پنج شنبه 30 دي 1395 - 20 ربيع الثاني 1438 - 19 ژانويه 2017
صفحه اصلي/مقالات

اقرار وهابیون به وجود حضرت محسن(ع)

fiogf49gjkf0d

اقرار وهابيون به وجود حضرت محسن(ع)

هنگامي که خواستند علي (عليه السلام) را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمه (سلام الله عليها) روبرو شدند و فاطمه (سلام الله عليها) براي جلوگيري از بردن همسر گرامي‏اش صدمه‏هاي روحي و جسمي فراواني ديد که بيان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است ..


 

حضرت محسن

در يکي از نمايشگاه هاي موجود در شهر مکه مکرمه که زير نظر وهابيون اداره مي شود، بنري وجود دارد که در آن شجره نامه حضرت رسول اکرم (ص) به نمايش گذاشته شد. در حالي که وهابيون و بسياري از اهل سنت به وجود حضرت محسن (عليه السلام) معترف نيستند، در اين بنر اقرار شده که حضرت محسن (عليه السلام) از فرزندان حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) بوده است.
 
از پرسش هاي اساسي در ماجراي آتش زدن خانه حضرت علي(عليه السلام) و اهانت به آن بزرگوار اين است که: آيا (چنان که ما شيعيان مي‏گوييم) به ساحت حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) نيز جسارت کردند؟ و بر آن حضرت صدماتي وارد شد که منجر به شهادت او و فرزندش گرديد يا خير؟
 
برخي از علماي اهل سنت براي حفظ موقعيت خلفا از بازگو کردن اين قطعه از تاريخ خودداري نموده‏اند؛ از جمله ابن ابي الحديد در شرح خود مي‏گويد:
«جساراتي را که مربوط به فاطمه زهرا (سلام الله عليها) نقل شده، در ميان مسلمانان تنها شيعه آن را نقل کرده است.1
 
البته برخي از دانشمندان و مورخان اهل سنت، در اين بخش، از بيان واقعيات تاريخي شانه خالي کرده‏اند؛ چنان که سيد مرتضي رحمة ‏الله عليه در اين زمينه مي‏گويد: «در آغاز کار، محدثان و تاريخ نويسان از نقل جسارت هايي که به ساحت دختر پيامبرگرامي اسلام(صلي الله عليه و آله) وارد شده امتناع نمي‏کردند.
 
 اين مطلب در ميان آنان مشهور بود که مأمور خليفه با فشار، درب را بر فاطمه (سلام الله عليها) زد و او فرزندي را که در رحم داشت سقط نمود و قنفذ به امر خليفه دوم، فاطمه زهرا (سلام الله عليها) را زير تازيانه گرفت تا او دست از علي بردارد؛ ولي بعدها ديدند که نقل اين مطالب با مقام و موقعيت خلفاء سازگاري ندارد؛ لذا از نقل آنها خودداري نمودند.»2
 
مسعودي در قسمتي از کتاب خود آورده است:«فَوَجهُوا اِلي مَنْزلِهِ فَهَجَمُوا عَلَيْهِ وَ اَحْرَقُوابابَهُ... وَ ضَغَطُوا سَيدَةَ النساءِ بِالْبابِ حَتي اَسْقَطَتْ مُحْسِنا؛ پس (عمر و همراهان) به خانه علي (عليه السلام) رو کرده و هجوم بردند، خانه آن حضرت را به آتش کشيدند؛ با در به پهلوي سيده زنان عالم زدند؛چنان که محسن را سقط نمود.»3
 

اما منابع اهل سنت:

1- عبدالکريم بن احمد شافعي شهرستاني (548 - 479 ق.) نقل کرده: «اِنعُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَ فاطِمَةَ يَوْمَ الْبَيْعَةِ حَتي اَلْقَتْاَلْجَنينَ مِنْ بَطْنِها ،به راستي عمر در روز بيعت، ضربتي به فاطمه (سلام الله عليها) وارد کرد که بر اثر آن، جنين خويش را سِقط نمود.»4
 
ابن ابي الحديد مي‏گويد: «من اين جريان را براي استادم ابو جعفر نقيب خواندم، او گفت: وقتي که پيامبر (صلي الله عليه و آله) خون کسي که دخترش زينب را ترسانيد و او سقط جنين کرد را مباح شمرد، قطعا اگر زنده بود خون کساني را که دخترش فاطمه (سلام الله عليها) را ترسانيدند که باعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح مي‏شمرد»
 
همين قول را اسفرائيني (متوفاي 429 ق)، به نظام نسبت داده و گفته است که او قائل بود: «اَن عُمَرَ ضَرَبَ فاطِمَةَ وَ مَنَعَ ميراثَالْعِتْرَةِ ،عمر فاطمه (سلام الله عليها) را زد و از ارث اهل بيت (عليهم السلام) جلوگيري کرد.»5
 
 
2- صفدي يکي ديگر از علماي اهل سنت مي‏گويد:«اِن عُمَرَ ضَرَبَ بَطْنَفاطِمَةَ يَوْمَ الْبَيْعَةِ حَتي اَلْقَتْ اَلْمُحْسِنَ مِنْبَطْنِها، به راستي عمر آن چنان فاطمه (سلام الله عليها) را در روز بيعت زد که محسن را سقط نمود.»6
 

حضرت فاطمه

3- مقاتل بن عطيه مي‏گويد: ابابکر بعد از آن که با تهديد و ترس و شمشير از مردم بيعت گرفت، عمر و قنفذ و جماعتي را به درب خانه علي و زهرا (سلام الله عليها) فرستاد. عمر هيزم را درِ خانه فاطمه جمع نمود و درب خانه را به آتش کشيد، هنگامي که فاطمه زهرا (سلام الله عليها) پشت در آمد، عمر و اصحاب او جمع شدند و عمرآن چنان حضرت فاطمه (سلام الله عليها) را پشت در فشار داد که فرزندش را سقط نمود و ميخ دربه سينه حضرت فرو رفت (و بر اثر آن صدمات) حضرت به (بستر) بيماري افتاد تا آن که ازدنيا رفت.»7
 
 
4- ابن ابي الحديد نقل نموده است: «ابو العاص، شوهر زينب، دختر پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) در جنگ از طرف مسلمانان به اسارت گرفته شد؛ ولي بعدا ماننداسيران ديگر آزاد شد.
 
ابو العاص به پيامبر (صلي الله عليه و آله) وعده داد که پس از مراجعت به مکه،وسائل مسافرت دختر پيامبر(صلي الله عليه و آله) را به مدينه فراهم سازد. پيامبر (صلي الله عليه و آله) به زيد حارثه و گروهي از انصار، مأموريت داد که در هشت مايلي مکه توقف کنند و هر موقع کجاوه زينب به آن جا رسيد، او را به مدينه بياورند.
 
قريش از خروج دختر پيامبر(صلي الله عليه و آله) از مکه آگاه شدند. گروهي تصميم گرفتند که او را از نيمه راه باز گردانند. جبار بنالاسود (يا هبار ابن الاسود) با گروهي خود را به کجاوه زينب رساند و نيزه خود رابر کجاوه دختر پيامبر(صلي الله عليه و آله) کوبيد. از ترس آن، زينب، کودکي را که در رحم داشت، سقط کرد و به مکه بازگشت. پپامبر (صلي الله عليه و آله) از شنيدن اين خبر سخت ناراحت شد و در فتح مکه (با اين که همه را بخشيد و آزاد نمود) خون قاتل فرزند زينب را مباح شمرد.»
 
ابن ابي الحديد مي‏گويد: «من اين جريان را براي استادم ابو جعفر نقيب خواندم، او گفت: وقتي که پيامبر (صلي الله عليه و آله) خون کسي که دخترش زينب را ترسانيد و او سقط جنين کرد را مباح شمرد، قطعا اگر زنده بود خون کساني را که دخترش فاطمه (سلام الله عليها) را ترسانيدند که باعث شد فرزندش (محسن) را سقط کند، حتما مباح مي‏شمرد.»
 
ابن ابي الحديد مي‏گويد، به استادم گفتم: «آيا از شما نقل کنم آن چه را مردم مي‏گويند که فاطمه بر اثر ترس (و ضرباتي که براو وارد شد) فرزندش را از دست داد؟ پس گفت: نه! از طرف من نقل نکن! و همين طور رد و بطلان آن را نيز از طرف من نقل نکن! چون اخبار در اين زمينه متعارض است.»8
 
اين قصه، به خوبي نشان مي‏دهد که اخبار موافق با نظريات شيعه در بين روايات اهل سنت نيز وجود داشته و خود ابن ابي الحديد نيز در قسمتي از کلامش اعتراف مي‏کند؛ آن جا که مي‏گويد: «عَلي اَنجَماعَةً مِنْ اَهْلِ الحَديثِ قَدْ رَوَوْا نَحوَهُ، گروهي از اهل حديث (از اهل سنت نيز) مانند آن چه را شيعيان مي‏گويند نقل کرده‏اند.9
 
در اين هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فرياد زد: اي پدر بزرگوار! اي رسول خدا! اين چنين با عزيز دلت و دخترت رفتار کردند." سپسفرياد کشيد: فضه به فريادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به ديوار تکيه داد و من اورا به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال مي‏خواست مانع (بردن علي) شود، مناز روي روسري چنان سيلي به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمين افتاد.
 
 
ب. منابع شيعه:
 
نظر دانشمندان شيعه و روايات نقل شده از سوي آنان چنين است: هنگامي که خواستند علي (عليه السلام) را به مسجد ببرند با مقاومت فاطمه (سلام الله عليها) روبرو شدند و فاطمه (سلام الله عليها) براي جلوگيري از بردن همسر گرامي‏اش صدمه‏هاي روحي و جسمي فراواني ديد که بيان همه آنها از توان زبان و قلم خارج است؛ فقط به گوشه‏اي از آن در يک نقل تاريخي اشاره مي‏کنيم؛ وگرنه در اين موضوع، نقل هاي تاريخي فراوان است.
 
خلاصه ماجرا همان است که در نامه خود عمر به معاويه آمده است. در بخشي از آن چنين مي‏نويسد: «... وقتي درب خانه را آتش زدم (آن گاه داخل خانه شدم) ولي فاطمه درب خانه راحجاب خود قرار داد و مانع از دخول من و اصحابم شد. با تازيانه آن چنان بر بازوي اوزدم که مانند دملج (بازوبند) اثر آن بر بازوي او ماند؛ آن گاه صداي ناله او بلند شد؛ چنان که نزديک بود به حال او رقت کنم و دلم نرم شود؛ ولي به ياد کشته‏هاي بدر واُحد که به دست علي کشته شده بودند... افتادم، آتش غضبم افروخته‏تر شد و چنان لگدي بر درب زدم که از صدمه آن جنين او (به نام محسن) سقط شد.
 
" فَعِنْدَ ذلک صَرَخَتْ فاطِمَةُ صَرْخةً... فَقالَتْ يا اَبَتاهُ يا رَسُولَ الله‏ِ هکَذا کانَ يُفْعَلَبِ حَبيبَتِکَ وَ اِبْنَتِکَ... ؛ در اين هنگام، فاطمه چنان ناله زد، پس فرياد زد: اي پدر بزرگوار! اي رسول خدا! اين چنين با عزيز دلت و دخترت رفتار کردند." سپس فرياد کشيد: فضه به فريادم برس که فرزندم را کشتند. سپس به ديوار تکيه داد و من او را به کنار زده، داخل خانه شدم. فاطمه در آن حال مي‏خواست مانع (بردن علي) شود، من از روي روسري چنان سيلي به صورت او زدم که گوشواره از گوشش به زمين افتاد...»10
 
آن چه بيان شد و قلم با صد شرمساري آن را بر صفحه کاغذ آورد، تنها گوشه‏هايي از ستم هايي است که بر آن بانوي دو جهان رفته است.11
 

گروه دين تبيان

پي نوشت ها :
1- شرح نهج البلاغه، ج2، ص60.
2- سيد مرتضي، تلخيص شافي، ج3، ص76، تلخيص شيخ طوسي.
3- اثبات الوصية، مسعودي، (چاپ بيروت) ص153 و در برخي چاپها ص 23 ـ 24.
4- الملل و النحل، عبدالکريم شهرستاني، ج1، ص57.
5- اَلفرقُ بين الفرق، عبدالقاهر الاسفرائيني، ص107.
6- الوافي بالوفيات، صفدي، ج5، ص347 ر.ک: سفينة البحار، شيخ عباس قمي، ج2،ص292.
7- الامامة والخلافة، مقاتل بن عطية، ص160 ـ 161.
8- شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج14، ص193/ ر.ک: زندگي علي عليه‏السلام ،ص252.
9- شرح نهج البلاغه، ج2، ص21.
10- بحار الانوار، ج30، ص293، (چاپ جديد)؛ ج8، ص230، (چاپ قديم) و رياحينالشريعة، ج1، ص267.
11-کتاب "الهجوم علي بيت فاطمه"، حسين غيب غلامي، در اين باره روايات مربوطه را خوب بررسي کرده است.
 

منبع :
شيعه آنلاين
خبر نيوز
سايت حوزه


 

تعداد بازديد:775 آخرين تغييرات:92/09/21
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر