پنج شنبه 8 تير 1396 - 5 شوال 1438 - 29 ژوئن 2017
صفحه اصلي/مقالات

حماسه زنان در عاشورا

حماسه زنان در عاشورا

حماسه عاشورا را زنان و مردانى ساختند که مرگ سرخ و شهادت را بر زندگى ذلت‏بار ترجيح دادند تا گلواژه آزادى و آزادگى همواره در تاريخ سبز بماند.


کارواني‌ که‌ از شهر مکّه‌ و از لابه‌ لاي‌ مناسک‌ حج‌ راه‌ خويش‌ را يافته‌ وراهي‌سرزمين‌ حماسه‌ و عشق‌ «کربلا» مي‌شود، کارواني‌ است‌ متشکل‌ از زن‌، مرد، پير، جوان‌،نوجوان‌، خردسال‌ و حتي‌ کودک‌ شيرخوار و غلام‌ و برده‌. ما اگر نگاهي به حرکت و قيام تاريخ‌ساز حضرت سيدالشهداء (عليه‌السلام) از آغاز تا پايان داشته باشيم، نقش زنان و عملکرد آنان را بسيار قابل توجه‌ مي‌بينيم.

زنان مسلمانان از بدو تولد اسلام به جهانيان نشان دادند که از آگاهى و شناخت و شعور برخوردارند و بر خلاف آنچه سردمداران دفاع حقوق زن مى‏پندارند، زن مسلمان نه عروسک حرمسرا و نه موجودى به دور از واقعيتها و مسايل اجتماعى و سياسى و نظامى است و تاريخ عاشورا بيانگر اين واقعيت است، چنانکه زمانى که افرادى چون عمر سعد در انتخاب صراط مستقيم راه را گم کردند و افرادى چون زهير بن قين که در يارى امام دچار ترديد شده بودند، زنانى چون دلهم ( همسر زهير ) شوهرش را به يارى امامش دعوت کرد و او را از تنگناى امتحان سرفراز بيرون آورد. نيز زنانى چون ام وهب و بانوى غيريه قاسطيه که شجاعت در رکابشان مردانگى آموخت.

در حقيقت نقش زنان در حماسه عاشورا همچون خود عاشورا جاويد خواهد ماند و آنان براى هميشه تاريخ پر بار شيعه بهترين الگوى ايمان و ايثار و اخلاص و فداکارى خواهند بود. در جمع اين قافله، بانواني را مي‌بينيم که احساس مسئوليت مي‌کنند و در اين عرصه حاضر مي‌شوند. بخشي از اين بانوان و کودکان از خانواده‌ي امام هستند و بخش ديگر گروهي از بانوان فهيم و بصير هستند که ديده‌اند امام زمان‌شان در خطر است، احساس مسئوليت کردند و آمدند. اين بانوان عموماً کساني هستند که نسبت نسبي و يا سببي با امام دارند. يعني وابستگان به خاندان عقيل و اميرالمومنين (عليه‌السلام) هستند. آن‌ها حتي کودکان و فرزندان خود را به همراه مي‌آورند و به‌ظاهر وظيفه‌اي در اين قبال ندارند ولي چون احساس کردند که اگر امام در مدينه بماند کشته خواهد شد و مجبور به هجرت است و نبايد امام را رها کرد، با امام همراه شدند.

در متون اسلامي، از زنان، جهاد خواسته نشده است ولي اگر موقعيتي ايجاد شد که مردان براي دفاع کافي نبودند، زنان هم بايد شرکت کنند و آن وقت براي دفاع از مرزهاي دارُالاسلام زن‌ها هم وظيفه پيدا مي‌کنند. امام زمان مهمتر است يا دفاع از مرزها؟

به طور طبيعي اين مسئوليت متوجه بانوان هم شده است. اين بانوان عظيم‌الشأن حاضرند رنج اين سفر را به جان بخرند و امام_زمان خود را رها نکنند. ولي مي‌بينيم اين بصيرت را برخي از افراد ندارند که حاضر به همراهي نيستند. اينها امام را دوست دارند، دلسوزي براي امام دارند، ولي مانند اين بانوان، بصير و ولايتمدار نيستند که امام را همراهي کنند. لذا از اين جهت، اين بانوان -که چه بسا خيلي از آنها براي ما شناخته‌شده هم نيستند- در اوج قرار دارند به سبب اينکه از زندگي خود دست برداشته‌اند.

 

عملکرد بسيار ارزشمند زنان ايثارگر در کربلا

۱ـ شهادت‌

«ام‌ وهب‌» همسر عبدالله‌ بن‌ عمير کلبي‌ يکي‌ ازشهيدان‌ کربلا مي باشد.
ابو مخنف‌، راوي‌ اولين‌ مقتل‌ شهيدان‌ کربلا، مي‌گويد: عبدالله‌ بن‌ عمير کلبي‌ به‌ ميدان‌ جنگ‌ رفت‌ و با حضور او کارزار سختي‌ در گرفت‌،به‌ گونه‌اي‌ که‌ گرد و غبار اين‌ زد و خوردها از افق‌ ديد مي‌کاست‌. وقتي‌ گرد و غبار ميدان‌ فرو نشست‌، همسر عبدالله‌ بن‌ عمير از خيمه‌ها خارج‌ شد وبه‌ سوي‌ ميدان‌ شتافت‌ و چون‌ با منظرة‌ شهادت‌ همسرش‌ مواجه‌ شد، خود را به‌ نزديک‌بدن‌ او رسانيد و بالاي‌ سرش‌ نشست‌ و پيوسته‌ مي‌گفت‌: بهشت‌ گواراي‌ تو باد. اميدوارم‌خدا مرا نيز در کنار تو بپذيرد. چيزي‌ نگذشت‌ که‌ شمر به‌ غلامش‌ رستم‌ دستور داد، تا باستون‌ خيمه‌ بر سرش‌ بکوبد. عمود آهنين‌ سرش‌ را شکافت‌. او نيز در جاي‌ گاه‌ شهيدان‌کربلا جاي‌ گرفت‌.

"عاتکه"
عاتکه‌ فرزند مسلم‌ بن‌ عقيل‌ نيز از کساني‌ بود که‌ در اثر حملة‌ دشمن‌ به‌خيام‌، زيردست‌ و پاي‌ اسبان‌ قرار گرفت‌ و به‌ گونه‌اي‌ سخت‌ و مشقت‌آور به‌ شهادت‌ رسيد.

"هانيه"
هانيه نوعروسي‌ که‌ در کربلا به‌ همراه‌ همسرش‌ از روز اول‌ محرم‌ ودر مسير حرکت‌ سيدالشهداء اسلام‌ آورده‌ و به‌ کاروان‌ آن‌ حضرت‌ ملحق‌ گرديدند، ازشهيدان‌ کربلا شمرده‌ شده‌ است‌. او نيز پس‌ از شهادت‌ همسرش‌ وارد ميدان‌ شد و چون‌ برسر جسد بي‌ جان‌ همسرش‌ نشست‌، غلام‌ شمر او را به‌ شهادت‌ رسانيد. و بعضي از زنان ديگر تا مرز شهادت به پيش رفتند. و اگر امام (عليه السلام) اجازه مي فرمودند همه زنها به مصاف با دشمن مي رفتند.

 

2 - روحيه بخشى

يکى از مسايل مهمى که در هر جنگى مورد توجه بوده است، روحيه جنگاوران است و زنان اين مهم را بر عهده داشتند چه در جنگهاى صدر اسلام و چه در جنگهاى ديگر.
در کربلا نيز حضور تشويق‏آميز زنان در جبهه به رزمندگان روحيه مى‏بخشيد و همسران و مادران شهدا آنها راتشويق به يارى امام معصوم مى‏کردند، مانند ام وهب که خودش وارد ميدان شد و با سر جگرگوشه‏اش يکى از يزيديان را به هلاکت رساند و اين روحيه بخشى بعد از چهارده قرن در هشت‏سال مقاومت جنگ ايران عليه کفر باعث‏شد که زنان ايرانى درسى را که از زينب(سلام الله عليها) و زنان عاشورا گرفته بودند، به نحو احسن باز پس دهند.

 

3- پرستارى

رسيدگى به بيماران و مداواى مجروحان از ديگر نقشهاى زنان در جبهه‏ها، از جمله در حماسه عاشورا است.نقش پرستارى و مراقبت‏حضرت زينب (سلام الله عليها) از امام سجاد(عليه السلام) يکى از اين نمونه‏ هاست.

 

4 - مديريت

صحنه‏هاى دشوار و بحرانى، استعدادهاى افراد را شکوفا مى‏سازد. نقش حضرت زينب (سلام الله عليها) در نهضت عاشورا و سرپرستى کاروان اسرا، درس مديريت در شرايط بحران را مى‏آموزد. وى مجموعه بازمانده را در راستاى اهداف نهضت، هدايت کرد و با هر اقدام، خنثى کننده نتايج عاشورا از سوى دشمن مقابله کرد و نقشه‏هاى آنان را خنثى ساخت.

 

5- حفظ ارزشها

يکي ديگر از کارهاي بزرگ زنان قهرمان در کربلا، حفظ ارزشهاى دينى و اعتراض به هتک حرمت‏خاندان نبوت و رعايت عفاف و حجاب در برابر چشمهاى آلوده بود. زنان اهل بيت، با آنکه اسير بودند و لباسها و خيمه‏هايشان غارت شده بود و با وضع نامطلوب در معرض ديد تماشاچيان بودند، اما اعتراض‏کنان، بر حفظ عفاف تاکيد مى‏ورزيدند. ام کلثوم در کوفه فرياد کشيد که آيا شرم نمى‏کنيد براى تماشاى اهل بيت پيامبر جمع شده‏ايد؟ وقتى هم در کوفه در خانه‏اى بازداشت‏بودند، زينب اجازه نداد جز کنيزان وارد آن خانه شوند. در سخنرانى خود در کاخ يزيد نيز به گرداندن، شهر به شهربانوان،اعتراض کرد و فرمود: «آمن العدل يابن الطلقاء تخد يرک حرائرک و امائک و سوقک بنات رسول الله سبايا قد هتکت‏ستورهن و ابديت وجوههن يحدوبهن الاعداء من بلد الى بلد و يستشرفهن اهل المناهل و المکاتل و يتصفح وجوههن القريب و البعيد و الغائب و الشهيد»
اى پسر آزاد شده، آيا در پشت پرده قرار دادن زنان و کنيزان خود و جلو انداختن دختران رسول خدا به صورت اسير از عدل است. تو پرده آنان را دريدى، چهره‏هايشان را آشکار ساختى، از شهرى به شهرى مى‏رانى، رهگذران و بام‏نشين هابه تماشايشان مى‏ايستند و آشنا و بيگانه و حاضر و غايب به سيماى آنان خيره مي ‏شوند.

 

6- تغيير ما هيت اسارت

آنان اسارت را به آزادى تبديل کردند و در قالب اسارت، به اسيران واقعى درس حريت و آزادگى دادند و مفهوم اسير در اذهان را به گونه‏اى ديگر تغيير دادند.

 

7- عمق بخشيدن به بعد عاطفى و تراژديک کربلا

گريه ‏ها، شيونها، عزادارى بر شهدا و تحريک عواطف مردم به ماجراى کربلا عمق بخشيد و بر احساسات تاثير گذاشت و از اين رهگذار ماندگارتر شد. مي‌دانيد که بدترين لحظه‌ها و صحنه‌هايي که بر آل‌الله (عليهم‌السلام) پديد آمد، نه واقعه‌ي عاشورا و شهادت امام حسين (عليه‌السلام) و يارانش، که فاجعه‌ي اسارت خاندان پيامبر (صلي‌الله عليه و آله) و عترت آنهاست که عموماً همين بانوان و فرزندان هستند.

از امام سجاد (عليه‌السلام) سوال کردند کدام عرصه براي شما در اين سفر از همه سخت‌تر گذشت؟ جا دارد که حضرت بفرمايد که عصر_عاشورا هنگامي که بدن مطهر پدر عزيزمان و عموها را آنطور ديدم، اما سه بار مي فرمايد « شام ». دليلش اين است که عترت پيامبر (صلي‌الله عليه و آله)، و زنان و دختران اهل‌البيت (عليهم‌السلام) را به صورت اسراي کافر حمل کردند و با آنها معامله‌ي کفار را کردند. اين قضيه براي امام سجاد (عليه‌السلام) حتي از شهادت امام حسين (عليه‌السلام) نيز دردناک‌تر است.

منبع : ido.ir
تعداد بازديد:747 آخرين تغييرات:93/09/10
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر