پنج شنبه 4 خرداد 1396 - 28 شعبان 1438 - 25 مي 2017
صفحه اصلي/خانواده

راهکارهای قرآنی در تربیت کودکان و نوجوانان

fiogf49gjkf0d

راهکارهاي قرآني در تربيت کودکان و نوجوانان

راهکارهاي قرآني در تربيت کودکان و نوجوانان و تاثير آن در فرزندان



راهکارهاي قرآني در تربيت کودکان و نوجوانان

چکيده:

مفهوم «تربيت» در تعاليم وحي و سنت نبوي، بر پرورش استعدادهاي دروني انسان و فراهم ساختن زمينه‌ي رشد استعدادهاي آدمي دلالت مي‌کند. به عبارت ديگر، در تربيت، عنايت و اهتمام به پيشبرد تمايلات فطري و استعدادهاي متنوع متربي لحاظ شده؛ و تربيت نيز، در صورتي ثمربخش است که با عمل و کوشش متربي همراه باشد.

غالب متفکران در تبيين اهداف، به افقهاى دوردست وادى تربيت و عنوان هدفهاى غايى يا دراز مدت، اهميت ويژه‌اي مي‌دهند و آن‌ها را داراى اولويت مي‌دانند و در مراتب بعدى به ارائه‌ي هدفهاى ميانى (ميان‌مدت) و نيز هدفهاى مرحله‌اي (کوتاه‌مدت) مي‌پردازند.

اين نوشتار گامي به سوي فراسوي تبيين معنا و مفهوم تربيت واهداف تربيت و سنت نبوي و نسبت تعليم و تربيت از منظر قرآن کريم است. و تلاشي جهت ارائه‌ي تصويري جامع از تربيت اسلامي که در اين راستا از آيات و احاديث صحيح نبوي و نظرات حکمت‌آميز علما و انديشمندان اين عرصه، بهره‌گيري شده است.رهيافت به چيستي و مفهوم تعليم و تربيت، تبيين واژگان تعليمي و تربيتي در قرآن و ديدگاه‌هاي کلي درباره نسبت تعليم و تربيت، مباحث درآمدي بحث را سامان داده است. پژوهنده در فرجام اين جستار، تعليم و تربيت در قرآن را دو مفهوم متمايز از يکديگر که در بسياري عرصه‌ها جدا از هم هستند و در پاره‌اي موارد نيز پيوست و همنشيني با هم دارند، معرفي مي‌کند.

مقدمه:

بهترين تربيت انسان‌ها تربيتي مبتني بر شناخت تمام ابعاد وجودي و نيازهاي انسان است اما تربيت قرآني فرزندان در گذر زمان با ضرورت‌ها و راهکارهايي همراه بوده است که بررسي اين ضرورت‌ها و راهکارها بي‌شک در روند تربيتي فرزندان مؤثر خواهد بود.

يکي از امتيازات و ويژگي هاي قرآن مجيد اين است که خود يک کتاب تربيتي است و همه آيات آن  به طور مستقيم و غير مستقيم در مقام تربيت انسان در رده هاي مختلف سني، از خردسال تا کهن سال است. گاه اين وظيفۀ خطير را به صورت مستقيم و گاه به صورت غير مستقيم بيان کرده است.بهترين شيوه تربيت انسان آن است که مبتني بر شناخت همه ابعاد وجودي و همه نيازهاي انسان باشد.

خداوند متعال در قرآن کريم در سوره مبارکه اسراء آيه ۹ مي‌فرمايند:

" إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يِهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا کَبِيرًا "" قطعا اين قرآن به [آيينى] که خود پايدارتر است راه مى‏نمايد و به آن مؤمنانى که کارهاى شايسته مى‏کنند مژده مى‏دهد که پاداشى بزرگ برايشان خواهد بود "

مفهوم و تعريف تربيت در تعاليم وحي:

مفهوم «تربيت» درتعاليم وحي و سنت نبوي، بر پرورش استعدادهاي دروني انسان و فراهم ساختن زمينه رشد استعدادهاي آدمي دلالت مي‌کند. به عبارت ديگر، در تربيت، عنايت و اهتمام به پيشبرد تمايلات فطري و استعدادهاي متنوع متربي لحاظ شده؛ و تربيت نيز، در صورتي ثمربخش است که با عمل و کوشش متربي همراه باشد

غالب متفکران در تبيين اهداف، به افقهاي دور دست وادي تربيت و عنوان هدفهاي غايي يا دراز مدت، اهميت ويژه اي مي دهند و آن ها را داراي اولويت مي دانند و در مراتب بعدي به ارائه هدفهاي مياني (ميان مدت ) و نيز هدفهاي مرحله اي (کوتاه مدت ) مي پردازند.

اين نوشتار گامي است به سوي فراسوي تبيين معنا و مفهوم تربيت واهداف تربيت از منظر قرآن و سنت نبوي. وتلاشي جهت ارائه تصويري جامع از تربيت اسلامي که در اين راستا از آيات واحاديث صحيح نبوي ونظرات حکمت آميزعلما وانديشمندان اين عرصه،بهره گيري شده است.

سپاس خداي دو جهان را سزاست که در کتاب با عظمت قرآن، شيوة تربيت انسان را، به عرصة بيان آورد و اصول هدايت، نيکي و اصلاح بشري را در احکام شرع مقدس اسلام آشکار کرد.و سلام و درود بر آن سرور محبوب ـ حضرت محمدص ـ کسي که خداوند متعال او را براي تربيت کل جامعة انساني برانگيخت و رسالتش بالاترين مراتب افتخار و عظمت و منتهاي بزرگي و سروري را براي جامعة بشري به ارمغان آورد.و سلام و درود بر ياران و ياوران پاک و وارسته اش، کساني که براي تمامي نسل هاي بعد از خود الگوهاي منحصر بفردي بودند که شيوة بناي امت اسلام و تربيت انسان را به بشريت آموختند.و سلام و درود بر کساني که طريق آنان را بر مي گزينند و راه آنان را به نيکي دنبال مي‌کنند، سلام و درودي مدام و پيوسته تا روز قيامت!

بديهي است «تربيت» مفهوم وسيع و دامنه اي گسترده دارد، بطوري که از ديدگاه مکاتب مختلف و فلاسفه و علماي اخلاق و....،اهداف متعددي در مورد آن بيان شده، تا جايي که مي توان بيان داشت که: از نظر سنتي در ميان اقوام مختلف و از نظر علمي و تجربي در عصر حاضرهدف از تربيت: پرورش استعدادهاي دروني، ظهور و به فعليت در آوردن آن استعدادها در جهت شکوفايي و رشد وبه کمال رساندن آنها با بهره گيري از زمينه ها و امکانات مناسب مي باشد.

همچنين «تربيت» مفهوم بي پايان و بي کرانه اي است که تمامي شئون و ابعاد حيات انساني را در بر مي گيرد؛ تربيت نه در حصار زمان محدود مي‌شود و نه در قلمرو مکان مي گنجد. فراتر از محيط، وسيع تر از عالم و ژرف تر از رفتار بيروني و نهان و سرشت آدمي است.انسان نيز موجودي اجتماعي است و نمي تواند به سوي غايت تربيت، جز در ميان جمع و بر اساس روابط صالح اجتماعي سير کند. انسان چه در حال آسايش و راحتي و چه در بلا و سختي لازم است قدرتهاي مادي و معنوي خود را روي هم بريزد و کليه شئون زندگي خويش را در پرتو روابط اجتماعي سالم و تعاون و همکاري اجتماعي به سامان رساند.

تربيت را از حيث قلمرو و حوزه کار نيز مي توان در دو معناي خاص و عام مورد توجه قرار داد در اولي، فرايندهاي ويژه اي همچون انتقال انديشه و ايجاد صفات معين در محدوده سني خاص مورد نظر است که معمولا در مراکز ومحيطهاي آموزشي صورت مي گيرد و غالبا به آن تربيت رسمي نيز اطلاق مي‌شود. تربيت عام، زمينه ساز نگرشها و روشهاي تحول بخشي است که در تمام مراحل زندگي جريان دارد و منشاء تاءثير آن خود فرديا عوامل خارج از وجود اوست و به لحاظ گستردگي دامنه آن به تربيت غير رسمي نيز منسوب است. با اين ملاحظه تربيت انبيا و اولياي الهي و جانشينان آنها در زمره تربيت عام قرار مي گيرد. چنين تربيتي، از جنبه پهنانگري، مرزهاي زمان و مکان را در هم مي نوردد و از جنبه ژرفانگري و به لحاظ همخواني فطري، بر مخاطبش تأثير عميق تري مي گذارد.

معناشناسي واژه تربيت:

«رب» و «مربي» از ماده تربيت است و در معنا و مفهوم لغوي تربيت، سه عنصر مربي، هدفداري مربي مبني بر رشد دادن متربي و کمال يابي تربيت شونده، از ارکان و عناصر اصلي به شمار رفته، به گونه اي که با نبود هر يک از اضلاع اين مثلث، مفهوم تربيت بر آن صدق نمي کند و اين سه جزء، از يک منظر، فراخناي مفهوم تربيت را محدود مي‌کنند، هر چند که از منظر ديگر (سويه ها و ابعاد وجودي تربيت شونده) اطلاق و شمول دارد، به اين معنا که تربيت را به بُعد خاص مادي و يا معنوي تربيت شونده محدود و مقيد نمي کند. پس تربيت آن گاه که درباره انسان به کار مي رود، هر دو بُـعد مادي و معنوي آن را پوشش مي دهد و رشد و کمال يابي بايسته هردو مورد نظر مربي است.

مباني تربيت قرآني:

بنياد اوليه تربيت قرآني را ميتوان بر سه اصل اساسي دين « توحيد، معاد، نبوت» بيان کرد. پس جهانشناسي اسلامي، دقيقاً ضد جهان بيني ماترياليستي است. جهان بيني ماترياليستي آدمي را در اتاق تاريک طبيعت و ماده، زنداني ميکند و تربيت را نيز بر همين اساس برنامه ريزي ميکند. اما جهان بيني اسلامي، بر پايه توحيد و مبدأ خلقت است. يعني، اينکه جهان از يک مشيت حکيمانه به وجود آمده و اساس آن خير و رحمت و رسانيدن موجودات به کمال د رخور آنهاست. محور اين جهان بيني  توحيد ذات مقدس الهي است که جهان از او آغاز و بدو پايان مي يابد. د راين نوع نگرش، انسان د ربين آفريده هاي هستي از کرامت و شرافت خاصي برخوردار است و جهان، دانشگاهي است که انسان تربيت ميکند و خداوند نيز آدمي را بر طبق نيت و کوشش درستي که انجام ميدهد مزد ميدهد. و اين حرکت تکاملي تا پايان هستي ادامه مي بابد.

بحث ايمان و عمل صالح و گره خوردن آندو به هم و پرورش انسان با دقت بسيار بالابه حدي که ذره اي کار خوب يا بد محاسبه مي‌شود از مباحث بسيار مهمي است که لازم است جداگانه به آن پرداخته شود.

تربيت در قرآن کريم:

‏قرآن کريم در خصوص تربيت معنوي و اخلاقي، از واژه «تزکيه» و مشتقات آن استفاده کرده است؛ مانند آيه‌ي «قَدْ ‏أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاهَا*وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا» و آيه‌ي«.. . وَيُزَکِّيهِمْ و َيُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ...»

‏هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأمِّيِّينَ رَسُولا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَکِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَ الْحِکْمَةَ  ‏

«او کسي است که در ميان جمعيت درس نخوانده رسولي از خودشان برانگيخت که آياتش را بر آنها مي‌خواند ‏و آنها را تزکيه مي‌کند و به آنان کتاب و حکمت مي‌آموزد.»‏تزکيه جلوه‌اي از تربيت است و با تربيت از منظر پالايش و رفع موانع که برآيند آن رشد يافتن است، همانندي و ‏همساني دارد. هرچند که از منظر قلمرو شمول، تزکيه نسبت به تربيت، تنگنايي مفهومي دارد؛ زيرا تزکيه تنها ‏ناظر به تربيت اخلاقي است و با ساير گونه‌هاي ديگر تربيت؛ ارتباطي ندارد. همچون پرورش و تأمين همه جانبه نيازهاي مادي و ‏جسمي انسان‌ها، به‌ويژه عهده‌دار بودن مستقيم تربيت فيزيکي متربيان از جمله اين موارد است و گويا به همين ‏در قرآن کريم، زماني که از متربيان در دو جنبه تربيت مادي و معنوي، همچون خداوند، والدين و يا نقش ‏فرعون در تربيت موسي سخن مي‌گويد، با واژه «تربيت» ياد مي‌کند، اما زماني که از نقش تربيتي پيامبرسخن ‏مي‌گويد، واژه «تزکيه» را به کار مي‌برد؛ چرا که حوزه تربيتي پيامبر به تزکيه و پيرايش معنوي انسان‌ها محدود ‏مي‌شود، حال آنکه کارکرد تربيتي ساير مربيان که قرآن از آنها ياد کرده است، شامل هر دو بُعد مادي و معنوي ‏تربيت مي‌گردد.‏

بدين ترتيب با توجه به تمامي آيات شريفه‌اي که از تربيت سخن گفته و يا واژه تربيت در آنها به کار رفته ‏است، مي‌توان در مفهوم و چيستي تربيت از منظر قرآن چنين گفت: ‏‏‌

«تربيت» يعني برانگيختن، شکوفا کردن و رشد دادن استعداد‌هاي انسان در جهت کمالي که شايسته اوست، از ‏راه فراهم سازي تمام و يا بخش بزرگي از زمينه‌ها و عوامل لازم و مؤثر در کمال و شکوفايي استعداد‌هاي انساني ‏و نيز رفع موانع و اسباب بازدارندگي کمال و تعالي انسان از سوي مربي، همراه با تلاش و دلسوزي تربيت کننده، ‏به گونه‌اي که متربي به اندازه تربيت خود، وامدار و مديون مربي باشد.»‏

بنابراين در رويکرد تربيتى‎ ‎اسلام، بيشترين تعاريف، ناظر بر مفهوم شکوفايى استعدادها و بالفعل نمودن آنهاست ‏و‎ ‎در تکميل چنين برداشتى از مقوله تربيت، علماى اخلاق به کسب عادات و رفتارها و‎ ‎درونى ساختن ‏آنها توجه خاص دارند. لذا مي‌توان نتيجه گرفت که در چنين رويکردى، ‎انسان موجودى است سرشار ‏از قابليتها و تواناييهايى نهفته و درونى که بايد در جريان‎ ‎تربيت آشکار و به ظهور و بروز برسد از ‏سوى ديگر، بسيارى از خلقيات و صفات مطلوب‎ ‎بايد از طريق الگوگرايى و همانند سازى، در وجود وى ‏ايجاد شود و او را به کمال‎ ‎برساند‎.

هدف تربيت:

تربيت همانند هر فعاليت ارادي ديگر انسان، هدفي را دنبال مي‌کند. هدف‌داري تعليم و تربيت از هدف‌داري ‏نظام آفرينش و نوع جهان‌بيني و انسان شناسي و مباني پذيرفته شده يک مکتب تربيتي جدا نيست؛ يعني هر ‏مکتبي با توجه به مباني اعتقادي خود، از تربيت انسان هدف خاصي را دنبال ‌کرده و مي‌کند. از همين رو در ‏گذشته و در فرهنگ يونان قديم که دفاع از وطن و سرزمين بالاترين ارزش قلمداد مي‌شد، آماده سازي فرد براي ‏فداکاري در راه سرزمين را هدف از تربيت تلقّي مي‌کردند. در روزگار معاصر نيز برخي از طبيعت‌گرايان معتقد بودند ‏هدف آموزش و پرورش آماده ساختن فرد براي پيروزي در تنازع بقاست؛ چنان که در جوامع کمونيستي هدف ‏نهايي تربيت، فراهم کردن امکان‌هاي رشد و گسترش دولت کمونيستي انگاشته مي‌شد.‏ 

غالب متفکران در تبيين‎ ‎اهداف، به افقهاى دور دست وادى تربيت و عنوان‎ ‎هدفهاى غايى‎ ‎يا دراز مدت، ‏اهميت ويژه‌اي مي‌دهند و آن‌ها را داراى اولويت مي‌دانند و در‎ ‎مراتب بعدى به ارائه هدفهاى ميانى ‏‏(ميان‌مدت) و نيز هدفهاى مرحله‌اي (کوتاه‌مدت‏)‏‎ ‎مي‌پردازند.‏‎

همانا تعريف اهداف و غايات از مهمترين قضاياي تربيتي است که لازم است که اهتمامي شاياني بدان داده ‏شود، وآن بدين جهت است که توجيه سالم ومقبول کار تربيتي به ميزان فهم ‏مربيان از غايات و اهداف آن بستگي دارد. پس ضروري است که اهداف دراز مدت و اهداف کوتاه مدت مورد بحث و بررسي قرار گيرد.

مقصود از اهداف: مجموعه اغراض و مقاصدي که دسترسي به آنها در فاصله زماني نزديک ميسّر است، ‏و شاعر مي‌گويد:

‏کل له غرض يسعى ليدرکه  والحر يجعل إدراک العلا غرضا

هر کسي براي خويش هدفي دارد و سعي مي‌کند به آن دست يابد و شخص آزاده کسي است که ‏نيل به مقامات عالي را به‌عنوان هدف خويش قرار دهد.‏مفهوم غايات همان اغراض و مقاصد و اهداف دور دستي هستتند که دسترسي و تحقق آنها در آينده نزديک ‏ممکن نيست. ولي به هر حال مقصود از اهداف تربيتي اغراض يا غاياتي هستند که براي تحقق يافتن آنها ‏تلاش انجام مي‌گيرد حال چه کوتاه‌مدت باشند يا درازمدت.‏ 

اهميت و ارزش هدف به خاطر اين است که به کار و تلاش معنا و مفهوم و جهت بخشده، و سمت و سوي ‏آن را معين کرده، و وسايل و ابزار رسيدن به هدف را مشخص مي‌کند، به خاطر همين است کسي که هيچ ‏هدفي نداشته باشد، لذت کار وتلاشش را را درک نکرده، و مزه ايثار و فداکاري را نمي‌چشد، و حتي ممکن است نتيجه تلاشش نيز ‏تباه و ضائع شود چون نمي‌داند انتهاي آن به کجا ختم مي‌گردد، و نمي‌تواند در مورد برتري روشي ‏بر روش ديگر و يا ابزاري بر ابزار ديگر به يقين برسد.

اگر از انساني خواسته شود در کتابخانه بدون تعيين موضوع خاصي مطالعه نمايد، يا اينکه به خاطر هدف ‏مشخصي که مورد اهتمام او باشد و يا اينکه به خاطر آن داخل کتابخانه شده تا مطالعه و تحقيق کند، ‏و يا هدف از ورودش به کتابخانه مطالعه کتابهاي معيني نباشد، و شور و نشاط او به ضعف و ‏سستي مي‌گرايد و چه بسا در امر مطالعه دچاتر اهمال و رکود گردد.‏

ولي اگر از اين انسان بار ديگر خواسته شود، مطالبي را در مورد «تسامح در اسلام» مطالعه کند، و ‏تحقيقي را در۳۰ صفحه آماده گرداند تا آن را به مرکز تحقيقات اسلامي ارائه کند، تا جايزه ويزه و ‏نفيس اختصاصي براي بهترين تحقيق، در اين زمينه را کسب کند. با دادن اين انگيزه قوي کشاندن اين ‏انسان به کتابخانه و دادن چنين انگيزه قوي و نشاط بيشتربه يافتن و مطالعه کتبي مي‌پردازد ‏که در مورد موضوع مذکور بحث کرده‌اند، و در آماده کردن تحقيق به روشي نيکو وآوردن آن در ‏اسلوبي نو و عالي، و تايپ و چاپ نيکوي آن سريع اقدام کند به اميد اينکه در اين مسابقه پيروز ‏شود، پس اينجا هدف براي او واضح و تعريف شده است، و نشاط و فعاليت او را در اين زمينه و شوق و ‏رغبتش را به انجام کارش توجيه مي‌کند، و او را براي رسيدن به موفقيت ياري مي‌دهد.

‏از اين مثال براي ما روش مي‌شود که تعيين هدف به‌عنوان يک امر ضروري در نهايت اهميت قرار ‏دارد. براي هر کس که بخواهد آگاهانه در مسيري قدم بردارد، پس چگونه به نسبت کار تربيتي از او در ‏مورد توجيه و ارشاد نسل خواسته مي‌شود ساختن امتي پاک، وتعيين روش سير و سلوک در زندگي فردي ‏و اجتماعي، تا اينکه بشر لحظات اين زندگي را در سعادت و خوشبختي توأم با نظم و انضباط و همکاري و ‏همياري و انسجام، خوش‌بيني و رغبت و ثبات‌قدم، و هوشياري و تدبر و حاکميت سپري کند.

وامّا هدف مکتب اسلام از تربيت همان «کمال‌يابي انسان» و يا به تعبيري رساندن انسان به کمال مطلوب و ممکن براي او، مي‌باشد. زيرا آفرينش انسان و ترکيب وجودي او به گونه‌اي است که مي‌تواند از راه‌ها و شيوه‌هاي گوناگون به پيشرفت و ‏تعالي دست يابد و ابعاد وجودي خويش را گسترش و کمال بخشد.

با توجه به اين زمينه‌ها و استعداد‌ها، انسان رو ‏به سوي کمال مطلق دارد و همواره در صدد صعود به مدارج عالي انساني است و از رسيدن به هيچ درجه‌اي ‏سيري نمي‌پذيرد.‏ اسلام همان‌سان‌ که در انديشه و باور، شريعت توحيدي است و به توحيد و يگانگي در خالقيت، ربوبيت، توحيد ‏در افعال، توحيد در عبادت و اطاعت باور دارد، در تربيت و اهداف تربيت انساني نيز توحيدگراست.

در نگرش ‏اسلامي، براي انسان، چه در افعال و حرکت‌هاي تکويني و چه در افعال و حرکت‌هاي تشريعي و ارادي، هدف و ‏مقصدي جز خدا شناخته نمي‌شود؛

‏أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاکُمْ عَبَثًا وَأَنَّکُمْ إِلَيْنَا لا تُرْجَعُونَ* فَتَعَالَى اللَّهُ الْمَلِکُ الْحَقُّ...  ‏ ‏

«آيا پنداشتيد شما را بيهوده آفريده‌ايم و به سوي ما بازگردانده نمي‌شويد؟! پس برتر است خداوندي که ‏فرمانرواي حق است (از اينکه شما را بي هدف آفريده باشد.)»‏

وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإنْسَ إِلا لِيَعْبُدُونِ  

‏«من جن و انس را جز براي پرستش نيافريدم (تا از اين راه تکامل يابند و به من نزديک شوند.»‏کمال و تربيت مطلوب و ممکن براي انسان‌ها، ره‌سپردن به همين مقصد و غايت يگانه هستي، يعني خداوند ‏است.

‏بدين ترتيب، آنچه در فرجام و چشم‌انداز تربيت اسلامي قرار دارد، خداگونه شدن، آراسته گشتن به آرايه‌هاي ‏خدا، رشد و کمال معنوي انسان و رسانيدن او به مقام قرب ربوبي و پرورش استعداد‌هاي انساني از رهگذر بندگي ‏و اطاعت خداوند است. هدف انبياي الهي که نقش بارز و برجسته‌ي آنان تربيت انسان‌هاي بايسته، بر اساس مدل و ‏الگوي وحياني به شمار مي‌رود، جز اين نبوده است که با تکيه بر ايمان و معنويت، انسان را به جايي برسانند که ‏تکامل و رشد و هدف زندگي خويش را سعادت و رستگاري در گستره ابديت بداند و آن را در سايه عنايات بيکران ‏حق تعالي جستجو کند و حيات و مرگ و تلاش و نيايش و پرستش و تمام حرکات و سکنات خود را تنها براي خدا و ‏تسليم و تعبد محض در برابر اراده او بداند و نماد انساني باشد که مي‌گويد: ‌

«نماز من، مناسک من، حيات و مرگ ‏من براي خدا، پروردگار جهانيان است.

او شريک ندارد، بدين موظف شده‌ام و من نخستين فرد تسليم شدگانم».  بنا بر اين، تربيت امري هدفدار و آگاهانه با دامنه‌اي وسيع و شاخه‌هاي گوناگون و داراي نظم و ترتيب ‏و قاعده مي‌باشد که در رشد و نمو قواي جسمي و روحي انسان بسيار مهم و مؤثر ارزيابي مي‌گردد.‏

طبيعي است انسان همانطور که از نظر جسمي با استفاده از تغذيه مناسب و سالم رشد و نمو مطلوب مي‌‏نمايد، روح و روان او نيز به وسيله تزکيه و تربيت لطيف و نيکو رشد و نمو مي‌کند، با اين تفاوت که: ‏رشد و نمو جسم، حدّ معلوم و غايت مشخصي دارد و هرگاه به آن حدّ رسد سير نزولي آن آغاز مي‌‏شود و بار ديگر به ضعف و ناتواني مي‌گرايد، ولي رشد و نمو روحي و رواني، به زندگي انسان پيوند ‏خورده و هرگر متوقف نمي‌شود، مگر زماني که شخص از مدرسه‌ي اين جهان مادي رخت بربندد.‏

تربيت در آيينه‌ي سنت صحيح نبوي:

مطالعه سنت نبوي و احاديث پيامبر (ص) وتوجه به آن از نظر سند و متن، که يکي از بارزترين علايم ‏نهضت اسلامي معاصر مي‌باشد، در رشد و نمو جسمي روحي و در پرورش همه‌جانبه انسان اهميت شايان ‏توجهي را داراست. تا آنجا که بر مبناي تحقيقات و بررسيهاي انجام شده در سيره و سنت پيامبر(ص) ‏جسم و روح و ذهن و فکر انسان مسلمان متناسب با جوّ و فضاي اسلامي پرورش يافته و شخصيت او در ‏راستاي رباني‌شدن شکل گرفته و در تمام مراحل زندگي و مسئوليتهاي اجتماعي آماده‌ي پذيرش تربيت و ‏شايسته‌ي تبعيت بدون چون و چرا از طريق سلوک و سيرت رسول گرامي مي‌گردد.‏ 

هر چند ناگفته نماند که: مقصود از توجه نمودن به سنت نبوي و بررسي احاديث و سيره رسول (ص) به اين ‏معنا نيست که سنت بر قرآن مقدم شمرده شود؛ بلکه آنچه که به حقيقت مورد تأکيد و اعتقاد همگان مي‌‏باشد اين است که قرآن به‌عنوان اولين مصدر تشريع و کتاب زندگي، هيچ فردي از افراد مسلمان در آن ‏شک و ترديدي ندارد، و پس از قرآن، سنت نبوي به‌عنوان شارح آيات قران قرار دارد که مستقيماً امور ‏عام را خاص، مطلق را مقيّد، و مجمل را مبيين، و معنا و مفهوم آن را تشريح و تبيين مي‌کند و اهدافش ‏را روشن و مقاصدش را تطبيق عملي و محقق مي‌گرداند.‏

اما آنچه حائز اهميت است که در مدرسه سنت و سيره نبوي برنامه‌اي کامل تربيتي يافت مي‌شود که از ‏هدايت و رهنمودها و توجيهات پاک و رباني پيامبر(ص) نشأت گرفته که با وجود چنين برنامه‌ي غني از ‏جانب پيامبر به‌عنوان اسوه‌ي مطلق، ديگر نيازي به وارد کردن نظريات تربيتي از افراد غيرمسلمان نيست؛ ‏پيامبري که هيچگاه از روي هوا و هوس چيزي نمي‌گويد. ‏پس بر انسان مسلمان امري وا جب و ضروري است که در رابطه با تربيت و اهداف کوتاه‌مدت و درازمدت ‏آن، حديث و سنت نبوي، به‌عنوان اساس کار، جزو منابع اوليه او مدّ نظر قرار گيرد و در حين تتبع و بررسي مسايل تربيتي، هرگز ‏آرا و افکار ديگران، بر احاديث و سنت نبوي سبقت نجسته و ترجيح داده نشود؛ بلکه بر عکس، آموزه‌هاي ‏سنت نبوي بر هر چيز ديگري غير از قرآن ترجيح داده شود.‏

حضرت علي ـ کرّم الله وجهه ـ همه مردم را به استنباط استخراج مطالب از منابع نبوي فرا مي‌خواند. ‏چون پيروي از سنت نبوي يگانه راه صحيح بوده و از اين رو مي‌فرمود: من هرگاه حديثي از رسول ‏خدا(ص) براي شما بيان نمودم، پس تصور شما نسبت به آن چنان باشد که از هر چيزي(غير از قرآن) ‏بهتر و هدايت‌بخشتر و پاکتر مي‌باشد. (به روايت ابو يعلي در مسند خود با سند صحيح)‏همچنين اقتدا به شخص پيامبر (ص) در هر زمينه‌اي و تبعيت از سنت پاک او، به‌عنوان عبادت خداوند و ‏تنفيذ امر او به حساب مي‌آيد، چنانکه سعيد بن اسماعيل زاهد مي‌گويد:

«کسي که نفس خويش را ‏تابع گفتار و کردار رسول خدا (ص) گرداند، هرچه بگويد درست و پسنديده مي‌گويد، و آنکه از هوس و ‏هواي نفس تبعيت کند، گفتار و کردارش بدعت و ناپسند مي‌باشد.»  چون خدا وند مي‌فرمايد:

«وَإِنْ تُطِيعُوهُ تَهْتَدُوا»  ‏

«اگر از او (پيامبر) اطاعت کنيد هدايت خواهيد يافت.»‏استاد محمد قطب در پيش گفتار کتاب «روش تربيتي در اسلام» چنين مي‌نويسد: «پيامبر (ص) مفسر و ‏بيانگر واقعي قرآن کريم بود و وقتي از حضرت عايشه (رض) درباره‌ي اخلاق پيامبر (ص) پرسيدند، گفت: ‏اخلاق پيامبر (ص) همان قرآن کريم بود. بنا بر اين پيامبر (ص) نمونه‌ي زنده‌ي تربيت اسلامي بود و او با ‏اخلاق ذاتي و رهنمودهايش براي مردم، مفسر و بيانگر روش تربيت اسلامي بود.»‏

 يک دستور مهم قرآني:

براى ريشه کن ساختن يک مفسده اجتماعى مانند اعمال منافى عفت، تنها توسل به اجراى حدود و تازيانه زدن منحرفان کافى نيست؛ در هيچ يک از مسايل اجتماعى چنين برخوردى نتيجه مطلوب را نخواهد داد، بلکه بايد با ايجاد يک محيط سالم اجتماعي و آموزش صحيح احکام اسلامي، زمينه شکل گيري فساد را از بين برد و سپس مجازات را به‌عنوان يک عامل بازدادنده از گناه مطرح نمود، به همين دليل در سوره نور هم مجازات تازيانه مردان و زنان زناکار را مطرح مي‌کند و هم به مسايل ديگر مانند تشويق به ازدواج سالم، رعايت حجاب اسلامى، نهى از چشم‏چرانى، تحريم متهم کردن ديگران به انحراف جنسي، و اجازه گرفتن فرزندان به هنگام ورود به خلوتگاه پدر و مادر، توجه مي‌کند.

اين نشان مى‏دهد که اسلام از هيچ يک از ريزه‏کاريهاى مربوط به اين مساله غفلت نکرده است.خدمتکاران موظفند به هنگام ورود در اطاقى که دو همسر قرار دارند اجازه بگيرند.کودکان بالغ نيز موظفند در هر وقت بدون اجازه وارد نشوند، حتى کودکان نابالغ که مرتبا نزد پدر و مادر هستند نيز آموزش داده مي شوند که لا اقل در سه وقت (قبل از نماز صبح و بعد از نماز عشاء و هنگام ظهر که پدران و مادران به استراحت مى‏پردازند) بدون اجازه وارد نشوند.

خالي الذهن بودن کودک :

کودک در سنين اول زندگي خود فاقد هر گونه ادراکي است. اما احساس او کامل است. در مورد خالي الذهن بودن کودک از ادراک، خداي تعالي در قرآن کريم، سوره نحل آيه ۷۸ مي‌فرمايد:

«وَاللَّهُ أَخْرَجَکُم مِّن بُطُونِ أُمَّهَاتِکُمْ لَاتَعْلَمُونَ شَيًْاً؛خداوند شما را از شکم‌هاي مادرانتان خارج کرد در حالي که چيزي نمي‌دانستيد.» 

کلام خداوند متعال از خالي الذهن بودن قلب و ذهن کودک از هر گونه آگاهي و ادراک مي‌باشد. به تدريج که کودک رشد مي‌کند؛ اطلاعات و ادراکات محيطي؛ ذهن او را فرا مي‌گيرند. ذهن و قلب کودک همچون آينه شفاف است که هر گونه محرکي را در خود منعکس مي‌سازد. هر گونه ادراکي که در حد توانائي ذهني به کودک ارائه شود، به سرعت آن را جذب مي‌کند. در زمينه سرعت انتقال ادراکات و يادگيري‌ها به ذهن و قلب کودک، مولا اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايند:

«و اِنما قَلبَ الحَدَث کَالأرضِ الخاليه‌ي، ما اُلقيَ فيها مِن شيء قَبِلَتهُ؛  قلب نوجوان نورس مانند زمين خالي است. هر تخمي که در آن افشانده شود به خوبي مي‌پذيرد.»

يکي از دلايلي که ثابت مي‌کند تمام محرکات محيطي مي‌تواند در ضمير کودک ثبت شود، وجود رفتارهاي ناخود آگاه مي‌باشد؛ زيرا انسان گاهي رفتاري از خود بروز مي‌دهد که از چگونگي آن رفتار آگاهي کافي ندارند؛ مثل ترس از تاريکي.

اسلام مکتب تربيت است و والدين را به تربيت نيکوي خود و فرزندانشان ترغيب و تشويق نموده است. خداوند متعال در قرآن کريم فرموده است: «يَا أَيهَُّا الَّذِينَ ءَامَنُواْ قُواْ أَنفُسَکمُ ْوَ أَهْلِيکم نَارًا؛ (تحريم، ۶) اي کساني که ايمان آورده‌ايد؛ خود و خانواده خود را از آتش نگاه داريد.» مولا اميرالمومنين (ع) در تفسير اين آيه شريفه مي‌فرمايند:

«عَلّموا انفُسَکُم و اُهلِيکُم الخَير و أدَّبوهُم؛ (ميزان الحکمه، ج ۱، ص ۱۰۳) يعني به خود و خانواده خود خوبي بياموزيد و آنان را تربيت کنيد.»

با توجه به آيه‌اي که مورد مطالعه قرار گرفت، اهميت تربيت فرزندان به خوبي آشکار مي‌شود. فرزنداني که تحت سرپرستي والدين قرار مي‌گيرند؛ اميد مي‌رود که اگر به خوبي تربيت شوند؛ بتوانند افراد مفيدي براي خود و جامعه واقع گردند؛ زيرا تربيت فرزندان مي‌تواند بهترين هديه از سوي والدين براي فرزندان محسوب مي‌شود.حضرت امام صادق (ع) مي‌فرمايد:

«بهترين ميراث پدران براي فرزندان، ادب است نه مال و ثروت! زيرا ثروت از ميان مي‌رود و ادب پايدار مي‌ماند.» (ميزان الحکمه، ج ۱، ص ۱۰۱) کودکي که در خانواده با ايمان و روشن ضمير تربيت شده باشد، داراي ارزش والائي است؛ زيرا زندگي انسان بر پايه تربيت صحيح استوار است و اگر کودکي نيکو تربيت شود؛ بدون ترديد مي‌تواند فردي صالح و شايسته براي جامعه واقع گردد. تربيت خوب فرزند، بدون ترديد داراي اجر اخروي نيز براي والدين مي‌باشد؛ زيرا اثر فرزند صالح پس از مرگ والدين؛ همواره به آن‌ها مي‌رسد و خداوند متعال آنها به خاطر تربيت فرزند صالح؛ مورد تکريم قرار مي‌دهد. پيامبر بزرگوار (ص) مي‌فرمايند:

«هر کس دختر داشته باشد و او را خوب تربيت کند و به خوبي او را دانش بياموزد و از نعمت‌هائي که خداوند به او عطا فرموده، به وفور بهره‌مندش سازد، آن دختر مانع و سپر پدر در برابر آتش دوزخ خواهد بود.» (ميزان الحکمه، ج ۱، ص ۱۰۱)

مناسب‌ترين و معروف‌ترين طبقه بندي مراحل تربيتي کودک، توسط حضرت امام صادق (ع) ارائه گرديده است. آن بزرگوار به طور تلويحي در اين روايت، تمام مسائل رشد جسمي، رواني، عاطفي و شخصيتي را مورد توجه قرار دادند. امام صادق (ع) مي‌فرمايند: «کودک خود را رها کن تا هفت سال بازي کند، سپس او را به مدت هفت سال تربيت کن، و به مدت هفت سال ديگر مشاورو ملازم خود قرار بده؛ اگر در اين امر موفق گشتي چه بهتر، و در غير اين صورت هيچ خير و ثمري در او نخواهد بود.» (ميزان الحکمه، ج ۱، ص ۱۰۵) در اين روايت، امام صادق (ع) مراحل تربيتي کودک را تا رسيدن به مرحله جواني به سه مرحله هفت ساله طبقه‌بندي مي‌کنند. هر کدام از اين مراحل داراي ويژگي خاصي مي‌باشد که بر اساس رهنمودهائي از سوي آن بزرگوار توصيه گرديده است.

با آگاهي از اين رهنمودهاي ارزشمند، مي‌توان انتظار داشت که والدين و مربيان بتوانند آن چنان که شايسته است، فرزنداني تربيت کنند که فردي لايق براي خود و جامعه و خانواده خود باشند.

نتيجه گيري:با وجود گسست‌هاي فراوان در مفهوم، قلمرو، شيوه و ابزارهاي تعليم و تربيت، آن دو در عرصه‌هاي مهم ديگري، به‌ويژه در فرآيند تکامل و تعالي انسان و رسيدن به سر حد کمال مطلوب و آرماني، همنشين و همراه هستند.در اين مقاله به آن‌ها پرداخته شد و نتايجي که از اين مقاله عايد ما مي‌گردد به شرح ذيل مي‌باشد:

۱ - هر کودکي با فطرت توحيد متولد مي‌شود، ليکن اين والدين او هستند که کودک را يهودي يا مسيحي تربيت مي‌کنند.

۲- محبت خود را به بچه‌ها صادقانه ثابت کنيم و توجه داشته باشيم که آن‌ها فرق لوس کردن با محبت را مي‌فهمند.

۳ - در اجراي دستورات ديني، سخت گيري نکنيم. توجه داشته باشيم که آنها به اندازه خودشان مکلف هستند.

۴ - زمان شروع تربيت ديني از دوران نونهالي است؛ چرا که فطرت خداجوي کودک هنوز دست نخورده است و اين، کارِ مربي را بسيار آسان مي‌کند.

۵ - پيش شرط تأثير امر و نهي والدين اين است که خود آن‌ها عامل به مسائل و احکام ديني باشد و پيش شرط عامل بودن والدين، باور قلبي آنها به آموزه‌هاي الهي است.

۶ - بايد زمينه‌اي فراهم گردد که فرزند به راحتي و با اشتياق، مشکلات و سئوالات خود را با والدين مطرح کند..

۷ - قبل از هر چيزي بايد اعتماد و علاقه جوانان را به خود جلب کنيم تا به آنچه آموزش مي‌دهيم، اقبال داشته باشند..

۸- نصيحت گوئي بيش از حد براي جوانان، آن هم در حضور ديگران مي‌تواند شخصيت آنان را سرکوب و خدشه‌دار نمايد.

منابع:

۱- أصول التربية الإسلامية ص ۱۴۹،
التربية الإسلامية لأحمد الحمد ص ۳۶، ۳۷

۲-الجامع لأخلاق الراوي وآداب السامع
للخطيب البغدادي، خطيب بغدادي

۳- تحف العقول، ص ۶۷

۴- تربيت فرزند از ديدگاه مکتب اسلام،
صص ۶۱ و ۶۲

۵- تفسيرنمونه، ج‏۱۴، ص: ۵۴۴

۶- دکتر فاخر عاقل، ص ‏‏۲۶۷

۷-سوره انعام/۱۶۳-۱۶۲‏

۸-سوره جمعه: ۲

۹- سوره ذاريات:۵۶

۱۰-سوره شمس: ۹-١٠

۱۱-سوره مؤمنون:۱۱۶-۱۱۵

۱۲-سوره نحل آيه ۷۸

۱۳-سوره نور:۵۴

۱۴-مطهري. مرتضي: تعليم و تربيت دراسلام، انتشارات صدرا، چاپ
سي و سوم، قم، ۱۳۷۸

تعداد بازديد:830 آخرين تغييرات:93/09/08
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر