوله خارج نمي‌شود. ازاين رو، اسلحه را به زمين مي‌کوبد و فرارمي کند. درحين هجوم پاسبان‌ها ، باحرکت دادن کاردي که همراه داشته ، آنها را دور مي‌کند، ولي درنهايت دستگيرشده وبه کلانتري منتقل مي‌شود.
 
به گفته طهماسبي ، نخست وزيرهنگام ورود به مسجد که حدود ساعت 45/ 10 دقيقه بود، ازکنار وي – پشت صف پاسبانان قرارداشته است – مي‌گذرد . دراين هنگام ، اواسلحه را بيرون مي‌کشد وبا شليک سه تير به زندگي وي خاتمه مي‌دهد
 
رزم آرا را به بيمارستان سينا منتقل مي‌کنند، اما قبل ازاين که پزشکان بتوانند کاري صورت دهند، جان مي‌سپارد ، دراولين بازجويي‌ها ، طهماسبي به قتل اقرارنمي کند ونگران آن است که مبادا رزم آرا نجات يابد. وي نقل مي‌کند که " ناگهان ، صداي روزنامه فروشي به گوشش رسيد که داد مي‌زد:
" رزم آرابه قتل رسيد " به دنبال اين خبر، طهماسبي با صراحت اقرارمي کند،" آگاهانه تشخيص داده است که رزم آرا خائن است واو را به قصد خدمت به مملکت به قتل رسانده است."
 
فهرست منابع:
 
1- محمد مهدي عبدخدايي، خاطرات محمد مهدي عبدخدايي، مروري برتاريخچه فداييان اسلام، تهران : مرکزاسناد انقلاب اسلامي ، 1379.
2- سيروس فيضي ، چالش مشروعيت دررژيم شاه وقتل نخست وزيران ، تهران ، مرکزاسناد انقلاب اسلامي، 1383.
3- سيد هادي خسروشاهي ، فداييان اسلام، تهران : اطلاعات ، 1375.



 
تعداد بازديد:6464 آخرين تغييرات:90/07/04
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر