سه شنبه 30 آبان 1396 - 2 ربيع الاول 1439 - 21 نوامبر 2017
صفحه اصلي/مقالات

‏ حضرت رقيه(س) نازدانه امام حسين (ع)

‏ حضرت رقيه(س) نازدانه امام حسين (ع)

مقدمه: از آنجا که سخن پيرامون وجود دختري با نام رقيه سلام الله عليها براي امام حسين عليه السلام مورد بحث و گفتگو بوده و هست، بر ‏آن شديم تا به ذکر پاره اي از روايات و مستندات مبني بر اينکه امام حسين عليه السلام دختري با نام مبارک حضرت رقيه داشته اند گردآوري ‏نموه و در اختيار علاقمندان به خاندان نبوت قرار دهيم. اميد آنکه توانسته باشيم در اين مختصر رضايت خوانندگان و علاقمندان به نازدانه ‏امام حسين عليه السلام را فراهم کرده باشيم/انشاء الله


 
نام گذاري حضرت رقيه (سلام الله عليها) 
 
رقيه از «رقي» به معني بالا رفتن و ترقي گرفته شده است.(1) گويا اين اسم لقب حضرت بوده و نام اصلي ايشان فاطمه بوده است؛ زيرا نام ‏رقيه در شمار دختران امام حسين(عليه‏السلام) کمتر به چشم مي‏خورد و به اذعان برخي منابع، احتمال اين که ايشان همان فاطمه بنت الحسين ‏‏(عليه‏السلام) معروف به فاطمه صغري باشد، وجود دارد.(2) در واقع، بعضي از فرزندان امام حسين (عليه‏السلام) دو اسم داشته‏اند و امکان تشابه ‏اسمي نيز در بين فرزندان آن حضرت وجود دارد. 
گذشته از اين، در تاريخ نيز دلايلي بر اثبات اين مدعا وجود دارد؛ چنانچه در کتاب تاريخ آمده است: «در ميان کودکان امام حسين (عليه‏السلام) ‏دختر کوچکي به نام فاطمه بود و چون امام حسين (عليه‏السلام) مادر بزرگوارشان را بسيار دوست مي‏داشتند، هر فرزند دختري که خدا به ‏ايشان مي‏داد، نامش را فاطمه مي‏گذاشت. همان گونه که هرچه پسر داشتند، به احترام پدرشان امام علي (عليه‏السلام) وي را علي مي‏ناميد».(3) ‏گفتني است سيره ديگر امامان نيز در نام گذاري فرزندانشان چنين بوده است.
پيشينه تاريخي نام رقيه (سلام الله عليها) 
اين نام ويژه تاريخ اسلام نيست، بلکه پيش از ظهور پيامبر گرامي اسلام (صلي‏الله‏عليه‏وآله) نيز اين نام در جزيرة العرب رواج داشته است؛ به ‏عنوان نمونه، نام يکي از دختران هاشم (نياي دوم پيامبر (صلي‏الله‏عليه‏وآله)) رقيه بود که عمه حضرت عبداللّه‏، پدر پيامبر اکرم ‏‏(صلي‏الله‏عليه‏وآله) به شمار مي‏آيد.(4)
نخستين فردي که در اسلام به اين اسم، نام گذاري گرديد، دختر پيامبر اکرم (صلي‏الله‏عليه‏وآله) و حضرت خديجه بود؛ پس از اين نام گذاري، ‏نام رقيه به عنوان يکي از نام‏هاي خوب و زينت بخش اسلامي درآمد.
اميرالمؤمنين علي (عليه‏السلام) نيز يکي از دخترانش را به همين اسم ناميد که اين دختر بعدها به ازدواج حضرت مسلم بن عقيل (عليه‏السلام) ‏درآمد.
اين روند ادامه يافت تا آن جا که برخي دختران امامان ديگر مانند امام حسن مجتبي (عليه‏السلام)،8 امام حسين (عليه‏السلام) و دو تن از ‏دختران امام کاظم (عليه‏السلام) نيز رقيه ناميده شدند. گفتني است، براي جلوگيري از اشتباه، آن دو را رقيه و رقيه صغري مي‏ناميدند.(5).
مادر حضرت رقيه(سلام الله عليها) 
بر اساس نوشته‏هاي بعضي کتاب‏هاي تاريخي، نام مادر حضرت رقيه (عليهاالسلام)، امّ اسحاق است که پيش‏تر همسر امام حسن مجتبي ‏‏(عليه‏السلام) بوده و پس از شهادت ايشان، به وصيت امام حسن (عليه‏السلام) به عقد امام حسين (عليه‏السلام) درآمده است.(6) مادر حضرت ‏رقيه(عليهاالسلام) از بانوان بزرگ و با فضيلت اسلام به شمار مي‏آيد.
بنا به گفته شيخ مفيد در کتاب الارشاد، کنيه ايشان بنت طلحه است.(7)
نويسنده معالي السبطين، مادر حضرت رقيه (عليهاالسلام) را شاه زنان(شهربانو)؛ دختر يزدگرد سوم پادشاه ايراني، معرفي مي‏کند که در حمله ‏مسلمانان به ايران اسير شده بود. وي به ازدواج امام حسين (عليه‏السلام) درآمد و مادر گرامي حضرت امام سجاد (عليه‏السلام) نيز به شمار ‏مي‏آيد.(8)
اين مطلب از نظر تاريخ نويسان معاصر پذيرفته نشده؛ زيرا ايشان هنگام تولد امام سجاد (عليه‏السلام) از دنيا رفته و تاريخ درگذشت او را 23 ‏سال پيش از واقعه کربلا، يعني در سال 37 ه .ق دانسته‏اند.
از اين رو، امکان ندارد او مادر کودکي باشد که در فاصله سه يا چهار سال پيش از حادثه کربلا به دنيا آمده باشد.
اين مسأله تنها در يک صورت قابل حل مي‏باشد که بگوييم شاه زنان کسي غير از شهربانو (مادر امام سجاد (عليه‏السلام)) است.
سرمنشأ تشکيک در وجود حضرت رقيه (سلام الله عليها) 
نکته مهم درباب پذيرش يا عدم پذيرش پديده هاي تاريخ اينکه نمي توان با قطع و يقين اظهار نمود که اکثر مخالفان وجود حضرت رقيه در ‏کربلا از روي عناد يا مشکل عقيدتي به ابرازآن پرداخته اند.
برخي از دلايلي که مي توان بدان اشارتي داشت ؛
‏1. کمبود امکانات نگارشي
در باب نگارش قرآن يکي ازپيچيدگيهاي بحث بازگشت مسأله نگارش به نبود اسلوب مشخصي از قبيل نبود نقطه،علائم آوايي و حرکات و ... ‏در نگارش بوده است که در بحث حاضر نيز خود را به خوبي نشان مي دهد.
‏2- کم توجهي به ثبت و ضبط جزئيات رويدادها
‏3- فشار حکومت بر سيره نويسان
فشار حکومت بر سيره نويسان و وارد کردن اغراض سياسي خود در نوشته جات يکي از دلائل مهم حقيقت پوشي تاريخي است.
‏4 - فقر منابع تاريخي
به دليل تاخت و تازهاي دوران مغولها و ...بسياري از منابع اصيل تاريخي چه سني و شعه يا به تاراج رفته ي و يا در جريان کتابخانه سوزيهاي ‏بزرگ محو و نابود شده اند.
‏5 - همنامي فرزندان امام حسين(ع)
امام حسين (عليه‏السلام) به دليل شدت علاقه به پدر بزرگوار و مادر گرامي‏شان، نام همه فرزندان خود را فاطمه و علي مي‏گذاشتند. اين امر ‏خود منشأ بسياري از سهوِ قلم‏ها در نگاشتن شرح حال زندگاني فرزندانِ امام حسين (عليه‏السلام) گرديده است.
بررسي ديدگاههادرباب وجود حضرت رقيه(س) در کربلا
تذکر: گاهي درمورد وجود حضرت رقيه (س) شبهات و ترديدهايي مطرح مي شود که نام ايشان در اکثر کتب نيامده و يا نامهاي مشترک و ‏مشابهي در آنها به چشم مي خورد که با توجه به آن نمي توان به طور حتم بر وجود دختري به اين نام اطمينان داشت.
در پاسخ بايد متذکر شد که عدم ذکر نام «رقيه» در برخي منابع تاريخي نمي تواند دليل بر خرافه بودن اين شخصيت باشد؛ چرا که وجود ‏نامهاي اشتهاري(کنيه و لقب) در کنار نام اصلي افراد از رسومات رايج عرب است و همان گونه که عده اي معتقدند، حضرت رقيه(س) همان ‏فاطمه صغري است که نامش در بسياري از تواريخ ذکر شده است.
علاوه بر اينکه بر نام «رقيه» در کتاب شريف لهوف سيد بن طاووس و نيز ساير کتب تصريح شده است.
مرحوم شيخ علي فلسفي در کتاب « حضرت رقيه (س)» مي گويد در بيش از بيست کتاب، نام ايشان را رقيه ديده است.
‏1 - حائري صاحب کتاب معالي السبطين
در کتاب معالي السبطين حائري آمده است : « کانت للحسين(ع) بنت صغيره ....تسمي رقيه و کان لها ثلاث سنين»(9).
تعبير« تسمي رقيه» نشان دهنده اين مطلب است که «رقيه» نام اصلي ايشان نبوده بلکه به اين اسم معروف بوده است.
‏2 - ابن ابي مخنف
ابن ابي مخنف نيز در مقتل الحسين درباره وداع حسين بن علي(ع) مي نويسد : « ثم نادي يا ام کلثوم و يا زينب و يا سکينه و يا رقيه و يا ‏عاتکه و يا صفيه...»(10).
‏3 - شيخ بهايي ره
شيخ عباس قمي در نفس المهموم و منتهي الامال، ماجراي شهادت حضرت رقيه (عليهاالسلام) را از آن کتاي کامل شيخ بهايي نقل مي‏کند. ‏هم چنين بسياري از عالمان بزرگوار مطالب اين کتاب را مورد تأييد، و به آن استناد کرده‏اند.
‏4 - سيد بن طاووس ره 
وي مي‏نويسد: «شب عاشورا که حضرت سيدالشهداء (عليه‏السلام) اشعاري در بي وفايي دنيا مي‏خواند، حضرت زينب (عليهاالسلام) سخنان ‏ايشان را شنيد و گريست.
امام (عليه‏السلام) او را به صبر دعوت کرد و فرمود: «خواهرم، ام کلثوم و تو اي زينب! تو اي رقيه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر داريد [و ‏به ياد داشته باشيد] هنگامي که من کشته شدم، براي من گريبان چاک نزنيد و صورت نخراشيد و سخني ناروا مگوييد [و خويشتن دار باشيد].» ‏بنابر نقل ايشان، نام حضرت رقيه (عليهاالسلام) بارها بر زبان امام حسين (عليه‏السلام) جاري شده است.
‏5 - طريحي در کتاب منتخب 
وي سن حضرت رقيه (عليهاالسلام) را سه سال بيان نموده است. پس از او، فاضل دربندي (وفات: 1286 ه.ق) که آثاري هم چون اسرار ‏الشهادة و خزائن دارد، مطالبي را از منتخب طريحي نقل کرده است.
بعدها سيد محمد علي شاه عبدالعظيمي (وفات: 1334 ه .ق) در کتاب شريف الايقاد، مطالبي را از آن کتاب بيان کرده است. البته ديدگاه اول ‏که از علامه حايري (وفات 1384 ه .ق) نقل شد از کتاب معالي السبطين از کتاب منتخب طريحي بهره برده است.
در کتاب احقاق الحق نيز آمده است:« ثم نادي يا ام کلثوم يا سکينه يا رقيه يا عاتکه يا زينب يا اهل بيتي عليکن مني السلام...»(11)
مؤيد تاريخي بر وجود رقيه(سلام الله عليها) 
سه شاهد قوي بر اثبات وجود ايشان در تاريخ ذکر شده است.
‏(1) ابتدا گفتگويي که بين امام و اهل حرم در آخرين لحظات نبرد حضرت سيدالشهدا (عليه‏السلام) هنگام مواجهه با شمر، رخ مي‏دهد. امام رو ‏به خيام کرده و فرمودند: «اَلا يا زِينَب، يا سُکَينَة! يا وَلَدي! مَن ذَا يَکُونُ لَکُم بَعدِي؟ اَلا يا رُقَيَّه وَ يا اُمِّ کُلثُومِ! اَنتم وَدِيعَةُ رَبِّي، اَليَومَ قَد قَرَبَ ‏الوَعدُ»؛ اي زينب، اي سکينه! اي فرزندانم! چه کسي پس از من براي شما باقي مي‏ماند؟ اي رقيه و اي ام‏کلثوم! شما امانت‏هاي خدا بوديد نزد ‏من، اکنون لحظه ميعاد من فرارسيده است.(12)
‏(2) هم چنين در سخني که امام براي آرام کردن خواهر، همسر و فرزندانش به آنان مي‏فرمايد، آمده است: «يا اُختَاه، يا اُم کُلثُوم وَ اَنتِ يا زَينَب ‏وَ اَنتِ يا رُقَيّه وَ اَنتِ يا فاطِمَه و اَنتِ يا رُباب! اُنظُرنَ اِذا أنَا قُتِلتُ فَلا تَشقَقنَ عَلَيَّ جَيباً وَ لا تَخمُشنَ عَلَيَّ وَجهاً وَ لا تَقُلنَ عَليَّ هِجراً»؛ خواهرم ‏،ام کلثوم و تو اي زينب! تو اي رقيه و فاطمه و رباب! سخنم را در نظر داريد [و به ياد داشته باشيد] هنگامي که من کشته شدم، براي من ‏گريبان چاک نزنيد و صورت نخراشيد و سخني ناروا مگوييد.(13)
‏(3) سيف بن عميره از اصحاب امام صادق عليه السلام در شعري دوبار نام حضرت رقيه را آورده: 
وعبيدکم سيف فتي ابن عميرة عبد لعبد عبيد حيدر قنبر 
و سکينة عنها السکينة فارقت لما ابتديت بفرقة و تغير 
و رقية رق الحسود لضعفها و غدا ليعذرها الذي لم يعذر 
و لام کلثوم يجد جديدها لثم عقيب دموعها لم يکرر 
لم انسها و سکينة و رقية يبکينه تبحسّر و تزخّر 
يدعون امهم البتولة فاطما دعوي الحزين الوالة المتحير 
يا امنا هذا الحسين مجدلا ملقي عفيرا مثل بدر مزهر
في تربها متعفرا و مضخما جثمانة بنجيع دم احمر
اين شخص و شعرش در کتب رجالي معتبر آمده اند که به چند نمونه اشاره مي کنيم: 
شيخ فخرالدين طريحي در المنتخب (متوفي: ۱۰۸۵ ه. ق) 
علامه حلي در خلاصة الاقوال 
ابن داود در رجالش 
شيخ طوسي در فهرست 
شيخ طوسي در رجالش 
نجاشي در رجالش 
‏---------------------------------------------------
‏1) لسان العرب،ج5، ص293. 
‏2) قصه کربلا،پاورقي ص5185، سرگذشت جان سوز حضرت رقيه (س)، ص 12. 
‏3) بحار الانوار،ج44، ص210. 
‏4) همان، ج15، ص39. 
‏5) الارشاد، ج2، ص343. 
‏6) کشف الغمة في معرفة الائمة، ج2، ص216 ؛ اعلام الوري بأعلام الهدي،ص251. 
‏7) الارشاد،ج2، ص200، اعلام الوري، ص251. 
‏8) معالي السبطين، ج2، ص214. 
‏9) معالي السبطين : 2 / 161، 170. 
‏10) مقتل الحسين : 84. 
‏11) احقاق الحق: 11/633. 
‏12) موسوعة کلمات الامام الحسين (عليه‏السلام)،جمعي از نويسندگان،ص 511. 
‏13) اللهوف علي قتلي الطفوف، سيد بن طاووس،ص 141؛ اعلام الوري، ص 236. 
 



 
تعداد بازديد:1689 آخرين تغييرات:91/09/29
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر