چهارشنبه 24 مرداد 1397 - 3 ذي الحجه 1439 - 15 آگوست 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه

قرآن کریم، هم انزال و هم تنزیل است/ پیامبر(ص) انسانی است که جز خداوند، هیچ چیز نمی‌تواند او را احاطه کند

ابراهيمي ديناني:

قرآن کريم، هم انزال و هم تنزيل است/ پيامبر(ص) انساني است که جز خداوند، هيچ چيز نمي‌تواند او را احاطه کند

ابراهيمي ديناني در سايت شخصي خود نوشت: قرآن کريم هم انزال هم تنزيل است: «تنزيل من رَبِ الْعَالَمِينَ» و «انا اَنزَلناهُ في لَيله القَدر». انزال و تنزيل که هر دو در شأن آن به کار رفته است، يکي از باب افعال است و ديگري از باب تفعيل و اين‌ها وجه لغوي آن به شمار مي‌روند.

به گزارش خبرگزاري مهر، ابراهيمي ديناني در سايت شخصي خود نوشت: مباحث بسياري در زمينه قرآن وجود دارد. براي مثال اينکه چرا قرآن، کريم است؟ «إِنَهُ لَقُرْآنٌ کَرِيمٌ»، «في کتاب مَکْنون»،‌«لا يَمَسُهُ إِلاَ الْمُطَهَرُونَ»، «تنزيل من رَبِ الْعَالَمِينَ» در اينجا اين «من» چه نوعي است و آيا ارتجاعي است؟ به نظر مي‌رسد وحي از جانب خداوند تا پيامبر(ص) به واسطه خداوند بر قلب پيامبر رسيده است.

پيامبر(ص) انساني است که جز خداوند، هيچ چيز نمي‌تواند او را احاطه کند اين عظمت را بايد به معناي زمان انفسي در نظر گرفت و حد و مرزي براي آن قائل نشد و اين تحفه و عنايتي بسيار عظيم است که خداوند در اواسط ماه مبارک رمضان براي بندگان قرار داده است که بندگان با اين رياضات و عبادات و شب زنده‌داري‌ها استعدادهايشان را براي درک عظمت ليالي قدر کسب کنند.

علامه سيد حيدر آملي مي‌گويد که ليل، صف ليلي است و واژه ليلي از ليل اخذ شده است. مجنون کسي است که عاشق شب است. کلمه مجنون، از کلمه «جنه» است. «فلما جن عليه اليل». جن و حتي جن به معناي پنهان و پوشيده است. در واقع مجنون کسي است که حافظ اسرار ليلي است.

براي مجنون در واقع همان مستوري و مستي است که دارنده اسرار ليلي است و جناب حافظ به زيبايي بيان فرموده است. نسبت انزال و تنزيل با ليل و يا به تعبيري زمان انفسي چيست؟

قرآن کريم هم انزال هم تنزيل است: «تنزيل من رَبِ الْعَالَمِينَ» و «انا اَنزَلناهُ في لَيله القَدر». انزال و تنزيل که هر دو در شأن آن به کار رفته است، يکي از باب افعال است و ديگري از باب تفعيل و اين‌ها وجه لغوي آن به شمار مي‌روند.

اما مفسران براي قرآن کريم، به طور يک‌جا از مکمن غيب نازل مي‌شود و گفته مي‌شود که از آسمان چهارم است ـ و در اين انتخاب نيز سرّي وجود دارد که همان طور چهارم قلب، از ميان اطوار هفت گانه قلب، از اهميت خاصي برخوردار است – و نزول ديگر، نزول تدريجي است که در مدت بيست و سه سال بعثت و نبوت به صورت تدريجي و به مناسبت‌هاي مختلفي نازل شده است. بنابراين ما انزال و تنزيل را به دفعي و تدريجي تفسير مي‌کنيم.

در عالم مجردات و غيب که فراتر از عالم ماده است،‌ همه چيز دفعي است زيرا زمان آفاقي در آنجا وجود ندارد. اصولاً کلمات تدريج، تنزيل و تغيير، توأم با حرکت است و حرکت، همواره تدريجي است، اما امروزه، فيلسوفان غربي به جهش يا موتاسيون معتقد هستند.

موتاسيون حرکتي است که تدريج از آن برداشته مي‌شود اما اينکه جهش چيست و آيا به معناي واقعي ممکن هست يا خير،‌ جاي بحث دارد، زيرا ما معتقديم که حتي در جهش نيز تدريج وجود دارد و آنچه فيلسوفان غربي از جمله مارکس به آن معتقدند و انقلاب را يک جهش مي‌دانند، ‌به نظر آن‌ها دفعي است.

اما هيچ چيزي در اين عالم،‌ دفعي نيست و حتي جهش نيز داراي تدريج است، اما شتاب بيشتري دارد. در واقع شتاب بيشتر در مقايسه با کندي،‌جهش نام گرفته است. اما در عالم غيب،‌ ملکوت و مقدسات، ‌هيچ تدريجي وجود ندارد و همه چيز دفعي و آني صورت مي‌پذيرد، اين «آني بودن» به ضرورت زباني است و هيچ تدريج، تغيير و تأني در آن نيست، بلکه همه چيز در جا وجود دارد.

تعداد بازديد:878 آخرين تغييرات:93/07/14
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر