سه شنبه 30 مرداد 1397 - 9 ذي الحجه 1439 - 21 آگوست 2018
صفحه اصلي/مقالات

سبک زندگی قرآنی،راه های افزایش ثروت

fiogf49gjkf0d

سبک زندگي قرآني،راه هاي افزايش ثروت

در دين مبين اسلام، مال و ثروت، امانتي الهي است که در اختيار انسان قرار داده شده و نحوه بهره برداري از آن نيز تبيين شده است.


 در دين مبين اسلام، مال و ثروت، امانتي الهي است که در اختيار انسان قرار داده شده و نحوه بهره برداري از آن و کاهش و افزايش آن نيز در پرتو تعاليم و آموزه هاي ديني تبيين شده است.

چگونگي امرار معاش و به عبارتي توليد، توزيع و مصرف نعمت هاي خداوندي و دقت در اين مسئله جاي تأمل دارد.

با مطالعه تفاسير قرآن کريم در مي يابيم  عوامل مؤثر بر افزايش ثروت به دو دسته عوامل معنوي و مادي تقسيم مي‌شود.

ايمان، تقوا،عمل صالح، صدقه و انفاق، شکر، توبه، عدل و احسان، هجرت و جهاد، پرهيز از کفران نعمت و پرهيز از فساد و گناه از جمله عوامل معنوي افزايش ثروت از نظر قرآن مي باشد.

پس انداز، سرمايه گذاري، توليد، ارتقاي بهره وري، نيروي کار و سرمايه، ميانه روي و منع اسراف و تبذير، اتلاف و اضرار، اکل مال به باطل و استکبار، منع سوء تدبير، منع انحصار، احتکار، تداول ثروت در دست اغنيا و تکاثر و منع ربا  نيز از عوامل مادي افزايش ثروت از ديدگاه قرآن کريم است.

 مقدمه

 قرآن کريم، حلقه وصل بين خدا و انسان، اصيل ترين تعاليم الهي و روشنگر راه و رسم دستيابي به حيات طيبه است. چگونگي تأمين معاش انسان نيز در آيات قرآن به طور تصريح و يا ضمني ترسيم شده است.

قرآن، هدف از خلقت انسان را معرفت و بندگي خدا و تقرب به سوي او مي داند. هر آن چه در زمين و آسمان است را مسخر او کرده،روزي مخلوقات را تضمين و حق معاش انسان را محترم شمرده است. همه اين ها براي ابتغاي زندگي اخروي است بدون آن که نصيب انسان از دنيا فراموش شود.

تنعم و استفاده از طيبات و زينت ها را به‌عنوان وسيله اي در راه رسيدن به هدف، مباح دانسته و البته عشق به مال و تکاثر آن، دنياپرستي، دل بستگي به ظواهر دنيا، اعراض از حق و فراموش کردن خالق ثروت را منع نموده و کفران نعمت و روي گرداني از ياد الهي را مستوجب بدبختي وعذاب دانسته است.

انسان، جانشين خدا و حامل امانت الهي و مأمور به آباداني زمين است؛ لذا افزايش ثروت براي بهبود رفاه انسان ها و رشد اقتصادي مي تواند سرعت و شتاب قدم نهادن در راه خدا را افزون کند. البته به شرط اين که جهت به درستي انتخاب شده باشد. درمقابل، کوتاهي، تنبلي و در نتيجهفقر و وابستگي معادل خواري، کفر و بي ايماني مي‌گردد.

عوامل معنوي ايمان، تقوي، شکر، عدل و احسان، انفاق، صله رحم و... و نيز عوامل مادي نيروي انسان قوي، امين و عالم، سرمايه هاي طبيعي و بهره وري عوامل توليد، حسن تدبير و استفاده از فناوري هاي مناسب همگي در افزايش ثروت از ديدگاه قرآن مؤثر است که در اين مقاله به آن مي پردازيم.

 

ثروت ازديدگاه قرآن کريم

طبق آيه قرآن، خداوند، حب مال و ثروت را فطري مي داند. (سوره آل عمران، آيه ۱۴) و همين ميل غريزي است که انسان را به سعي و تلاش ترعيب مي‌کند.

هم چنين خداوند متعال، زمينه هاي کسب ثروت را فراهم نموده  (سوره ملک، آيه ۱۵ ) و کسب ثروت را ذاتاً مذموم ندانسته
است.

قرآن، ثروتمنداني همچون حضرت سليمان(عليه السلام) (سوره سبا، آيات ۱۲-۱۳)، داوود(عليه السلام) (همان، آيات ۱۰-۱۱) و ذوالقرنين (سوره کهف، آيات ۹۵ و ۹۸) که مال را نعمت الهي دانسته و با دلبستگي به خدا (و نه مال) ثروت را در راه خدمت به دين خدا به کار گرفته اند را در مقابل قارون (سوره قصص،آيه ۷۹)، فرعون (سوره يونس، آيه ۸۸)، ابي لهب (سوره مسد، آيات ۱-۲) و به طور کلي مترفان و مستکبران که عشق بيش از حد به مال موجب سقوط آنان شده قرار مي دهد.

نگرش گروه اول آن است که مال، رحمت است  (سوره کهف، آيه۹۸) و فضل الهي. گروه دوم از جمله قارون ثروت را دستاورد (دانش) خود دانسته اند (سوره قصص، آيه ۷۹) و اصل امانت و مبدأ و معاد را فراموش کرده و به شادي ها و لذت هاي حيواني مشغول شده اند.

قرآن هر دو نگرش را در قالب مثال زيبايي از دو باغ پر ثمر که مالک اولي آن را نعمت خدا مي دانست و ديگري منکر اراده الهي شده و باغ وي نابود شد بيان مي‌کند.

- ثروت،معيار و سنجش ارزش انساني نيست، همان طور که فقر ضد ارزش نيست. (سوره اسراء، آيات۹۰-۹۳؛ زخرف، آيات ۵۱-۵۳؛ بقره،آيه۲۴۷)

- قرآن،ثروت همراه با اتراف به معني خودکامگي در مستهلک کردن مال و بطر به معني طغيان گري به وسيله ثروت (سوره اسراء،آيه ۱۶ و سوره انبياء، آيات ۱۱-۱۶) را نکوهش کرده و ثروت را زمينه طغيان دانسته است.

«کلا ان الانسان ليطغي ان راه استغني»  (سوره علق،آيات ۶ و ۷)

مي توان گفت در طول تاريخ ثروتمندان دنياپرست، حاميان و پيروان طاغوت هايي همچون فرعون و نمرود بوده و هستند.

 

رشد اقتصادي از ديدگاه قرآن

خداوند از انسان خواسته تا به آبادي و عمران امانتي که به او سپرده شده يعني زمين بپردازد: «والي ثمود اخاهم صالحا قال يا قوم اعبدوا الله ما لکم من اله غيره هو انشاکم من الارض واستعمرکم فيها فاستغفروه ثم توبوا اليه ان ربي قريب مجيب» (سوره هود، آيه ۶۱)

آبادي و عمران زمين موجب افزايش رفاه انسان ها و موجب رشد اقتصادي مي‌شود. رشد اقتصاي در اسلام فريضه و عبادت است و البته هدف از رشد، خودِ انسان است و انسان موضوع و محور رشد اقتصادي است که از رهگذر ابتلا و عمل، درجات افراد تعيين شده و براي پاسخگويي در محضر الهي آماده مي شوند.

رشد اقتصادي در اسلام همه جانبه است و عمارت سرزمين ها همزمان در خدمت معرفت و تقرب الي الله است. اين رشد متوازن بوده و هدف از آن نه تنها افزايش توليد بلکه عدالت در توزيع است.

افراد صرف نظر از جنسيت و دين، بايد به حد کفايت، سطحي از زندگي شرافتمندانه به حسب زمان و مکان را در اختيار داشته باشند.

اصل تضمين روزي و حق معاش

الف) تضمين روزي تمامي جنبندگان روي زمين از سوي خداوند متعال:

«وما من دابه في الارض الا علي الله رزقها و يعلم مستقرها و مستودعها کل في کتاب مبين» (سوره هود،آيه ۶)

ب) در دست بودن و اندازه رزق و روزي همگان نزد خداوند:

«والارض مددناها و القينا فيها رواسي و انبتنا فيها من کل شيء موزون و جعلنا لکم فيها معايش ومن لستم له برازقين و ان من شيء الا عندنا خزائنه و ما ننزله الا بقدر معلوم» (سوره حجر،آيات ۱۹-۲۱)

ج) افزايش و کاهش رزق به اراده خداوند است:

«الله يبسط الرزق لمن يشاء و يقدر» (سوره رعد،آيه ۲۶)

د) در اختيار قرار داشتن ملزومات زندگي انسان ها به حد وفور

«والله الذي خلق السماوات و الارض و انزل من السماء ماء فاخرج به من الثمرات رزقا لکم... و آتاکم من کل ما سالتموه و ان تعدوا نعمت الله لا تحصوها» (سوره ابراهيم،آيات ۳۲-۳۴)

«نحن قسمنا بينهم معيشتهم في الحياه الدنيا و رفعنا بعضهم فوق بعض درجات ليتخذ بعضهم بعضا سخريا» (سوره زخرف،آيه ۳۲)

هيچکس حق ندارد از ترس فقر، فرزندان خود را بکشد. اميد به رزاقيت و توکل به خدا، لازم و ملزوم تلاش مستمر انسان است. (سوره اسراء، آيه ۳۶ و انعام، آيه ۱۵۱)

ه) خارج ساختن بخش زيادي از ثروت هاي طبيعي از دايره مالکيت خصوصي توسط خداوند:

مانند درياها، رودخانه ها، کوه ها، جنگل ها، دشت ها و بيابان ها، معادن، حيوانات بياباني دريايي، درختان جنگلي، علف هاي بيابان و...

خداوند، همه افراد را با رعايت مصالح اجتماعي که دولت اسلامي تشخيص مي دهد، در استفاده و بهره برداري از ثروت ها يکسان دانسته است.

لذا پيامبر اکرم(صلي الله عليه وآله) مأمور مي شوند غنايم و ثروت هاي عمومي را بين همه توزيع کنند تا ثروت در دست اغنيا متمرکز نشود:

«ما افاء الله علي رسوله من اهل القري فلله و للرسول و لذي القربي و اليتامي و المساکين وابن السبيل کي لا يکون دوله بين الاغيناء منکم» (سوره حشر،آيه۷)

و) رزق مقدر الهي به ميزان مشيت خداوند است

چنانچه رزق بيش از مقدار لازم باشد زمينه بغي فراهم مي‌شود: «ولو بسط الله الرزق لعباده لبغوا في الارض ولکن ينزل بقدر ما يشاء انه بعباده خبير بصير» (سوره شوري،آيه ۲۷)

ز) برتري داشتن رزق گروهي بر گروه ديگر از سوي خداوند  (سوره نحل،آيه ۷۱)

ح) آزمايش و امتحان الهي با گرسنگي و کاهش ثروت انسان ها

«ولنبلونکم بشيء من الخوف و الجوع و نقص من الاموال و الانفس و الثمرات و بشر الصابرين» (سوره بقره، آيه ۱۵۵)

 

نقش کار و تلاش در جلب ثروت

۱- مالک حقيقي تمام اموال خداست:

«ولله ما في السماوات و ما في الارض»  (سوره آل عمران،آيه۱۰۹)

ثروت حاصل از کار و تلاش انسان، فضل و بخشش الهي است که به‌عنوان پاداش سعي و به رسم امانت در اختيار او قرار مي گيرد.

۲- تلاش انسان در راه کسب روزي، سنت الهي است:

«هو الذي جعل لکم الارض ذلولا فامشوا في مناکبها و کلوا من رزقه» (سوره ملک،آيه ۱۵ )

۳- فضيلت و برتري انسان ها منوط به سعي و عمل آنهاست:

«ولکل درجات مما عملوا وليوفيهم اعمالهم و هم لا يظلمون»  (سوره احقاف،آيه ۱۹)

۴- برخورداري و پاداش انسان به دليل کوشش و تلاش خود:

«وان ليس للانسان الا ماسعي و ان سعيه سوف يري ثم يجزاه الجزاء الاوفي» (سوره نجم،آيات ۳۹-۴۱)

کار توأم با ايمان حتماً مأجور است و عمل بدون معرفت و ايمان همان قدر بي نتيجه است.

۵- دليل افزايش علم و روشنايي انسان ها، ايمان وعمل صالح است: (سوره يونس،آيه ۹؛ طلاق،آيه ۱۱و بقره،آيه ۲۸۲)

«من عمل صالحاً من ذکر او انثي و هو مؤمن فلنحيينه حياه طيبه و لنجزينهم اجرهم باحسن ما کانوا يعلمون»

 

عوامل مؤثر برافزايش ثروت از منظر قرآن

 

الف. عوامل معنوي

۱/ ايمان، تقوا، عمل صالح

ايمان و تقوا دو شرط اصلي نزول برکات الهي از زمين و آسمان است. نزول باران، رويش گياهان، اجابت دعاها، حل مشکلات زندگي و اصولاً همه برکات آسمان و زمين، نتيجه ايمان و تقواست.

«ولو ان اهل القري آمنوا و اتقوا لفتحنا عليهم برکات من السماء و الارض » (سوره اعراف،آيه۹۶)

علامه طباطبايي برکت را خيرات و نيکي هاي در حال رشد و نمو مي داند:« اصل برکت ثبوت است و رشد و نمو خير کنايه از ثبات و دوام آن است. برکت انواع خير فراوان است که گاهي انسان با فقدان آن ها مورد آزمايش قرار مي گيرد مثل رفاه، صحت و سلامتي، مال و اولاد» (تفسير الميزان،ج ۸، ص ۲۱)

حضرت علي(عليه السلام) مي فرمايد: حرکت انسان و کار و تلاش او برکت است. اين تلاش هاي ظاهري خير و افزايش نعمت از سوي خداوند را به دنبال دارد. نيز اگر اهل اکتاب به دستورهايي که در دست داشتند درست عمل مي کردند به نعمت هاي آسماني و زميني متنعم مي شدند:

«ولو انهم اقاموا التوراه و الانجيل و ما انزل الهيم من ربهم لاکلوا من فوقهم و من تحت ارجلهم» (سوره مائده، آيه ۶۶)

ايمان و تقوا علاوه بر جلب رحمت مضاعف از پروردگار، به انسان نوري مي بخشد که در پرتو آن زندگي را بيابد و گناهان او بخشيده شود:

«يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و آمنوا برسوله يوتکم کفلين من رحمته و يجعل لکم نورا تمشون به و يغفر لکم و الله غفور رحيم» (سوره حديد،آيه ۲۸)

«وفي اموالهم حق للسائل و المحروم»  (سوره ذاريات،آيه ۱۹)

«واتوهم من مال الله الذي آتاکم» (سوره نور،آيه ۳۳)

 

2. صدقه و انفاق

خداوند مال را به امانت نزد انسان سپرده و از او مي خواهد تا از اين مال انفاق کرده و حقوق ديگران در اين مال را بپردازد.

انفاق کننده چون به دنبال رضايت خدا و در حال معامله با او است بي شک مشمول نصرت الهي و افزايش نعمت الهي و مادي و اصلاح امور عضوي از اعضاي جامعه مي‌شود که در نتيجه صلاح و سلامت آن عضو، وي از فقر (و کفر) نجات يافته و توان و تلاش او در کنار آرامش خاطر ديگران، زمنيه فزوني نعمت ها را فراهم مي سازد.

«يمحق الله الربا ويربي الصدقات و الله لا يحب کل کفار اثيم»  (سوره بقره، آيه ۲۷۶ )

صدقه موجب تطهير و تصفيه اموال و تزکيه انسان ها، از بين بردن گناهان و رستگاري مي‌گردد و براساس تفاسير، برکت را به همراه دارد:

«خذ من اموالهم صدقه تطهرهم و تزکيهم بها وصل عليهم ان صلاتک سکن لهم» (سوره توبه،آيه ۱۰۳)

 

بعضي از مفسران ذيل «صل عليهم» گفته اند: «اين يک اصل کافي است که هر امام و پيشوايي هنگام گرفتن زکات براي زکات دهنده دعا کند تا خداوند به مالش برکت دهد»  (قرطبي، الجامع لاحکام القرآن، ج ۴؛ ص ۲۴۰۵؛ جزء۸، ص ۱۳۹)

انفاق، عشق به مال و حب دنيا را از قلب مي زدايد و طمع را کنترل مي‌کند و منفق را بر هواي نفس غالب مي سازد. انفاق همچون بذري است که هفتصد دانه بروياند:

«مثل الذين ينفقون اموالهم في سبيل الله کمثل حبه انبتت سبع سنابل في کل سنبله مئه حبه و الله يضاعف لمن يشاء والله واسع عليم» (سوره بقره،آيه۲۶۱)

 

ويژگي هاي صدقه:

مال را رشد مي دهد، رشدي که لازمه قهري آن و جدا ناشدني از آن مي باشد.

گسترش رحمت، پيدايش محبت، حسن تفاهم و تأليف قلوب مي‌شود و امنيت را گسترش مي دهد.

قلوب را از ارتکاب غصب، اختلاس، افساد و سرقت باز مي دارد و به اتحاد و همياري سوق مي دهد.

اغلب راه هاي فساد و تباهي مال را مي بندد.

اين اسباب دست به دست هم مي دهند و به رشد مال کمک مي‌کند و آن را چند برابر مي سازد. (علامه طباطبايي، تفسير الميزان، ج ۲، ص ۴۴۳)

در قرآن براي زکات مصطلح از واژه هاي زکات، صدقه، انفاق و اطعام استفاده شده است و البته حقوق مالي مي تواند واجب باشد همچون زکات و يا مستحب باشد مانند صدقه.

زکات (و صدقات) نه تنها امر و سفارش اکيد خدا به آحاد مؤمنان است بلکه وظيفه دولت اسلامي است. (سوره توبه،آيه ۱۳۳ و حج،آيه ۴۱) اين امر اهميت اقامه عدالت در توزيع، توسط حکومت ديني را آشکار مي سازد. طبيعي است با استقرار عدالت، جامعه از ثبات اجتماعي و رشد اقتصادي و استغنا و استقلال و عزت متنعم خواهد بود.

انفاق نيز نشانه ايمان و تقوي، از جمله صفات مؤمنان و نيکوکاران و همراه نماز و قرض به خداوند، وسيله تقرب و وصف حضرت اميرالمؤمنين(ع) است.

نام گذاري انفاق به قرض به خداوند نيز براي ترغيب به انفاق مي باشد.

«من ذا الذي يقرض الله قرضا حسنا فيضاعفه له اضعافا کثيره و الله يقبض ويبسط و اليه ترجعون» (سوره بقره،آيه ۲۴۵ )

«ومثل الذين ينفقون اموالهم ابتغاء مرضات الله و تثبيتا من انفسهم کمثل جنه بربوه اصابها وابل فاتت اکلها ضعفين فان لم يصبها 
وابل فطل والله بما تعلمون بصير» (سوره بقره،آيه ۲۶۵)

 

3. شکرو سپاسگذاري

شکر نعمت، اظهار نعمت با اعتقاد، گفتار و عمل است و به کارگيري بهينه عواملي است که در واقع موجب فزوني بازدهي فعاليت هاي اقتصادي انسان و افزايش ثروت و رفاه اوست:

«واذ تاذن ربکم لئن شکرتم لازيد نکم و لئن کفرتم ان عذابي لشديد» (سوره ابراهيم،آيه ۷)

 

4. استغفار و توبه

از آيات قرآن کريم استفاده مي‌شود که استغفار از گناهان در رفع مصايب و گرفتاري و گشوده شدن درهاي نعمت هاي آسماني و زميني اثر فوري دارد.

خداوند در قبال استغفار يک نعمت بزرگ معنوي و پنج نعمت بزرگ مادي فراهم ساخته است:

«فقلت استغفروا ربکم انه کان غفارا يرسل السماء عليکم مدرارا و يمددکم باموال و بنين و يجعل لکم جنات و يجعل لکم انهارا»  (سوره نوح، آيات  12-10)

افزون سازي قدرت و نيروي انسان به واسطه استغفار و توبه و بهره گيري از نيروي معنوي در اين آيه آمده است:

«و يا قوم استغفروا ربکم ثم توبوا اليه يرسل السماء عليکم مدرارا و يزدکم قوه الي قوتکم و لاتتولوا مجرمين»(سوره هود، آيه ۵۲)

 

5. عدل واحسان

يکي از اهداف و رسالت انبياي الهي، اقامه عدل بوده است. عالم تکوين براساس عدالت خلق شده و انسان مأمور به اقامه عدل و تلاش براي نيل به حيات طيبه است.

«ان الله يامر بالعدل و الاحسان و ايتاء ذي القربي وينهي عن الفحشاء و المنکر والبغي يعظکم لعلکم تذکرون» (سوره نحل،آيه ۹۰)

توليد کننده با رعايت عدل از هرگونه اضرار به غير و تضييع حقوق انسان ها جلوگيري کرده و با رعايت احسان، رفاه اقتصادي و اجتماعي ديگران را ملحوظ مي دارد و گسترش عدالت موجب بي نيازيو استغناي امت مي‌شود.

 

حضرت علي(عليه السلام) مي فرمايد: با اجراي عدالت، برکات خداوند دو چندان مي‌شود.

امام باقر(عليه السلام) نيز مي فرمايد: در اثر اجراي عدالت آسمان روزي خود را فرو مي فرستد و زمين برکت خود را آشکار مي سازد.

منظور ازعدالت در توليد، توازن و تناسب در عوامل توليد، به اندازه بودن آن ها و رعايت حدود الهي در توليد است و در مصرف به معناي عدم اسراف و تبذير خواهد بود.

احسان مقتضي است که در امور (رفاه، جمال، هر گونه افزايش در امر خير) به مقداري بيش از حد واجب و در حد تحسين و تزيين اقدام شود.

«وابتغ فيما آتاک الله الدار الاخره و لاتنس نصيبک من الدنيا و احسن کما احسن الله اليک ولا تبغ الفساد في الارض ان الله لا يحب المفسدين» (سوره قصص،آيه ۷۷)

 

6. جهاد و هجرت

جهاد در راه خدا، شامل جهاد نفس ( جهاد اکبر ) و نيز جهاد عليه دشمن است که بر اساس وعده الهي موجب مي‌شود راه رسيدن به هدف روشن، نمايان و همواره شود:

«والذين جاهدوا فينا لنهدينهم سبلنا وان الله لمع المحسنين»  (سوره عنکبوت،آيه ۶۹)

قرآن جهاد کننده در راه دعوت به اسلام و کسي را که براي کسب روزي و فعاليت اقتصادي مي کوشد مساوي دانسته است:

«وآخرون يضربون في الارض يبتغون من فضل الله و آخرون يقاتلون في سبيل الله فاقرووا ما تيسر منه و اقيموا الصلاه و آتوا الزکات و اقرضوا الله قرضاً حسناض و ما تقدموا لانفسکم من خير تجدوه عندالله هو خيرا و اعظم اجرا و استغفروا الله ان الله غفور رحيم» (سوره مزمل،آيه ۲۰)

ايمان، هجرت و جهاد موجب فزوني درجات مؤمنين و رستگاري ايشان است:

«الذين آمنوا وهاجروا وجاهدوا في سبيل الله باموالهم و انفسهم اعظم درجه عندالله واولئک هم الفائزون» (سوره توبه،آيه ۲۰)

نيز در آيات۴۱ و ۸۸ سوره توبه هجرت و جهاد موجب جلب خيرات و نيکي هاست. طبعاً وفور نعمت فزوني ثروت و رفاه اقتصادي نيزبخشي از خيرات و برکات الهي است.

 

7. پرهيز از کفران نعمت

خداوند به واسطه کفران نعمت يک قوم،  امنيت، اطمينان و وفور نعمت را از آن ها گرفت:

«وضرب الله مثلا قريه کانت آمنه مطمئنه ياتيها رزقها رغدا من کل مکان فکفرت بانعم الله فاذاقها الله لباس الجوع و الخوف بما کانوا يصنعون» (سوره نحل،‌آيه۱۱۲)

مردم سبأ از شکر خدا روي گرداندند و بدين گونه کفران نعمت کردند خدا هم با سيل بنيان کن نعمت هاي آن ها را از ايشان گرفت:

«فاعرضوا فارسلنا عليهم سيل العرم و بدلناهم بجنتيهم جنتين ذواتي اکل خمط واثل و شيء من سدر قليل ذلک جزيناهم بما کفروا وهل نجازي الا الکفور» (سوره سبأ،آيات ۱۶-۱۷)

نيز قتل انبيا و کفر به خدا، گناه و تجاوز به حقوق ديگران موجب خواري و بيچارگي انسان مي‌شود قرآن سرنوشت قوم يهود را در آيات ۱۱۲ آل عمران و ۶۱ بقره بيان مي‌کند.

«ضربت عليهم الذله اين ما ثقفوا الا بحبل من الله و حبل من الناس و باووا بغضب من الله وضربت عليهم المسکنه ذلک بانهم کانوا يکفرون بآيات الله و يقتلون الانبيا بغير حق ذلک بما عصوا و کانوا يعتدون»(آل عمران، ۱۱۲)

 

«واذ قلتم يا موسي لن نصبر علي طعام واحد فادع لنا ربک يخرج لنا مما تنبت الارض من بقلها وقثائها و فومها و عدسها وبصلها قال اتستبدلون الذي هو ادني بالذي هو خير اهبطوا مصرا فان لکم ما سالتم و ضربت عليهم الذله والمسکنه وباووا بغضب من الله ذلک بانهم کانوا يکفرون بآيات الله و يقتلون النبيين بغير الحق ذلک بما عصوا و کانوا يعتدون»(بقره،۶۱)

 

8. پرهيزاز فساد

فساد موجب نابودي حرث و نسل است. به عبارت ديگر براي افزايش ثروت منع فساد ضرور است: «واذا تولي سعي في الارض ليفسد فيها و يهلک الحرث و النسل و الله لا يحب الفساد» (سوره بقره،۲۰۵)


اگر گروهي به روزي خود نمي رسند و فساد و بدبختي به وجود مي آيد، نتيجه اعمال ناشايست خودشان
است:

«ظهر الفساد في البر و البحر بما کسبت ايدي الناس ليذيقهم بعض الذي عملوا لعلهم يرجعون» (سوره روم،آيه ۴۱)

در روايات،عادت به دروغ، ظهور خيانت، قطع رحم، بخل، عشق به دنيا، فسق، طغيان، ظلم، گناه، نفاق،خوردن مال ديگران موجب کاستي ثروت، نابودي نعمت ها و فقر و فلاکت دانسته شده است.

هم چنين غفلت جامعه نسبت به فقرا و محرومين موجب شده خداوند تهديد به جانشين کردن قوم ديگر نمايد:

«ها انتم هولاء تدعون لتنفقوا في سبيل الله فمنکم من يبخل و من يبخل فانما يبخل عن نفسه والله الغني و انتم الفقراء وان تتولوا يستبدل قوما غير کم ثم لا يکونوا امثالکم» (سوره محمد، آيه ۳۸)

به کار نبستن دستورات الهي (سوره بقره، ۲۷)، هواي نفس (سوره مؤمنون، ۷۱)، کفران نعمت (مدثر، ۱۵)، ضعف تدبير مديران (يوسف،۷۳)، بي توجهي به قيامت (يونس،۴۰)، حکومت جائر و ستمگر (نمل،۳۴)، نبود فرهنگ امر به معروف و نهي از منکر در جامعه (هود، ۱۱۶)، ترس از به خطر افتادن موقعيت و قدرت حاکمان ناصالح (غافر،۲۶) و عدم رعايت حقوق ديگران(هود،۸۵)، همگي موجب شکل گيري، بروز و شيوع فساد اقتصادي است.

فساد نيز موجب تخريب عمران و آباداني کشور از بين رفتن نظم عمومي(بقره: ۲۰۵ و اعراف: ۵۶)، فقر و بدبختي (بقره: ۲۲۰)، ظلم و بي عدالتي (مائده: ۶۴) تبعيض طبقاتي(بقره: ۳۰)، نداشتن آسايش در دنيا و آخرت (عنکبوت: ۳۶) مي‌شود.

 

ب. عوامل مادي

 1. سرمايه گذاري و توليد

توليد، عنصر اساسي در طلب روزي است. هدف از توليد، رشد و ثروت جامعه براي رفاه بيشتر و جهت دهي جامعه به قرب الهي است.

عوامل توليد و منابع معيشت انسان فراوان است و همگي مسخر انسان است.

توليد موجب آباداني مي‌گردد (سوره هود،آيه ۶۷) انسان ها موظف به توليد و سرمايه گذاري در حد استطاعت شده اند تا با ايجاد و قدرت بازدارندگي زمينه استقلال و عزت امت اسلامي فراهم گردد.


قرآن در آيات بسياري منابع و عوامل مسخر انسان براي پردازش و برخورداري را تصريح نموده است: زمين حاصلخيز، معادن و فلزات، آب، جنگل ها و مراتع، ميوه ها و گياهان، باد، چهارپايان و... همگي اشاراتي است به اين که مردم با استفاده از اين مواهب الهي اقدام به ايجاد ارزش افزوده و تنعم از نعمت هاي الهي نموده و از فضل و عطاي او براي ساختن آخرت خود استفاده کنند.

قرآن، هم به توليد کشاورزي از قبيل زراعت، دامپروري و صيد، هم توليد صنعتي از قبيل توليد زره، کشتي، سدسازي...، هم به نيروي انساني و اهميت آن، کار و روابط کارگر و کارفرما و انواع قرادادهاي مشروع پرداخته است.

قرآن بر تدبير ذوالقرنين در ساخت سد بين دو کوه و منع افساد يأجوج و مأجوج (کهف،آيات۹۷-۹۴) و نيز درايت حضرت يوسف در مقابله با خشک سالي و اهميت پس انداز، قناعت و صرفه جويي تأکيد مي‌کند. (يوسف،آيات ۴۷-۴۹)

قرآن ضمن آيه «ولا توتوا السفهاء الموالکم التي جعل الله لکم قياما و ارزقوهم فيهاو اکسوهم و قولوا لهم قولا معروفا»(نساء: پنج) اشاره مي‌کند امور زندگي سفها بايد از منافع مال تأمين گردد و نه از اصل سرمايه. اين امر بر اهميت سرمايه گذاري و ايجاد ارزش افزوده تأکيد دارد.

 

2. بهره وري

بهره وري نيروي کار نسبت محصول توليد شده به ميزان معيني از سرمايه انساني است.

در مکتب اسلام «ايمان، آگاهي و توانايي نيروي انساني و حاکميت اصولي مانند عقل، شکر و عمل براساس وظيفه و انگيزه هاي دروني» بهره وري را به ميزان زياد افزايش خواهد داد» (سيد محمد کاظم رجائي، معجم موضوعي آيات اقتصادي قرآن، ص ۱۱۱)

انسان در دنيا نتيجه کوشش خود و در آخرت ثمره تلاش خود در دنيا را مي بيند.

براساس تصريح الهي ايمان، تقوا، استقامت، توکل، انفاق، شکر و امانتداري موجب خير و برکت و فزوني نعمت مي‌گردد. نيز حفظ تناسب عوامل، اعتدال و اصلاح عوامل توليد موجد اقتضائات و ارتقاي بهره وري است.

در مقابل،طبيعي است کفران نعمت، اعراض از حق، گناه و تعدي نيز مانع ارتقاي بهره وري است. توانايي و امانت داري مديران و نيروي انساني و به عبارتي تخصص، توان و تعهد و معيارهايي براي ارتقاي بهره وري نيروي انساني و در نتيجه افزايش ثروت جامعه است.

«قالت احداهها يا ابت استاجره ان خير من استاجرت القوي الامين» (قصص،آيه ۲۶)

نيز درآيه ۳۹ سوره نمل به همين دو شرط در قصه حضرت سليمان(عليه السلام) اشاره شده است.

حضرت يوسف (عليه السلام) فرمود:«قال اجعلني علي خزآئن الارض اني حفيظ عليم» (يوسف،آيه ۵۵) که امانتداري و دانش را به‌عنوان دو ويژگي خود براي تصدي امر خزانه داري بيان نموده است.

 

3. نيروي کار و سرمايه

طبيعي است که با وجود فرزندان و جوانان و به طور کلي نيروي کار فعال و نيز به کارگيري سرمايه طبيعي و فيزيکي مي توان نسبت به افزايش ثروت جامعه اقدام نمود:

«امدکم بانعام و بنين» (شعراء،آيه ۱۳۳)

«المال و البنون زينه الحياه الدنيا و الباقبات الصالحات خير عند ربک ثوابا وخير املا» (کهف،آيه ۴۶)

 

4. ميانه روي

بخل و سختگيري در مصرف از يک طرف و اسراف از ديگر سو موجب تنگدستي است.

«ولا تجعل يدک مغلوله الي عنقک ولا تبسطها کل البسط فتقعد ملوما محسورا»(اسراء، آيه ۲۹)

 

5. منع اسراف و تبذير، اتلاف و اضرار، اکل مال به باطل و... اسراف و تبذير نمونه هاي اعلاي تضييع و کفران نعمت بوده و آثار تخريبي آن بر اقتصاد و اجتماع روشن است. نيز مصرف به انگيزه تفاخر، خودنمايي و چشم و هم چشمي در اسلام ممنوع شده است.

«ان المبذرين کانوا اخوان الشياطين و کان الشيطان لربه کفورا»(اسراء،آيه ۲۷)

بي ارزش کردن کار مردم براساس تعاليم قرآن نوعي افساد در روي زمين است. (اعراف،آيه‌۸۵)

 

خوردن مال ديگران به باطل و بدون مجوز شرعي نيز موجب کاستي نعمت ها مي‌گردد: «ولا تاکلوا اموالکم بينکم بالباطل و تدلوا بها الي الحکام لتاکلوا فريقا من اموال الناس بالاثم وانتم تعلمون» (بقره،آيه ۱۸۸)

طغيانگري به وسيله ثروت نيز مقابله با حرکت در راه خدا محسوب شده و در نتيجه موجب گرفتاري انسان مي‌گردد: «ولا تکونوا کالذين خرجوا من ديارهم بطرا و رئاء الناس و يصدون عن سبيل الله والله بما يعملون محيط» (انفال،آيه ۴۷)

 

6. منع سوء تدبير

هر گونه طغيان و سوء استفاده از نعمت هاي الهي موجب نابودي نعمت ها و هلاکت انسان ها مي‌گردد.

«وکم اهلکنا من قريه بطرت معيشتها فتلک مساکنهم لم تسکن من بعدهم الا قليلا و کنا نحن الوارثين» (قصص،آيه ۵۸)

قرآن کريم استفاده از طيبات رزق و حتي زينت هاي الهي را مجاز شمرده و دستور داده که تصرف همراه با عمل صالح در رعايت تقوا، شکر، ترک گناه و پيروي نکردن از شيطان و عدم سرکشي، اداي حقوق و ترک اسراف باشد.

«واذا اردنا ان نهلک قريه امرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليها القول فدمرناها تدميرا»(اسراء،آيه ۱۶)

دراحاديث ائمه معصومين(عليهم السلام)، ترک تقدير در معيشت موجب فقر و سوء تدبير موجب نابودي مال فروان دانسته شده است.

 

7. منع انحصار، احتکار، کنز، تکاثر، نگهداري ثروت و حبس آن

منع انحصار، احتکار، کنز، تداول ثروت در دست اغنيا و تکاثر کنز و نگهداري ثروت و حبس آن مستوجب عذاب الهي است:

«يا ايها الذين آمنوا ان کثيرا من الاحبار و الرهبان لياکلون اموال الناس بالباطل و يصدون عن سبيل الله و الذين يکنزون الذهب و الفضه و لا ينفقونها في سبيل الله فبشرهم بعذاب اليم» (توبه، آيه ۳۴)

جمع آوري ثروت و عشق به آن و تصور اين که اين ثروت مي تواند موجب جاوداني انسان گردد نفرين و لعنت الهي را به همراه دارد: «ويل لکل همزه لمزه الذي جمع مالا وعدده الذي جمع مالا وعدده»(همزه، آيات ۳-۱)

ثروت اندوزي و تکاثر که موجب غفلت از ياد خدا مي‌گردد نيز باعث منع فضل الهي و کاستي ثروت مي‌شود.«الهيکم التکاثر حتي زرتم المقابر» (تکاثر،آيات ۲-۱)

 

8. منع ربا

تصور اين که قرض ربوي مي تواند موجب فزوني مال گردد،صراحتاً در قرآن کريم مردود شمرده شده است: «وما آتيتم من ربا ليربو في اموال الناس فلا يربو عندالله و ما آتيتم من زکاه تريدون وجه الله فاولئک هم المضعفون» (روم،آيه ۳۹)

ربا در قرآن شديداً تحريم شده (بقره،آيه ۲۷۵) و جزو گناهان کبيره شمرده شده است (بقره،آيه ۲۷۶) وارتکاب آن اعلان جنگ با خدا و رسول به شمار آمده است. (بقره،آيه ۲۷۸)

ربا مال را به تدريج از بين مي برد؛ زيرا سنگدلي و قساوت را منتشر مي سازد؛ بغض، دشمني و سوءظن را به ارمغان مي آورد؛ امنيت را تباه مي سازد.

افراد را به انتقام به هر وسيله ممکن تهيبج مي‌کند؛ به تفرقه و اختلاف دعوت مي نمايد؛ بيشتر راه هاي فساد و درهاي زوال مال به وسيله آن گشوده مي‌شود. (علامه طباطبايي، تفسيرالميزان،ج ۲، ص ۴۴۳)

 

منبع:سايت سازمان تبليغات اسلامي-wwwido.ir

منابع براي مطالعه بيشتر:

۱/ محمد حسن ابراهيمي، اقتصاد در قرآن (توليد، توزيع، مصرف و رشد)، انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم

۲/ بنياد پژوهش هاي قرآني حوزه و دانشگاه (۱۳۸۴)، قرآن و اقتصاد، مرکز اطلاع‌رساني و کتابخانه تخصصي قرآن و علوم روز، مشهد

۳/ علامه محمد تقي جعفري، کار و ثروت از ديدگاه اسلام، انتشارات پيام آزادي، تهران

۴/ سيد رضا حسيني، الگوي تخصيص درآمد و رفتار مصرف کننده مسلمان، انتشارات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، قم

۵/ دفترهمکاري و حوزه دانشگاه (۱۳۷۱)، مباني اقتصاد اسلامي، سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاه ها

۶/ سيد محمد کاظم رجايي، معجم موضوعي آيات اقتصادي قرآن، انتشارات مؤسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، قم

۷/ مجيد رضايي، «کار اقتصادي در پرتو بينش و ارزش هاي اسلامي»، فصلنامه تخصصي اقتصاد اسلامي، سال چهارم، شماره سيزدهم، بهار ۱۳۸۳

۸/ حسن سبحاني، دغدغه ها و چشم اندازهاي اقتصاد اسلامي، سازمان مطالعه و تدوين کتب علوم انساني دانشگاه ها، تهران

۹/ سيد کاظم صدر،، اقتصاد صدر اسلام، دانشگاه شهيد بهشتي، تهران

۱۰/ مرتضي عزتي، «اثر ايمان مذهبي و رفتار مصرف کننده»، فصلنامه تخصصي اقتصاد اسلامي، سال سوم، شماره ۱۱، پاييز ۱۳۸۲

۱۱/ سعيد فراهاني فرد، «بهره برداري از منابع طبيعي در نظام اقتصادي اسلام»، فصلنامه تخصصي اقتصاد اسلامي، سال ششم، شماره ۲۱، بهار ۱۳۸۵

۱۲/ ميثم موسايي، «اصول کلي حاکم بر توليد از ديدگاه امام علي (ع)، فصلنامه تخصصي اقتصاد اسلامي، سال چهارم شماره ۱۶، زمستان ۱۳۸۳

۱۳/ سيد عباس موسويان، «عدالت محور آموزه هاي اقتصادي اسلام»، فصلنامه تخصصي اقتصاد اسلامي، سال اول، شماره ۴، زمستان ۱۳۸۰

۱۴/ سيد عباس موسويان، «انفاق قرآني و ابزارهاي مالي مناسب آن»، فصلنامه تخصصي اقتصادي اسلامي، سال اول، شماره دوم، تابستان ۱۳۸۰


 

تعداد بازديد:3200 آخرين تغييرات:92/12/03
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر