سه شنبه 25 مهر 1396 - 26 محرم 1439 - 17 اكتبر 2017
صفحه اصلي/مقالات

خرافات، موهومات و زود‌باوری‌های ویرانگر

خرافات، موهومات و زود‌باوري‌هاي ويرانگر


ماکس وبر، مدرنيته را فرايند عقلاني‌سازي امور مي‌دانست و دانش و فناوري و پيشرفت و ترقي را زاييده‌ي عقلاني شدن پندارها و کردارها معرفي مي‌کرد. از نظر وبر، اين فرايند منجر به توليد علم مي‌شد و خاصيت افسون‌زدايي داشت. چنين نگرشي، تمامي روش‌ها و بينش‌هاي غير‌عقلاني را به حيطه‌ي موهومات سوق مي‌داد و جهان عقلاني و دنيايي را شکل مي‌داد که قوانين غير‌شخصي بر آن فرمان مي‌راند. در واقع «عقل» تنها اساس معرفت معتبر و واقعي را شکل مي‌داد و براهين قياسي يا استقرايي به‌عنوان روش‌هاي انحصاري معرفي مي‌شدند که مي‌توانند اطلاعات دقيق و قابل اطميناني درباره‌ي جهان به دست دهند و پايه‌ي علوم و فنون مختلف گردند. 

در نقطه‌ي مقابل عقلانيت، خرافي‌گري و موهوم‌پرستي قرار داشت.
در عصر جديد تمامي روش‌هايي که قابليت دريافت منطقي، تعليل‌پذيري، مشاهده، آزمون و استنتاج را نداشتند، غير‌عقلاني شناخته شدند و به حيطه‌ي موهومات و خرافات تبعيد شدند. خرافات و موهومات، باورهاي غير‌عقلاني بودند که در نقطه‌ي مقابل ترقي و پيشرفت قرار گرفتند و از موانع توسعه و ارتقاي سطح کمي و کيفي زندگي انسان‌ها شناخته شدند.
خرافات جمع خرافه و در لغت به معني سخن باطل و بي‌اساس است که خوشايند طبع آدمي است و با هيجان و احساس وي سازگار است و در اصطلاح به تمامي افکار و اعمال غيرمنطقي و غير‌عقلاني گفته مي‌شود.
بي‌دانشي، بي‌خردي، جهالت، زود‌باوري و راحت‌طلبي همگاني در کنار فرصت‌طلبي و فريبکاري سودا‌گران و قدرت‌طلبان، هميشه از اسباب پيدايش و گسترش خرافات بوده است.
بايد به اين حقيقت توجه داشت که بخش بزرگي از رفتار انساني متناقض، فاقد تفکر و تامل است؛ از اين‌رو وبر، معتقد بود که انسان‌ها در زندگي معمولي، روش‌هاي معتادي را که بر آنها با «تقليد بدون فکر» اصرار مي‌ورزند، مورد مداقه قرار نمي‌دهند و به جاي پيدا کردن منشا امور، از يکديگر کورکورانه پيروي مي‌کنند. اين رويکرد عام، از مهمترين زمينه‌هاي پيدايش و گسترش خرافات است.
در مفهومي کلي‌تر، خرافات و موهوم‌گرايي، هر نوع پندار‌، گفتار و کردار نامعقول و بي‌اساسي را تشکيل مي‌دهد که پايه‌‌‌ي آن ترس، جهل و هيجان است. روي آوردن انسان‌ها به خرافات اغلب در نتيجه مشکلاتي است که قواعد موجود پاسخگوي آنها نيست و دانش‌ها و فنون شناخته شده تبييني براي آن ارايه نمي‌کنند. چنين وضعيتي موجب سرگرداني برخي از آدميان ميان ترس و اميد گشته، زود باوران شان را به سمت بينش‌ها و روش‌هاي غير‌عقلاني متمايل مي‌کند. ناتواني در کنترل شرايط زندگي و ضعف در برخورد با رويداد‌هايي که همراه با ترس و نا‌امني هستند، گرايش به موهوم‌گرايي را افزايش مي‌دهد. اين وضعيت هر جا که امکان کنترل محيط کمتر باشد يا توجيه علمي بحران‌ها به دليل فقر دانش ميسر نباشد، پذيرش و گسترش خرافات را آسان‌تر مي‌کند.
جامعه‌ي ايران در دوره‌ي پژوهش، کم و بيش از چنين ويژگي‌هايي برخوردار بود. بيشترين جمعيت در سده ۱۹ را دهقانان تشکيل مي‌دادند؛ يعني گروهي که هستي‌ آنها در گرو نيروهاي ناشناخته و غير‌قابل مهار طبيعي بود و همين امر سبب گسترش باورها و شيوه‌هاي غير‌عقلاني، غير‌علمي، در ايران اين عصر مي‌گشت.
با اين حال، امروز هم خرافات و موهوماتي مثل نحسي عدد ۱۳ يا فالگيري و رمالي و... در جامعه ايران بازار دارد و اگر به توسعه همه‌جانبه فکر مي‌کنيم، حتما بايد تحقيقات برخي از روانشناسان و جامعه‌شناسان به اين سمت گرايش يابد تا با ريشه‌يابي اين مشکل به درمان آن همت کنيم.

 

منبع : ido.ir

تعداد بازديد:1299 آخرين تغييرات:93/07/09
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر