سه شنبه 26 تير 1397 - 4 ذي القعده 1439 - 17 ژولاي 2018
صفحه اصلي/مقالات


 
 


 










 


 












خروجي RSS

امّ البنین علیهاالسلام، الگوی سبک زندگی ولایی

امّ البنين عليهاالسلام، الگوي سبک زندگي ولايي

امّ البنين عليهاالسلام، مادر وفادارانِ بي مثال

فاطمه بنت حزام، مکنّي به امّ البنين عليهاالسلام نمونه اي از زنان انسان پرور و برجسته به شمار مي آيد؛ او زني شايسته، همسري آگاه و مادري آموزگار و نمونه بود. ايشان با معرفتي كه به مقام اهل بيت عليهم السلام داشت، فرزنداني را در دامان خود پرورش داد كه به مفاهيمي همچون ايثار، وفا و فداكاري معنا بخشيدند. به گونه اي كه نام حضرت عباس عليه السلام را بدون نام مادرش ام البنين عليهاالسلام نمي توان در ذهن تصوير كرد. آري، نام ام البنين عليهاالسلام، خلاصه ادب، گذشت، فداكاري، غيرت، محبت و ولايت پذيري و در يك كلام «عشق» است.

بي ترديد، در عصر حاضر كه غرب با بيان الگوهاي نامناسب و مبتذل مي كوشد فرهنگ منحط خود را گسترش دهد، و زنان و مادران ما را تحت تأثير خود قرار دهد، مسئوليت ما در معرفي الگوهايي سازنده همچون ام البنين عليهاالسلام دوچندان مي شود. در اين نوشتار فضايل و منش آن بانوي پاک بيان شده تا فراراه برنامه سازان قرار گيرد.

 

بر گِرد شمع فروزان عصمت

ام البنين عليهاالسلام از وقتي پا به خانه امام علي عليه السلام گذاشت، همواره خود را در خدمت فرزندان فاطمه عليهاالسلام مي ديد و عشق و محبت خود را نثار آنان مي كرد؛ محبتي بي ريا و خالصانه كه تمام وجود او را در بر گرفته بود. او خدمت به فرزندان رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم و مادري كردن در حق ايشان را فرصت و توفيقي خدادادي در زندگي خويش مي شمرد. از اين رو، خود و فرزندانش بسان پروانه بر گرد شمع وجود امام علي عليه السلام و يادگاران پيامبر صلي الله عليه و آله و فاطمه زهرا عليهاالسلام مي گشتند و از نور ايشان پر فروغ مي شدند.

ام البنين عليهاالسلام همواره فرزندان فاطمه عليهاالسلام را از جان خويش گرامي تر و عزيزتر مي دانست و به آنان خالصانه احترام مي گذاشت. از اين رو، نزد اهل بيت عليهم السلام كه سرچشمه هاي كرامت و فضيلت اند، مقامي بلند و ستودني دارد و آن حضرات همواره حق مادري ايشان را به جا آورده و پاس خدمت هايش را نگه داشته اند.

هر چند در تاريخ از اهل بيت عليهم السلام درباره او سخني به طور مستقيم ثبت نشده، ولي آن چه به صورت غيرمستقيم رسيده است، بر ارجمندي و بلندي مقام او نزد اهل بيت عليهم السلام دلالت دارد. چنانکه عالم فرهيخته، زين الدين عاملي معروف به شهيد ثاني (وفات: 965 ه . ق) نيز مي نويسد:

ام البنين عليهاالسلام از بانوان با معرفت و پر فضيلت بود. نسبت به خاندان نبوت، محبت و دل بستگي خالص و بي اندازه داشت و خود را وقف خدمت به آنان كرده بود. خاندان نبوت نيز براي او جايگاه والايي قايل بودند و به او احترام ويژه مي گذاشتند. در روزهاي عيد، به احترام او به محضرش مي رفتند و به ايشان اداي احترام مي كردند. (1)

ام البنين عليهاالسلام همواره فرزندان فاطمه عليهاالسلام را از جان خويش گرامي تر و عزيزتر مي دانست و به آنان خالصانه احترام مي گذاشت. از اين رو، نزد اهل بيت عليهم السلام كه سرچشمه هاي كرامت و فضيلت اند، مقامي بلند و ستودني دارد و آن حضرات همواره حق مادري ايشان را به جا آورده و پاس خدمت هايش را نگه داشته اند

 

و علامه سيد عبدالرزاق موسوي مقرّم (وفات: 1391 ه . ق) مي نويسد:

ام البنين عليهاالسلام از بانوان با فضيلت بود. وي حق اهل بيت عليهم السلام را خوب مي شناخت و در محبت و دوستي با آنان خالص بود و ايشان نيز در ميان آن بزرگواران، جايگاه بلند و مقام ارجمندي داشت.(2)

 

مادر وفادارانِ بي مثال

اگر بخواهيم ويژگي برجسته حضرت ام البنين عليهاالسلام را ياد كنيم، بايد آن را در وفاداري وي به اسلام و خاندان عترت جست. ايشان هم چنان كه در زندگاني امام علي عليه السلام و فرزندانش، كمال وفا را در حق آنان نگاه داشت، پس از شهادت اميرالمۆمنين عليه السلام نيز بر اين وفاداري باقي ماند. بدين جهت، پس از شهادت جان سوز علي عليه السلام با هيچ مرد ديگري ازدواج نكرد.  (3)

ايشان اين صفت را در محضر مولا علي عليه السلام پروراند و در جان و روح فرزندانش جريان يافت و صحنه هايي بي مانند و ناب از محبت و وفاداري را در عاشورا آفريد.

 

 

دست بر سينه ي ادب

ام البنين عليهاالسلام كه از دامان خانداني ادب پرور برخاسته بود، در محضر اسوه ادب ـ امام علي عليه السلام ـ آن را بارور ساخت و الهي گردانيد. او در پيشگاه خدا ادب بندگي را نگاه مي داشت و نسبت به مردم فروتن بود؛ ولي بزرگترين نمود ادب او، در برابر امام علي و فاطمه و فرزندان معصوم آنان عليهم السلام است. هنگامي كه به خانه امام علي عليه السلام قدم نهاد، خود را نه به عنوان جانشين حضرت فاطمه عليهاالسلام، بلكه به عنوان خادم فرزندان آن حضرت مي دانست. با آنان به ادب رفتار مي كرد و آن ها را گرامي مي داشت. حضرت عباس عليه السلام از اين سرچشمه ادب، تربيت آموخت كه برادرش امام حسين عليه السلام را هميشه "يا سيدي يا اباعبداللّه" خطاب مي كرد و همواره ادب را در گفتار و رفتار خود نسبت به فرزندان زهرا عليهاالسلام نگاه مي داشت. (4)

ام البنين

 

 

ذوب در خورشيد ولايت

عشق و محبت به ولايت با جان او آميخته بود. او امام علي عليه السلام را نه تنها به عنوان همسر، بلكه به عنوان برادر رسول خدا صلي الله عليه و آله وسلم و حجت خدا در ميان مردم مي ديد و همين سان به فرزندان معصوم او مي نگريست.

هنگام وداع با پسرانش وقتي كه همراه حضرت اباعبداللّه الحسين عليه السلام به سوي مكّه و كربلا حركت مي كردند، با روي باز از آنان استقبال كرد. پاسداري از وجود امام حسين عليه السلام را به آنان سفارش فرمود و فداكاري در راه آن حضرت را به آنان گوشزد كرد. (5)

به راستي، براي او آسان بود كه داغ جان سوز چهار فرزندش را ببيند، ولي امام حسين عليه السلام به سلامت باشد؛ پسرانش در راه امام قطعه قطعه گردند، ولي فرزند پيامبر خدا بماند. از اين رو، وقتي بشير خبر شهادت شهيدان كربلا را آورد، ايشان نخست نه از فرزندانش، بلكه از امام حسين عليه السلام پرسيد و سراغ آن حضرت را گرفت و گفت: «فرزندانم فداي حسين عليه السلام باد»(6) اين چيزي نيست جز ولايت پذيري و محبت و ايمان؛ يعني ذوب شدن در ولايت.

 

بانوي شجاعت و شهامت

دليري و شجاعت صفتي است كه وجودش در مردان، به آنان برتري و بزرگي مي بخشد. اگر اين صفت در وجود زني نهفته باشد كه خود داراي كمال علمي و ادبي نيز هست، از او شخصيتي سرآمد و ممتاز مي سازد. ام البنين عليهاالسلام از خانواده اي برخاسته بود كه معدن شجاعت و سرچشمه رشادت و غيرت به شمار مي آمدند. به همين دليل، وقتي علي عليه السلام از عقيل در مورد همسري كه فرزندي شجاع بپرورد، راهنمايي خواست، او را به ام البنين عليهاالسلام كه خاندانش همه از شجاعان و پهلوانان عرب بودند، راهنمايي كرد.

ام البنين عليهاالسلام اين صفت خاندانش را به ارث برده بود. پس از شهادت امام حسين عليه السلام و يارانش و شهادت عباس و ديگر فرزندانش در بقيع حضور مي يافت و عبيداللّه فرزند خردسال عباس عليه السلام را نيز به همراه مي برد. اين روحيه، شهامت و شجاعت او را در مقابل باطل نشان مي دهد. به يقين، در آن فضاي خفقان به بقيع آمدن و عزاداري كردن به گونه اي كه مردم جمع شوند و با او هم ناله گردند (7) عمل عاطفي صِرف نيست، بلكه رنگ و بويي سياسي دارد. در آن شرايط كه يزيديان از پيروزي موقت خود سرمست بودند و حتي مدينه را نيز در واقعه حرّه به خاك و خون كشيدند، اين چنين خودنمايي و شجاعت، تنها از شيرزني هم چون ام البنين عليهاالسلام برمي آيد كه از آبشخور شجاعت سيراب گشته باشد. از دامن چنين مادري، عباس عليه السلام برخاست و با رشادت هايش در كربلا، دل اهل بيت حسين عليه السلام را تسكين داد.

در عصر حاضر كه غرب با بيان الگوهاي نامناسب و مبتذل مي كوشد فرهنگ منحط خود را گسترش دهد، و زنان و مادران ما را تحت تأثير خود قرار دهد، مسئوليت ما در معرفي الگوهايي سازنده همچون ام البنين عليهاالسلام دوچندان مي شود

 

سخنوري يکتا

در ميان قبيله كلاب كه خود از شاعران و سخنوران بزرگ بودند، ام البنين عليهاالسلام مقامي برجسته و ستوده دارد. علامه نقوي در اين باره مي نويسد:

ام البنين عليهاالسلام از زنان فاضلي بود كه به حق اهل بيت عليهم السلام شناخت كامل داشت. همچنين ايشان به شيوايي و رسايي سخن مي گفت.(8)

عمر رضا كحّاله او را شاعري خوش بيان معرفي مي كند.(9) و علامه سيد محسن امين نيز چنين مي نويسد:

او از اين سخنوري و شاعري سود مي برد و مردم را به دور خود در بقيع گرد مي آورد و با هم نوحه سرايي مي كردند.(10)

 

به سوي ابديت

سرانجام، زني كه عمري را در راه عشق به ولايت اهل بيت عليهم السلام گذراند، جام زندگاني جاويدان نوشيد و از غم دنيا آسوده شد؛ بانويي كه زندگاني اش سراسر مهر و عاطفه و مبارزه بود؛ بانويي كه همسر شهيد، مادر شهيد و يكي از پيام رسانان خونين عاشورا بود و همه چيز خود را در راه خدا، خالصانه تقديم كرد. وي را در قبرستان بقيع و در كنار آرامگاه امام مجتبي عليه السلام، و فاطمه بنت اسد، به خاك سپردند.

 

پي نوشت:

1) ستاره درخشان مدينه؛ حضرت ام البنين، ص 7.

2) العباس، عبدالرزاق المقرّم، ص 72.

3) مناقب آل ابي طالب، محمد بن شهر آشوب، ج 3، ص 305 ؛ سرّ السلسلة العلوية، ابونصر بخاري ، ص 88.

4) معالي السبطين، محمد مهدي الحائري، ج 1، ص 443.

5) ام البنين سيدة نساء العرب، ص 50.

6) ام البنين؛ نماد از خود گذشتگي، ص 26. 

7) ابصار العين في انصار الحسين عليه السلام، محمد بن طاهر سماوي، ص 56؛ تاريخ طبري، ج 6، ص 296؛ مقاتل الطالبيين، ص 85.

8) زينب الكبري، ص 25.

9) اعلام النساء في عالمي العرب و الاسلام، ج 4، ص 40.

10) اعيان الشيعه، ج 8، ص 381. 

ابوالفضل صالح صدر 

بخش تاريخ و سيره معصومين تبيان


 



تعداد بازديد:1140 آخرين تغييرات:93/01/24
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر