پنج شنبه 28 تير 1397 - 6 ذي القعده 1439 - 19 ژولاي 2018
صفحه اصلي/مقالات

قيام نوزده بهمن در سيستان

fiogf49gjkf0d

قيام نوزده بهمن در سيستان

به مناسبت شصتمين سالروز قيام نوزده بهمن مردم دارالولايه سيستان

 

 

 زندگينامه آيت الله حاج ميرزا ابراهيم شريفي مرجع ديني و رهبر مذهبي قيام 19 بهمن سال 1330 دارالولايه سيستان :
 
در سال 1283 هجري شمسي در زابل پاي به عرصه وجود نهاد . پدر وي مرحوم حاج شيخ محمد علي مشهور به آقا حاجي شخصا مقدمات را به او آموخت و براي تکميل مدارج تحصيلي وي را روانه مشهد نمود . او ادبيات، فقه و اصول فلسفه و عرفان را در محضر اساتيد و نوابغ زمان چون اديب نيشابوري ، حاج محقق قوچاني ، ملاعباسعلي فاضل و حاج ميرزا محمد خراساني (آقا زاده بزرگ) فرا گرفت. آنگاه روانه قم شده در مکتب علماي اعلام : حاج شيخ عبد الکريم حائري و حاج آقا حسين قمي و پس از رحلت ايشان در مکتب حضرت آيت الله العظمي بروجردي به کسب علم پرداخت سپس به نجف اشرف سفر نموده و در آنجا در محضر علمائي چون آقا ضياء عراقي ، آقا سيد ابو الحسن اصفهاني و آيت الله نائيني کسب فيض نمود و در نهايت ، عرفان را در مکتب آيت الله سيد علي قاضي طباطبائي فرا گرفت مدتي را نيز در تهران و اصفهان به فراگيري علوم فقهي پرداخت بطوريکه دوران تحصيل ايشان حدود سي سال طول کشيد ازهمدوره هاي تحصيلي او در محضر حاج سيد علي قاضي طباطبايي ، مرحوم علامه طباطبائي و آيت الله عليمحمد بروجردي وشيخ محمد تقي بهجتي را ميتوان به ياد آورد در دوران اقامت در نجف اشرف مورد توجه خاص استاد خويش يعني حاج سيد علي قاضي طباطبايي قرار گرفت و با صبيه وي ازدواج نمود. در اواخر دوران سلطنت رضا شاه با درجه اجتهاد وارد سيستان شد و امامت جمعه مسجد جامع حسين آباد را به عهده گرفت.
 
 
 
 
 عدم اعتناي وي به ممنوعيت منبر که پيش از آن توسط مسولين اداري زابل مقرر شده بود سبب گرديد تا او را به جرم روضه خواني دستگير و زنداني نمايند اين اولين باري بود که مرحوم شريفي طعم تلخ رفتار مامورين انتظامي را مزمزه نمود .
 
 درسال 1324هجري شمسي انتخابات مربوط به انجمن هاي ايالتي و ولايتي در سيستان با ناکامي مواجه شد. مرحوم آيت الله شريفي پيشاپيش مردم سيستان ايستادگي نموده سبب گرديد تا نماينده اي از طرف وزارت کشور به زابل اعزام و بالاخره منجر به انحلال انتخابات مذکور در سيستان شد.
 
علت اصلي قضيه آن بود که دولتمردان ايشان را مانع بزرگي در راه پيروزي امراء قاين در سيستان ديدند و با اعتقادي که مردم سيستان به وي داشتند کار ديگري نيز از آنان ساخته نبود.
 
سياست رفتاري امراء نسبت به سيستان باعث شد با وجود جوانان مستعد از تاء سيس دوره کامل دبيرستان در اين منطقه جلوگيري شود دست نشاندگان متنفذ آنان در روستاها هر مدير مدرسه اي را که براي تاسيس کلاسهاي پنجم و ششم تلاش ميکرد با بدترين اتهامات از منطقه ميراندند.
 
 حق کشي ها، بهره کشي ها و بر باد دادن ملک و خاک سيستان که در طي ادوار گذشته توسط امراء مذکور بر اين منطقه سايه گسترده بود عامل مهم مشارکت فعال سران سيستاني در انتخابات دوره نوزدهم مجلس شوراي ملي گرديد.
 
دولت دکتر مصدق انتخابات اين دوره را آزاد اعلام کرده بود و مردم ساده دل ، معتقد و رنجيده سيستان براي رهايي خويش دست به دامان مرحوم شريفي شدند و از وي خواستند تا نمايندگي آنان را پذيرا شود اما او بخاطر ملاحضاتي زير بار اين وظيفه سنگين نمي رفت تا آنکه بدستور آيت الله کاشاني و امر يه حضرت آيت الله بروجردي که مشارکت روحانيون را واجب دانسته بودند وارد صحنه مبارزات انتخاباتي دوره نوزدهم گرديد و بنا چار مستقيما" برقابت با خزيمه علم برخاست و بدين ترتيب دو نيروي مردمي و دولتي رو در روي هم قرار گرفتند و در نتيجه زمينه درگيري ميان اين دو نيرو آماده شد و در روز نوزدهم بهمن ماه سال 1330 شماري از صاحب منصبان شهر بدست مردم کشته شدند.
 
 
 
 
برقراري حکومت نظامي در سيستان که بعد از ظهر روز نوزدهم بهمن ماه مذبور اجرا گرديد منجر به دستگيري و بازداشت جمع کثيري از مردم شهر و پيشاپيش آنان به بازداشت مرحوم شريفي و مرحوم سردار محمد رضا خان پردلي انجاميد ديري نگذشت که بر اثر فشار عوامل زور و قدرت به جانبداري از خاندان علم دادگاه نظامي حکم اعدام مرحوم شريفي را صادر نمود اما تلاش و پيگيري برخي از بزرگان و مومنين سيستان و تماس آنها با آيت الله کاشاني سبب لغو اجراي حکم شد و پرونده را به همراه بازداشت شدگان به تهران فرستادند.
 
ملاقات آيت اله کاشاني با مرحوم شريفي که در زندان تهران صورت گرفت بر آن داشت که از طريق آيت اله بروجردي به شاه تذکر داده شود که صلاح نيست با يک روحاني اين چنين عمل شود و حتي از شاه خواسته شد که يا او را راحت کنيد ويا از زندان آزادش نماييد.
 
هنگاميکه مرحوم شريفي از زندان آزاد شد براي احتراز از درگيري هاي محلي در تهران باقي ماند و از سوي حاج شيخ محمد حسين سيستاني امامت جماعت مسجد شاه تهران به وي پيشنهاد گرديد تا بجاي وي در اين مسجد به ارشاد و هدايت مسلمين بپردازد اما به دستور آيت اله بروجردي که عليرغم خستگي روحي و فشارهاي ناشي از دوران بازداشت وجود مرحوم شريفي را در سيستان ضروري ميدانست ناگزير به زابل آمد وتا پايان عمر به ارشاد و هدايت مسلمين سرگرم بود وفات اين بزرگمرد تاريخ سيستان در بامدادروز چهارشنبه هفدهم ديماه يکهزارو سيصد و چهل و هشت اتفاق افتاد و مردم دارالولايه را در غم سنگيني فرو برد.
 
 شصتمين سالروز قيام نوزده بهمن مردم دارالولايه سيستان گرامي باد. محمدرضاخان پردلي از سرداران و وطن پرستان سيستاني گهگاه به کمک عوامل زيردست خودکه درشبروي وعياري سلاله هاي واقعي عياران يعقوبي مي بودند امنيت محيط را براي عوامل حکومتي خاندان علم وهمچنين صاحب منصبان اروپايي مستقردرسيستان به خطرمي انداخت بعد از سال 1304 نماينده رضا شاه مدال شاهي رابه همراه حکم رياست رودخانه سيستان به وي تحويل مي دهد بدين ترتيب او اولين رييس آبياري سيستان بعدازتاجگذاري رضاشاه ميشود درسال1313دولتي ها گزارشي کذب بر عليه محمد رضا خان تنظيم که حکايت ازعصيان وسرکشي محمدرضاخان براي جداسازي سيستان وانضمام آن به افغانستان مي نمودبه دربار رضاشاه ارسال کردند واندکي بعدبه فرمان شاه ويرا دستگير و به تهران اعزام داشتند .
 
 پس از مدتي رضا شاه او را آزاد و اندکي که از توقف محمدرضاخان درتهران گذشت ماموريت وصول ماليات شهريارکرج به او واگذارگرديد . موفقيت وي درانجام کار که باحمايت تيمورتاش و به پشت گرمي وي تحقق پذيرفت موجب شد تادراداره ماليه تهران رسما دعوت بکار شود بعد از شهريور1320که به تبعيد رضاشاه ازايران انجاميد محمدرضاخان توانست در سال1322به زادگاه خويش بازگردد.
 
درسال1324موضوع انجمن ايالتي و ولايتي مطرح ومسِِئله ساز و ابداع کننده اختلافات تازه تري گرديد به هنگام انتخابات انجمن مذکور بعضي خوانين وسران طوايف با ابراهيم خان دست به يکي کرده سر به اطاعت امراء قاين نهاده به قصدلوث کردن مسئله با محمدرضاخان و عامه مردم وکدخدامردان کيخا و کاظم که همه راميل به شکست علميون و پيروزي و موقعيت مرحوم آيت الله حاج ميرزا ابراهيم شريفي عالم و مجتهد حسين آباد شهر بود از در مخالفت درآمدند.
 
 
 
 
 پايمردي و استقامت بارز وآشکار دو نيروي توانمند ملي و مذهبي که به ترتيب توسط سردار محمدرضا خان و آيت الله حاج ميرزا ابراهيم شريفي رهبري و هدايت مي شد راه موفقيت علميون را مسدود نمود اولين زنگ خطردرسيستان برعليه آنان به صدا درآمد.
 
 اما هنگاميکه آنان نتوانستند درسيستان به اهداف خويش برسند توسط نماينده اعزامي وزارت کشور زمينه انحلال انجمن هاي ايالتي و ولايتي سيستان را فراهم ساختند.اين نحوه عملکرد به قوام و انسجام بيشتر گروه هاي مردمي انجاميد و علنا" دوقطب مخالف و سرسخت دراين منطقه رو در روي هم قرار گرفتند. شکست خاندان علم وخوانين متحدآنان درانتخابات انجمن هاي ايالتي و ولايتي سبب شدتا براي انتخابات دوره نوزدهم مجلس شوراي ملي با برخورداري ازحمايت دربار بيشتر سرمايه گذاري کنند اما هشياري و هم پيماني محمد رضاخان و آيت الله حاج ميرزا ابراهيم شريفي که به ترتيب متاثر از سيستم فکري وسياسي عقيدتي دکترمصدق وآيت اله کاشاني مي بودند همه راهها را به روي هواداران خاندان علم مسدود مي ساخت.
 
دولت دکترمصدق انتخابات اين دوره را آزاد اعلام نموده بود وآيت اله کاشاني به جميع علما و روحانيون کشور و منجمله آيت الله حاج ميرزا ابراهيم شريفي تکليف مي نمايد که چه خوب است که در اين موقعيت از بي طرفي چشم پوشيده آقايان دراين امر مهم وارد شوند.
 
باکانديدايي مرحومآيت الله حاج ميرزا ابراهيم شريفي که به رقابت اميرحسين خان خزيمه علم برخاسته بود سيستان به يک مرکز و ياميدان مبارزه سياسي تبديل شد و بدين ترتيب محمدرضاخان پردلي که توانسته بود باجلب اعتماد جامعه آنان را به يک حرکت ضد علمي رهبري نمايد چهره مردمي و ملي يافت. برگزاري متينگ ها وتظاهرات کوچه خياباني سوار برکاميون که توسط گروهي از طرفداران علم و دولت براي درهم شکستن تحصن مردم در تلگرافخانه شهر تدارک ديده شده بود سبب سرسختي بيشترآنان گرديد درنتيجه بدستور فرماندار و با توافق انجمن شهر خطوط تلگرافي که تنها راه ارتباط واعتراض مردم براي دادخواهي بشمارمي رفت در چند قسمت ازمسير قطع شد.
 
 توقع مردم اين بودکه عوامل اجرايي انتخابات و در راس آنها فرماندار با رعايت بيطرفي دست از حمايت مستقيم و صددرصد خزيمه علم برداشته اعضا انجمن هاي راي گيري را به تساوي از نمايندگان دو رقيب انتخاباتي تعيين نمايند اما فرماندار به تحريک احساني که رياست انجمن شهررا برعهده داشت و همچنين به وسوسه بعضي خوانين و به پشت گرمي از دربار شاهي و مقامات وزارتي عليرغم خواسته مردم به قطع سيم هاي تلگراف مبادرت ورزيد.
 
در همين هنگام حدود شصت نفراز بزرگان و ريش سفيدان از جانب محمدرضاخان به فرمانداري مراجعه و به منظور اتمام حجت با کوثر فرماندار وقت ملاقات نموده متذکر شدند که عدم توجه به درخواست ما در خصوص رعايت تساوي اعضاي انجمن هاي راي گيري به تحصن ما مي انجامد. اينک بجاي آنکه بگذاريد براي احقاق حق مان با مقامات بالا تماس بگيريم خطوط تلگراف را قطع نموده ايد؟
 
 آيا مفهوم انتخابات آزاد که از طريق نخست وزير وقت اعلام شد همين است؟
 
کوثربدون رعايت جنبه هاي ظاهري قضيه که مسلما بي تاثير در رخدادهاي بعدي نبود با گفتاري تند پاسخ داد که من فرماندار چهارمحال بختياري ام آمده ام تا خزيمه علم را ازصندوق بيرون بياورم و برگردم . فردي از حاضرين بلند شد و به اين کار و رفتارش اعتراض نمود. آنگاه همه حاضرين با عصبانيت از فرمانداري خارج شدند. قيام نوزده بهمن 1330 سيستان سرسختي و لجاج آمرانه طرفداران خزيمه علم موجي از خشم در دل مردم سيستان پديد آورده بود.
 
 
 
 
توده هاي مردمي که بارها بوسيله صاحب منصبان دولتي محل و زورمداران عشيره اي و با گفتارو کردارهاي تند و تحقيرآميزشان به هيچ گرفته شده بودند به مشابه يک انبار بزرگ و همه جا گير باروت بشدت قابل انفجار بود.
 
در زير نگا ههاي نفرت بار و در عين حال کنجکاو و نگران مردم که صبح زود در مسير خيابان اصلي شهر تجمع يافته بودند اتومبيل حامل انجمن و به همراه صندوق راي گيري از فرمانداري خارج و راهي حسينيه مرکزي شهرشد. ظاهرا"به لحاظ رعايت برخي از جنبه هاي امنيتي اين حسينيه را که درست روبرو شهرباني قرار داشت براي محل اخذ راي در نظرگرفته بوند.
 
 به اعتقاد علميون همه چيز بر وفق مراد پيش ميرفت صندوقهاي راي که همه انباشته از آرا دست نويس يک پسربچه بود که شب قبل توسط هواداران خزيمه و با نظارت پنهاني فرماندار و رييس انجمن شهر از داخل جورابهايشان به درون صندوق ها ريخته شده بودند. اتومبيلي که اعضاي انجمن نظارت را به جانب حسينيه حمل مي کرد مربوط به علي احساني بود که ضمن رياست انجمن شهر به علت برخورداري از حمايت خاندان علم به مال و منالي رسيده از جمله زورمداران رده اول شهربحساب مي آمد.
 
 او سوگندخورده بود که تا خزيمه را وکيل نکند به بيرجند نخواهد رفت. همه اين مسايل پنهان و آشکاربه گوش مردم رسيده بود.در يک چنين جوي بود که اتومبيل احساني با سرنشيناني که همه در مظان اتهام و نفرت و انزجار عمومي واقع بودند از ميان مردم خشمگين مي گذشت، يک جرقه کوچک لازم بود تا اين انبار سهمگين باروت مشتعل شود و آنگاه خرمن هستي را بسوزاند و اين موقعيت چنين پديد آمد موسي عودي از جماعت کاظمي ها پيرزن مستمندي را جلوي ماشين هل داد و بعد با صداي بلند فرياد زد که منتظر چه هستيد؟
 
 آيا دست روي دست ميگذاريد تا به ناموس شما تجاوز شود؟
 
احساني و از پس وي سردار نظرخان ايراني و کوثري و اشتري و آنانکه کشته نشدند با لباس زنانه از چنگ مهاجمين عصيان زده گريختند. سردار نظرخان در خانه اي مسکوني و کوثر فرماندار شهر و اشتري در منزل سرهنگ پيروزان که فرماندهي هنگ زابل را بعهده داشت کشته شدند ، خزيمه علم که خانه اش با نيروهاي مسلح فراواني محافظت ميشد بالاخره با لباس زنانه فرار نمود.اسد الله علم نيز قبل از ماجرا سيستان را ترک گفته بود.
 
سروان ادبايي افسر ابوابجمعي هنگ سواره نظام زابل از داخل شهرباني خود را به پشت بام مغازه هاي مشرف به چهارراه محل اجتماع مردم رسانده ومردم را به حفظ آرامش دعوت نمود اما هيچکس اعتنا نمي کرد سپس با شليک پياپي مسلسل مردم را تهديد نمود اما مردم متفرق نشدند .
 
کد خدا عباس اسدالله از جماعت ميران عنايت فحشي نثار نموده چوبي به جانب ادبايي پرتاب کردو او تاب نياورده با اسلحه کمري کد خدا عباس را به گلوله بست و او کشته شد. مردم جنازه مقتول را از صحنه خارج کرده از جاي خود نجنبيدند .
 
حدودا" ساعت دوازده صبح بود که سردار محمدرضا خان از مردم خواست تا متفرق شوند. پيش از اين صندوق هاي راي گيري بلا استثنا تماما" در هم شکستنه شده و آراء تقلبي در مقابل ديدگان مردم بر روي زمين ريخته شده بود.
 
به محض در هم شکستن تجمع مردم، سرهنگ گل محمدي بسمت فرماندار نظامي تعيين و از همان لحظه دستور دستگيري محمد رضا خان،آيت الله حاج ميرزا ابراهيم شريفي وجماعتي از مردم سرشناس شهر داده شد. به اجراي حکم اعدام بازداشت شدگان از طريق سيستانيهاي مقيم تهران سريعا" به آيت الله کاشاني گزارش گرديد وبا وساطت وي وبدستور دکتر مصدق حکم اعدام لغو و محکومين به همراه پرونده به تهران اعزام گرديدند.
 
آيت اله کاشاني در زندان به ملاقات آنان رفته به منظور استخلاص بازداشت شدگان به آيت اله بروجردي متوسل شده ايشان از طريق تماس تلفني با شاه بخصوص در مورد مرحوم آيت الله حاج ميرزا ابراهيم شريفي چنين متذکر ميشوند که يا اين آقا را بکش يا اينهمه توهين به يک مقام روحاني جايز نيست بعدها بر اثر مساعي آيت الله کاشاني برائت حاصل شده پس از گذرانيدن زندانهاي کرمان ، قوچان و تهران به سيستان مراجعت نمودند.
 
تثبيت موقعيت اسداله خان علم در تهران با پستهاي نخست وزيري و وزارت دربار از توانمندي خاصي بهره مند شده بود سبب گرديد تا محمد رضا خان پردلي را بعنوان يک عامل خطرناک و آشوبگر تا سال 1346در تهران به حالت تبعيد نگهدارند و به مدد برخي از عوامل فعال خود تسويه حسابهاي خونيني را در سيستان رنگ تحقق بخشد.
 
براي دوره نوزدهم سيستان در مجلس شوراي ملي نماينده اي نداشت براي دوره بعد جهانگير تفضلي بدون آنکه سيستان را از نزديک ببيند به عنوان نماينده مردم سيستان تراشيده شد و بعد از وي نيز کساني نماينده مردم شدند که با حمايت و صلاحديد اسدالله علم بودند و اين روال تا پيروزي شکوهمند انقلاب اسلامي ادامه داشت.
 
منبع :
 
برداشتي از كتاب زادسروان سيستان . مولف استاد غلامعلي رئيس الذاكرين
 
 
 
 
 
 
تهيه و تنظيم :حسين عسكري كهندل
 كارشناس امور فرهنگي و تبليغ اداره تبليغات اسلامي شهرستان زابل
 

 
 
 
 



 
تعداد بازديد:4477 آخرين تغييرات:90/10/15
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر