سه شنبه 1 آبان 1397 - 13 صفر 1440 - 23 اكتبر 2018
صفحه اصلي/قرآن

تاجران متضرر چه کسانی هستند ؟

fiogf49gjkf0d

تاجران متضرر چه کساني هستند ؟

آنان كسانى هستند كه به بهاى (از دست‏دادن) هدايت، خريدار ضلالت و گمراهى شدند.


در قرآن مجيد كرارا فعاليت هاى انسان در اين دنيا به يك نوع تجارت تشبيه شده است، و در حقيقت همه ما در اين جهان تاجرانى هستيم كه با سرمايه‏هاى فراوان خدا داد، سرمايه عقل، فطرت، عواطف، نيروهاى مختلف جسمانى، مواهب عالم طبيعت، و بالاخره رهبرى انبياء، گام در اين تجارتخانه بزرگ مي گذاريم، گروهى سود مى‏برند و پيروز مى‏شوند و سعادتمند، گروهى نه تنها سودى نمى‏برند بلكه اصل سرمايه را نيز از دست داده، و به تمام معنى ورشكست مى‏شوند.

 
تاجران متضرر

أُولئِكَ الَّذِينَ اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‏ فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ وَ ما كانُوا مُهْتَدِينَ (بقره16)
آنان كسانى هستند كه به بهاى (از دست‏دادن) هدايت، خريدار ضلالت و گمراهى شدند. امّا اين داد و ستد، سودشان نبخشيد و در شمارِ هدايت يافتگان در نيامدند. (و يا به اهداف خود راهى نيافتند)
اين آيه در ادامه وصف منافقان آمده است ليكن آنها صاحب هدايتى نبودند كه آن را از دست بدهند. پس شايد مراد آيه اين است كه زمينه‏هاى فطرى و عوامل هدايت را از دست دادند. هم چنان كه در آيات ديگر مى‏خوانيم:
«اشْتَرَوُا الْكُفْرَ بِالْإِيْمانِ» (آل عمران، 177) گروهى ايمان را با كفر معامله كردند.
و يا «اشْتَرَوُا الْحَياةَ الدُّنْيا بِالْآخِرَةِ» (بقره، 86) آخرت را با زندگى دنيوى معامله نمودند.
و يا «وَ الْعَذابَ بِالْمَغْفِرَةِ» (بقره، 175) آمرزش و عفو الهى را با قهر و عذاب او معامله نمودند.
يعنى استعداد ايمان و دريافت پاداش و مغفرت را با اعمال خود از بين بردند.
عاقبت، نور الهى دود شد  فطرت حق‏جوى او، نمرود شد
اين معاوضه و انتخاب غلط دو زيان بزرگ همراه داشت: نخست اينكه سرمايه‏هاى مادى و معنوى خويش را از دست دادند بى آنكه در مقابل آن سودى ببرند. و ديگر اينكه حتى به نتيجه شوم مورد نظر خود نيز نرسيدند زيرا اسلام با سرعت پيشرفت كرد و به زودى صفحه جهان را فرا گرفت و اين منافقان نيز رسوا شدند

تجارت پر زيان‏

در قرآن مجيد كرارا فعاليت هاى انسان در اين دنيا به يك نوع تجارت تشبيه شده است، و در حقيقت همه ما در اين جهان تاجرانى هستيم كه با سرمايه‏هاى فراوان خدا داد، سرمايه عقل، فطرت، عواطف، نيروهاى مختلف جسمانى، مواهب عالم طبيعت، و بالاخره رهبرى انبياء، گام در اين تجارتخانه بزرگ مي گذاريم، گروهى سود مى‏برند و پيروز مى‏شوند و سعادتمند، گروهى نه تنها سودى نمى‏برند بلكه اصل سرمايه را نيز از دست داده، و به تمام معنى ورشكست مى‏شوند نمونه كامل گروه اول، مجاهدان راه خدا هستند، چنان كه قرآن درباره آنها مى‏گويد:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى‏ تِجارَةٍ تُنْجِيكُمْ مِنْ عَذابٍ أَلِيمٍ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ:" اى افراد با ايمان! آيا شما را راهنمايى به تجارتى بكنم كه از عذاب دردناك رهائيتان مى‏بخشد (و به سعادت جاويدان رهنمونتان مى‏شود) ايمان به خدا و رسول او بياوريد و در راه او با مال و جان جهاد كنيد" (صف- 9 و 10)
و نمونه واضح گروه دوم منافقانند كه قرآن در آيات (8 تا 16سوره مباركه بقره)، پس از ذكر كارهاى مخرب آنها كه در لباس اصلاح و عقل، انجام مى‏گيرد مى‏گويد:" آنها كسانى هستند كه هدايت را با گمراهى مبادله كردند و اين تجارت نه براى آنها سودى داشت و نه مايه هدايت شد" اين گروه در موقعيتى قرار داشتند كه مى‏توانستند بهترين راه را انتخاب كنند، آنها در كنار چشمه زلال وحى قرار داشتند، در محيطى مملو از صفا و صداقت و ايمان.
اما آنها به جاى اينكه از اين موقعيت خاص كه در طول قرون اعصار تنها نصيب گروه اندكى شده است بالاترين بهره را ببرند، هدايت را دادند و گمراهى را خريدند، هدايتى كه در درون فطرتشان بود، هدايتى كه در محيط وحى موج مى‏زد، همه اين امكانات را از دست دادند به گمان اينكه با اين كار مى‏توانند، مسلمين را در هم بكوبند و رؤياهاى شومى را كه در مغز خود مى‏پروراندند تحقق بخشند.
آخرت
اين معاوضه و انتخاب غلط دو زيان بزرگ همراه داشت:
نخست اينكه سرمايه‏هاى مادى و معنوى خويش را از دست دادند بى آنكه در مقابل آن سودى ببرند.
و ديگر اينكه حتى به نتيجه شوم مورد نظر خود نيز نرسيدند زيرا اسلام با سرعت پيشرفت كرد و به زودى صفحه جهان را فرا گرفت و اين منافقان نيز رسوا شدند. 
 

پيام‏هاي آيه:

1ـ منافق، سود و زيان خود را نمى‏شناسد و لذا هدايت را با ضلالت معامله مى‏كند. «اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ بِالْهُدى‏»
2ـ انسان، آزاد و انتخاب‏گر است. چون داد و ستد، نياز به اراده و تصميم دارد.
 «اشْتَرَوُا الضَّلالَةَ»
3ـ دنيا همچون بازار است و مردمان، معامله‏گر و مورد معامله، اعمال و انتخاب‏هاى ماست.«اشْتَرَوُا»  «فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ»
عاقبتِ مؤمن، هدايت «عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ» و سرانجام منافق، انحراف است.«ما كانُوا مُهْتَدِينَ»
5ـ  منافقان به اهداف خود راهى نمى‏يابند.«ما كانُوا مُهْتَدِينَ» وبا توجّه به آيات بعد.
 

ترسيم حال منافقان

مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ (بقره 17)
مَثل آنان (منافقان)، مَثل آن كسى است كه آتشى افروخته، پس چون آتش اطراف خود را روشن ساخت، خداوند روشنايى و نورشان را ببرد و آنان را در تاريكى‏هايى كه (هيچ) نمى‏بينند، رهايشان كند.
مثال، براى تفهيم مطلب به مردم، نقش مؤثّرى دارد. مسائل معقول را محسوس و بدين وسيله راه را نزديك و عمومى مى‏كند، درجه اطمينان را بالا مى‏برد و لجوجان را خاموش مى‏سازد. در قرآن مثال‏هاى فراوانى آمده است از جمله:
مثال حقّ، به آب و باطل به كفِ روى آب (رعد، 17)  مثال حقّ به شجره‏ى طيّبه و باطل به شجره‏ى خبيثه (ابراهيم، 26)  تشبيه اعمال كفّار به خاكسترى در برابر تندباد. (ابراهيم، 18) و يا تشبيه كارهاى آنان، به سراب (نور، 39) تشبيه بت‏ها و طاغوت‏ها به خانه عنكبوت (عنكبوت، 41) تمثيل دانشمند بى‏عمل به الاغى كه كتاب حمل مى‏كند. (جمعه، 5) و تمثيل غيبت، به خوردن گوشت برادرى كه مرده است. (حجرات، 12)
اين آيه نيز در مقام تشبيهِ مجموعه‏اى از روحيّات و حالاتِ منافقان است. آنان، نار مى‏افروزند، ولى خداوند نورش را مى‏برد و دود و خاكستر و تاريكى براى آنان باقى مى‏گذارد.
گاهى در آغاز، ايمان واقعى است، ولى كم‏كم انسان به انحراف گرايش پيدا نموده و منافق مى‏شود. كلمه «بِنُورِهِمْ» در اين آيه و جمله «لا يَرْجِعُونَ» در آيه بعد نشان مى‏دهد كه آنان نورى داشتند، ولى به سوى آن نور برنگشتند
امام رضا عليه السلام فرمودند: معناى آيه‏  «تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ» آن است كه خداوند آنان را به حال خود رها مى‏كند. (تفسير نور الثقلين)
 

پيام‏هاي آيه:

1ـ منافق براى رسيدن به نور، از نار (آتش) استفاده مى‏كند كه خاكستر و دود و سوزش نيز دارد. «اسْتَوْقَدَ ناراً»
2ـ نور اسلام عالم‏گير است، ولى نورى كه منافقان در سايه‏ى آن تظاهر به اسلام مى‏كنند، در شعاعى كمتر و روشنايى آن ناپايدار است. «أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ»
3ـ اسلام نور و كفر تاريكى است.«ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ»
4ـ كسى كه از يك نور بهره‏مند نشود، در ظلمات متعدّد باقى مى‏ماند. «بِنُورِهِمْ» ، «فِي ظُلُماتٍ» (كلمه «نور» مفرد و كلمه «ظُلُماتٍ» جمع است.)
5ـ نقشه‏ها و توطئه‏هاى منافقان، به اراده الهى ناتمام مى‏ماند. «ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ»
6ـ طرف مقابل منافقان، خداوند است. «ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ»
7ـ عاقبت و آينده‏ى منافقان، تاريك است. «فِي ظُلُماتٍ»
8ـ منافقان دچار وحشت و اضطراب، و در تصميم‏گيرى‏هاى دراز مدّت، سردرگم هستند.«فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُونَ»
9ـ گاهى در آغاز، ايمان واقعى است، ولى كم‏كم انسان به انحراف گرايش پيدا نموده و منافق مى‏شود. (كلمه «بِنُورِهِمْ» در اين آيه و جمله «لا يَرْجِعُونَ» در آيه بعد نشان مى‏دهد كه آنان نورى داشتند، ولى به سوى آن نور برنگشتند.)
 
آمنه اسفنياري
بخش قرآن تبيان

منابع:
1-  تفسير نور الثقلين
2-  تفسير نور ج1
3-  تفسير نمونه ج1



 
تعداد بازديد:1018 آخرين تغييرات:90/09/22
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر