یکشنبه 17 آذر 1398 - 11 ربيع الثاني 1441 - 8 دسامبر 2019
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

امام رئوف

fiogf49gjkf0d

امام رئوف

 

 

تحليلي اجتماعي سياسي زندگي حضرت امام علي بن موسي الرضا عليه السلام

 
 
مورخان و محدثان مشهور ، تولد آن حضرت را به روز پنجشنبه يا جمعه ذيقعده سال 148 ه. ق نگاشته اند.(1) بر اين اساس ، سال ولادت آن گرامي ، همزمان با سال شهادت جد بزرگوارش امام صادق عليه السلام بوده است.
نام شريف وي علي لقب مشهورش، رضا وکنيه معروفش ابوالحسن است. براي امام رضا عليه السلام لقب ها و کنيه هاي ديگري نيز نقل کرده اند از جمله که ابن شهر آشوب در کتاب مناقب اهل بيت نوشته است کنيه مشهور آن حضرت ابوالحسن و کنيه ويژه گرامي وي ابوعلي بوده است.(2)
درباره القاب امام عليه السلام محدثان و مورخان القاب ذيل را ياد کرده اند: سراج الله ، نورالهدي، قره عين المومنين، مکيده الملحدين،کافي الخلق،الرضي، الرضا، رب السرير، رب التدبير، الفاضل، الصابر،  الوفي، الصديق(3)
نام اصلي امام رضا عليه السلام علي بن موسي عليه السلام است لقب يا نام ايشان «رضا» مي باشد علت نامگذاري آن حضرت به چند جهت بوده است در روايات است که : چون آن حضرت مورد رضا و پسند خداوند در آسمان و مورد رضا و پسند رسول خدا صلي الله عليه و آله و امامان عليه السلام در زمين بود ايشان رضا ناميده شده است.(4)
همسر امام عليه السلام
امام رضا عليه السلام از بانوي پاکدامني به نام سبيکه صاحب فرزندي شد که خط امامت از طريق آن فرزند ( جواد الائمه عليه السلام) ادامه يافت . جز سبيکه که «ام ولد»(5) بود تنها همسري که مورخان براي امام رضا عليه السلام ياد کرده اند ام حبيبه بوده است که در جريان ولايتعهدي به همسري امام در آمد.
فرزندان امام
تاريخ نويسان و محدثان در دو مورد اتفاق نظر دارند .نخست اينکه امام عليه السلام از ام حبيبه فرزندي نداشته و ديگر اينکه از بانويي به نام سبيکه فرزندي پسري داشته که جواد الائمه عليه السلام است.
اما مشهور ميان علماي اماميه اين است که حضرت جواد عليه السلام تنها فرزند امام رضا عليه السلام بوده است روايت ها نيز نظر مشهور را تأييد مي کند.
آغاز امامت امام رضا عليه السلام
حضرت رضا عليه السلام در سن 35 سالگي در سال 183 با شهادت پدر روبرو شد و از آن پس زمام امور امامت را بدست گرفت و به رسيدگي امور پرداخت.
 امام کاظم عليه السلام در فرصت هاي مناسب حضرت رضا عليه السلام را به عنوان امام بعد از خود معرفي نمود ولي در عين حال هوس هاي نفساني برخي از فرزندان امام کاظم عليه السلام باعث شد که جمعي از شيعيان به بيراهه رفته و حتي برخي از برادران آن حضرت مثل زيد النار و ابراهيم با آن حضرت به گونه اي رفتار کردند که برادران يوسف  عليه السلام با يوسف عليه السلام رفتار نمودند.
ظهور فرقه واقفيه
يکي از حوادث تلخي که بعد شهادت امام کاظم عليه السلام واقع شد، ايجاد گروه واقفيه در برابر امام رضا عليه السلام بود واقفي ها ، پس از شهادت امام هفتم و عليرغم بودن نشانه هاي امامت در سيره و سيماي امام رضا عليه السلام حضرت نپذيرفتند و به عقيده وقف نائل شدند و اعتقاد يافتند که موسي بر جعفر عليه السلام قائم امت بوده و همچنان در قيد حيات به سر مي برد.(6)
اوضاع سياسي در زمان امام رضا عليه السلام
امام رضا عليه السلام در عصر امامت خويش با خلفايي چند ازعباسيان معاصر بود مدت 10 سال از امامت ايشان با خلافت هارون مقارن بود. در آن دورن ده ساله هارون به دليل بحرانهاي که حکومت با آن روبرو بود، هيچگاه خود را روبروي امام عليه السلام قرار نداد.
هارون در سال 175 فرزندش محمد امين براي جانشيني خود معرفي کرد و هفت سال بعد يعني در سال 182 ه. ق  با معرفي عبدالله مأمون به جانشيني امين در تثبيت حکومت عباسي کوشيد(7)
امام عليه السلام در زمان مأمون
پس از درگذشت هارون الرشيد طبق وصيت هارون امين خليفه بود هارون وليعهد ولي بين اين دو برادر بخاطر حب قدرت و خلافت نزاع سختي درگرفت در نتيجه امين توسط سپاهيان مأمون کشته شد و بغداد به فتح مأمون در آمد و وي خود را به عنوان خليفه مسليمن معرفي کرد.
يک مشکل بزرگي که مأمون را همواره نگران مي داشت شخصيت برجسته و ممتاز و مورد توجه مردم يعني علي ابن موسي الرضا عليه السلام بود بود .نشانه ها از اين واقعيت حکايت دارد که مامون به نقش سياسي و اجتماعي ديني امام بيش از هر انقلاب و نهضتي که در جريان بود اهميت مي داد و آنرا براي حاکيمت خود تهديد به شمار مي آورد.
به هر حال مأمون مي بايست چاره اي مي انديشيد تا اعتماد بني عباس را جلب کند و فرياد انقلابيون را خاموش کند. و ذهنيت جامعه را در مورد قتل برادرش امين را تغيير دهيد. و از سوي امام آسوده خاطر گردد.
به همان خاطر به خط مشي جديد و طرحي نو در فضاي سياسي جامعه در افکند و از احساسات مذهبي و علايق ديني مردم ، بر ضد مذهب و مردم استفاده کند . طرح جديد مأمون اظهار ارادات به خاندان نبوت بود در حالي که هزگر بدان علاقه نداشت و معتقد بود خط مشي صحيح همان است که معاويه آن را دنبال مي کرد و آنچه خود مي خواست انجام مي داد چه مردم بخواهند و يا نخواهند. (8)
سفر تاريخي امام رضا عليه السلام  از مدينه به مرو
اسناد تاريخي ، گوياي اولين زمينه هاي سفر امام عليه السلام نيست و جزئيات بسياري از مقدمات اين هجرت رضوي ناگفته مانده و در پرده ابهام قرار دارد . ولي با مطالعه اسناد موجود اين حقيقت مسلم است که از پيش مکاتبه هايي بين مرو و مدينه  صورت مي گرفته و بر سفر امام به سوي مرو اصرار بوده و اين سفر در شرايطي خاص و تحت فشار دستگاه خلافت انجام گرفته است.(9)
 مأمون بعد از جواب منفي امام عليه السلام در مکاتبه ها، مأموران خود به نامهاي رجابن ابي ضحاک و ياسر خادم به مدينه گسيل داشت . آنان پس از ورود به مدينه بر امام عليه السلام وارد شدند و هدف مأموريت خود را اعلام داشتند و گفتند: مأمون ما را فرمان داده و مأمور ساخته است تور را به خراسان ببريم. (10)
امام علي بن موسي عليه السلام شيوه خلفا را مي شناخت و زندان هاي طولاني پدر را با همه تلخي و رنج هايش به خاطر داشت و مي دانست که به هرحال مأمون که برادرش را مي کشد از اين احضار هدف مبارکي را دنبال نمي کند و به اين دليل شيوه آمدن شدن امام عليه السلام براي سفر به گونه اي بود که ناخشنودي ان حضرت را مي رساند . چنانکه در برخي از منابع آمده است که امام به نزديکان خود از مرگ خود در اين سفر خبر داد و در وداع با مرقد رسول خدا صلي الله عليه و آله با صداي بلند گريست و نشان داد که از اين سفر شادمان نيست .(11)
علل قبول سفر به خراسان
ممکن اين سؤال پيش بيايد اگر حضرت رضا عليه السلام به اين سفر ناخشنود بود چرا به آن اقدام کرد خود را به دربار طاغوتي مأمون نزديک نمود؟
در پاسخ بايد گفت که اين حرکت امام رضا عليه السلام پاسخي هوشمندانه به اقدامات فريبکارانه مأمون بود در ذيل برخي از آنها بيان شده است.
الف- آن حضرت اگر ايستادگي مي کرد در مدينه شهادت مي رسيد آثار شهادت در مدينه کمتر از آثار شهادت در خراسان بود.
ب-اين سفر از حيث فرهنگي و اجتماعي در تحکيم تشيع در جوامع اسلامي نقش بسزايي داشت.
ج- مأمون در جوامع خود را به دروغ شيعه جا مي زد و اين در مثبت جلوه دادن چهره مأمون در عوام تأثير داشت.
د-شيوه زندگي امام رضا عليه السلام در خراسان نقش هايي مأمون را خنثي کرد.
ه-اين سفر باعث شد چهره واقعي منافقان و مخالفان اهل بيت عصمت و طهارت نمايان شد.
خط سير هجرت امام  عليه السلام
گمانه زني هاي گوناگون در مورد مسير امام عليه السلام داده شده است که عبارتند از:
الف- بصره- اهواز- فارس- اصفهان- عبور از کوهستان ها- کوه آهوان- نبشابور 
ب- اهواز- اصفهان- يزد- طبس- نيشابور
ج- اهواز- فارس- طبس- نيشابور(12)
نقل هاي ديگري نيز وجود دارد و به طور طبيعي حضرت در ميان راه منازل وشهرهايي کوچکتري برخورد داشته و از آنها عبور کرده است که در گمانه زني هايي يادشده شهرهايي مهم نامبرده شده است و کمتر نامي از روستاها و محله هاي کوچک است.
ورود امام عليه السلام به نيشابور
امام رضا عليه السلام در ميان استقبال با شکوه و بي نظير مردم وارد نيشابور شدند و در ناحيه اي بلاش آباد يا پلاس آباد منزل گزيدند (13) امام در اجتماع عظيم مردم نيشابور به بيان حديثي از اجداد خود پرداخت که به حديث سلسله الذهب موسوم گرديد. اين حديث از حمله احاديثي است که در کتابهاي حديثي نقل شده و از نظر سند تمام است. موقع که امام عليه السلام از  نيشابور بيرون حرکت مي کرد بعضي از محدثان مهار افسار مرکب امام عليه السلام گرفتند خواستار نقل حديثي از امام از پدرانش شدند امام فرمود: « پدرم عبد صالح، موسي بن جعفر عليه السلام از پدرش جعفر بن محمد عليه السلام و او از قول پدرش محمد بن علي عليه السلام و از قول علي بن حسين و از پدرش حسين بن علي و از علي ابيطالب نقل کرده اند که از پيامبر شنيده و پيامبر از جبرئيل دريافت کرده  که خداوند فرموده است: « اني الله لا اله الا انا فاعبدوني  من جاء  منکم بشهاده ان لا اله الا الله بالاخلاص دخل في حصني و من دخل حصني امن من عذابي »
«من آن خداي يکتايي هستم که جزء من خدايي نيست ، پس تنها مرا پرستش کنيد ، هر کس از شما به اخلاص ، يکتايي مرا گواهي دهد در دژ من جاي خواهد گرفت و آن کس که در دژ من داخل شود از کيفرم ايمن خواهد بود. » پس آنگاه که مرکب حرکت خواهد کرد حضرت ندا دردادند و فرمودند : « البته با شرايط آن و من از شرط هاي آن هستم»
ورود امام عليه السلام به مرو
مأمون از علي بن موسي الرضا عليه السلام براي يک سفر زيارتي يا سياحتي دعوت نکرده بود . او از فرا خواندن امام به اين سفر طولاني و پر رنج هدفي داشت که بسياري از خاندان پيامبر صلي الله عليه را نگران کرده بود.
سرانجام مأمون در يکي از ملاقات هايش با امام نخستين گام خود را به سوي هدف برداشت و سخني گفت براي بسياري از آنان که شنيدند ، حيرت انگيز بود او گفت: « اي فرزند رسول خدا نزد شما آمده ام تا از شما بخواهم حکومت و خلافت را پذيرا شويد و زمامداري امت اسلامي را بر عهده گيريد. » (14)
 امام عليه السلام از پذيرفتن اين نيرنگ سياسي مأمون خوداري کرد. اين درخواست خليفه چند نوبت ديگر نيز انجام شد ولي نتيجه اي در بر نداشت
امتناع امام عليه السلام از پذيرش اصل حکومت ، به مأمون فرصت مي داد تا خود را همچنان از اعمال خشونت و به کارگيري روش خلفاي پيشين درباره امامان عليه السلام دور نگاه دارد، اقدام به دومين کام يعني پيشنهاد ولايتعهدي کرد که از اين کار اهدافي دنبال مي کرد از جمله مي توان به موارد زير اشاره کرد:
الف- کاستن از تضاد علويان با عباسيان
ب- فرونشاندن نهضت ها
ج- نظارت بر امام عليه السلام و محدوديت ها آن حضرت
د- مخدوش کردن قداست امام عليه السلام
ه- مشروع جلوه دادن خلافت
و- يافتن پايگاه مردمي
امام عليه السلام ناگريز از انتخاب
اکنون امام عليه السلام ميان دو انتخاب قرار گرفته  است ، يا بايد طرح مأمون را بپذيرد و يا رد کردن پيشنهاد مأمون به طور رسمي به مخالفت با وي بپردازد وبه طور غير مستقيم با او اعلام جنگ کند
اين که امام عليه السلام کدام طرف  را بايد بر مي گزيد و کدام راه را بايد انتخاب مي کرد ، چيزي است که داوري درباره آن به رعايت پند نکته بستگي دارد:
-شناخت دقيق شرايط اجتماعي و سياسي امام و موقعيت شيعيان و علويان
- بازتاب و نتايج پذيرش ولايتعهدي و يا رد آن
- بشري دانستن تصميم گيري امام و يا مستند شمردن تصميم آن حضرت به عوامل برتر و منابع فوق بشري
توجه به اين سه موضوع تأثير اجتناب ناپذيري در هرگونه داوري ما نسبت به نوع انتخاب علي بن موسي الرضا عليه السلام دارد
تدبير امام عليه السلام در برابر دسيسه ها
امام علي بن موسي الرضا عليه السلام هر چند از روي ناگريز و به منظور حفظ مصالح برتر اسلام و مسلمانان ، ولايتعهدي را پذيرفت ، ولي اين به معناي تسليم فرو گذاردن رسالت و وظيفه امامت نبود ، بلکه آن حضرت مانند همه امامان تقيه را وسيله اي براي حفظ موجوديت و دست يابي به زمينه هاي مساعد و نشر افکار صحيح مي دانست
اگر بخواهيم نگاهي گذرا به سرفصل هاي اين تدبير امام عليه السلام داشته باشيم ، بايد موارد زير را ياد کنيم
-  آموزه هاي عمومي آن حضرت براي شيعيان و مرتبطان با اهل بيت عليه السلام در زمينه مسائل اعتقادي و سياسي
-  تأييد شيوه زندگي سياسي و ديني امامان پيشين و استمرار آن
-  خروج مدينه ، همراه با اکراه و اظهار نگراني، به همراه نداشتن خانواده ، ترغيب خانواده به مرثيه سرايي هنگام حرکت امام عليه السلام از مدينه به سوي مرو ، خداحافظي با مرقد پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله با شيوه اي خاص که نارضايتي و ناگريزي امام را از پذيرش فرمان مأمون مي رساند
-  روايت تاريخي امام در نيشابور که مسئله امامت و رهبري اهل بيت را شرط کلمه توجيد دانسته و در آشکارترين مطرح کرده است.
-  رد پيشنهاد هاي مأمون و انکار امام از پذيرش خلافت و ولايتعهدي در طول دو ماه پافشاري مأمون(15)
-  خبر دادن از عمر کوتاه خود و اطمينان به بهره نگرفتن از ولايتعهدي
-  مشاهده نشدن آثار خشنودي در سيماي عليه السلام پس از تحميل ولايتعهدي بر آن حضرت و اظهار غم و اندوه در موقعيت هاي مناسب(16)
-  پيش شرط هاي امام براي پذيرش ولايتعهدي مبني بر اين که آن حضرت در هيچ امر حکومتي نظر ندهد و در هيچ عزل و نصبي دخالت نکند(17)
-  نوع زندگي و مشي اجتماعي و ارتباطات مردمي امام در طول مسير مدينه تا مرو وپس از مسئله ولايتعهدي و جلب نظر مردمان نسبت به مراتب علم و عمل و زهد و معنويت و اخلاق آن حضرت
-  جلوه علمي مام در مناظره ها و مباحثه هاي بزرگ بين اديان
-  برگزاري نماز عيد با شيوه و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله و تأثير عميق آن مردم و کارگزاران حکومت مأمون
-  ارتباط با شيعان و ارائه رهنمودهاي لازم به ايشان و افشاي چهره مأمون براي آنان
مجموعه اين تدابير و عوامل سبب گرديد تا امام بر خلاف پندار مأمون ، بيش از بيش در ميان مردم شناخته شود و محبوب قلب ها واقع گردد و در فاصله اي نه چندان طولاني، مأمون از ترفند سياسي خود احساس نارضايتي کند و در انديشه محدود کردن امام و حتي از بين بردن آن حضرت فرو رود.
 
شهادت امام عليه السلام
مأمون پس از واقعه هاي مانند نماز عيد ، نماز استسقاء و مناظره هاي علمي ديد که موقعيت اجتماعي امام عليه السلام پر رنگ تر مي شود تصميم به حذف امام عليه السلام گرفت و به روايتي با انار زهر آلود و به اجبار در روز آخر ماه صفر سال 203 هجري قمري امام عليه السلام را به شهادت رساند.
 
 
 
 
پي نوشت ها:
 1-  مستند الامام رضا 1/15
2-  منافب ابن شهر آشوب4/366
3-  همان/ص 367
4-  بحار الانوار 4/49
5-  تذکره الخواص/316
6-  فرق الشيعه 79
7-  البدايه و النهايه10/165
8-  المحاسن و المساوي للبيهقي 495
9-  -عيون اخبارالرضا 2/149
10- رجال طوسي/395
11-مستند الامام رضا 1/52
12- مطلع الشمس2/710
13-آثلر باستاني خراسان/120
14- عيون اخبار الرضا 2/149
15- بحار الانوار 49/134
16- عيون الاخبار الرضا 2/ 15
17-همان 139
18- ترجمه ارشاد مفيد 2/ 260
 



تعداد بازديد:1359 آخرين تغييرات:91/07/06
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر