سه شنبه 29 خرداد 1397 - 5 شوال 1439 - 19 ژوئن 2018
صفحه اصلي/قرآن

خدا چقدر ما را امتحان می کند؟!

خدا چقدر ما را امتحان مي کند؟!

 

 

بسيار اتفاق افتاده است که وقتي با سختي يا مصيبتي در زندگي مواجه مي‌شويم، دائماً از خود مي‌پرسيم چرا بايد اين اتفاق براي من بيفتد؟ چرا نبايد زندگي راحت و بي دردسري داشته باشيم و به قول معروف، چرا عمر خوشي‌ها اين قدر کوتاه است؟

و وقتي به ما پاسخ مي‌دهند که اين مصيبت‌ها امتحان و آزمايش الهي است، گله‌مند مي‌شويم که آخر چقدر امتحان؟ چرا بايد دائم امتحان شويم؟ مگر خداوند ما را نمي‌شناسد و نمي‌داند که ما چگونه هستيم؟ پس اين امتحان‌ها براي چيست؟
 
واقعيت اين است که ايمان همه‌ي خداباوران به يک اندازه نبوده و ايمان بعضي‌ها موسمي و سطحي است و حوادث تلخ و شيرين آن را تغيير مي‌دهد. خداي تعالي در آيه‌ي 11 سوره‌ي حج مي‌فرمايد: "وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلي‌ حَرْفٍ فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلي‌ وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِکَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ " و از (ميان) مردم، کسي است که خداوند را تنها با زبان مي‌پرستد، (ايمان او در حاشيه و در مرز کفر است و با حادثه‌اي کوچک مي‌لغزد) پس اگر خيري به او برسد، به آن اطمينان يابد، و اگر مصيبت و آزمايشي به او رسد، دگرگون شود (و به سوي کفر رود، چنين کسي) در دنيا و آخرت زيانکار است، اين همان زيان آشکار است.
 
در شأن نزول اين آيه گفته‌اند: گاهي گروهي از باديه ‌نشينان خدمت پيامبر مي‌آمدند. اگر حال جسماني آن‌ها خوب مي‌شد، اسب آن‌ها بچه‌ي خوبي مي‌آورد، زن آن‌ها پسر مي‌زاييد و اموال و چهارپايان آنان فزوني مي‌گرفت ، خشنود مي‌شدند و به اسلام و پيامبر عقيده پيدا مي‌کردند. اما اگر بيمار مي‌شدند، همسرشان دختر مي‌آورد و اموالشان رو به نقصان مي‌گذاشت، وسوسه‌هاي شيطاني قلبشان را فرامي‌گرفت و به آن‌ها مي‌گفت تمام اين بدبختي‌ها به خاطر اين آييني است که پذيرفته‌اي، و آن‌ها هم روي‌گردان مي‌شدند. اينان هم دنيا را از دست داده‌اند و هم آخرت را.
 
در جامعه‌ي امروز ما نيز چنين است و مي‌بينيم افرادي را که تا زماني که خدا به حرفشان گوش کند و هر چه بخواهند را برايشان برآورده سازد، با خدا رفيقند و از او راضي. و چه بسا اين حالت حاجت روا شدن و رو کردن نعمت‌هاي دنيا را دليل بر تقربشان به خدا، و محبوب خدا بودن خود مي‌گيرند. اما اگر حاجتي داشتند و برآورده نشد، يا با سختي و مصيبتي روبرو شده و دنيا به آنان پشت کرد، آن گاه خيال مي‌کنند که خدا با ايشان دشمني داشته و به آنان اهانت مي‌کند. و لذا قيد دين و ايمان را زده و با خدا و پيغمبر و دين قهر کرده و پايه‌هاي ايمانشان سست و متزلزل مي‌گردد. 
 
در روايت نيز مي‌خوانيم: "يُفتَنون کَما يُفتَنُ الذَهَب ... وَ يُخلَصون کَما يُخلَصُ الذَهَب" آزمايش مي‌شوند همان‌گونه که طلا در کوره آزمايش مي‌شود، و خالص مي‌شوند همان طور که فشار آتش ناخالصي‌هاي طلا را از بين مي‌برد
 
چه زيبا فرموده است حضرت علي عليه‌السلام که: "في تَقَلُبِ الاَحوالِ عُلِمَ جَواهِرُ الرِجال" در فراز و نشيب‌ها و حالات گوناگون، جوهره‌ي انسان آشکار مي‌شود و ايمان واقعي در هنگام سختي‌ها روشن مي‌گردد. 
 
و اين جاست که ضرورت وجود مصيبت‌ها و امتحانات به خوبي دانسته مي‌شود. چون امتحان است که باطن انسان‌ها را ظاهر مي‌کند و لازمه‌ي اين ظهور اين است که آن‌ها که ايمان واقعي دارند، ايمانشان پا برجاتر شود، و آن‌ها که ايمانشان صرف ادعاست، همان صرف ادعا هم باطل گردد.
 
در آيه‌ي 2 سوره‌ي عنکبوت مي‌خوانيم: " أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَکُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا يُفْتَنُونَ" آيا مردم پنداشته‌اند که رها مي‌شوند و در بوته‌ي آزمايش قرار نمي‌گيرند و هر ادعايي بکنند از ايشان پذيرفته مي‌شود؟ چنين نيست و امتحان بايد باشد، چرا که در مقام ادعا هرکس مي‌تواند خود را برترين مؤمن، بالاترين مجاهد و فداکارترين انسان معرفي کند. بايد وزن و قيمت و ارزش اين ادعاها از طريق آزمون روشن شود . بايد معلوم گردد تا چه اندازه نيات دروني و آمادگي‌هاي روحي با اين گفته‌ها هماهنگ يا ناهماهنگ است. 
 
البته بديهي است که خداوند به باطن و درجه‌ي ايمان افراد علم دارد، لکن بايد علم خدا درباره‌ي افراد عملاً در خارج پياده شده و تحقق عيني يابد و هر کس آن‌چه را در درون دارد بيرون بريزد تا بر خود شخص نيز معلوم شود که چقدر در ادعاي ايمان خود صادق و بر اعتقاد خود ثابت‌قدم است.
 
آزمايش براي تحقق بخشيدن به نيات و صفات دروني، و جدا شدن مؤمنان واقعي، و عيني شدن علم ازلي خداست. علاوه بر اين که امتحانات الهي باعث شکوفا شدن استعدادهاي دروني، و به فعليت رسيدن آن‌ها نيز مي‌گردد. چنان که آموزگاري که در طول سال، بيشتر از شاگردانش امتحان مي‌گيرد، شاگردان موفق‌تري خواهد داشت.
 
انسان هم هرچه بيشتر در معرض آزمايش‌هاي خداوند قرار گيرد، بيشتر رشد يافته و به درجات بالاتر ايمان دست خواهد يافت. البته به شرط آن که از عهده‌ي امتحانات به خوبي برآيد و در بحبوحه‌ي سختي‌ها ايمان خود را به خوبي حفظ کند. چرا که ايمان حقيقي آن است که هيچ فتنه و بلايي انسان را از ايمان برنگرداند و هيچ شرايط سخت و دشواري باور و اعتقاد او را به خدا و علم و قدرت و رحمانيت و ساير صفات الهي کم‌رنگ نسازد.
در روايت نيز مي‌خوانيم: "يُفتَنون کَما يُفتَنُ الذَهَب ... وَ يُخلَصون کَما يُخلَصُ الذَهَب" آزمايش مي‌شوند همان‌گونه که طلا در کوره آزمايش مي‌شود، و خالص مي‌شوند همان طور که فشار آتش ناخالصي‌هاي طلا را از بين مي‌برد.
 
تا شدم حلقه به گوش در ميخانه‌ي عشق  هر دم آيد غمي از تو به مبارک بادم



 
تعداد بازديد:1213 آخرين تغييرات:90/08/16
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر