سه شنبه 29 خرداد 1397 - 5 شوال 1439 - 19 ژوئن 2018
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

وحدت يک تکليف الهي،ضرورت ملي و اجتماعي است

وحدت يک تکليف الهي،ضرورت ملي و اجتماعي است

شرايط کنوني جهان اسلام، با اميدها و نويدهاي فراواني همراه است و نشانه هاي گوناگوني از بلوغ و رشد يک امت تاريخي را فرا رويمان مي نهد. وحدت بر محور انديشه اسلامي يکي از اين نويدهاست.




 

اين مسأله اساسي در تاريخ انقلاب اسلامي بعنوان اصل بنيادين تفکر و تدبير بنيان گذار فقيد انقلاب مطرح بوده است. ايشان در آغاز حرکت اسلامي،‌که نقطه اتصال به انقلاب اسلامي ايران بود، محور اصلي حرکت الهي خويش را، وحدت اجتماعي همه اقشار، انديشمندان و عالمان ديني بر محور وحدت کلمه ارزيابي مي نمايند و در اولين بيانيه خويش خطاب به عالمان و انديشمندان چنين مي فرمايد که: قُل انّما اَعِظُکُم بواحده اَن تَقُومو الله مثني و فُرادي
در ادمه هم پيوسته توصيه مي کرد که: در اين موقع که دشمنان اسلام مي کوشند به هر وسيله اي، ضربه اي به اسلام و احکام مقدس آن وارد کنند، بر علماي اعلام و مروّجين شريعت اسلام دامت افاضاتهم لازم است اجتماعات خود را حفظ فرموده و با اتحاد کلمه و اتفاق کامل، از خطرات موجود جلوگيري فرمايند.
 
امام وحدت را يک تکليف الهي و وظيفه اي شرعي براي آحاد ملت مي دانست و در اين ميان مسئوليتي مضاعف براي علماء و روشنفکران و مديران قائل بود و فصلي خاص از پيام هاي عمومي ايشان به همين مهم اختصاص داشت.
 
از نظر مقام معظم رهبري نيز وحدت يک ضرورت ملي و اجتماعي بشمار مي رود. ايشان حفظ و نگهداري شاخصه هاي وحدت آفرين را تا آنجا مهم و داراي اولويت مي دانند که حتي بر تکاليف شرعي جزئي هم مقدم مي دانند.
 
ايشان مي فرمايند: حفظ وحدت را اصل قرار بدهيم و اگر تکليف شرعي اي هم احساس کرديم، ولي ديديم عمل به اين تکليف ممکن است مقداري تشنّج به وجود آورد و وحدت را از بين ببرد، قطعاً انجام آنچه که تصوّر مي کرديم تکليف شرعي است، حرام است و حفظ وحدت واجب خواهد بود. (مقام معظم رهبري. 1327،‌ج 1، 201)
 
از نظر مقام معظم رهبري اتحاد اسلامي مبناي همه افتخارات به وحدت اسلامي و اتحاد ملي مرتبط است و تلاش جهت آن والاترين عمل صالح در عصر حاضر شمرده مي شود. اتحاد ملي مهمترين گفتمان جامعه اسلامي است. وحدت عالمان دين و اتحاد براي خدا و با هدف مقدس انجام وظيفه الهي، عمده ترين تکليف امت اسلامي و جامعه ي ماست.
 
اساساً دين عزيز ما "اسلام" ، با توجه به اهميت دادن و پاسخگويي به سه نياز اساسي انسان ها که عبارتند از: "امنيت ، عدالت، فراواني نعمت و رفاه"، راهبردهاي اصلي و اساسي همگرايي و وحدت اجتماعي را در درون خود جاي داده است.
 
"امنيت"
گر چه درباره واژه امنيت سخن هاي متفاوت گفته شده است، ‌اما حداقل اين تفاهم در تعريف وجود دارد که: امنيت يعني پرهيز از خطراتي که منافع و ارزش هاي حياتي را مورد تهديد قرار مي دهد يا اينکه بگوئيم: امنيت جامعه يعني توانايي و انسجام نهادينه شده جامعه براي مقابله با تهديدات دروني و بيروني.
 
امنيت شهروندان محصول و برآيند امنيت در مال،‌ جان، فکر، عاطفه و فرهنگ آنهاست.
 
در نظام هاي اجتماعي گوناگون، مسئوليت تأمين امنيت بر عهده حکومت ها و دولت هاست.
 
دولت ها هم از طريق تشديد اِعمالِ قوانين کيفري و تقويت اقدامات پليسي و سرمايه گذاري هاي امنيتي در اين باره تلاش هايي مي نمايند. اما با اينهمه انحرافات اجتماعي، بِزهکاري ها و احساس ناامني در سراسر جهان از مشکلات بر زمين مانده دولت ها شمرده مي شود.
 
روان شناسان اجتماعي توصيه مي کنند که بايستي به دستورالعمل هايي رسيد که موجب افزايش احساس مسئوليت اجتماعي در مشارکت آحاد مردم در مقوله هاي امنيت آفرين گردد، اما مکاتب غربي و شرقي از اين گوهرهاي معرفتي محروم هستند.
 
در اين ميان دين اسلام با تأکيد بر اصلاح زندگي دنيون و سعادت اُخروي مي فهماند که اين مکتب تنها به بيان رابطه انسان با خدا نمي پردازد، بلکه تنظيم روابط اجتماعي انسان ها نيز مورد توجه مي باشد.
 
اسلام اخلاق را خميرمايه تعاملات اجتماعي مي داند و با تأکيد بر اخلاق اجتماعي بدنبال تأمين امنيت اجتماعي و ديگر نيازهاي جامعه مي باشد.
از جمله آموزه هاي اصلي اسلام در اين باره تعاون و مشارکت است که در آيات و روايات فراواني بر آن تأکيد شده و خداوند از مؤمنان درخواست تقيّد و پايبندي به آن را دارد: وَ تعاوَنوا علي البّرِ و التقوي ولا تَعاونُوا علي الاِثمِ و العُدوان . مائده 2.
 
بي ترديد اگر اين اصل در جامعه نهادينه گردد و انسان ها بدون توجه به روابط شخصي، مادي و خويشاوندي، در انجام کارهاي مفيد همکاري و همياري داشته باشند، بسياري از نابهنجاري هاي اجتماعي که سبب تفرقه و تشتّت و پراکندگي و دودستگي و تضعيف جامعه ديني مي گردد، از جامعه رَخت بَر خواهد بست.
از ديگر آموزه هاي اجتماعي اسلام که ضمانت بخش وحدت و انسجام اسلامي است، مسئوليت پذيري مسلمين نسبت به يکديگر است. اين فرمايش پيامبر عظيم الشأن اسلام که "من اَصبَح ولم يتهَمّ بامورالمسلمين فليس بمسلم" نشان از اهتمام و نقش آفريني شديد اين اصل دارد. برخي از مصاديق اين مسأله، تأکيد بر اصلاح ذات البين،‌ صلح و سازش دادن بين مؤمنين، توصيه به سود رساندن به ديگران (تا آنجا که با ايمان ترين افراد را سودمندترين معرفي کرده اند) مي باشد.
 
آموزه ديگر اسلامي که در تأمين امنيت دروني و مشارکت آفريني مردم تأثير زيادي دارد اصل وفاي به عده و پيمان است.
برخي از قرآن پژوهان مفاهيم اساسي بعضي سوره ها مانند سوره مائده و برخي مفهوم اساسي کل قرآن را پيمان و عهد دانسته اند. از نظر دين، شايسته است افراد مسئوليت هاي اجتماعي و حرفه اي شان را امانت هاي الهي تلقّي نمايند و از فرصت هاي به دست آمده در جهت ارائه خدمت و تقرّب حداکثر بهره را ببرند. بنابراين از نظر اسلام، عمل براساس احکام الهي در ارتباط با ديگران و امداد و انفاق به ديگران يکي از مصاديق وفاي به عهد مي باشد.
 
همچنين مهرورزي و صداقت با مؤمنان، حُسن ظن به رفتارهاي کساني که در دايره ايماني مي گُنجند، عفّت و پاک چشمي و پاک دستي نسبت به حقوق ديگران،‌ آموزه هاي اخلاقي هستند که با تأکيد و توصيه دين، مناسبات اجتماعي را سامان مي دهند و موجب يکپارچگي، انسجام، ‌وحدت و هماهنگي خانواده بزرگ جامعه اسلامي مي گردند. اين انسجام و وحدت موجب امنيت دروني و اقتدار بيروني براي آحاد جامعه مي گردد و اينگونه دين راهبردهاي امنيت آفرين را در سطوح ولايه هاي گوناگون جامعه فراهم مي کند.
 
در کنار امنيت، عدالت و رفاه نيز حاجت هاي اساسي مردم قرار دارد که اسلام معتقد است: توسعه اقتصادي پايدار و امنيت ملي مکمّل يکديگرند و هر يک مي تواند زمينه ساز ديگري باشد.
 
امينت ملي شرط ضروري و لازم براي توسعه پايدار و متوازن است و توسعه پايدار نيز زمينه ساز گسترش و تقويت و ارتقاي امنيت ملي و اجتماعي مي باشد.
 
آنچه در اين مباحث ما را به خود مي خواند، تأکيد بر گفتمان اتحاد ملي و انسجام اسلامي بعنوان دکترين موفق نظام جمهوري اسلامي است که مي تواند فراهم کننده توسعه و امنيت و عدالت و رفاه گردد.
 
هر تلاش و فعاليتي که به اين گفتمان مبنايي و برگرفته از آموزه هاي اسلامي پُشت کند و ضربه بزند، تلاشي در مقابل اهداف و مصالح مردم اين مرز و بوم است. چه با ادبيات روشنفکري و غرب باورانه و خودباخته و چه با ادبيات تعصّبات فقه اي و اختلافات مذهبي.
همبستگي اجتماعي يک اصل عمده در آموزه ها و فرهنگ اسلامي و سنت و سيره نبوي است و اين مهم جز در سايه شناخت صحيح و تبليغ کارآمد از اسلام، ميسّر نمي باشد.
 
نقش و جايگاه حوزه هاي علميه تشيّع و تسنّن و عالمان زمان شناس و فرهيخته که عزت اسلام و پيشرفت مسلمانان را مدّ نظر داشته باشند، در اين راستا بسيار مهم ارزيابي مي شود و تشکيل چنين مجتمع هايي که به بازشناسي مسأله وحدت و راهکارهاي عملي آن، پرداخته مي شود، تلاشي هوشمندانه و راهبردي است.
 
دشمنان اسلام به خوبي دريافته اند که رمز پيروزي و بقاي اسلام از يکسو و قطع شدن سؤء استفاده و غارت بيگانگان در سرزمين هاي اسلامي وابسته به اتحاد مسلمين با يکديگر است.
 
ريچارد نيکسون، رئيس جمهور اسبق امريکا در کتاب "فرصت را از دست ندهيد" مي نويسد:
 
"جهان اسلام در قرن بيست و يکم يکي از مهمترين ميدان هاي زورآزمايي سياست خارجي امريکاست".
 
آنان در اين استراتژي خويش به هر عالم ساده انديش و يا فرقه دست ساخته که بتواند به اختلافات تاريخي دامن زند، روح بدبيني و تهمت را در بين بزرگان مذاهب اسلامي ترويج کند، مباحث عالمانه خواص را دستمايه تشنّج بين عوام قرار دهد، تکفير و توهين را در بين برادران مسلمان باب کند و يأس و نااميدي و بد دلي را بپراکند، دل مي بندند. آنان در اين استراتژي خويش همه گونه هزينه مي کنند. از وعده و وعيد و تطميع و تهديد گرفته تا تبليغات در رسانه ها بهره مي گيرند. دانشجويان تازه کار را کارشناس و روشنفکر و طلاب کم سواد را علامه و مُفتي عنوان مي دهند تا در مسير اهداف سوء خويش مصرف کنند.
 
انتظار آنست که عالمان اسلامي براي دستيابي جامعه ديني به انسجام و امنيت و فراهم شدن فضاي همدلي و اميد و خدمت، جريان هاي ضد وحدت را در ميان خويش منزوي سازند. روحاني ها و مُفتي هايي که در جهت مقابله با گفتمان وحدت سخن مي گويند و يا احياناً فتوا مي دهند، را از خود برانند. در خلوت و جلوت از برکات و آثار مبارک وحدت اسلامي و انسجام ملي سخن بگويند همگرايي با نظام ولايت فقيه و واگرايي از دشمنان اين مرز و بوم را در سرلوحه خويش قرار دهند و سايت و شبکه ها و روزنامه ها و بلندگوهايي که به تفرقه افکني ميان مسلمانان، جيره و مواجب دريافت مي کنند، را تحريم نمايند.
 
پيشنهاد مي شود فرهيختگان و عالمان شيعه و سنُي در گردهمايي هايي که بدين منظور در هفته وحدت برقرار مي شود، در اين موارد گفتگوهاي راهبردي را برقرار نمايند:
 
1- اصول گفتگوي سازنده و درک متقابل بين برادران مذاهب اسلامي براساس آموزه هاي قرآني و فرهنگ اهل بيت عليهم السلام و صحابه.
2- جنبه هاي وحدت آفرين در قانون اساسي بعنوان سند ميثاق ملي.
3- ضرورت تبعيّت نظري و عملي از مقام ولايت فقيه يا اولي الامر در نظام اسلامي.
4- دستاوردهاي اتحاد اسلامي در صحنه هاي داخلي و خارجي در طول 34 سال تشکيل جمهوري اسلامي ايران.
5- تأثير وحدت و تقريب بين مذاهب اسلامي در عزت مسلمانان در خاورميانه و جهان اسلام و پديده مبارک بيداري اسلامي.
6- مشترکات شاخص در بين مذاهب اسلامي که به مديريت جهان معاصر مرتبط خواهد شد مثل مسأله مهدويت.
7- فهرستي از راهبردهاي عملي تقريب بين مذاهب اسلامي که در بين عالمان و حوزه هاي علميه تشيّع و تسنّن قابليت تحقق و پياده شدن دارد.
 
 



 
تعداد بازديد:1781 آخرين تغييرات:91/11/07
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر