چهارشنبه 28 آذر 1397 - 11 ربيع الثاني 1440 - 19 دسامبر 2018
صفحه اصلي/قرآن

ماجرای کشته شدن شتر صالح

ماجراي کشته شدن شتر صالح

 

 

به نظر مي رسد اين احتمال شايسته اي باشد که بگوييم اين نه گروه فاسد با توجه به قدرت و ثروت خود اين نقش را ايفا کرده و يک نفر را براي انجام اين نقشه تطميع نمودند. در نتيجه، آيه 77 سوره اعراف به طراحان و اجرا کننده نقشه و آيه 29 سوره قمر تنها به شخص اجرا کننده نقشه اشاره مي کند.

 

آيات مربوط به ماجراي کشته شدن شتر صالح در قرآن را مي توان به دو محور کلي تقسيم کرد:
 
محور اول: آياتي است که کشته شدن شتر را به جمع نسبت داده است نه فرد خاص. اين آيات عبارت اند از: آيه 77 سوره اعراف؛ آيه 65 سوره هود، آيه 157 سوره شعراء و آيه 14 سوره شمس.
 
محور دوم: آيه اي که فعل آن با صيغه مفرد به کار رفته و در نتيجه کشتن شتر به يک نفر نسبت داده شده است. اين آيه عبارت است از آيه 29 سوره قمر.
 
همچنين آيات محور اول را مي توان به دو زير مجموعه تقسيم کرد:
1, آياتي که – با توجه به آيات پيشين- به نظر مي رسد مرجع ضمير فعل آنها، همه قوم ثمود است. اين آيات عبارت اند از:
الف. آيه 65 سوره هود (با توجه به آيه 64، واژه «قوم» مرجع ضمير فعل موجود در آيه 65 است).[1]
ب. آيه 157 سوره شعراء (با توجه به آيه141، واژه «ثمود» مرجع ضمير فعل موجود در آيه 157است).[2]
ج. آيه 14 سوره شمس (با توجه به آيه 11، واژه «ثمود» مرجع ضمير فعل موجود در آيه 14 است).[3]
يک اصل پذيرفته شده ديني -که برخي آن را با عبارت ”‌پيوند مکتبي”‌‌ تعبير کرده اند[5] اين است که اگر کسي راضي به انجام يک گناه باشد، نزد خداوند متعال در آن گناه شريک است

نکته 1

اين نکته را بايد در نظر داشت که در اين سه آيه واژه قوم يا ثمود همه مردم اين قوم را در بر نمي گيرد؛ زيرا بر اساس آيات 75 سوره اعراف و 158 سوره شعراء، در ميان آنها گروهي به صالح ايمان آورده بودند و بنا به آيه 66 سوره هود اين گروه – و يا دست کم عده اي از آنها که بر ايمان خود ايستادگي کردند- به همراه صالح از عذاب الاهي نجات پيدا کردند؛ زيرا در کشتن شتر شرکت نکردند.
 

نکته 2

آيه اي که – با توجه به ساختار آيات پيشين- مرجع ضمير فعل آن تنها گروهي از قوم ثمود است. اين آيه عبارت است از آيه 77 سوره اعراف که با توجه به آيه 76، فعل آن به «مستکبران» قوم ثمود نسبت داده شده است.[4]
 

پيش فرض هاي نشان دادن سازگاري آيات بالا با يک ديگر

در نگاه اول به پنج آيه بالا، ممکن است اين گونه به نظر برسد که دست کم در ظاهر با يک ديگر ناسازگارند؛ زيرا از ميان آنها، سه آيه بيانگر کشته شدن شتر به دست همه مردم قوم ثمود، يک آيه بيانگر کشته شدن آن به دست گروه مستکبرين و يک آيه نيز بيانگر کشته شدن آن به دست يک نفر است، اما با نگاه دقيق به بسترهايي که هر يک از اين آيات در آنها قرار گرفته و مقايسه آنها با يک ديگر به دست مي آيد که ميان اين آيات هيچ گونه ناسازگاري نيست. پيش از نشان دادن همساز بودن اين آيات، پرداختن به دو نکته به عنوان پيش فرض ضروري مي نمايد:
سه آيه اخير، کشنده شتر را به صورت اجمالي معرفي مي کنند و تنها به همين بسنده مي کنند که اين شتر در ميان اين قوم کشته شد، اما دو آيه ديگر به بيان جزئيات ماجرا مي پردازند. سپس نوبت به تلاش براي فهم اين دو آيه در کنار يک ديگر مي رسد
1, يکي از اسلوب هاي به کار گيري هر زبان -که ناشي از ماهيت ارتباطي زبان است- اسلوب «اجمال و تفصيل» است. توضيح آن که، همه ما تجربه کرده ايم که در بسياري موارد گوينده و يا نويسنده اي، مطلبي را گاهي به صورت مجمل و بدون پرداختن به جزئيات و گاهي به صورت مفصل و همراه با کوچکترين جزئيات بيان مي کند. بررسي انگيزه هايي که يک فرد را به کارگيري هريک از اين دو شيوه وا مي دارد، در حوزه علم معاني بيان است، اما آن چه مهم است، قابليت اين شيوه به کارگيري و حتي فراگير بودن آن در ميان صاحبان يک زبان است.
حکايت قوم ثمود
2, يک اصل پذيرفته شده ديني -که برخي آن را  با عبارت ”پيوند مکتبي”‌ تعبير کرده اند[5] اين است که اگر کسي راضي به انجام يک گناه باشد، نزد خداوند متعال در آن گناه شريک است.
در حديثي از پيامبر اکرم (ص) آشکارا بيان شده است که اگر کسي در صحنه اي حضور داشته باشد، ولي نسبت به آن حالت انزجار قلبي دارد، گويا در آن کار شرکت نکرده است و اگر کسي در کاري شرکت نداشته باشد که ميل قلبي به آن دارد، گويا در آن کار شرکت کرده است.[6]
براي نشان دادن همسازي آيه 77 سوره اعراف که بيانگر کشته شدن شتر توسط مستکبران قوم ثمود و آيه 29 سوره قمر که بيانگر کشته شدن آن توسط يک نفر است با سه آيه ديگر که کشتن شتر را به قوم ثمود نسبت مي دهند، مي توان از نکته شماره (1) استفاده کرد. به اين منظور بايد گفت سه آيه اخير، کشنده شتر را به صورت اجمالي معرفي مي کنند و تنها به همين بسنده مي کنند که اين شتر در ميان اين قوم کشته شد، اما دو آيه ديگر به بيان جزئيات ماجرا مي پردازند. سپس نوبت به تلاش براي فهم اين دو آيه در کنار يک ديگر مي رسد.
ممکن است احتمالاتي براي باورپذيري تصديق هم زمان مدلول هاي اين دو آيه تصور شود که به نظر مي رسد دقيق ترين آنها اين باشد که گروه مستکبران بيان شده در آيه 77 سوره اعراف را طراحان و پشتيبانان نقشه کشتن شتر بدانيم و فرد معرفي شده در آيه 29 سوره قمر را اجرا کننده نهايي آن و کشنده اصلي شتر در نظر بگيريم.
برخي مفسّران نيز به همين نکته اشاره کرده اند که اگر چه کشتن شتر صالح کار يک نفر بوده است، اما چون بقيه مردم نيز به کار او راضي بوده اند و جلوي او را نگرفته اند، در عقوبت اخروي و عذاب دنيوي او شريک شدند
براي تأييد اين احتمال مي توان از آيه 48 سوره نمل بهره برد. اين آيه بيانگر اين است که در ميان قوم ثمود، نه گروه فاسد و شرور بودند که مشغول فساد و خرابکاري بودند و به هيچ وجه از در اصلاح در نمي آمدند. با توجه به اين که منطقي به نظر مي رسد که تصميم به کشتن شتر با توجه به اين که صالح مردم را از آزار و اذيت آن برحذر داشته بود و تهديد کرده بود که اگر چنين کنند عذابي هولناک در انتظار آنان خواهد بود، نمي توانسته يک اقدام فردي باشد؛ بلکه بايد از سوي عده اي پشتيباني مالي و سياسي شود.
به اين ترتيب به نظر مي رسد اين احتمال شايسته اي باشد که بگوييم اين نه گروه فاسد با توجه به قدرت و ثروت خود اين نقش را ايفا کرده و يک نفر را براي انجام اين نقشه تطميع نمودند. در نتيجه، آيه 77 سوره اعراف به طراحان و اجرا کننده نقشه و آيه 29 سوره قمر تنها به شخص اجرا کننده نقشه اشاره مي کند.
گام آخر تلاش براي فهم و تصديق سه آيه بيان کننده کشته شدن شتر توسط همه غير مؤمنان قوم در کنار دو آيه ديگر است. نکته (2) مي تواند راهگشاي اين تلاش باشد. تأييد کننده اين مطلب کلام اميرالمؤمنين درباره قوم ثمود است. ايشان با اشاره به ماجراي کشته شدن شتر صالح چنين مي فرمايد: «…اي مردم، همه افراد جامعه در خشنودي و خشم شريک مي باشند، چنان که شتر ماده ثمود را يک نفر دست و پا بريد، اما عذاب آن تمام قوم ثمود را گرفت؛ زيرا همگي آن را پسنديدند…»[7] برخي مفسّران نيز به همين نکته اشاره کرده اند که اگر چه کشتن شتر صالح کار يک نفر بوده است، اما چون بقيه مردم نيز به کار او راضي بوده اند و جلوي او را نگرفته اند، در عقوبت اخروي و عذاب دنيوي او شريک شدند.[8]
امروزه نيز در قوانين، با عناويني چون ”œمعاونت در جرم”‌ برخورد مي نماييم که مجازات هايي نيز براي آن در نظر گرفته شده است.
 
پي نوشت ها :
[1]. ”… و يا قوم هذه ناقة الله”‌.
[2]. ”… کذبت ثمود المرسلين”‌.
[3]. ”کذبت ثمود بطغويها…”‌.
[4]. ”قال الذين استکبروا…”‌.
[5]. تفسير نمونه،، ج 9، ص 158، تهران، دارالکتب الاسلامية، 1374,
[6]. وسائل الشيعة، ج 16، ص 138،ح 21178,
[7]. نهج البلاغة، خطبه 201,
[8]. مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 5، ص 265، ؛ الميزان في تفسير القرآن، موسوي همداني، سيد محمدباقر، ج 15، ص433.
 



 
تعداد بازديد:2223 آخرين تغييرات:90/08/07
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر