یکشنبه 7 خرداد 1396 - 2 رمضان 1438 - 28 مي 2017
صفحه اصلي/كودك و نوجوان


 
 


 










 


 












خروجي RSS

حضرت صالح و داستان شتر

حضرت صالح و داستان شتر

يكي از پيامبراني كه اسم او در قرآن آمده، حضرت صالح ـ عليه السلام ـ است كه نامش در قرآن يازده بار ذكر شده است. حضرت صالح (ع) سومين پيامبري است که پس از نوح (ع) و هود (ع) يک تنه بر ضد بت پرستي و طاغوت هاي زمان خودش قيام کرد و سال ها با آن ها مبارزه و ستيز نمود.


حضرت صالح ع به زبان عربي سخن مي گفت و 280 سال عمر کرد، قبرش در نجف اشرف يا بين حجر الاسود و مقام ابراهيم (ع) در کنار کعبه قرار دارد.

داستان حضرت صالح (ع) در ده سوره ي قرآن و مجموعاً شصت و هفت آيه وارد شده است. حضرت صالح؛ يکي از طوايف قوم ثمود و از نوادگان «سام» پسر حضرت نوح؛ است. حضرت صالح (ع)  از طرف خداي متعال براي هدايت قوم ثمود فرستاده شده بود. قوم ثمود در يک منطقه ي کوهستاني بين حجاز و شام زندگي مي کردند.

قوم ثمود بسيار ثروتمند و داراي باغ و زمين و دام‌هاي زيادي بوده‌اند و بسيار علاقمند به زندگي دنيا. بسيار خوشگذران و عياش بوده‌اند و از حيث مذهب بت‌پرست. در نتيجه خداوند پيامبري را به نام صالح؛ که از فاميل و طايفه خودشان بود براي هدايت ايشان برانگيخت.

 

دعوت به پرستش خداوند

حضرت صالح به قوم خود فرمود: اي قوم من! خداي يگانه را پرستش کنيد که جز او خدايي نيست. خداوند شما را بعد از قوم عاد، جانشين آن ها قرار داده تا از آن ها و عاقبتشان درس بگيريد براي آن که به عذابي که آن ها را در هم کوبيد گرفتار نشويد.

آري! قوم ثمود نيز مانند اقوام قبل از خود به جاي گوش دادن به فرمان اين پيامبر خدا به او حرف هاي زشت و تهمت هاي ناروا مي زدند.

آن ها مي گفتند: آيا ما از انساني مثل خود پيروي کنيم؟ چرا از ميان ما تنها بر او وحي نازل مي شود؟

وقتي بت پرستان قوم ثمود، استواري حضرت صالح (ع) را ديدند از او خواستند تا معجزه اي براي آن ها بياورد و به خيال خود با اين کار مي خواستند ناتواني او را مشاهده کنند

 

اين حرف هاي بي اساس در ميان قوم ثمود ادامه داشت اما ذره اي در ايمان و يقين حضرت صالح شک و ترديد وارد نکرد و او محکم و استوار به ارشاد و تبليغ ادامه مي داد.

وقتي بت پرستان قوم ثمود، استواري حضرت صالح (ع) را ديدند از او خواستند تا معجزه اي براي آن ها بياورد و به خيال خود با اين کار مي خواستند ناتواني او را مشاهده کنند و براي هميشه از او و سخنانش راحت شوند.

خداوند به حضرت صالح (ع) وحي فرمود که براي آزمايش آن ها شتري مي فرستيم، شتري که از دل کوه بيرون مي آيد بدون اين که از پدر و مادري متولد شده باشد و ديگر اين که يک روز مردم آب آن منطقه را بنوشند و روز ديگر آن شتر.

حضرت صالح (ع) معجزه ي خود را به قوم خود نشان داد و سفارش هاي لازم را درباره ي آن به مردم کرد.

حضرت صالح (ع) به قوم خود فرمود: مزاحم اين شتر نشويد و بگذاريد در اين سرزمين به چرا کند و اگر آزاري به آن برسد، به عذاب دردناکي دچار مي شويد. يک روز شما از آب آشاميدني موجود در اين ناحيه استفاده کنيد و روز ديگر بگذاريد اين شتر از آن آب بنوشد.

مدتي به همين صورت گذشت تا اين که اين موضوع بر آن قوم بي ايمان و بت پرست سنگين آمد و آن را سبب محروميت خود از آب و همچنين موجب خفت و خواري خود پنداشتند. آن گاه بزرگان و ثروتمندان قوم ثمود با يکديگر مشورت کردند و تصميم گرفتند آن شتر را بکشند و براي اين کار يک نفر را که از همه شرورتر بود انتخاب کردند.

آن ها براي اين کار قداره بن سالف را که مردي بي رحم بود انتخاب کردند و دستورات لازم را به وي دادند.

يک روز که نوبت استفاده ي شتر از آب هاي منطقه بود آن مرد به شتر حمله کرد و او را کشت. وقتي حضرت صالح از اين جريان مطلع شد به قوم خود فرمود: مگر به شما نگفته بودم به اين شتر آزاري نرسانيد؟ اکنون در کمترين زمان به عذاب الهي دچار خواهيد شد.

عذابي که خداوند بر قوم ثمود فرستاد بسيار عجيب و هولناک بود. عذاب هنگامي نازل شد که همگي در خواب بودند. ناگهان زلزله ي شديدي آن منطقه را لرزاند به طوري که از خواب بيدار شدند اما آن ها فرصت نکردند که از خانه هاي خود خارج شوند زيرا صاعقه اي بسيار شديد و با صدايي وحشتناک فرود آمد. زلزله از يک طرف و صاعقه از طرفي ديگر به آن ها فرصت تصميم گيري نداد.

اگر کسي فرداي آن روز به آن منطقه مي آمد فکر نمي کرد کساني در اين جا زندگي مي کردند و خانه هايي وجود داشته؛ چون نه از مردم خبري بود و نه از خانه ها؛ اما حضرت صالح (ع) و ايمان آورندگان با معجزه ي الهي نجات يافتند و به زندگي خود ادامه دادند.

بخش کودک و نوجوان تبيان

تعداد بازديد:5583 آخرين تغييرات:93/07/14
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر