شنبه 27 مرداد 1397 - 6 ذي الحجه 1439 - 18 آگوست 2018
صفحه اصلي/خانواده

مسائلی مهم تر از قبولی

مسائلي مهم تر از قبولي

نقش مدرسه در زندگي نوجوانان (2)


واقعيت اين است که در سال هاي نوجواني ، مسائلي وجود دارند که اهميت شان بيش از قبولي در امتحانات با نمرات عالي است ؛ مسائلي مانند ارتباطات اجتماعي ، احساس عزت نفس و تجزيه و تحليل اتفاقاتي که در زندگي موثر هستند يا نيستند.

مسائلي مهم تر از قبولي
با توجه به آنچه در مقاله ي قبل ذکر شد،  وقتي فرزندان ما سي ساله شوند نيز مي توانند در درس جغرافيا بهترين نمره را کسب کنند ، اما وقتي قلب پسر هيجده ساله اي مي شکند ، يا ترس و وحشت او شدت مي يابد ، خوردن يک ليوان چاي با پدر و مادر و ايجاد ارتباطي صميمانه ، کاري است که هرگز نبايد آن را به تعويق انداخت .
در دو مقاله ي " نقش مدرسه در زندگي نوجوانان" ، سه نکته ي اساسي وجود دارد که توجه بدان ، براي والدين نوجوانان بسيار ضرورري مي باشد .
در مقاله ي قبل اولين نکته را مورد بررسي قرار داريم و برآنيم تا در اين مقاله دو نکته ي ديگر را شرح دهيم :

نکته ي دوم : گزارش مدرسه را به عنوان پيش بيني وضعيت آينده ي فرزندان تلقي نکنيد

يکي از بزرگ ترين آزمون هايي که والدين نوجوانان با آن روبه رو مي شوند ، کمک به آنان براي تحقق استعدادهاي تحصيلي شان است . اين موضوع اهميت بسياري براي ما دارد . دانش آموزاني که با نمرات خوب از دبيرستان فارغ التحصيل مي شوند ، بعدها در زندگي شان انتخاب هاي بهتر و بيش تري خواهند داشت . بعضي از بچه ها به پارک مي روند و خوب درس مي خوانند و حتي اطلاعات دفترچه ي راهنماي تلفن را ، اگر جزء موارد امتحاني باشد ، حفظ مي کنند . اما در مورد ساير بچه ها ، والدين انتظار نبردي خونين ، و طولاني را خواهند داشت . ديدگاه بلند مدت والدين از آينده ( دانشگاه ، شغل ، ازدواج، بچه دار شدن ، رفاه و آسايش ) و ديدگاه کوتاه مدت نوجوان ( تماشاي تلويزيون ، بيرون رفتن با دوستان و وقت گذراني بيهوده ) به اين نبرد خونين دامن خواهد زد.
به سختي مي توان قضاوت کرد که حق با کدام شان است . از يک سو ، شما فرزند بيست ساله اي با نمرات عالي و شغل خوب خواهيد داشت که مي گويد :« اگر پدرم مرا در اتاق زنداني نمي کرد تا درس بخوانم ، اکنون نمي توانستم در امتحانات نهايي موفق شوم . درست است که  زندگي را به کام او تلخ کردم ، اما اکنون با موفقيت هايم دلش را شاد مي کنم .» از سوي ديگر ، مادر دل شکسته اي را تصور کنيد که از بهترين ابزار براي ايجاد انگيزه ي درس خواندن در فرزند نوجوانش استفاده کرده است . او کتاب هاي راهنماي بسياري خريده که هنوز دست نخورده مانده اند و عصرها تا دير وقت کار کرده است تا هزينه ي معلم خصوصي پسرش را بپردازد . او در مورد راهکارهايي براي ارتقاي عملکرد فرزندش ، با معلم هاي او حرف مي زد و از آنان مي خواست که سر او فرياد نزنند و اما هيچ يک از اقدامات او شرايط پسرش را تغيير نداد .
بنابراين ما چه بايد بکنيم ؟ واقعيت اين است که ما بايد از بهترين ابزار موجود استفاده کنيم . توانايي پدر يا مادر تفاوت زيادي در وضعيت تحصيلي فرزندان ايجاد خواهد کرد . اما در اين بين ، مشکلاتي نيز وجود دارند که به وضوح نشان مي دهند چرا پدر يا مادر بودن دشوارترين و طاقت فرساترين شغل دنياست . از يک سو ، ما فرزندان مان را به تلاش و کوشش بيش تر وا مي داريم ، يا حتي بدتر ، اين باور را در آنان به وجود مي آوريم که همه به نمرات آنان توجه خواهند کرد.
در ميان جنگ و جدال والدين و فرزندان در انجام تکاليف مدرسه ، حتي اگر به نظر برسد که تلاش هاي ما بي فايده بوده است و گزارش مدرسه نيز اين واقعيت را تصديق مي کند ، همواره بايد اين ضرب المثل معروف را نيز به خاطر داشته باشيم :
« جوجه را آخر پاييز مي شمرند .»
 از سوي ديگر ، از اين مي ترسيم که تمام امکانات را براي شان مهيا کنيم و فرزنداني تربيت کنيم که مستعد اما تن پرور باشند . در واقع ، ما بايد در مورد فرزندمان قضاوت کنيم . بسياري از والدين قضاوت درستي در مورد توانايي هاي فرزندان شان دارند . آنان به خوبي مي دانند که بچه اي ممکن است بسيار تلاش کند ، اما نتواند نمرات عالي کسب کند و بچه اي ديگر مي گويد مدرسه برايش خسته کننده است و به هر بهانه اي سعي مي کند تکاليفش را انجام ندهد ، اما علتش اين نيست که او نمي تواند تکاليفش را انجام دهد ، بلکه او به قدر کافي تلاش نمي کند ؛ بنابراين در مورد دوم ، شايد والدين اصرار کنند که پيش از آن که فرزند شان به آموزش فوتبال بپردازد ، يک ساعت رياضي تمرين کند تا براي امتحان بعدي اش آماده شود و تا وقتي به اهميت پروژه هاي علمي روز پي نبرده است ، اجازه ندارد با دوستانش بيرون برود .
ممکن است اين تصميمات ، آنان را در نزد نوجوان شان عزيز نکند ، اما گاهي بد نيست که والدين بي توجه به اين ضرب المثل مشهور « نرود ميخ آهنين در سنگ» به وظايف خود عمل کنند . سرانجام روزي مي بينيم که در پس تمام اين نافرماني ها و بي علاقگي ها ، دانشمندي خوش آتيه وجود دارد که براي رسيدن به اين جايگاه ، فقط به کمي ترغيب و تلنگر نياز دارد .
اما در ميان جنگ و جدال والدين و فرزندان در انجام تکاليف مدرسه ، حتي اگر به نظر برسد که تلاش هاي ما بي فايده بوده است و گزارش مدرسه نيز اين واقعيت را تصديق مي کند ، همواره بايد اين ضرب المثل معروف را نيز به خاطر داشته باشيم : « جوجه را آخر پاييز مي شمرند .»
مسائلي مهم تر از قبولي
گزارش هاي مدرسه ميزان موفقيت هاي بچه ها را تنها در محدوده ي معيني از زمان و فقط در زمينه هاي خاصي نشان مي دهند و شامل اطلاعاتي مي شوند که بچه ها هرگز تا پايان عمرشان نيازي به آن ها نخواهند داشت.از سوي ديگر ، به نفع بچه هايي است که منحني تحصيلي شان را در مقابل منحني عملي قرار مي دهند و با هم مقايسه مي کنند ، که البته نتايج حاصل از آن نيز در کوتاه مدت مورد ارزيابي قرار مي گيرد .
 اگر از بزرگسالان بپرسيم که آيا دوست داشتند به جاي کسب نمرات عالي و شغل خوب فعلي شان ، امروز لوله کش و آجر پز بودند ، در چشم برهم زدني ما را خواهند کشت . ما بايد به خاطر داشته باشيم که بعضي از ويژگي هاي ما در گزارش هاي مدرسه گنجانده نمي شود ، مانند ميزان درک و فهم ، يعني توانايي ذاتي هر فرد در استفاده از هوش خدادادي اش و رسيدن به موفقيت در زندگي . من پسر نه ساله اي را به ياد دارم که وقتي از مدرسه به خانه بازگشت ، به پدرش گفت :« پدر ، بچه ها و معلمان مدرسه ي ما ديوانه اند .
- «چرا پسرم »
- «چون مي خواهند جدول ضرب نه خانه اي را ياد بگيرند .»
- « ايرادش چيست ؟»
- « پدر، همه ي ما در خانه ماشين حساب داريم .»
- « خوب پسرم روزي ممکن است ماشين حساب همراه نداشته باشي و لازم باشد جدول ضرب را حفظ باشي و از آن استفاده کني .»
- « اگر روزي به جدول ضرب نياز داشته باشيم ، از دانش آموزي که کنارم نشسته و آن را حفظ است ، مي پرسم !»
من رفتار اين پسر را تاييد نمي کنم ، اما معتقدم که او به گونه اي به زندگي مي نگرد که منحصر به خود اوست و ممکن است در گزارش مدرسه اشاره اي به آ ن نشده باشد.
اگر ما مي خواهيم به عنوان والدين نوجوانان مان ، افراد موفقي باشيم ، بايد پيوسته با اولياي مدرسه شان همکاري کنيم و کمک کنيم که در هر زمينه اي که استعداد دارند ، پيشرفت کنند
به هر حال ، اگر فرزند شما اکنون به درس و امتحانات بي علاقه است ، روزي فرا مي رسد که او کاري را که واقعا دوست دارد ، انجام مي دهد و اگر موفقيت در امتحان زيست شناسي راه رسيدن به خواسته اش باشد ، شما خواهيد ديد که او حتي در خواب نيز سيستم گردش خون قورباغه ها را از حفظ تکرار مي کند . 
نکته ي سوم : به نوجوان تان کمک کنيد استعدادهايش را کشف کند .
نويسندگان کتاب « با توانايي هاي تان پرواز کنيد » مي گويند :« اگر مي خواهيد موفق باشيد ، دريابيد که چه کارهايي را نمي توانيد خوب انجام بدهيد و ديگر انجام شان ندهيد .»
اگر ما مي خواهيم به عنوان والدين نوجوانان مان ، افراد موفقي باشيم ، بايد پيوسته با اولياي مدرسه شان همکاري کنيم و کمک کنيم که در هر زمينه اي که استعداد دارند ، پيشرفت کنند .
اما ما وظيفه ي مهم تري نيز داريم . بايد کاري را انجام دهيم که معلمان به دليل کمبود وقت ، فضا و مکان ، قادر به انجامش نيستند :
با ديد ديگري به زندگي بنگريم و به فرزندان مان کمک کنيم تا به آينده اميدوار باشند . 
 
 
سرور حاجي سعيد
بخش خانواده ايراني تبيان




 
تعداد بازديد:834 آخرين تغييرات:91/04/07
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر