پنج شنبه 4 خرداد 1396 - 28 شعبان 1438 - 25 مي 2017
صفحه اصلي/اجتماعي(جوانان، خانواده، بانوان و...)

چرا زن پس از طلاق عده نگه‌دارد؟

چرا زن پس از طلاق عده نگه‌دارد؟

چرا بايد زن پس از طلاق سه ماه عده نگه‌دارد؟ علم امروز به راحتي اثبات مي‌کند که زن باردار است يا نه؟ چرا زن سه ماه محروم بماند ولي مرد نه؟!

ايکس – شبهه: ابتدا دقت کنيم که «دين الهي»، سريال تلويزيوني نيست که با نگاه فيلم هندي يا جنگ فمينستي که در فيلم‌ها و سريال‌هاي ايراني تبليغ و ترويج مي‌گردد و زور مي‌زنند تا تشابه حقوق را به جاي تساوي حقوق القا کنند و زن را مرد و مرد را زن کنند، به آن نگاه کنيم.
احکام اسلامي، همه فروع دين هستند، يعني شاخه‌هاي اصولي هستند چون توحيد، نبوت و معاد. لذا فردي که اصول را قبول ندارد، ديگر جايگاهي ندارد که از چرايي اصول بپرسد و کسي که قبول دارد، مي‌داند هر چند خوب و لازم است که در مورد حکمت و آثار و تبعات احکام الهي تحقيق کند و مطلع گردد، اما اگر به نتايج مطلوبي نيز دست نيافت، باز مي‌داند که احکام صادره از سوي خداوند عليم و حکيم، حتماً عليمانه و حکيمانه بوده و منطبق با نظام خلقت و ضامن رشد، سلامت و کمال است، هر چند که او علل و حکمت‌ها خاصش را نداند.
عده‌ي زنان، فقط سه ماه نيست، بلکه عده طلاق پاک شدن از سه حيض و عده‌ي مرگ همسر چهار ماه و ده روز است و هر دو حکم عين صريح آيات قرآن کريم (يعني کلام و امر الهي در وحي) مي‌باشد. چنان چه در مورد سه نوبت پاکي زنان مطلقه فرمود: «وَالْمُطَلَّقَاتُ يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلاَثَةَ قُرُوَءٍ ... – البقره 228» و در مورد عده‌ي چهار ماه و ده روز زنان بيوه فرمود: «وَالَّذِينَ يُتَوَفَّوْنَ مِنكُمْ وَيَذَرُونَ أَزْوَاجًا يَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَعَشْرًا ... – البقره، 234»
الف – بديهي است که تنها علت و حکمت عده نگه‌داشتن، اثبات عدم بارداري نيست که آن در همان ماه اول و دوم مشخص مي‌گردد و امروزه علم در همان آزمايش اول مشخص مي‌کند، هر چند که احکام مبتني بر زمان در اسلام، بر مبناي طبيعت است که براي همگان مشهود است و نه بر مبناي نتايج آزمايشگاهي. مثل آگاهي از هلال ماه، افق‌هاي روزانه، عادت ماهانه زنان و ... که هر کسي مي‌بيند. لذا احکامي که بايد در زمان انجام شود، مثل نماز، روزه و حج، همه بر اساس طبيعت مشهود و ثابت و بلا شک است.
پس لابد حکمت‌هاي ديگري هم وجود دارد، خواه انسان به لحاظ علمي و عقلي برخي از آنها را کشف کند و خواه نکند و هر چه کشف کند نيز، هنوز حکمت‌ها و آثار يک حکم نيز به پايان نمي‌رسد (رجوع به پاسخ چرا گوشت خوک حرام است).
ب – در مورد حکمت‌هاي عده نگه‌داشتن زنان مطلقه و بيوه نيز حکمت‌هايي بيان شده است، هر چند که همه حکمت‌هايش نيست، از جمله:
*- ممانعت هر چه بيشتر از فروپاشي خانواده در عده طلاق: خانواده، مقدس‌تري و اصلي‌ترين کانون اجتماعي است که بيشترين نقش را ساختار فردي، اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، سياسي و امنيتي يک جامعه دارد و به همين دليل است که نظام‌هاي ديني و اخلاقي سعي در حفظ و استحکام آن دارند و نظام‌هاي استکباري سعي در تخريب و فروپاشي آن مي‌نمايند.
طلاق حتماً به دليل بروز اختلافات صورت گرفته است، اختلافاتي که پس از محبت‌ها، تفاوهم‌ها، همزيستي‌ها و همسويي‌ها (همسري) واقع شده است. پس «عده» ايجاد فرصتي براي بازگشت به حالت اوليه و بازسازي مجدد خانواده قبلي مي‌باشد و نمونه‌ي تحقق آن نيز به کرات و مستمر اتفاق افتاده و مي‌افتد. عده براي زن از ازدواج مجدد نسنجيده به خاطر انتقام و سرکوفت به همسر سابق و ازدواج مجدد مرد به خاطر حرص، عصبيت و ... جلوگيري مي‌کند. زماني ايجاد مي کند تا آتش عصبيت‌ها، کينه‌ها و بغض‌ها فروکش کند، علل منطقي بررسي شده و قضاوت شود و تصميم ادامه يا قطع کامل با حاکميت عقل صورت پذيرد. مردان مسلمان و  اهل سلامت و اخلاق نيز چنين نيستند که بلافاصله پس از طلاق به سراغ ساير زنان روند، بلکه همان فشار جنسي نيز سبب ميل و رغبت‌شان به سوي بازگشت به همسرشان مي‌گردد.
*- عده (طلاق يا مرگ همسر) از سوي ديگر حفظ احترام خانواده است و متضمن تغيير نگاه صرفاً جنسي به زن، مرد، ازدواج، روابط زناشويي و ... مي‌گردد و نشان مي‌دهد ارزش‌ها و حرمت‌هاي ديگري هم هست که بايد پيش‌تر و بيش‌تر مدّ نظر گرفته شود. به ويژه اگر خانواده صاحب فرزند هم باشند.
*- روابط جنسي آزاد و مبتني بر شهوت جنسي صرف، بار و تعهد حقوقي براي کسي ايجاد نمي‌نمايد و به همين دليل سبب بروز فجايع و ظلم‌هاي بسيار مي‌گردد، اما خانواده، نظمي تعهد‌آور براي زن، مرد، فرزندان، اقربا و جامعه است. از تعهدات حقوقي نفقه، ارث، ارتباط جنسي، ازدواج با محارم و ... گرفته تا ساير حقوق مدني در کار، دستمزد، مأموريت، نظام وظيفه و ...، بديهي است بر هم زدن چنين کانوني با اين همه نظم و تعهدات حقوقي، بايد مبتني بر نظم و تعهدات حقوقي ديگري نيز باشد. اين نظم، تعهدات يا قوانين حقوقي يا بايد از سوي بشر و منطبق با اهداف و منافع حاکمان اعتبار گردد و يا از سوي خالق کريم و منطبق با علم، حکمت، مشيّت او و منطبق با نظم کارگاه هستي.
*- آرامش روحي و رواني زن، از حکمت‌هاي ديگر عده است. دقت شود که مرد مي‌تواند در آميزش با همسر خود که معشوقه‌اش نيز هست و محبت فراواني به او دارد، صرفاً شهوت جنسي را مدّ نظر قرار دهد، اما زن اگر فقط به خاطر شهوت جنسي نيز به آغوش مردي در آيد، باز مورد توجه قرار گرفتن به لحاظ خواسته شدن، دوست داشته شدن، انتخاب شدن، محبوبه شدن و ... همه برايش اولويت دارد. مرد اگر بداند که همسرش او را دوست دارد، براي روانش کافيست، اما براي زن هر چند مي‌داند، ولي نمودهاي مکررش مؤثر است، لذا پيامبر اکرم صلوات الله عليه و آله بدين مضمون فرمودند که دوست داشتن را با زبان به همسرتان بگوييد.
از اين رو، زن پس از طلاق دچار لطمات روحي و رواني و شکست عاطفي سنگين‌تري مي‌گردد که آرامش بخشيدن به آن بسيار اولي‌تر از آرامش بخشيدن به شعله نياز جنسي است. و «عده»، فرصت اين آرامش را به او مي‌دهد تا پس از آن تصميم‌هايش براي تنهايي، پذيرش رجوع مرد، ازدواج مجدد و يا حتي لذت‌هاي جنسي‌اش منفعل و توأم با اضطراب‌هاي رواني و عاطفي نباشد و بيشتر ضربه نبيند.
دقت شود که در فرهنگ اسلام، ازدواج اولي است و بهترين راه ارضاي سالم غرايز جنسي نيز قلمداد شده است، لذا فرض اول بر اين است که زن پس از طلاق يا مرگ شوهر، به فکر ازدواج باشد، نه صرفاً برآوردن نياز جنسي. لذا نيازمند به اين آرامش پس از طوفان شکست در زندگي مشترک قبلي به واسطه طلاق يا مرگ شوهر است.
و البته صدها حکمت ديگر براي سلامت جنسي، جسمي، روحي، رواني، فردي، اجتماعي، حقوقي و ... نيز وجود دارد و هم چنين حکمت‌هاي ناشناخته‌ي ديگري که با پيشرفت علوم شناخته مي‌شود.
د- در خاتمه دقت شود که مبحث «چرايي احکام» يا به تعبيري شناخت حکمت‌‌ها، موضوعي چون «فلسفه حقوق» است که باب مفصل علمي در فقه و اصول مي‌باشد و تحصيل آن نيز شايد يک دهه به طول انجامد (مثل ساير رشته‌هاي حقوق) – لذا فرمودند يا برويد وقت بگذاريد، تحصيل کنيد و مجتهد گرديد، يا در احکام تقليد کنيد (مثل رجوع به حقوقدان و وکيل و هر متخصص ديگري)؛ اما نکته مهم اين است که اگر چه همه احکام داراي وفايد و منافعي براي رشد فردي و اجتماعي انسان است، اما مهم‌ترين حکمت آن بندگي خداوند متعال است که در حاکميت قوانين ابلاغي او (شرع) بر مملکت وجود تجلي مي‌يابد. بايد و نبايدهاي اين حاکميت يا از سوي شخص و اشخاص است و يا از سوي خدا. و مسلمان حاکميت خدا را بر مي‌گزيند.



تعداد بازديد:1164 آخرين تغييرات:92/05/26
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر