سه شنبه 25 مهر 1396 - 26 محرم 1439 - 17 اكتبر 2017
صفحه اصلي/مقالات

وجود نوراني حضرت جوادالائمه(ع)

وجود نوراني حضرت جوادالائمه(ع)

انواري از وجود نوراني حضرت جوادالائمه(ع)

تقواى الهى

مي دانيم که يکى از القاب آن حضرت «تقى‏» است و اين به خاطر جلوه و ظهور خاصى است که تقواى الهى آن امام همام در اجتماع ‏آن روز نموده و جهانى از پاکى و عفاف و تقوا را فرا راه ‏ديدگان قرار داده بود و الا تمامى معصومين(عليهم السلام) بر خوردار از صفت‏ تقوا و عصمت الهى هستند. چنانکه همه «صادق‏» راستگو و«کاظم‏» فرو برنده خشم و «زين العابدين‏» زيباترين روح پرستنده‏ هستند، اما فرهنگ القاب معصومين(عليهم السلام)  ريشه ‏اى اجتماعى و برخاسته از عنايت الهى دارد که لقب «تقى‏» نيز از اين مقوله‏ است.

نگاهى به شرايط اجتماعى آن بزرگوار و وضعيت درباريان ما را بدين نکته رهنمون مى‏کند که دشمن تلاشى پيگير داشت تا به‏ گمان خود آن حضرت را با عياشي ها و فساد دربار براى يک بار هم ‏که شده است آلوده کند و در نتيجه آن حضرت را از چشم شيعيان وطرفدارانش که او را به خاطر پاکى و طهارت الهى‏ اش مى ستودند ساقط کند و حتى مامون براى کشاندن آن حضرت به بزم دربار دخترش ام الفضل را به عقد آن حضرت در آورد و در اين جهت دستور لازم را نيز صادر کرد، اما راه بجايى نبرد و پاکى و تقواى ‏امامت ‏بر انديشه باطل مامونى پيروز گشت و نورانيتى مضاعف‏ يافت.

تنها عصاي دنيا که حرف زد !

يحيي بن اکثم گفت: روزي در شهر مدينه، وارد مسجد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) شدم تا به زيارت قبر پيامبر (صلي الله عليه و آله) بروم. در اين حال، امام جواد (عليه السلام) را ديدم که به زيارت مشغول است. من با آن حضرت در مورد مسائلي که داشتم مناظره کردم و حضرت همه را پاسخ داد. سپس گفتم: مي‌خواهم از مسئله بپرسم، ولي به خدا سوگند از شما خجالت مي‌کشم. حضرت فرمود: پيش از آنکه تو بپرسي به تو مي‌گويم، مي‌خواهي درباره امام بپرسي. عرض کردم: سوگند به خدا! پرسش من همين است. حضرت فرمود: «امام من هستم». عرض کردم: نشانه آن چيست؟ در اين هنگام، عصايي که در دست آن حضرت بود به صدا در آمد و گفت: «به راستي که مولاي من، امام اين زمان است و او حجت خداست».

راستي، وقتي عصاي موسي به اذن خداوند، به موجودي جاندار تبديل مي‌شود و سحر ساحران را باطل مي‌کند، جاي هيچ شگفتي نيست که عصاي امام منصوب از سوي خدا نيز چنين قدرتي را داشته باشد.

ساعت نهم؛ ساعت جواد(ع)! 

مرحوم شيخ بهايي مي‌نويسد: نقل شده است که روز را به دوازده بخش قسمت کنند و هر بخش را به يکي از دوازده امام (عليهم السلام) نسبت دهند و براي هر يک دعاي مخصوصي بخوانند. بخش نهم، از نماز عصر تا دو ساعت پس از آن است که منسوب به حضرت امام جواد (عليه السلام) و دعاي آن اين است:

«خدايا! اي خالق نورها و اي اندازه دهنده شب و روز،... هر چيز نزد تو به مقدار معيني است. چون کاري سخت شود همه به تو توسل جويند؛ چون همه درها بسته شود درگاه فضل تو را بکوبند؛ هنگامي که نيازها شدت گيرد به احسان گسترده تو پناه آورند؛ زماني که اميدها از خلق بريده شود به تو بپيوندند و چون مردم نوميد شوند، به تو اميد بسته شود...».

همراه ناصالح

دوستان ناباب، آينده انسان را در زندگي و اشتغال به خطر مي‌اندازند. رفاقت با آنان، هم موجب مي‌شود انسان اخلاق ناپسند شان
را بگيرد و هم خود آنها، در دوستي خيانت مي‌کنند و از پشت به دوست خود خنجر مي‌زنند. امام جواد (عليه السلام) در اين باره مي‌فرمود: «از دوستي با شخص شرور بپرهيز که چون شمشيرِ برهنه است؛ منظره‌اش نيکو و اثر زخمش نازيباست».

اثر هم نشين

انسانها در روابط اجتماعي خود، از اخلاق و رفتار نيک يا بد همکاران و دوستان خود تأثير بسيار مي‌گيرند. امام جواد (عليه السلام) در اين باره مي‌فرمايد: «خوي بد در همراهي با بيخردان، و نيکويي اخلاق در هم نشيني با خردمندان است».

تعداد بازديد:799 آخرين تغييرات:93/07/01
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر