شنبه 3 اسفند 1398 - 28 جمادي الثاني 1441 - 22 فوريه 2020
صفحه اصلي/قرآن


 
 


 










 


 












خروجي RSS

هدایت قرآن ویژه پرهیزگاران است؟!

هدايت قرآن ويژه پرهيزگاران است؟!

 

 

زمين شوره‏زار هرگز سنبل بر نيارد، اگر چه هزاران مرتبه باران بر آن ببارد، بايد زمين آماده باشد تا از قطرات زنده كننده باران بهره گيرد. سرزمين وجود انسانى نيز تا از لجاجت و عناد و تعصب پاك نشود، بذر هدايت را نمى‏پذيرد. تا مرحله‏اى از تقوا در وجود انسان نباشد محال است انسان از هدايت كتابهاى آسمانى و دعوت انبياء بهره بگيرد. و لذا خداوند مى‏فرمايد:" قرآن هادى و راهنماى متقيان است".

 
هدايت قرآن ويژه پرهيزكاران است!!

ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِينَ (بقره، 2)
آن كتاب (با عظمت كه) در (حقّانيت) آن هيچ ترديدى راه ندارد، راهنماى پرهيزگاران است.
«لا رَيْبَ فِيهِ» يعنى در اينكه قرآن از سوى خداست، شكّى نيست. زيرا مطالب آن به گونه‏اى است كه جايى براى اين شكّ و ترديد باقى نمى‏گذارد و اگر شكّى در كار باشد، بخاطر سوء ظن و روحيّه لجاجت افراد است. چنان كه قرآن مى‏فرمايد: «فَهُمْ فِي رَيْبِهِمْ يَتَرَدَّدُونَ» (توبه، 45)
آنان در شكّى كه خود ايجاد مى‏كنند، سردرگم هستند.
هدف قرآن، هدايت مردم است و اگر به مسائلى از قبيل خلقتِ آسمان‏ها و زمين و گياهان و حيوانات و ... اشاره كرده به خاطر آن است كه توجّه مردم به آنها، موجب توجّه به علم و قدرت و حكمت خداوند گردد. (در قرآن به موضوعات طبيعى، كيهانى، تاريخى، فلسفى، سياسى و صنعتى اشاراتى شده، ولى هدف اصلى هدايت است.)
قرآن وسيله هدايت همه مردم است «هُدىً لِلنَّاسِ» (بقره، 185) همانند خورشيد بر همه مى‏تابد، ولى تنها كسانى از آن بهره مى‏جويند كه فطرتِ پاك داشته و در برابر حقّ خاضع باشند «هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» هم چنان كه نور خورشيد، تنها از شيشه‏ى تميز عبور مى‏كند، نه از خشت و گِل. لذا فاسقان («لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ» توبه، 80)، ظالمان («لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ» مائده، 51. 4. ( «لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرِينَ» مائده، 67)، كافران، دل‏مردگان . «لا يَهْدِي مَنْ هُوَ كاذِبٌ كَفَّارٌ» زمر، 3. ( «لا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ» غافر، 28.)، مسرفان و تكذيب كنندگان از هدايت قرآن بهره‏مند نمى‏شوند.
مسلما قرآن و هر كتاب آسمانى ديگر تنها به حال گروه اول مفيد بوده و هست و گروه دوم از هدايت آن بهره‏اى نخواهند گرفت
سؤال:
اين آيه درباره قرآن و مطالب آن مى‏فرمايد: «لا رَيْبَ فِيه» شكّى در آن نيست ، در حالى كه خود قرآن شكّ و ترديد مخالفان را در اين باره بيان مى‏دارد: يك جا مى‏فرمايد: «إِنَّنا لَفِي شَكٍّ مِمَّا تَدْعُونا إِلَيْهِ مُرِيبٍ» (هود، 62) ما درباره آنچه ما را به آن مى‏خوانى، در شكّ هستيم.
و در مورد شكّ در وحى و نبوّت نيز مى‏خوانيم: «بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي» (ص، 8) درباره‏ى قيامت نيز آمده: «لِنَعْلَمَ مَنْ يُؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْها فِي شَكٍّ» (سبá 21) بنا بر اين چگونه مى‏فرمايد: «لا رَيْبَ فِيهِ» هيچ شكّى در قرآن و محتواى آن نيست؟
پاسخ:
مراد از جمله«لا رَيْبَ فِيهِ» آن نيست كه كسى در آن شكّ نكرده و يا شكّ نمى‏كند، بلكه منظور آن است كه حقّانيت قرآن به قدرى محكم است كه جاى شكّ ندارد و اگر كسى شكّ كند به خاطر كور دلى خود اوست. چنان كه در آيه 66 سوره نمل مى‏فرمايد: «بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْها بَلْ هُمْ مِنْها عَمُونَ». (نخبة التفاسير به نقل از آية اللَّه جوادى.)
 

چرا اشاره به دور؟ (ذلك)

مى‏دانيم كلمه" ذلك" در لغت عرب اسم اشاره دور است، بنا بر اين ذلِكَ الْكِتابُ مفهومش" آن كتاب" است، در حالى كه در اينجا بايد از اشاره به نزديك استفاده مى‏شد، و" هذا الكتاب" مى‏گفت چرا كه قرآن در دسترسى مردم قرار گرفته بود.
اين به خاطر آن است كه گاهى از اسم اشاره دور براى بيان عظمت چيز يا شخصى استفاده مى‏شود، يعنى آن قدر مقام آن بالا است كه گويى در نقطه دور دستى در اوج آسمانها، قرار گرفته است، در تعبيرات فارسى نيز نظير آن را داريم مثلا در حضور افراد بزرگ مى‏گوئيم:" اگر آن سرور اجازه دهند چنين كار را مى‏كنيم". در حالى كه بايد اين سرور گفته شود، اين تنها براى بيان عظمت و بلندى مقام است.
در بعضى ديگر از آيات قرآن تعبير به" تلك" شده كه آنهم اشاره دور است مانند تِلْكَ آياتُ الْكِتابِ الْحَكِيمِ". (لقمان آيه 2)
 

پرهيزکار

چرا هدايت قرآن ويژه پرهيزكاران است؟
مسلما قرآن براى هدايت همه جهانيان نازل شده، ولى چرا در آيه فوق هدايت قرآن مخصوص پرهيزكاران معرفى گرديده؟
علت آن اين است كه تا مرحله‏اى از تقوا در وجود انسان نباشد (مرحله تسليم در مقابل حق و پذيرش آنچه هماهنگ با عقل و فطرت است) محال است انسان از هدايت كتابهاى آسمانى و دعوت انبياء بهره بگيرد.
به تعبير ديگر: افراد فاقد ايمان دو گروهند: گروهى هستند كه در جستجوى حقند و اين مقدار از تقوا در دل آنها وجود دارد كه هر جا حق را ببينند پذيرا مى‏شوند.
گروه ديگرى افراد لجوج و متعصب و هوا پرستى هستند كه نه تنها در جستجوى حق نيستند بلكه هر جا آن را بيابند براى خاموش‏كردنش تلاش مى‏كنند.
مسلما قرآن و هر كتاب آسمانى ديگر تنها به حال گروه اول مفيد بوده و هست و گروه دوم از هدايت آن بهره‏اى نخواهند گرفت.
زمين شوره‏زار هرگز سنبل بر نيارد، اگر چه هزاران مرتبه باران بر آن ببارد، بلكه بايد زمين آماده باشد تا از قطرات زنده كننده باران بهره گيرد.
تنها افراد پاك و پرهيزكار، از هدايت قرآن بهره‏مند مى‏شوند. «هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» هر كس كه ظرف دلش پاكتر باشد، بهره‏مندى و نورگيرى او بيشتر است. (هدايت داراى مراحل و قابل كم و زياد شدن است. «و الذين اهتدوا زادهم هدى»
سرزمين وجود انسانى نيز تا از لجاجت و عناد و تعصب پاك نشود، بذر هدايت را نمى‏پذيرد، و لذا خداوند مى‏فرمايد:" قرآن هادى و راهنماى متقيان است".
 

پيام‏هاي آيه:

1ـ  قرآن در عظمت، مقامى بس والا دارد. «ذلِكَ» ( درادبيات عرب، «ذلك» اسم اشاره به دور است. در اينجا به قرآن كه در پيش روى ماست، با «ذلك» اشاره مى‏كند كه حكايت از عظمتِ دست نايافتنى قرآن مى‏كند.)
2ـ قرآن در زمان حيات پيامبر جمع‏آورى و به صورت كتاب شده است. «الْكِتابُ»
3ـ راهنما بايد در روش دعوت و محتواى برنامه خود، قاطع و استوار باشد. جمله‏ى «لا رَيْبَ فِيهِ» نشانگر استوارى و استحكام قرآن است.
4ـ توانِ قرآن بر هدايت پرهيزكاران، خود بهترين دليل بر اتقان و حقّانيت آن است. «هُدىً لِلْمُتَّقِينَ»
5ـ قرآن، مايه هدايت خالص و بدون هيچگونه ضلالت و سردرگمى است. «لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً»
6ـ تنها افراد پاك و پرهيزكار، از هدايت قرآن بهره‏مند مى‏شوند.«هُدىً لِلْمُتَّقِينَ» هر كس كه ظرف دلش پاكتر باشد، بهره‏مندى و نورگيرى او بيشتر است. (هدايت داراى مراحل و قابل كم و زياد شدن است. «و الذين اهتدوا زادهم هدى» )



 
تعداد بازديد:1518 آخرين تغييرات:90/08/19
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر