دوشنبه 2 مرداد 1396 - 30 شوال 1438 - 24 ژولاي 2017
صفحه اصلي/مقالات

ولادت خورشيد يازدهم

ولادت خورشيد يازدهم

اغلب تاريخ نويسان معتقدند امام عسکري عليه السلام در سال 232 ق در شهر مدينه چشم به جهان گشود و هنوز چندسالي از عمر مبارکش نمي گذشت که به همراه پدر بزرگوارش امام هادي عليه السلام از مدينه به سامرا تبعيد شد و در مرکز عسکر (لشکرگاه) تحت نظارت مأموران خليفه ساکن شد. آن حضرت و پدر بزرگوارشان به مناسبت اين که در محل استقرار لشکريان حکومت ناگزير به سکونت شده بودند، عسکريين عليه السلام (= دو عسکري) لقب يافته اند.




 

 
دوران امامت حضرت عسکري عليه السلام
امام يازدهم در سال 254 ق، به دنبال شهادت امام هادي عليه السلام و در حالي که بيش از 22 سال از عمر مبارک آن حضرت سپري نشده بود، منصب امامت را عهده دار شدند و حدود شش سال يعني تا 26 سالگي به ارشاد و هدايت مردم مشغول بودند. آن حضرت سرانجام در هشتم ربيع الاوّل سال 260 ق به دسيسه معتمد عباسي و در شهر سامرّا به شهادت رسيدند و جنازه مطهرشان در کنار مرقد منوّر پدر بزرگوارشان امام هادي عليه السلام به خاک سپرده شد که ميعادگاه شيعيان جهان است و عاشقان ولايت چون پروانه به دور شمع وجودش مي چرخد.
 
 
فضايل اخلاقي امام عسکري عليه السلام
امام حسن عسگري عليه السلام در همه صفات پسنديده انساني و اخلاق و فضايل درحد کمال بوده است. آن امام والا مقام در عصر خويش بزرگوارترين، عابدترين، بردبارترين و محترم ترين افراد به شمار مي رفته و داراي انديشه بلند، زباني گويا و پرجاذبه و برخوردار از اخلاق نيک بوده اند. امام يازدهم شيعيان با مردم بسيار مهربان، و نسبت به ضعيفان و افراد تهي دست بسيار بخشنده بودند. او سالار قبيله ايثار، پيشواي مستضعفانِ خاک و مسجود فرشتگان افلاک بود. سلام سوخته دلانِ عطشان بر آن امام همام باد!
 
ويژگي هاي شخصيتي امام عليه السلام
امام حسن عسکري عليه السلام در کليه صفات و ويژگي هاي مثبت شخصيتي زبانزد عام وخاص بود. در اين ميان شجاعت و صلابت روحي، قوت قلب، و جرأت و شهامت، از ويژگي هاي شخصيتي ايشان به شمار مي آيد. آن بزرگوار به همه انسان ها عشق مي ورزيد و همواره با آنان به نيکي و احسان رفتار مي کرد. بدين جهات بود که نگاهش تا اعماق جان نفوذ مي کرد و چون پناهي مطمئن براي بي پناهان و اميد نااميدان بود. امام حسن عسگري عليه السلام در سختي ها ياور شيعيان بود و در عبور از گذرگاه هاي سخت و پرپيچ وخم، هم چون چراغي روشنگر راه.
 
نمودار خلوص و پاکي
امام حسن عسگري عليه السلام سرچشمه ايمان و جلوه اي از نور الهي بود. در سيماي تابناکش نور عشق و ايمان خانه داشت و در رازونياز شبانه اش با پروردگار خلوص و پاکي موج مي زد. پيشواي يازدهم ما به عبادت، تهجد، و نماز شب بسيار اهميت مي داد، به طوري که هيچ گاه آن را ترک نمي کرد. همين که پاسي از شب مي گذشت از خواب بر مي خاست، وضو مي گرفت، و به رازونياز با پروردگار متعال مي پرداخت.
 
صداقت کلام و صفاي باطن امام عليه السلام
امام حسن عسکري عليه السلام با وجود پربرکتش، زندگي را با تمام زيبايي ها معنا مي کرد. صفاي باطنش، صداقت کلامش و دستان پر محبتش، به قلب ها گرمي مي بخشيد و نيروي پايداري و مقاومت مي داد. آن روزها، با وجود امام عسکري عليه السلام ، زندگي معناي ديگري داشت. توفان حوادث در برابر اراده استوارش، به نسيمي زندگي بخش بدل مي شد و انبوه مشکلات با کلام آرام و اطمينان بخش او به کنار مي رفت. آرامش و استواري او قلب ها را آرام مي کرد و بر زخم هاي ديرينه شيعيان مرهم مي نهاد. چون صخره اي نفوذناپذير، از دسترس فرومايگان به دور بود و به بلنداي عزت و مردانگي اش خس وخار را راهي نبود.
 
در مسير تربيت مردم
امامان پاک، هم چون پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلم پيوسته در تعليم و تربيت مردم مي کوشيدند. آنان، در تمامي اوقات به راهنمايي و تربيت مردم پايبند بودند. رفتار و گفتار و معاشرت و حتي هرگوشه از زندگي روزمره آنان، آموزشگر کساني بود که با آنان تماس داشتند. هرکس در هر وقت با آنان مي نشست برايش ممکن بود که از اخلاق و دانش آنان بهره مند شود و اگر سؤالي داشت، مي توانست مطرح کند و پاسخ آن را بشنود. امام حسن عسکري عليه السلام يکي از اين مربيّان الهي بود که همواره با رفتار و گفتار خويش نکته هاي پندآموز و نغز به پيروان راستين خويش، و حتي دشمنان اهل بيت عليهم السلام ، مي آموخت. آري، شخصيت آن حضرت چنان بود که دوست و دشمن را تحت تأثير قرار مي داد و تحوّل عميق در افکار و اعمال مردم پديد مي آورد.
 
سخنان آرامش بخش امام عليه السلام
امام حسن عسکري عليه السلام الگوي محبت و آرامش است؛ زيرا محبت، با او معنا مي گرفت و در نگاهش موج مي زد و از دستان پرمهرش جاري مي شد و گونه هاي يخ زده را شوق زندگي مي داد. وقتي ياران امام عليه السلام از سختي ها به جان مي آمدند و زماني که شيعيان تمام درها را به روي خود بسته مي يافتند، کلمات گوهربار امام يازدهم، آرامش را به جان هايشان ارزاني مي کرد. پرده هاي اندوه و نااميدي با کلمات اطمينان بخش و پرجاذبه آن حضرت به کنار مي رفت و نوري از اميد و شادي بر قلب هاي خسته شيعيان تابيدن آغاز مي کرد.
 
فروتني امام عسگري عليه السلام
فروتني از فضايل اخلاقي است که موجب مودت و پيوستگي بيشتر در ميان اعضاي جامعه مي شود و زندگي اجتماعي را رضايت بخش و مطبوع مي سازد. اين صفت نيکو، افراد را به هم نزديک مي کند و مشارکت هاي اجتماعي را افزايش مي دهد و زمينه بهبود و ارتقاي جامعه را فراهم مي آورد. امام حسن عسکري عليه السلام درباره تواضع مي فرمايند: «تواضع نعمتي است که بر آن حسد برده نمي شود.
 
گشاده رويي امام عليه السلام
گشاده رويي و داشتن چهره شاد و خرم سبب گسترش شادي و نشاط و افزايش کارايي در جامعه مي شود. همان طور که دل مردگي، بي نشاطي و داشتن چهره عبوس، غمگين و اخم آلود موجب گسترش افسردگي و کاهش کارايي و ثمربخشي افراد مي شود. جامعه زنده و پويا، جامعه اي است که در آن نشاط، لبخند، شوخ طبعي و شادابي حاکم است. رسول گرامي اسلام صلي الله عليه و آله وسلم همواره چهره گشاده داشت و با افراد با خوش رويي برخورد مي کرد و از اين طريق موجب جذب افراد به دين مبين اسلام مي گرديد. پيشوايان ديني، ما هريک، از اين فضايل بهره مند بودند که از جمله آنان مي توان به خورشيد يازدهم، امام حسن عسکري عليه السلام ، اشاره نمود. بزرگ مردي که در گشاده رويي و انبساط خاطر سرآمد زمان خويش بود، به گونه اي که افراد پروانه وار دور شمع وجودش مي چرخيدند واز زلال انديشه و اخلاق کريمانه اش بهره ها مي جستند.
 
عابد و زاهد در کلام امام حسن عسکري عليه السلام
عبادت و رازونياز با خدا، بدون شک ديواره درون را در برابر تهديد حوادث، مستحکم مي کند و اراده را پولادين و تصميم را استوار مي سازد. زهد و پارسايي، روح را طراوت و تازگي مي بخشد، روان را صيقل مي دهد و انسان را از تسليم، ترديد، ترس، تزلزل، شکست و انزوا مي رهاند. امام حسن عسکري عليه السلام افراد پارسا، عابد و زاهد را اين گونه معرفي و توصيف مي نمايند: «پارساترين مردم کسي است که به هنگام شبهه توقف کند؛ عابدترين مردم کسي است که واجبات را انجام دهد؛ زاهدترين مردم کسي است که حرام را ترک نمايد؛ و کوشنده ترين مردم کسي است که گناهان را رها سازد».
 
الهام بخش فضيلت
باز هم به ياد مردي از دودمان رسالت سخن مي گوييم که نور امامت را بر دل ها و ديده هاي شيعه مي افشاند. نامش رمز نيکويي ها و زيبايي ها است و يادش الهام بخش عفاف و فضيلت. وقتي در کوچه پس کوچه هاي تاريخ مي گرديم و اعماق تاريخ را مي کاويم، به گوهرهاي درخشاني بر مي خوريم که فخر بشريتند و به بودن و زيستن، معني مي بخشند. امام حسن عسکري عليه السلام يکي از اين گوهرهاي نفيس است و شيعه را همين افتخار بس، که به پيشوايي اين زبدگان آفرينش معتقد است و حقانيت آنان را باور کرده است. امام يازدهم، هم چون نياکان خويش، بار سنگين «هدايت امت» را بر دوش مي کشيد و در عصر حاکميت ستم، خود را فداي روشنگريِ راه ايمان و حق ساخت. امام حسن عسکري عليه السلام بزرگ مردي است که دوست و دشمن، به فضيلت و دانايي و زهد و عبادت او گواهي داده اند و جز اين نيز انتظاري نيست.
 
روايات
امام حسن عسکري عليه السلام مي فرمايند:
جدال مکن که ارزش ات را مي کاهد و زياد شوخي مکن که بر تو دلير مي شوند.
بهترين دوست کسي است که اشتباه تو را فراموش کند و نيکي تو را از ياد نبرد.
در رعايت ادب، تو را همين کافي است که از آنچه براي ديگران بد مي داني، دوري کني.
هرکس بر مرکب باطل سوار شود، در سرزمين پشيماني فرود خواهد آمد.
دو خصلت، بالاترين اوصاف است: ايمان به خداوند و سودمند بودن براي برادران ديني.
ابراز شادي و شعف در برابر افراد پريشان و گرفتار، از ادب انساني محسوب نمي شود.
کسي که برادر ديني اش را پنهاني نصيحت کند، او را آراسته و اگر در انظار مردم از او انتقاد کند، وي را زشت جلوه داده است.
از نشانه هاي فروتني سلام کردن به همه و نشستن در پايين مجلس است.
خنده بي مورد نشانه ناداني است.
از جمله گرفتاري هاي کمرشکن، همسايه اي است که چون خوبي يا کار نيکي را ببيند آن را پنهان سازد و چون بدي ببيند آن را افشا کند.
عبادت در زيادي روزه و فزوني نماز نيست؛ بلکه به بسياري تفکر در امر خداوند است.
خشم کليد هر بدي است.
گستاخي فرزند بر پدر در ايّام کودکي مايه ناسپاسي او در ايّام بزرگ سالي اوست.
از جمله گناهان نابخشودني اين است که گفته شود:اي کاش جز بر اين گناه مؤاخذه نشوم.
چه زشت است براي مؤمن تمايل به چيزي که مايه خواري اوست.
 
 
 



تعداد بازديد:953 آخرين تغييرات:91/12/01
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر