جمعه 27 فروردين 1400 - 4 رمضان 1442 - 16 آپريل 2021
صفحه اصلي/مقالات

نقش امام زين العابدين (ع) در ابلاغ پيام كربلا

نقش امام زين العابدين (ع) در ابلاغ پيام كربلا

 

 

قيام حضرت ابا عبدالله الحسين (عليه السلام) داراي ابعاد گوناگوني بود كه مي توان به خوبي از رفتار و گفتار امام (عليه السّلام) از ابتداي حركتشان از مدينه تا آخرين لحظات عمر شريفشان به آن پي برد. امور متعددي نيز به عنوان عوامل قيام امام حسين (عليه السلام) محسوب مي شوند كه به برخي از آن ها به اختصار اشاره مي شود:


 
 
 
الف) خودداري از بيعت با يزيد:
 
همان يزيدي كه جام شراب را بر حوران بهشتي ترجيح مي داد و سرانجام بر اثر افراط در شرابخوري از دنيا رفت.
يزيدي كه پس از شهادت امام حسين (عليه السّلام) آرزو كرد: «اي كاش بزرگان ما كه در جنگ بدر كشته شدند امروز زنده مي شوند و مي گفتند: اي يزيد آفرين بر تو باد» (1)
يزيدي كه به تأسي از پدرش درصدد مسخ تدريجي اسلام بود.
 
ب) دعوت اهل كوفه:
 
اهل كوفه از امام دعوت كردند تا براي به دست گرفتن رهبري مردم عراق و تشكيل حكومت اسلامي به كوفه بروند. (2)
 
ج) اصلاح امت:
امر به معروف و نهي از منكراتي مانند محو سنت ها و رواج بدعت ها عامل ديگري براي قيام امام بود. به تعبير ديگر عامل سوم، اصلاح امت اسلامي بود. (3)
يزيد كه پس از شهادت امام پايه هاي حكومتش را متزلزل ديد، تنها راه فرار خود از سرزنش مردم را عوام فريبي و تبليغات مسموم دانست ، درصدد ترور شخصيتي امام (ع) و اهل بيت او برآمد و به عنوان اولين مبارزه ، امام (ع) و اهل بيت در شام را «خارجي» ناميد و آن ها را به عنوان شورشيان بر خليفه مسلمين «كه مجازاتشان تبعيد و اعدام است» معرفي كرد.
او با برپايي مراسم جشن و شادي ، جنايت خود را يك پيروزي قلمداد كرد و سعي كرد از شناخته شدن حسب و نسب اسرا و اهل بيت امام (ع) در بين مردم جلوگيري كند.
متأسفانه مردم شام ، اسلامشان را فقط از طريق معاويه و يزيد فرا گرفته بودند، بنابراين هر گونه بدعت را چشم و گوش بسته، پذيرفته و آن ها را احكام الهي مي پنداشتند.
اين تقليد كوركورانه تا حدي بود كه حتي معاويه، نماز جمعه را در روز شنبه اقامه كرد و هيچ كس اعتراض نكرد. (4)
دستگاه تبليغاتي يزيد در شام ابتدا توانست حقيقت را پنهان كند؛ لذا اهل شام با پايكوبي و هلهله به استقبال كاروان اسرا و سرهاي بر روي نيزه آمدند و آن را پيروزي سپاه اسلام دانستند. (5)
اگر نقشه يزيد در تحريف وقايع عاشورا و تحريف تاريخ عملي مي شد، امروز عاشورا الگوي ظلم ستيزي نبود.
با در نظر گرفتن شرايط آن زمان است كه وجود كسي به عنوان پيام رساندن عاشورا يك ضرورت تلقي شده و رهبري اين مسئوليت را كسي به عهده نگرفت، مگر حضرت سيد السجادين (ع) و زينب (س). بدين ترتيب پس از حماسه كربلا مرحله اي ديگر از اين انقلاب آغاز شد.
امام سجاد (ع) كه در آن زمان 23 سال بيشتر نداشت، مهم ترين وظيفه خود را زنده نگه داشتن خون شهداي كربلا قرار داد. در واقع اين مرحله ، ضامن به ثمر رسيدن خون سيد الشهداء(ع) بود.
از همان روز عاشورا تا آخرين لحظات عمر شريفشان مظلوميت اهل بيت (ع) را يادآور شدند و اين غم و اندوه دروني خود را در مناسبت هاي مختلف آشكار ساختند.
امام (ع) در خطبه هايي كه در مسير كربلا تا شام و از شام تا مدينه ايراد كردند تلاش هاي يزيد را نقش بر آب نمودند كه به بخش هائي از سخنان حضرت اشاره مي شود:
 
الف) سخنان امام (ع) در كوفه:
 
با توجه به اينكه كوفيان حسب و نسب امام حسين (ع) را مي دانستند و فقط حب دنيا، غفلت و مال حرام سبب جرأت آن ها بر قتل امام حسين (ع) شده بود، امام (ع) با خطابه هايي آتشين وجدان به خواب رفته  آن ها را نسبت به شدت جنايتي كه مرتكب شدند بيدار نمود و اوج فاجعه كشتن امام (ع) و اهل بيتش و بيعت شكني اهل كوفه را گوشزد كردند.
 
ب) خطبه امام در شام
 
امام علي (ع) در شام و پيش از اين ،به شكل ديگر اين پيام را ابلاغ كردند و بيشترين همت شان در اين شهر، معرفي شخصيت و جايگاه خود نسبت به پيغمبر اكرم (ص) بود و در ادامه با رسوا كردن يزيد و حكومت ظالمانه او و اشاره به جنايات او خصوصاً در كربلا مظلوميت امام حسين (ع) و اهل بيتش را يادآور شدند. (6)
افشاگري امام (ع) محدود به مجامع عمومي نميشد، بلكه در برخوردهاي شخصي و چهره به چهره هم اين وظيفه را به خوبي به انجام رساندند.
- زماني كه كاروان اسرا به شهر شام رسيد پيرمردي به امام سجاد (ع) نزديك شد و گفت: سپاس خداوندي را كه شما را ملاك كرد و امير را بر شما مسلط كرد....، امام (ع) فرمودند: اي پيرمرد! آيا قرآن خوانده اي؟ پيرمرد گفت: آري. امام (ع) فرمود: آيا اين آيه را خوانده اي؟
«بگو هيچ مزدي از شما نمي خواهم، مگر دوستي نزديكانم» (7)
و آيا كلام خداوند متعال را خوانده اي: «و حق كساني كه با تو قرابت دارند ادا كني؟» (8)  
و اين كلام خداوند كه: «و بدانيد هر آنچه كه به غنيمت مي بريد خمس آن، مال رسول خدا و كساني است كه با پيغمبر قرابت دارند» (9)
پيرمرد گفت: «آري خوانده ام» امام فرمودند: «به خدا قسم مراد از نزديكان پيغمبر در اين آيات، هستيم» سپس فرمودند: آيا كلام خداوند را خوانده اي كه: «همانا خداوند مي خواهد كه هر گونه پليدي را از شما اهل بيت بزدايد و شما را پاك گرداند» (10)
گفت: «آري»
آنگاه امام (ع) فرمودند: «ماييم اهل بيتي كه خداوند آن ها را مطهر گردانيد»
پيرمرد گفت: قسمتان مي دهم، شما همان افراد هستيد.
امام فرمودند: «بدون شك ما آن ها هستيم؛ پيرمرد بر آنچه بر سر اهل بيت گذشته بود، تأسف خورد و از آنچه بني اميه و انجام داده بود، بيزاري جست» (11)
تلاش هاي امام سجاد (ع) در شام به نتيجه رسيد. يعني اهل شام متوجه جنايات يزيد و عظمت جايگاه اهل بيت شده بودند. سخنراني ها و روشنگري هاي امام سجاد (ع) سبب شد، يزيد گناه اين اقدام را به گردن ابن زياد بيندازد و او را لعنت كند و در آخر هم امام سجاد (ع) را با احترام به مدينه منوره بفرستد. (12)
 
ج) اقدامات امام (ع) در مدينه:
 
در مدينه منوره نيز امام سجاد (ع) به بيان مظلوميت خود و افشاي فساد حكومت يزيد پرداخت و حتي قبل از ورود به مدينه به يكي از شعرا دستور دادند تا بر مصيبت سيد الشهداء شعر بخواند و وقتي مردم جمع شدند، حضرت، خطبه اي ايراد فرمود كه در آن ،پيام عاشورا را ابلاغ نمود.
امام سجاد (ع) مهم ترين سند و مدرك نامشروع بودن حكومت يزيد يعني شهادت پاره تن پيغمبر اكرم (ص) و اهل بيت او را ارائه كرد، كه به هيچ وجه قابل انكار يا توجيه
از غم و اندوه حادثه جانسوز كربلا سينه اش تنگ شده بود و بنابر نقلي به مدت 20 سال گريه خود را در مناسبت هاي مختلف آشكار مي ساخت، (13) ، تا ياد و هدف امام حسين (ع) و ظلم و بي عدالتي حكومت بني اميه فراموش نشود و در جواب كسي كه از ايشان درخواست نمود كه گريه نكند، فرمودند:«يعقوب پيغمبر 12 پسر داشت، يكي را خداوند از او جدا كرد، چشمانش از شدت گريه بر او سفيد و پشتش از غم و غصه خم شد در حالي كه مي دانست پسرش زنده است.ولي من در اطرافم پدر ،برادر ، عمو و 17 نفر از اهل بيتم را كشته ديدم. پس چگونه خون و اندوهم تمامي يابد» (14)
زندگي امام سجاد (ع) سراسر الگوي ما شيعيان و محبين اهل بيت (عليهم السلام) است، اما درسي كه ما از تاريخ زندگي اين امام بزرگوار مي گيريم، لزوم و اهميت زنده نگه داشتن ياد و خاطره عاشورا ست .
 
منابع:
 
1-  شيخ عباس قمي، في المنتهي في وقايع ايام الخلفاء، ص 44
2-  شيخ مفيد، الارشاد، ص 203
3-  محمد باقرمجلسي، بحارالانوار، ج44، ص 329
4-  مسعودي، مروج الذهب، ج3، ص 31
5-  مهدي پيشوايي، سيره پيشوايان، ص 201
6-  منظور امام علي بن ابيطالب است
7-  سوره شوري، آيه22
8-  سوره اسراء، آيه 26
9-  سوره انفال، آيه41
10- سوره احزاب، آيه33
11- ابن أبي الحديد، شرح نهج البلاغه، ج7، ص 159
12- ابن اثير، الكامل في التاريخ، ج4، ص 87
13- ابن شهر آشوب، مناقب آل ابي طالب، تصحيح و تعليق، سيد هاشم رسولي محلاتي، ج4، ص161
14- محمد باقر مجلسي،بحارالانوار، ج46، ص 108
 



 
تعداد بازديد:1733 آخرين تغييرات:90/09/30
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر