دوشنبه 3 مهر 1396 - 4 محرم 1439 - 25 سپتامبر 2017
صفحه اصلي/مقاله مدير كل استان

ابعاد وحدت قرآنی در تبیین اخوت اسلامی

fiogf49gjkf0d

ابعاد وحدت قرآني در تبيين اخوت اسلامي

تفاوت قوميت ها و لهجه ها موجب اختلاف نيست و نبايد باشد

 

 

مصاحبه زاهدان پرس با حجت الاسلام صفر قربانپور مدير كل تبليغات اسلامي سيستان و بلوچستان


وحدت برمبناي اصل قرآني سه اصل ،اصيل قرآني داريم که بر اساس آن مي توان جريان کلي وحدت در فرهنگ اسلامي و ديني و بين همه اقوام همه ملل اسلامي به خوبي اجرا کرد ، در واقع الگويي را برنامه ريزي کنيم که يک اصل بر مبناي قران کريم آن است .


آيا متفاوت خلق شدن انسان ها از منظر قرآن مي تواند موجب اختلاف باشد؟
 
تفاوت قوميت ها و لهجه ها موجب اختلاف نيست و نبايد باشد
 انسانها متفاوت آفريده شده اند برمبناي شرايط جغرافياي خداوند جل وعلا ومصالحه خلقت بشري افراد را گوناگون آفريد چهره ها را لهجه ها را وموقعيت ها را متفاوت آفريد اما طبق بيان قرآن کريم اين آفرينش مختلف به جهت شناخت يکديگر و به جهت اختلاف  دو گانگي و جريان کلي خلقت  نيست هدف از بيان اين اصل اين است  که ما در بين اقوام ملل و مردم حتي  از يک مذهب  و از يک موقعيت جغرافيايي افراد را مختلف داريم افکار و غرايز يشان هم طبعا  مختلف است گرچه اصولشان مشترک مي باشد اما در عمل متفاوت هستيم همه اين ها را پروردگار عالم فرمود که من آفريدم  تا شما يکديگر را به خوبي بشناسيد ؛ مراودات خود را خوب برنامه اي برگزار کنيد ولي اين موضوع موجب اختلاف نبايد باشد موجب شرايط تفاوت  منطقه ،جغرا فيا ،برداشت و فرهنگ است اما موجب اختلاف نيست .
 اين يک اصل  بنابراين در ميان انسانها نمي توانيم انتظار داشته باشند همه يک جور فکر کنند  همه يک جور حرف بزنند همه يک نوع پوشش داشته باشند همه يک نوع قيافه اين امکان ذاتي ندارد  پروردگار عالم در خلقت مختلف آفريد ولي عرض کردم اين مبنا  اختلاف، تضاد وجنگ، مبارزه، مخالفت ها نبايد باشد اصل ديگري داريم  بر مبناي قرآن کريم اينکه مؤمنين برادر يکديگرند( ان للمؤمنين اخوه )با مبناي يک جريان کلي اشتراکي برادر مي شوند آن جريان کلي اصل ايمان يعني همين آدمها که در ظاهر متفاوت آفريده شده اند از زن ومرد نسل آغازينشان ،آغاز شد با همه نژاد هاي گوناگون در يک جريان کلي که اگر در اصل مشترک برادر باشند يعني در اصل ايمان با هم برادر و متحد مي شوند .
آيا وحدت بين مسلمانان تاکتيکي است .
اين  مبناي اتحاد قويتر از مبناي حسب، نصب ،جغرافيا، منطقه، قوم ،طايفه و فاميل است يعني آنها در جايگاه خاص خودشان ارزش به نسبت خودشان را دارند اما مبناي اصل و حاکم ايمان است بنا براين قرآن کريم مي فرمايد اصل ايمان شماست وقتي اهل ايمان برادرند بهترين پيوند بين آنها برقرار مي شود تقريبا يک مبناي اساسي، ريشه اي، فطري و اعتقادي است با توجه به اين دو اصل قرآني در کنار اين عبارت قرآن کريم مي گوييم که هرکس با تقواتر است مقرب تر است و افراد اهل  تقرب اهل تقوا ميانه خودشان را بين خود وخدايشان بايد قويتر و اصلاح کنند آن موضوعي است فوق العاده اما بر  مبناي دو اصل قرآني اول مفهومش در جمع اين مي شود که جامعه اسلامي اشتراک مبنايي دارد به تعبيري وحدت استراتژيک وحدت برنامه اي و با محتوا دارند وحدت آنها  تاکتيکي  ،موقت ، و حدت آريه اي، وحدت بر مبناي زود گذر اينکه گاهي دوست مشترک دشمن مشترک صرف داشته باشند اين نيست .
 
نقش وحدت در جغرافياي جامعه اسلامي را لطفا بيان کنيد.
 
وحدت و رسيدن به آن مبنايي است اين موضوع هم منحصر به جريان وحدت بعد از انقلاب اسلامي نيست موضوع ديرين اسلامي و از مبناي آغاز حاکميت اسلامي است  قرآن کريم بيان بر اصل اتحاد براي اهل ايمان دارد و اين نشان ميدهدکه در طول زمان جامعه اسلامي بايد باهم متحد باشند اين را عرض ميکردم که وحدت درجامعه اسلامي وحدت آريه اي ،موقت و به تعبيري تاکتيکي نيست وحدت مبناي ديرين به اين مبنا  از ابتدا تشکيل حاکميت ديني وجريان نزول وحي قرآن کريم مؤمنين را برادر خواند همان کاري است  که پيامبر اکرم بعد از ورود به  مدينه النبي عملا  بين قبايل آنجا عقد اخوت اجرا کرد از جمله بين اوث وخزرج ايجاد وحدت و برادري کرد بنابراين در جامعه اسلامي با اين مبنا بايد حرکت کرد هدفم اين است  اگر وحدت مبنايي  وجود دارد مفهومش  اين است که اتحاد در جامعه اسلامي فرق اسلامي و افراد مسلمان در کشورهاي مختلف در سراسر عالم وجود دارد اين يک مبنا بعد از انقلاب اسلامي ما نيست يک جريان تازه ساخته نيست يک جريان ضرورت  اخيرحوادث  دوره زمان  ما  نيست بلکه يک مبناي کلي است برنامه از قبل در فرهنگ اسلامي طراحي شده اما  در جامعه اسلامي به تناسب زمان ومکان موقعيت بروز پيدا مي کند به تناسب شرايط در جغرافياي جوامع اسلامي  اهميت پيدا مي کند به تناسب  حرکاتي که دشمنان اسلام برعليه اسلام دارند اولويت  پيدا ميکند به تناسب برنامه ريزي  جوامع اسلامي ضرورت پيدا ميکند بنابراين مثل اين مي ماند که ما يک چتر بلند وحدت  داريم  با نام دين اسلام ، همه زير اين سايه و زير اين علم بايد بمانيم .
 
نقش وحدت در مقابله با دشمنان جهان اسلام را بفرمائيد.
 
 گاهي اوقات بسيار ضروري است که  به دليل اقتضاعات زمان عملا بعضي از برنامه هاي متحدانه نشان داده بشود مثل همکاري هاي متقابل در برنامه هاي سياسي ،اقتصادي ،مثل همکاري متقابل در مقابله با  دشمن مثل همکاري هاي بسيار مشترک در کار فرهنگ ديني ومبارزه با جريان ضد اسلام  در کل عالم  اين ها به اقتضاعات زمان نوسان پيدا مي کنند و اگر نه اصل ،اصل ديرين اما در شرايط کنوني با توجه به  موقعيت فعلي عالم  اسلام بويژه شرايط جهاني کفر عليه اسلام  بعد از پيروزي انقلاب اسلامي دقيقا آن موقعيت ويژه زمان و مکان خودش را به خوبي نشان داد.بعد از انقلاب اسلامي  باز به  شرايط مبناي همکاري ها، همراهي ها ،هم فکري ها در مقابله با دشمن مشترک بويژه در کشورهاي اسلامي و حتي در درون يک کشور بين  استان ها و اقوام مختلف مبنا آن که مثلا اهل تشيع و اهل تسنن با همه شعب و فرقه در اينکه ضرورتا بايد به  جريان کلي وحدت بپردازند قطعا بايد منابع را با  عنوان منابع اصيل اسلامي مشترک حفاظت  بکنند قطعا بايد اصل  حفظ اسلام باشد برپاي خيمه اسلام در عالم اسلامي  باشد به يقين برسند و ضرورت را بطور کامل درک بکنند و براي اينکه اين ضرورت عملياتي بشود به ناچار با درک حقايق با شناخت دشمن مشترک با شناخت ضرورت حفظ اصل بنيان اسلام بايد کار عملياتي وحدتي انجام بدهند .
 
جايگاهي که فرهنگ وحدت قرآني در بين اقوام و فرقه هاي اسلامي دارد را لطفا بيان کنيد.
 
براي اينکه اين کار عمليات وحدت صورت بگيرد قبل از اينکه به چيزهاي ديگر بپردازند بايد به درک مشترکات اندرون بپردازند  مثلا  اگر قرار است در ابواب فقهي گوناگون  کار بکنند بايد بر مبناي فقه موجود در  اقوام اسلامي و فرقه اسلامي مشترکات را اولويت بدهند کار بر روي مشترکات را اصل قرار بدهند  حاشيه پردازي صورت نگيرد اگر اين کار انجام بگيرد که بايد انجام بگيرد  اقتصادي ،نظامي،سياسي، اجتماعي ،فرهنگي ،خانوادگي همه امورات کار مشترک بايد انجام بدهند اين کار که انجام بگيرد از نفوذ بيگانه جلوگيري خواهد شد از نفوذ فرهنگ بيگانه جلوگيري خواهد شد از ايجاد بدعت جلوگيري خواهد شد قطعا مي شود بر مبناي اشتراکات بسيار بلندکنار هم قرار بگيرند در کنار اين مباني مشترکات بايد ببينند نظام مقابل يا  نظام شرق  ويا نظام غرب که ضد مواهب وحياني اسلامي است که کدام  قطعه و يا فرهنگ ديني  را نشان گرفته و اولويت را روي چه فرهنگي گذاشته روي چه اصلي قرار داده اگر  همه در آن متمرکز باشند يقينا به خوبي دشمن  شناسي مي کنند و به طور قاطع در  مقابل يک جا خواهند ماند اگر  متوجه بشوند که نظام کفر ، پيامبر نظام اسلام را نشان گرفته است همه در مقابل کافران قرار ميگيرند و اگر ببينند که قرآن نظام اسلامي هدف گرفته همه روي قرآن متمرکز مي شوند و از قرآن دفاع ميکنند  حتي اگر ببينند روي احکام ديني تمرکز کرده بازهم بايد در مقابل کفرش همه يک جا بايستند . در جوامع گوناگون هرجا به يک نحوي ظهور پيدا ميکند ممکن در يک کشور لعاب کشور به يک نحو باشد و در يک کشور ديگر رنگ و بوي مقابله جور ديگري باشد  ولي نظام استکبار يک هدف کلي دارد ؛ بنابراين مباني مي توانند فعال تر ظهور پيدا کنند باز هم مسلمانان همه با هم در مقابل دشمن با تمام قوا خواهند ايستاد مثلا در اين مجموعه ملاحظه  شود که نظام کل و نظام سلطه و استکباري اصل وحدت را يعني  اصل همفکري را جامعه اسلامي را هدف قرار گرفته و ميخواهند اينها از يک ديگر جدا باشند شعبه شعبه کردن جامعه اسلامي را منظور دارد اگر در  مشترکات اتفاق بيفتد و همه روي آن  مبنا مشترک قرار بگيرند قطعا از شعبه شعبه کردن جوامع اسلامي پرهيز مي کنند به اين معنا که در نظام امروز عالم با جغرافياي شناخته شده  اگر نظام استکباري به دنبال اين باشد که  با انگيزه يک کشور اسلامي را هدف قرار بگيرد و ضربه بزند و براي ضربه زدن از کشور اسلامي ديگر استفاده بکنند يعني يک کشور را بر عليه کشور ديگر تحريک بکند در صورتي که کشورهاي اسلامي درک مشترک داشته باشند توطئه استکبار به ثمر نخواهد نشست چون که بحرين ،عربستان يا ايران اسلامي و يا کشورهاي ديگر بر عليه سوريه نخواهند شد يا کشورهاي سوريه ،ليبي يا عربستان صعودي بر عليه ايران نخواهند شد و دشمن درک خواهد کرد که اين ها باهم مشترکات دارند و کسي که تحريکات انجام ميدهد و بيرون از نظام و جريان سلطه را تعقيب ميکند به واقع  درک مشترک جوامع اسلامي در او وجود نداشته است و غفلت او حاصل ميشود وقتي غفلت حاصل شد به اندک بهانه اي بر عليه يکديگر حرکات انجام ميدهند از ابزار يکديگر بر عليه يکديگر استفاده ميکنند اين ابزار ممکن مباحث ديني ، اعتقادي باشد مثلا بعضي از احکام خاص يک مذهب بر عليه مذهب ديگري باشد به تعبيري رسمي مذهب برعليه مذهب باشد از همين ابزار  هم دشمن ميتواند استفاده کند .
 
وحدت ملت ما با يکديگر پس از انقلاب اسلامي کشورمان و تلاش دشمن براي واردسازي خدشه به آن را هم لطفا بررسي کنيم.
 
برميگرديم به اندرون نظام  جامعه اسلامي تا اين موضوع ارزشمند وحدت بعد از پيروزي انقلاب اسلامي و الگو شدن جمهوري اسلامي را بررسي کنيم . ميشود روي اين زمين با آرمان انساني با درخواست تحقق آزادي ، دموکراسي ايجاد کرد و اين امورات برمبناي آزادي تمام اجرائيات يک نظام  بر مبنا اسلام باشد بعد از اينکه جمهوري اسلامي چنين الگويي ايجاد کرد دشمن به خوبي مواضع شناسي کرد و مجدد به اين درک رسيد که براي مقابله با منافع استکباري و رفع سلطه عالم اين نظام قدرت عملياتي پيدا کرده و آن قدرت جمهوري اسلامي است و ممکن است اين الگو به کشورهاي ديگر به سرعت القا بشود يا ارائه بشود يا به تعبيري فرهنگ اين انقلاب به کشورهاي ديگر صادر بشود از جمله به کشورهاي اسلامي به جهت آنکه نگذارند چنين آرماني در سطح جهان اسلام  تحقق پيدا بکند اقدامات مختلفي را صورت مي دهند ايران هراسي محض اسلام هراسي يعني چهره جهان اسلام را بد نشان دادن ، چهره جمهوري اسلامي را بد نشان دادن ، در درون کشورهاي اسلامي اقوام اسلامي را برعليه يکديگر قرار دادن ، سوء استفاده از بعضي اختلافات فرهنگي اختلافات مذهبي اختلافات قومي از اين نمونه ها ولو جزئيات آن ها سوء استفاده کردن و بزرگ نمايي کردن حتي بعضي از جزئيات فقه را بزرگ کردند و اختلافات ريز روي جريان اقامه نماز ، کيفيت وضو ، وضعيت بعضي از معاني اعتقادي اين ها را بزرگ نمايي کردند تا به هدفشان برسند اما قطعا اگر در درون جامعه اسلامي اين درک مشترکات وجود داشته باشد وما بدانيم مشترکات اولويت دارد  اينها مباني ريز فقه اي است و اختلافات  جزئي است و نبايد اصل قرار بگيرد و از اصول اصلي غافل نمي شويم  و يا هيچ استاني برعليه يک استان ديگر و يا حاکميت مرزي استان مطالباتي انجام نميدهد  يا مطالبات را روي کيفيتي قرار نمي دهيم که اصل نظام تحت  سوال قرار بگيرد و يا  به تعبيري مثلا فرض حقوقي به تناسب مناطق و جغرافيا  يا اقوام يا محروميت ها وجود  دارد اين  حقوق به تناسب قابل اجرا است هيچ موقع اين ها نمي شوند اصل و بنيان برانداز  جامعه اسلامي  اما  اگر دقت نکنيم اين جزئيات عامل اختلاف مي شوند  اين عامل اختلاف سلطه از بيرون آن مباني اسلامي است قطعا همه اهل اسلام تمايل  دارند که اسلام اجرا بشود اجرا احکام اسلامي در درون  نظام اسلامي لازم ومبنا بوده و اولويت همين است که احکام اجرائي در منازل در مساجد ادارات در مراکز دولتي در مراکز تفريحي در مراکز بيمارستاني اجرا بشوند در کل عالم کدام شيعه و يا سني است که  نخواهد اسلام در اين امور اجرا بشود حالا که قرار است اجرا بشود مديريت نظام بايد برايش برنامه داشته باشد اگر مديريت نظام برنامه دارد ما بايد  مساعد باشيم يعني همه اقوام بايد کمک دهنده باشند با وجود بعضي از جزئياتي که مذاهب و فرقه وجود دارد البته  عدالت بايد وجود داشته باشد اما لازمه اش اينکه ما اجراي بعضي از خواسته ها  اصل نمي شود و بعضي از  درخواست ها اولويت اول قرار نميگيرند وقتي اين درک مشترک اولويت باشد  موجب پيشرفت بيشتر نظام اسلامي مي شود و ما بايد به  فرمان آن مدير حاکم به ويژه در جمهوري  اسلامي را اصل اول بدانيم اگر اين فرمان اصل اول باشد چه در زمان امام چه در زمان مقام معظم رهبري براي ما اکنون يک وظيفه ايجاد مي کند يک وظيفه مي شود اطاعت رهروي  و مساعدت براي  اجراي آرمان اسلامي اين جمهوري اسلامي است که تحقق پيدا کرده و به يقين با دشمني هاي زيادي روبرو خواهد شد دور از دشمني ها بحث يقين ،  بحث اختلاف در درون نظام از جانب افراد گوناگون بويژه افراد صاحب نفوذ و ايجاد انحراف در انقلاب اسلامي توسط  نظام سلطه است .
 
ريشه و جايگاه جنگ نرم در موزائيک سياست هاي دشمن عليه وحدت اسلامي در کشورمان را چگونه ارزيابي مي کنيد.
 
 از جمله دشمني ها با نظام جمهوري اسلامي مخالفت با عمود خيمه حاکميت  ديني يعني ولايت است ، هنگامي که استکبار جهاني اين عمود خيمه جامعه اسلامي و اين رکن  ديني را شناخت  آرام آرام براي اينکه در  افکار عمومي بتواند نفوذ کند و اين ستون ديني را بتواند  زايل سازد يا اينکه بتواند به کليت فرهنگ اسلامي ضربه وارد کند ؛ کار جنگ نرم خود را آغاز کرد. بخشي از اين کار نرم از طريق مذاهب ، بخشي از آن از طريق برنامه هاي اجراي برنامه ها القايي خود در درون  مدارس  و بخشي ديگر از آن در درون دانشگاه ها و بخشي از جهت وارد سازي ضربه به اداره حاکميت اسلامي توسط آنان دنبال مي شود  حتي روي اجراي  قوانين در فرهنگ قانون نويسي افراد نماينده با برنامه هايي که از جهات گوناگون براي آن طراحي کرده بودند سعي کردند که نفوذ پيدا کنند از طراحي همه اين ها ميخواهند به اهدافشان برسند و اين الگو ها را بايد شناخت هم از جهت مذاهب هم از جهت الگوهاي  اخلاقي، مباني و سياسي. ما براي آنکه وحدت داشته باشيم اين جهات گوناگون را از جريان خودي و جريان بيگانه بشناسيم به  تعبير مقام معظم رهبري جبهه موافق و جبهه مخالف را بطور کامل شناسايي کنيم . کار وحدت عملياتي است در جامعه . حفظ اصل نظام جمهوري  اسلامي ، حفظ اصل رکن حاکميت ديني  يعني  ولايت ، حفظ اصل بنيان جمهوري  اسلامي در جهات گوناگون تشکيلاتي اين ها بسيار مهم هستند و اگر اين ها محفوظ بماند  قطعا مي توانيم در برهه هاي مختلف مقابله با هجمه نظام سلطه را به خوبي داشته باشيم .
 
يعني آيا حفظ وحدت رمز مقابله با دشمن است؟
 
 براي تضعيف جامعه اسلامي قطعا آب در آسياب دشمن ريختن تضعيف حاکميت ديني تضعيف ولايت فقيه و به هر نحو ممکن آرمان دشمن را تعقيب کردن است ولو ناخواسته و ندانسته باشد قطعا بايد بدانيم در شرايط  فعلي عدم همکاري ،عدم همراهي با نظام پرقدرت جمهوري اسلامي يقينا نتيجه را به نفع ديگران سوق خواهد داد  البته به هدف  انشاءالله نخواهند رسيد اما  مطمئنا  هم آوازي با ديگران بر نظام ضرر ايجاد ميکند و پاسخ آن نزد پروردگار عالم بسيار سنگين اين در اين موضوع که ضرورت ما است  و بايد اخوت خودمان را حفظ کنيم .
 
معيارهاي جريان شناسي وحدت چيست؟
 
براي اينکه بشناسيم جريان کلي وحدت با چه معيارهاي صورت بگيرد ما به طور قاطع شاخص هاي ارزشمندي داريم براي تدوين اين شاخص ها بهترين راه استفاده از  تعيين شاخصي است که رهبري نظام تائيد و بيان ميکند  ما در بيانات حضرت امام مکرر روي مباني وحدت مطالب داريم روي  بيابانات مقام معظم رهبري فراوان مباحث گوناگون داريم مثلا در فرمايش حضرت امام مکرر صحبت شد که شيعه وسني در جريان کلي دشمن يکديگر نيستند کاري که بر عليه يکديگر انجام بدهند حتي تعمدي باشد برخلاف رضاي خداست حرمت مباني يکديگر را بايد محفوظ بدانند از اين دست مطالب فراوان فرمايشات مقام معظم رهبري مکرر در معيار وجود دارد  وحدت در شرايط خاص اصل دشمن شناسي وحدت در جريان حفظ اعتقادات هر مذهب خودش بدون اصرار آنکه دست بردارند وحدت در جريان کلي اينکه دشمن ما مشترک ، دوستان ما بايد در کنار يکديگر قرار بگيرند وحدت اينکه ما در جوامع اسلامي حمايت بکنيم وحدت روي اين مواضع که بايد براي نابودي نظام کفر اسرائيلي دست به دست هم بدهيم وحدت اينکه در جوامع  اسلامي چه شيعه چه سني مورد تعرض قرار گرفتن  بايد از آنها حمايت بکنيم انواع معيار ها ميتواند وجود داشته باشد و يقينا با کنار هم قرار دادن فرمايشات مقام معظم رهبري مسئولين نظام به موضوع کلي وحدت ميرسيم که شکي در اين معيار ها نيست .
 
وحدت در جريان هاي سياسي را هم لطفا بيان کنيد.
 
در جريان سياسي هم همين طور قرار است اگر که جريان فتنه آغاز گر بعضي مسائل باشد جامعه اسلامي که مي گوييم وحدت داشته باشد چه فرقي ميکن مذهب تشيع باشد يا تسنن يا در جريان اهل تشيع گروههاي مختلف باشند يادر اهل تسنن اقوام مختلف ، همه بايد چشم فتنه را  از حدقه در بياورند و تلاش بکنند ريشه فتنه را بزنند و اگر قرار است با فتنه مقابله بشود متحدانه وارد  عمل بشوند معيار فرمان مقام معظم رهبري است و بايد با اولويت آرمان ولايت فقيه  پيش بروند وايجاد وحدت کنند .
 



 
تعداد بازديد:2166 آخرين تغييرات:91/02/30
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر