پنج شنبه 8 تير 1396 - 5 شوال 1438 - 29 ژوئن 2017
صفحه اصلي/مقالات

بسیج؛ گلستانی معطر به نام سالار شهیدان

fiogf49gjkf0d

بسيج؛ گلستاني معطر به نام سالار شهيدان

بسيج يک خيزش ارزشى، منطقى و منطبق بر نيازهاى جامعه اسلامى است.

 

بسيج درخت پرثمرى است که در باغ شقايق ها، دلاورانى گمنام پرورش داد که با رشادت خالصانه، عروج به سوى عرش و ملکوت را زمزمه کردند.

از اين نهاد مقدس، هزاران عاشق به قله رفيع شهادت رسيده‏اند و ميليون‏ ها نوجوان و جوان تشنه معرفت و شيفته زيارت حسين بن على عليه السلام بوده‏ اند به اين بارگاه پربار راه يافته‏ اند.

اين گلستان که با نام سالار شهيدان عجين گشته و عطر عترت پيامبر رايحه ‏اى به آن عطا کرده، آنچنان ابهت، صلابت و درخششى دارد که هر روز و هر زمان که بگذرد بر افتخار، نام آورى، تأثيرگذارى و برکاتش افزوده مى ‏شود.

تربيت يافتگان اين مکتب با انگيزه‏ الهى، مقاومت کم نظير، برنامه ريزى‏ حساب شده و جهت دار، گوش به فرمان ولايت به دفاع از آرمان ‏ها و ارزش‏ هاى انقلاب اسلامى برخاسته‏ و از اين روى از بدو تأسيس، خار چشم دشمنان بوده‏ اند و گروه هايى کوشيدند، شکستى بر اين حريم وارد سازند. اما خود، سرافکنده و خسران ديده، نوميد،افسرده و رسوا شدند.

بسيج يک خيزش ارزشى، منطقى و منطبق بر نيازهاى جامعه اسلامى است و بصيرت بسيجى با ايمان و پارسائى توأم شده است.

آن‏ها که دلشان به نور الهى منور است، در قبال مسلمانان احساس مسئوليت مى کنند و مى ‏کوشند پرچم سربلندى و عزت اسلامى را در بلنداي جهان به اهتزاز درآورند، در حقيقت بسيجى هستند.

حضور پرنشاط و رشد دهنده در تمامى عرصه‏ هاى فکرى، علمى، فرهنگى که شرافت، استقلال و استوارى ملتى را در پرتو قرآن و عترت ترسيم کند، نيز يک حرکت خودجوش بسيجى است که استمرار آن در گستره زمان و مکان ضرورتى اجتناب‏ ناپذير خواهد بود.

بسيج را بايد مفهومى فراگير دانست که عموميت آن طيف وسيعى از انديشه ‏هاى متعالى را در خود جاى داده است. عنوان و لقب واژه مقدس بسيج مى ‏تواند هماى سعادت را بر دوش هر فردى از هر قشرى از جامعه فرو بنشاند.

بسيجى با تعهد و تقوا، عزم و اراده، صفا و صداقت، شجاعت و همت، عدالت خواهى، تيزهوشى و زمان‏ شناسى در فرازهاى حساس انقلاب و نظام اسلامى، حضورى مداوم و سرنوشت ساز داشته و دارد.

در حقيقت بسيج، يک هويت فرهنگى است براي جلب رضايت پروردگار و با چنين هدفى هر جا که به وجود بسيجى نياز باشد، حضور فعال و عارى از هرگونه فرصت سوزى و عافيت ‏طلبى، مشاهده مى ‏گردد.

اين حضور ممکن است در دفاع مقدس باشد يا عرصه ‏هاى علمى و يا احياناً خنثى کردن توطئه ها و نقشه‏ هاى کينه توزانه دشمنان، هرجا که بسيجى اخلاص، توانمندى و ابتکار خود را به نمايش بگذارد دغدغه‏ ها و نگرانى ‏ها و آشفتگى ‏ها چون برفى که در برابر آفتاب تابستان قرار گيرد، از بين رفته و به جايش امنيت، آرامش، اميد، رشد و توسعه هويدا مى ‏شود.

البته تفکر ناب بسيجى پس از دوران دفاع مقدس، در مقاطعى خاص و در پيچ و خم‏ هاى سياسى مورد مظلوميت قرار گرفته و افرادى براى مطرح نمودن حزب و دسته خود و يا تحکيم پايه‏ هاى قدرت ‏طلبى خويش سعى کرده‏اند اين شجره طيبه را مورد هجوم طوفان‏ هاى پرغبار قرار دهند و ريشه ‏هاى اين نهال ناب را آماج نيت‏ هاى آلوده خود سازند، امّا اين تلاش شيطانى، نفاق و دورويى آنان را رو کرده است و اصولاً بسيجى درپى گره‏ گشايى از مشکلات مؤمنان و محرومان صالح است و ديگر جايى براي دنياگرايى، رفاه ‏طلبى،گروه گرايى و سرسپردگى به جناحى خاص را بر نمى ‏تابد و حتى با اين آفت‏ ها و علف‏ هاى هرز در ستيز است.

 

بسيج؛ الگوي ناب

بسيج در لغت يعنى سامان، جهاد، آمادگى، عزم، تجهيزات و برگ سفر مهيا ساختن.

و نهاد بسيج جذب، آموزش، سازماندهى،حفظ انسجام آحاد نيروها و امکانات مردمى و دولتى را به منظور آمادگى عمومى براى تأمين و توسعه ضرورت هاى ارزشى، ملى و انقلابى و نيز مقابله با هرگونه تهديد عليه اهداف و دستاوردهاى انقلاب اسلامى بر عهده دارد.

امام خمينى بسيج را اين گونه تعريف کرده ‏اند: «بسيج ميقات پا برهنگان و معراج انديشه پاک اسلامى است که تربيت يافتگان آن، نام و نشان در گمنامى و بى ‏نشانى گرفته ‏اند. و مقام معظم رهبرى، عنوان بسيج را اين گونه ترسيم نموده ‏اند: بسيج عبارت است از تشکيلاتى که در آن افراد متفرق و تنها، به يک مجموعه عظيم و منسجم، به يک مجموعه آگاه و متعهد و بصير و بيناى به مسايل کشور و نياز ملت تبديل مى ‏شوند. مجموعه ‏اى که دشمن را بيمناک و دوستان را اميدوار و خاطر جمع مى‏ کند.»

در يک نگرش والا، بسيج سازمانى نظامى نيست که صرفاً در زمان جنگ و به منظور دفاع در برابر دشمنان شکل گرفته باشد، بلکه نهادى است وسيع و پاسخگوى نيازهاى اساسى و حياتى جامعه و با اجزاى ديگر نظام چنان هماهنگى و پيوند دارد که انفصال آن جز با انحلال جامعه اسلامى متصوّر نيست.

بسيجى در عمل علاقه خود را به پيشرفت، حفظ، گسترش و اعتلاى نظام اسلامى و شأن و حيثيت ملت مسلمان نشان مى‏ دهد يعنى بسيجى بودن معيار و ملاکى است که بر اساس آن ميزان تعهد اعضاى آن به اصول و آرمان ‏هاى انقلابى و اسلامى سنجيده مى ‏شود و البته پر واضح است که اقتدار نظام تا حد زيادى مديون بسيج و حضور همه جانبه مردم در صحنه‏ هاى گوناگون، تحت رهبرى مقام با قداست ولايت مى ‏باشد.حتى رسيدن به اقتدار جهانى مسلمانان با بسيجى همه جانبه و فراگير در جهان ميسر خواهد شد و به فرمايش امام خمينى بايد به دنبال تحقق آن بود.

بسيج و بسيجى متعلق به قشر خاص، کشورى و منطقه ‏اى و برهه‏ اى از زمان نمى ‏باشد. اين نهاد مقدس، مرزها را درنورديده و مى ‏توان اين مفهوم را به سراسر جهان سرايت داد، امام حسين (ع)، بزرگ بسيجى عالم بود که نه تنها در سرنوشت مسلمانان بلکه در تجديد حيات ساير ملل و جوامع تأثيرى عميق داشت.
قيام آن حضرت نخستين حرکت و خروش تمام عيار از حيث جان و مال در مقابل دنياى تزوير بود و اقدام و شهامت را براى بشريت در هميشه تاريخ به ارمغان نهاد.

پيروان بسيجى فرهنگ عاشورا، با الهام از حماسه حسينى نبض هر حرکت انقلابى ‏اند، نسبت به اجتماع، فرهنگ و سياست حساسيت نشان مى ‏دهد و با حضور دائم در ميدان امر به معروف و نهى از منکر عرصه را بر اهل ابتذال و فساد آفرينان تنگ مى‏ سازد، چون مى ‏داند عقب نشينى يا سکوت در اين عرصه، تهاجم و گستاخى هرزه کاران را به دنبال مى‏ آورد.

حضرت امام حسين(ع) فرياد: «هيهات مناالذله»، خروش «يا سيوف خذينى» و شعار «القتل لنا عادة و کرامتنا الشهادة» را در گوش جان ‏ها و ضمير خفته انسان‏ها طنين انداز نمود و اين آواى توحيدى چون پتکى بر سر يزيديان فرود آمد و طومار تباهى‏ هاى آن‏ها را درهم پيچيد و به زباله دان تاريخ افکند.

رمز بقاى انقلاب اسلامى، ايستادگى و مقاومت در برابر مخالفان و دشمنانى است که هر لحظه در کمين هستند تا بر آرمان‏ ها و ارزش ‏ها بتازند و بذر شرارت در جامعه بيفشانند و عزت و عظمت را از ما بگيرند و اين شيوه را فداکاران و مجاهدان در مکتب امام حسين(ع) فرا گرفته ‏اند. (۱)

نهضت سترگ کربلا الگوي نابي ازروحيه بسيجى است که به بهترين شکل ممکن در تمامى صحنه‏ ها و لحظات آن مشاهده مى‏ گردد و از مردي سالخورده به نام حبيب بن مظاهر، کودکي شيرخواره، نوجواني سيزده ساله، جوان هاشمى تا بانويى با شهامت در اين حرکت با برکت حضور دارند و به ايفاى نقش خويش پرداخته و رسالت خود را به نحو احسن در حد توان انجام داده ‏اند.

 

بسيج در قرآن

تفکر بسيجى، فرهنگ پربارى است که براى احياى قرآن و فعال نمودن ارزش هاى فراموش شده از صدر اسلام تا عاشوراى حسينى و قيام‏ هاى مسلمين در مسير تاريخ و انقلاب اسلامى، شکل گرفته است، جنبه ‏هاى گوناگون حماسى بسيج که درس ايثار، رشادت و پايدارى را به انسان‏ ها مى آموزد، ريشه‏ هاى روشنى در فرهنگ قرآنى دارد.

خداوند در قرآن مى ‏فرمايد: « ولولادفع اللّه النّاس بعضهم ببعضٍ لهدّمت صوامع و بيعٌ و صلواتٌ و مساجد يذکر فيها اسم اللّه کثيراً و لينصرنّ اللّه من ينصره انّ اللّه لقوىٌ عزيز؛و اگر خداوند بعضى را توسط برخى ديگر دفع نکرده بود، ديرها، کليساها،کنشت‏ها و مسجدهايى که نام خدا در آن‏ها به فراوانى برده مى‏ شود ويران مى ‏گرديد و خدا هر کس را که ياريش کند، کمک مى ‏نمايد و او خدايى است توانا و پيروزمند.» (۲)

اگر بسيجيان و ايثارگران از اهل ايمان دفاع نکنند و دست روى دست بگذارند، مستکبران و ستمگران اجازه نمى ‏دهند مردم به عبادت خدا روى آورند، البته مدافعان قلمرو توحيد در اين عرصه تنها نيستند. وعده الهى درباره نصرت آنان حتمى است و از امدادهاى پروردگار با وجود آن که در بسيارى از ميادين از نظر تعداد نفرات و ساز و برگ جنگى در اقليت بودند بر دشمنان پيروز خواهند شد.

و البته پيروزي هاي افتخار آفرين را نردبانى براى ترقى معنوى خود و جامعه قرار مى ‏دهند، ارتباط خويش را با خدا محکم و با جامعه الهى پيوندى استوار دارند و به برپايى نماز، پرداخت زکات و امر به معروف و نهى از منکر توجه خاص دارند. زيرا اين امور پايه هاى اساسى يک جامعه سالم را به وجود مى ‏آورند:

خداوند در قرآن مي فرمايد«الّذين ان مکّناهم فى الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزّکوة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکرو للّه عاقبة الامور؛ همان کسان که اگر در زمين مکانتشان دهيم نماز مى ‏گزارند، زکات مى ‏دهند و امر به معروف و نهى از منکر مى‏ کنند و فرجام امور با خداست.» (۳)

قرآن در فراز ديگرى به دنبال نبرد داود با جالوت و به قتل رسانيدن او مى‏فرمايد: «فهزموهم باذن اللّه و قتل داود جالوت و آتاه اللّه الملک و الحکمة و علّمه ممّا يشاء و لولا دفع اللّه الناس بعضهم ببعضٍ لفسدت الارض ولکن اللّه ذوفضلٍ على العالمين؛ پس به خواست خدا ايشان را بشکستند و داود جالوت را به قتل رسانيد و خدا به او حکومت و حکمت داد و آن چه مى‏خواست به وى آموخت و اگر خداوند بعضى از مردم را توسط بعض ديگر دفع نمى‏ کرد زمين تباه مى ‏شد ولى حق تعالى فضل و کرم خويش را بر جهانيان ارزانى مى ‏دارد. » (۴)

اين آيه،حکمت تأسيس بسيج و فلسفه جهاد و دفاع در راه خدا را گوشزد مى ‏نمايد.

قرآن براى تحقق يافتن چنين امر مبارکى مى ‏فرمايد:«انفروا خفافاً و ثقالاً و جاهدوا باموالکم و انفسکم فى سبيل اللّه ذلکم خير لکم ان کنتم تعلمون؛ به سوى نبرد روانه شويد خواه بر شما آسان باشد خواه سخت و با دارايى و اموال و جان خويش در راه خدا جهاد کنيد، اگر بدانيد خير شما در اين است.» (۵)

يعنى هيچ عاملى نبايد بهانه ‏اى براى عدم بسيج مردم به سوى ستيز با کفار، مشرکان و متجاوزان گردد، فقر يا ثروت، کثرت مشاغل زندگى، دل بستگى و وابستگى به خانواده، خويشاوندان و دوستان، مانع اين حرکت نخواهد بود.

تجهيز نيروها و امکانات در برابر دشمنان نيز اصلى است که قرآن بر آن تأکيد دارد: «و اعدّوا لهم مااستطعتم من قوةٍ و من رباط الخيل ترهبون به عدوّ اللّه و عدوّکم و آخرين من دونهم لاتعلمونهم اللّه يعلمهم و ماتنفقوا من شى‏ء فى سبيل اللّه يوفّ اليکم و انتم لاتظلمون؛ و در برابر (دشمنان) تا مى ‏توانيد نيرو و اسبان سوارى آماده کنيد تا دشمنان خدا و خودتان و جز آن‏ها که شما نمى‏ شناسيد و البته خدا مى ‏شناسد را(از قدرت خود) بترسانيد و آن چه را که در راه خدا هزينه مى‏ کنيد، به تمامى به شما بازگردانيده شود و به شما ستم نمى ‏گردد.» (۶)

يکى از جنبه‏ هاى مورد توجه در قرآن استقامت در راه حق است و خداوند به رسولش مى ‏فرمايد: «فاستقم کما امرت و من تاب معک؛همچنان که مأمور شده‏اى ثابت قدم باش» (۷) و امام خمينى در اين باره مى ‏گويد: «در اين دنيا کسانى که براى شرافت خودشان،...براى شرافت اسلام امورى را انجام مى‏ دهند...اگر در دنبالش استقامت داشته باشند، آن‏ها را حوادث نلرزاند، اين‏ها به مقصد مى ‏رسند براى اين که استقامت يک امر مهمّى است. چه بسا پيروزى ‏هايى که براى ملتى پيش مي ‏آيد براى اين که استقامت ندارند و سستى مى ‏کنند آن پيروزى از دستشان مى ‏رود.» (۸)

 

حکمت و ضرورت تشکل بسيج‏

انقلاب اسلامى از آغاز آماج صدها توطئه و تهديد بوده و در ادامه نيز بر حجم اين تهديدات افزوده شده است. به علاوه برخى دشمنان چهره در نقاب کشيده و نه به‌عنوان دشمن آشکار بلکه در نقش يک خصم نامرئى ريشه‏ ها و اساس انقلاب را هدف قرار داده‏ اند.

پس از شکست‏ هاى مکرر عوامل استکبار و کارگزاران ابرقدرت‏ ها در اعمال انواع برخوردهاى فيزيکى، آنان را بر آن داشته تا از ساير ابزارها و روش ‏ها براى هجوم به اين نهضت اسلامى و مردمى که جهان اسلام و محرومان جهان چشم اميد خود را به آن دوخته‏ اند، استفاده کنند و اصولاً ماهيت ضد استکبارى و دشمن ستيزى انقلاب و نيز دفاع از مظلومان و مستضعفين صالح جهان، باعث شده که اين مشعل فروزان از نظر بيگانگان و ايادى آنان به‌عنوان نيروى بازدارنده، براى اجراى نقشه ‏هاى ايشان، دور نماند.

بر همين اساس پايه بزرگ‏ترين بسيج مردمى به دستور امام بنا نهاده شده، مجموعه‏اى که با اتکا به حضور مقتدرانه و خالصانه مردم نه تنها در بعد نظامى، آمادگى ‏هاى لازم را کسب کرده بلکه قادر است متناسب با شرايط مختلف هر نوع مأموريتى را در هر عرصه اى، اجرا کند و براى خنثى نمودن هر نقشه‏ اى مهيا باشد.

پس از تسخير لانه جاسوسى آمريکا انتظار آن مى ‏رفت که از سوى اين جهانخوار وحشى توطئه ‏ها و تحريکاتى بر ضد ايران انقلابى شدت يافته و با گسترش آن‏ها، زمينه دخالت نظامى را آماده نمايد تا با حمله مسلحانه به ايران و انقلاب اسلامى، نظام مردمى ايران را از پاى درآورد. بديهى است در اين تهاجم متجاوز، امت اسلامي نمى‏ توانست از مشت‏ هاى خويش بهره گيرد و در برابر اين ابرقدرت بايستد، بلکه ضرورت مسلّح شدن و آموزش نظامى براى همه مشخص بود.

همچنين انسجام نيروهاى مؤمن و مردمى، ضرورت يک تشکل خودجوش را مورد توجه قرار داد از اين رو امام خمينى فرمان تاريخى تشکيل بسيج عمومى را صادر کرده و در باب ضرورت آن فرمودند: «الآن در رأس همه مسايل اسلامى ما قضيه مواجهه با آمريکا است و بايد تمام تجهيزات ما به طرف اين دشمن باشد. مبادا يک وقتى تبليغاتى سويى بشود و نظر ما هم تشتت پيدا کند...اگر غفلت بشود مملکت از بين مي ‏رود. غفلت نکردن به اين است که همه قوا را و هرچه فرياد داريد بر سر آمريکا بکشيد. قواى خودتان را مجهز بکنيد و تعليمات نظامى پيدا کنيد و به دوستانتان تعليم دهيد.»


مسلح شدن صرف و نظامى گرديدن بدون در نظر گرفتن ابعاد ديگر هدف اصلى نبود و امت مسلمان بايد با نيتى پاک و خالص بداند براى چه قدم به ميدان مبارزه مى ‏نهد، به همين دليل امام، بسيج همه جانبه را مطرح کردند: «من از آن چه تاکنون به همت مردان و زنان با شرف و رزمنده شده است اميد آن دارم که در بسيج همه جانبه، آموزش نظامى و عقيدتى، اخلاقى و فرهنگى با تأييدات خداوند متعال موفق شوند...بکوشيد تا هرچه بيشتر نيرومند شويد در علم و عمل و با اتکال به خداى قادر مجهز شويد به سلاح و صلاح که خداى بزرگ با شماست.»

وقتى بسيج اين گونه عمل کند عاملى براى رشد و تعالى امت اسلام خواهد بود. با آن خصوصياتى که امام امت براى تشکيلات ذکر کرده و خط مشى آن را مشخص فرموده ‏اند و با توجه به کارنامه درخشان اين نهاد خودجوش، بسيج مى ‏تواند الگويى براى محرومان جهان باشد: «من اميدوارم که اين بسيج عمومى اسلامى، الگو براى تمام مستضعفين و ملّت‏ هاى مسلمان عامل باشد و قرن پانزدهم، قرن شکستن بت ‏هاى بزرگ و جايگزينى اسلام و توحيد به جاى شرک و زندقه و عدل و داد به جاى ستمگرى و بيدادگرى و قرن انسان‏ هاى متعهد به جاى آدم خواران بي ‏فرهنگ باشد.» (۹)

 

نگرش مقام معظم رهبرى

«بسيجى آن کسى است که در ميدان عمل وارد مى ‏شود، تن به حادثه و موج مى ‏دهد، سرما و گرما را تحمل مى ‏کند و از لذّت ‏هاى شيرين زير دندان هر انسان، به راحتى چشم مى ‏پوشد، بسيج يعنى آن مجموعه‏ اى از مردم اعم از جوانان مشغول به تحصيل، يا مشغول به کار موظف ادارى يا مشغول به کار کشاورزى و کارگرى يا مشغول به مشاغل آزاد ديگر، که با ايمان عميق توأم با عواطف و احساسات و صادقانه خود حاضرند همه توانشان را در خدمت اهداف نظام و انقلاب و منافع ملت به کار ببرند.»

« بسيج يعنى حضور ناشى از ايمان و اخلاص و انگيزه دينى و ايمان صادقانه در هر ميدانى که انسان احساس مى‏ کند کارآيى دارد که نمونه بارز آن ميدان جنگ بود. »

«بسيجى آرمان گرا و با اخلاص و با گذشت و در هر ميدانى تن به کار بده است يک روز ميدان نبرد است به آن کار، تن مى ‏دهد، يک روز هم ميدان سياست و ميدان علم و تحقيق و پژوهش و نوآورى است. بسيجى هرجا وارد شود، اين گونه عمل مى‏ کند. خيلى از اين پيشرفت‏ هايى که امروز فلان نشريه نظامى بين‏ المللى وابسته به آمريکائى ‏ها با نگرانى از آن ياد مى ‏کند و مى‏ گويد ايران به فلان سلاح دست يافته يا دارد دست پيدا مى‏ کند، توسط همين بسيجى‏ ها حاصل شده است. چون نيروى مؤمن و بسيجى داراى هدف است، مى‏ فهمد دارد چه کار مى‏ کند، لذا چنين نيرويى اميدوار و هم شاد است.»

«بسيج يکى از معجزات انقلاب و از کارهاى عظيمى بود که امام بزرگوار ما با آن ديد و بصيرت نافذ و تدبير حکيمانه الهى، اين نهال برومند و پرثمر و مبارک را به وجود آورد. بسيج در آن روزى که با فرمان امام بزرگوار در سراسر کشوراسلامى مانند گياه معطّر و مبارکى شروع به رويش کرد کشور نهايت نياز را به يک حرکت عمومى و برخاسته از ايمان و اخلاص و صفا داشت. اين پاسخ به يک نياز حقيقى بوده، دست قدرتمند امام بذر بسيج را در سرتاسر اين کشور پاشيد بدون اين که براى تحليل گران، سياسيون سابقه دار و حتى انقلابيون قديمى و مخلص قابل پيش بينى باشد و اين بذر مبارک در همه زواياى کشور روئيد و باليد و ثمربخش شد. »

« در دوران جنگ تحميلى بسيج درخشيد، عالى ‏ترين مضامين انسانى در بسيج معنا شد و تجسم يافت، پرجاذبه ‏ترين جلوه‏ هاى هستى در بسيج خود را نشان داده در دنيايى که خود خواهى و خودپرستى و حرص و هواى نفس، اغلب حوادث آن را رقم مي ‏زند، بسيج مظهر عشق و فداکارى و گذشت و نگاه حکيمانه يک جوان به عالم وجود شد و بعضى تصوّر کردند که با پايان جنگ، بسيج هم پايان خواهد گرفت، بعضى هم صلاح انديشى کردند که با پايان دوران جنگ ديگر احتياجى به بسيجى نيست، فکرهايى که از نور بصيرت معنوى برخوردار نمى ‏باشد، بهتر از اين محصولى نمى ‏دهد، بسيج آن روز از مرزهاى نظام جغرافيايى کشور دفاع کرد و در ميدان رزم توانست خود را نشان دهد اما اگر مرزهاى دفاعى انقلاب فقط به مرزهاى جغرافيايى منحصر شود. »

«امروزه نيروى مقاومت بسيج که مجموعه عظيمى در سازمان وسيعى از، عمدتاً، جوانان کشور است بايد اين مسؤوليت را بر دوش خود احساس کند که دست جوانان نوخاسته کشور را بگيرد. بسيج مى ‏تواند اين نقش بزرگ را ايفا کند که براى استقرار معنويت در جامعه به‌عنوان ملجأ و پناهگاه دل‏ هاى با صفاى جوانان و راهنماى دلسوز و دردشناس و همدل، دست جوانان را بگيرد.»

 

پى‏ نوشت‏ ها:

۱/ محمد حسين مردانى نوکنده، «حسين، مصلح بسيجي»روزنامه کيهان، ۱۰ اسفند ۱۳۸۲، شماره ۱۷۸۹۵، ص ۶

۲/ قرآن کريم، سوره حج، آيه ۳۹

۳/ سوره حج، آيه ۴۰

۴/ سوره بقره، آيه ۲۵۱

۵/ سوره توبه، آيه ۴۱

۶/ سوره انفال، آيه ۶۰

۷/ سوره هود، آيه ۱۱۲

۸/ تبيان، دفتر ۲۴ (جنگ و دفاع در انديشه امام خمينى)، ص ۸۵ - ۸۴

۹/ مجله پيام انقلاب، شماره ۷۲، ششم آذر ۱۳۶۱، ص ۳۸ - ۳۶

تعداد بازديد:747 آخرين تغييرات:93/09/05
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر