دوشنبه 3 ارديبهشت 1397 - 7 شعبان 1439 - 23 آپريل 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 












خروجي RSS

جهنم رفتن مشکل است ولی بهشت رفتن خیلی آسان است

پاي درس اخلاق آيت‌الله مظاهري؛

جهنم رفتن مشکل است ولي بهشت رفتن خيلي آسان است

آيت الله مظاهري در درس اخلاق خود گفت: انسان دو سه ساعت وقتش را صرف بهشت کند، آنگاه خدا اين بهشت، حتماً مي‌دهد. اصلاً ما را خلق کرده که با اين نعمت‌ها به بهشت رويم.

به گزارش خبرگزاري مهر، آيت الله مظاهري در درس اخلاق اخير خود بياناتي فرموده که متن آن در پي مي آيد.

در جلسه قبل مقدار کمي راجع به بهشت صحبت کردم و اگر يادتان باشد هفته گذشته يک جمله مي‌گفتم و اين جمله خيلي مهم است که تکرار مکررات هم نيست. در اين دنيا معمولاً تکرار مکررات است. انسان صبح غذايي بخورد و به دنبال کار برود و در ظهر ناهاري بخورد و در شب شامي بخورد و استراحت کند و ارضاي غرايز کند، اما اين تکرار مکررات است و ديروز و امروز را مثل هم مي‌بيند. اصلاً مقداري بالاتر بايد بگوييم در دنيا لذت نيست. لذا به قول بزرگان، همه رفع اَلم است. انسان مثلاً گرسنه مي‌شود و دردي مسلط بر او مي‌شود و وقتي غذا بخورد سير مي‌شود و اين دفع يک ناراحتي و اَلَم کرده است و بالاخره يک عمر تکرار مکررات است. اما در بهشت اصلاً تکرار مکررات نيست. هر ساعتش نو است، تا خدا خدايي مي‌کند. پروردگار عالم تجلي رحمت کرده است و اين بهشت را موجود کرده است و آن براي انسان است. يک زندگي صد در صد رفاه تا خدا خدايي مي‌کند. پروردگار عالم ما را براي اين خلق کرده است، اما اختيار و انتخاب از ماست. مائيم که بايد نعمت‌هاي بهشت را ايجاد کنيم. مائيم که بايد آن رحمت خدا را متجلي کنيم، مائيم که بايد بهشت اين‌چنان که گفتم براي خود تهيه کنيم. نمي‌گويم بهشت و جهنم نيست و بعد پيدا مي‌شود. قرآن مي‌فرمايد الان هم هست:

«وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبكُمْ وَ جَنةٍ عَرْضُهَا السماواتُ وَ الْأَرْضُ أُعِدتْ لِلْمُتقينَ» [۱]

بهشت و جهنم الان موجود است و مائيم که بايد بهشتي شويم. مائيم که بايد در جهنم را به روي خود ببنديم. قرآن مي‌فرمايد همه انسان‌ها وقتي مي‌خواهند وارد بهشت شوند، بايد از جهنم بگذرند:

«وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلا وارِدُها» [۲]

قرآن مي‌فرمايد اين حتماً هست. اما بعضي‌ها وقتي وارد جهنم مي‌شوند، جهنم آنها را مي‌بلعد. آخرت عالم حَيَوان و شعور است. جهنمش شعور و عقل دارد و حرف مي‌زند و بهشت هم شعور دارد و عقل دارد و حرف مي‌زند:

«وَ إِن الدارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ» [۳]

يعني چرا نمي‌فهمي!؟ لذا هرکه بخواهد وارد بهشت شود بايد از راه جهنم رود تا به بهشت برسد. وقتي وارد جهنم شد، اگر جهنمي باشد، جهنم او را مي‌بلعد و اما اگر بهشتي باشد، جهنم با احترام خاصي به او راه مي‌دهد. قرآن مي‌فرمايد: ولايت به جلو و بيرق ولايت روي دوش اوست و کساني که اين ولايت را پذيرفته‌اند، به دنبال او مي‌روند و با سرعت برق، با احترام خاصي از جهنم بيرون مي‌روند و به بهشت مي‌رسند. معنايش اينست که اين دنيا جهنم است. نعمت‌هايش هم اَلَم است، چه رسد به غير از نعمت‌هايش. اصلاً دنيا يعني مشقت و زحمت، يعني آلوده و مائيم که در اين دنيا بايد از اين آلودگي‌ها نجات پيدا کنيم و اين مربوط به خدا نيست، بلکه مربوط به خود ماست. البته اگر در راه بيفتيم، خدا توفيق‌هاي بالايي عنايت مي‌کند و خدا مدد مي‌کند، همين‌طور که مي‌دانيد صد و بيست و چهار هزار پيامبر آمده تا ما را بهشتي کند و به استکمال برساند، اما آنچه بايد توجه کنيد، اين روحانيت مُبلغ هميشه بوده است. از زمان حضرت آدم تا الان و تا زمان ظهور و در زمان ظهور هم حکومت مبلغ است و تمام شدني نيست و اين مبلغ‌ها هزار هزار و ميليون ميليون است و مخصوصاً در دين اسلام و روحانيت. پروردگار عالم همه اينها را خلق کرده و امر کرده براي اينکه ما را بهشتي کنند.

از جهت ديگر هم خدا توفيق مي‌دهد به ما براي اجتناب از گناه؛ به اين هدف از خلقت مي‌گوييم. البته هدف‌هايي هست که درباره شهودش صحبت کردم و اين دو جلسه راجع به بهشتي بودن و استکمال انسان است و هدف‌هاي ديگري هم هست و اگرخدا توفيق کند، بعد درباره‌اش صحبت مي‌کنم.

پس خدا بهشت را براي ما خلق کرده و مُبلغ هم براي ما فرستاده است که ما با اختيار خودمان بهشتي شويم.

اين جمله حضرت «ره»، جمله شيريني است. مي‌فرمود: قبل از اينکه انسان به اين دنيا بيايد، اول پيامبر آمد. يعني حضرت آدم به عنوان پيامبر آمد و بعد هابيل و قابيل پيدا شدند. بعد حضرت امام مي‌فرمودند: اين خدا اينقدر مهربان است. کسي را زير نظر کفر پرورش مي‌دهد تا کم کم قدرت پيدا مي‌کند و او را زير نظر پيغمبر خدا يعني حضرت شعيب مي‌فرستد و دوازده سال تربيت مي‌کند و بعد با زحمت‌ها و مشقت‌ها که پيامبر شد، خطاب مي‌شود برو و اين فرعون را هدايت کن. به قول حضرت امام، قرآن مي‌فرمايد: سفارش فرعون را به حضرت موسي مي‌کند که با تلطف و مهرباني با او حرف بزن: «فَقُولا لَهُ قَوْلاً لَيناً لَعَلهُ يَتَذَكرُ أَوْ يَخْشى‏»[۴]

من دوست دارم اين فرعون بهشتي شود و دست از خرفت بازي بردارد. به قول حضرت امام، ما را اينگونه خلق کرده و اينگونه هدايت مي‌کند براي اينکه برسيم به سعادت ابدي که هيچ غم و غصه و مشقت و المي در آن نباشد.

لذا قرآن مي‌فرمايد جهنميان وقتي به جهنم مي‌روند، دور هم با هم حرف مي‌زنند و کتک کاري هم مي‌کنند و حرف‌هاي نامربوط مي‌زنند و به يکديگر مي‌گويند: تو من را جهنمي کردي! آنگاه خطاب مي‌شود هر دوي شما بدبخت هستيد و بسوزيد. جهنميان مي‌گويند:

«لَوْ كُنا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنا في‏ أَصْحابِ السعيرِ» [۵]

ما عقل نداشتيم که به جهنم آمديم و الا اگر عقل داشتيم، به جهنم نمي‌آمديم. جهنم از بي فکرها و غافل‌ها است. قرآن مي‌فرمايد: جهنم از آدم‌هاي غافل و هوي پرست است:

«وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجهنم كَثيراً مِنَ الْجِن وَ الْإِنْسِ لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها أُولئِكَ كَالْأَنْعامِ بَلْ هُمْ أَضَل أُولئِكَ هُمُ الْغافِلُونَ» [۶]

اگر غفلت و خُل بازي نباشد، چرا جهنم باشد!؟

ما براي بهشت خلق شده‌ايم، البته خود بايد بهشتي شويم و اگر بهشتي نشويم، خيلي پشيماني دارد، لذا در روايات مي‌خوانيم و قرآن هم دلالت دارد که يکي از عذاب‌هاي بزرگ جهنميان، غصه خوردن است از اينکه چرا جهنمي شدند و مي‌توانستند بهشتي شوند، اما چرا نشدند و چرا با يک هوي و هوس خود را به اين ذلت و بدبختي کشاندند!؟ چرا با اين همه مشقت و زحمتش، دنيا را قبول کردند و به عبارت ديگر جهنم را قبول کردند و بهشت را رها کردند. يکي از غصه‌هاي اهل جهنم همين است. لذا آن آيه مي‌گويد: وقتي با هم مي‌نشينند، مي‌گويند: ما ديوانه بوديم و الا اگر عقل داشتيم، به جهنم نمي‌آمديم و جهنم را خود تهيه مي‌کنيم.

چه عالي گفته:

هرچه مي‌کاري همه روزه بنوش  هرچه مي‌بافي همه روزه بپوش

اين سخن‌هاي چو مار و کژدمت  مار و کژدم مي‌شود گيرد دمت

همه را خودمان تهيه مي‌کنيم. اين سخن‌هاي مار و کژدم ما و اين سخن‌هايي که آبروي مردم را براي هيچ مي‌بريم. غيبت‌ها و شايعه‌ها و دروغ‌ها، و اين دنيا با اين همه نکبتش را به جاي لذت بهشت قبول مي‌کنيم. اگر چشم بصيرت باشد و انسان به اين دنيا نگاه کند، دنياي حرام بدتر از هر نجاستي است.

يک آقاي مؤمني بوده و رفيق مرحوم آقاي دستغيب بوده و اين دو خيلي با هم رفيق بوده‌اند. خدا درجات هر دو را که عاليست، عالي‌تر کند!

اين آقاي مؤمن گفته بوده من دلم هواي امام زمان را کرده بود، لذا هرچه کردم نشد. اعتصاب غذا کردم تا خدمت آقا برسم، اما روزه مي‌گرفتم. دو روز را روزه گرفتم و بعدازظهر روز سوم کسي آمد و گفت: آقا امام زمان به من فرموده تو را به مشهد ببرم و آنجا خدمت آقا امام زمان برسي. مقداري نان و کشمش و غذاي مختصري تهيه کرده بود و بالاخره مرا از شيراز به قدمگاه برد. وقتي رسيديم به قدمگاه، رفقاي من از مشهد برگشته بودند و از او اجازه گرفتم که من بروم و سري به رفقايم بزنم. وقتي وارد شدم، ديدم که غذاي آنها چلوخورش است، اما لجن و فضولات است. وقتي لقمه را در دهان مي‌گذارند، اين نجاست‌ها و لجن‌ها از دندان‌ها و دهان آنها بيرون مي‌ريزد. مي‌گويد: ترسيدم و فرار کردم. آن آقا تبسمي کرد و گفت: با اين غذاها مي‌خواهي خدمت امام زمان هم برسي! بالاخره آقاي مؤمن به مشهد رفت و در آنجا خدمت آقا امام زمان رسيد. مرادم اينجاست که اين دنياي حرام يعني نجاست خوري. حال ما چشم بصيرت نداريم، حرف ديگريست.

يک خانمي بچه‌اش را گم کرده بود و هرچه اين‌طرف و آن‌طرف زد، نشد و در آخر شب نزد يکي از بزرگان رفت که از علماي بزرگ شهر بود و گفت: بچه‌ام را از تو مي‌خواهم. آن بزرگ مجبور شد نزد حکومت ظالم وقت رفت و گفت بچه را از تو مي‌خواهم. او درحال غذا خوردن بود و به اين بزرگ گفت: غذا بخور و اصرار کرد. وقتي اصرار کرد، اين بزرگ يک مشت از برنج‌هاي او برداشت و فشار داد آنگاه بنا کرد خون از لاي انگشتان او بريزد و بالاخره گفت: من خون بخورم يا پلو بخورم؟ اين مال مردم است و خون مردم را در شيشه کرده‌اي و مي‌خوري و مي‌خواهي به خورد من هم بدهي!؟ حال انسان آن بهشت را رها کند و اين جهنم را بگيرد!؟ لذا بالاترين جهنم‌ها همين دنياست که ما در همين دنيا جهنم درست مي‌کنيم. اين سخن‌هاي چو مار و کژدم ما، مار و کژدم در جهنم درست مي‌کنيم.

جهنم رفتن مشکل است، ولي بهشت رفتن خيلي آسان است. شما عزيزان در شبانه روز دو ساعت يا سه ساعت عمرتان را براي بهشت صرف کنيد. حال مشهور است که هشت ساعت عبادت و هشت ساعت کار و هشت ساعت استراحت، که معمولاً مردم هشت ساعت استراحت، يعني گناه و هشت ساعت کار دارد و وقتي به عبادت مي‌رسد، خسته مي‌شود و حالي ندارد که نماز بخواند و به قول قرآن نمازش برايش سنگين است. انسان دو سه ساعت وقتش را صرف بهشت کند، آنگاه خدا اين بهشتي را که از نظر قرآن بيان کردم، حتماً مي‌دهد. اصلاً ما را خلق کرده که با اين نعمت‌ها به بهشت رويم. در اعتقادات کاري کنيم و هرکس در اعتقادات کار کند به هرکجا بخواهد مي‌رسد. در روز يک ساعت يا دو ساعت روي اعتقادات کار کنيم. هرکسي در اعتقادات کار کند، به هرکجا خواست مي‌تواند برسد. مخصوصاً اعتقادات شيعه خيلي فولادي است و به قول قرآن شجره طيبه قرآن: «كَشَجَرَةٍ طَيبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السماءِ» [۷]

استدلال‌هاي شيعه قوي و ريشه‌دار و شاخه‌دار و ميوه‌دار است، و اگر همه و بي‌سوادها و دانشگاه‌ها يک ساعت وقت در شبانه‌روز روي اعتقادات بگذارند، از نظر اعتقادات عالي‌ مي‌شوند و همان اعتقادي مي‌شود که انسان را بدون حساب و کتاب به بهشت مي‌برد. همان اعتقادي مي‌شود که در روز قيامت مهر اميرالمؤمنين «ع» به پيشاني او مي‌خورد و ملائکه او را زير لواي حمد مي‌برند و از دست اميرالمؤمنين يا يکي از ائمه طاهرين «ع» از آن آب کوثر مي‌خورد و يک انسان کامل مي‌شود. راجع به عبادات نيز همين‌طور است، دو ساعت وقت را روي عبادات بگذاريد. به قول قرآن دو ساعت حرف عقلمان را بشنويم و بالاخره اجتناب از گناه کنيم. اهميت به عقايدمان، اهميت به واجبات و مستحبات و اجتناب از گناه، آنگاه متقي مي‌شود و قرآن در آيات فراواني وعده داده است که بهشتي هستي و اصلاً بهشت را براي تو خلق کرده‌ام! لذا در اعتقاداتمان لنگيم. کار مي‌رسد به اينجا که دشمن يک بار با ما مي‌جنگد، مثل آن هشت سال دفاع مقدس که هيچ غلطي نتوانست بکند و وقتي ديد که نمي‌شود، با فساد اخلاقي جلو آمد و تشيع را تضعيف کرد و اين فساد اخلاقي ما الان تشيع و جوان‌هاي ما را تضعيف کرده است؛ اما باز آنچه او مي‌خواست نشد و او براندازي مي‌خواست. آن هشت سال دفاع مقدس براي براندازي بود و وقتي فساد اخلاقي آورد، نشد، اما الان دو چيز آورده و خيلي خطر دارد: يکي ايجاد شبهات، مخصوصاً براي جوان ها و دانشگاهي‌ها و الان بيش از هزار رسانه شبانه روز عليه تشيع کار مي‌کنند و وقتي نمي‌توانند بگويند تشيع اشکال دارد، آنگاه شبهه ايجاد مي‌کنند. اما اگر در شبانه روز يک ساعت روي اعتقادات حرف بزنيد، شبهات او خنثي مي‌شود. شبهات در دانشگاه‌ها و دبيرستان‌ها و در روزنامه‌ها و کتاب‌ها و در سايت ها آمده و کم کم عليه شيعه و تشيع کتاب مي‌نويسند. اين تقصير خود ماست و اگر خود ما در شبانه روز يک ساعت روي تشيع کار مي‌کرديم، آنگاه شبهه شبهه کننده نمي‌توانست کار کند. اين يک چيزي است که الان بدتر از آن هشت سال دفاع مقدس براي براندازي تشيع است و جوان‌ها خيلي بايد مواظب باشند.

قضيه دوم اينکه همديگر را به جان هم انداختند. قضيه داعش معلوم است که از صهيونيسم‌هاست و صهيونيسم‌ها که در رأس امور هستند براي نابود کردن تشيع؛ و رئيس امريکا هم صهيونيسم است و همه کاره اوست، اما بالاخره امريکا اين امر دوم را جلو کشيده که مسلمان‌ها به جان هم بيفتند، لذا قضيه داعش از صهيونيسم‌هاست، قضيه القاعده و قضيه سلفي‌ها از صهيونيسم‌هاست و البته صعودي‌هاي بدجنس نفهمي مي‌کنند و خودشان را به نابودي مي‌کشانند. اين خطر دوم است و خطر داعش خطر بزرگي است و اگر به راستي جمهوري اسلامي نبود، اگر به راستي روحانيت و مراجع بزرگ و مخصوصاً مرجع بزرگ عراق، حضرت آيت الله سيستاني نبود، ما الان عراق نداشتيم. الحمدلله جمهوري اسلامي به فرياد عراق رسيد و روحانيت به فرياد عراق رسيد و اين کارها را امريکا مي‌کند و البته صهيونيسم امر مي‌کند و امريکا عمل مي‌کند و ما بايد متوجه باشيم و مواظب باشيم و همه بايد وحدت داشته باشيم. من بارها گفتم اين تحريم چيز بالايي است و به راستي ما را فلج کرده است. ما کسي هستيم که هشت سال در دفاع مقدس توانستيم جبهه را اداره کنيم، اما بالاخره تحريم، اقتصاد ما را ضربه زده است. حال اگر همه مسلمان‌ها با هم متحد بودند، يک نفر و دو نفر هم نيست و ما شصت مملکت مستقل مسلمان داريم، ما تقريباً دو ميليارد هستيم، حال اگر همه با هم متحد باشيم و تحريم اقتصادي کنيم، يک ماه يا دو ماه طول نمي‌کشد که استکبار جهاني و من جمله امريکا را ذليل مي‌کنيم. اگر نفت و ذخايرمان را ندهيم، آنگاه قضيه تمام مي‌شود. مائيم که تقصير داريم و مائيم که  به اينجا مي‌رسيم، لذا الان اين دو چيز خيلي مهم است و خيلي برايش دعا کنيد. يکي قضيه داعش که از صهيونيسم‌هاست و البته نيرويش امريکاست و امرش از صهيونيسم‌هاست و طرح ريزي از صهيونيسم‌هاي بدجنس است، اما بالاخره داعشي‌ها را امريکا روي کار آورده است. اگر ما با هم متحد بوديم، الان قضيه به نام داعشي در دنيا نبود، اما ما با هم اختلاف داريم که به اينجا رسيده است. اگر جداً ما با هم متحد بوديم، امريکا در مقابل ما متواضع و خار و ذليل بود. ما الحمدلله کم نيستيم و دو ميليارديم، اما پيغمبر اکرم «ص» فرمود: وقتي بيايد که خيلي هستند اما: «بَلْ أَنْتُمْ يوْمَئِذٍ كَثِيرٌ وَ لَكِنَكُمْ غُثَاءٌ كَغُثَاءِ السَيلِ» [۸]

و الا آنها تحريم اقتصادي کردند، ولي هيچ غلطي نمي‌توانند بکنند؛ اما سخت است و اقتصاد ما را فلج کردند، اما اگر ما تحريم اقتصادي کنيم، او را به ذلت مي‌کشانيم و فلج مي‌کنيم و مجبورند در مقابل ما متواضع شوند.

حال آنچه بحث ماست، اينست که الان ايجاد شبهه مي‌کنند تا جوان‌هاي ما را ببرند و اگر جوان‌هاي ما در شبانه روز يک ساعت راجع به تشيع و عقايد تشيع کار کنند، آنگاه اگر دنيا پشت به پشت يکديگر کند، نمي‌تواند ذره‌اي به عقيده جوان ضربه بزند.

جوان! اگر رفتي و شبهه داري، بدان که تقصير خودت است. يعني اعتقادات خودت خوب نيست و نمي‌تواني روي آن استدلال کني و آنگاه شبهه تو را مي‌برد و الا تشيع چيزي نيست که قابل شبهه باشد و به قول قرآن شجره طيبه قرآن است. به عنوان مثال يک درخت عالي و ريشه‌اش عالي و شاخه‌هايش بالا و پر از زردآلو باشد، اما ناگهان چند کرم در اين درخت پيدا مي‌شود و درخت را نابود مي‌کند. ميوه‌ها را که نابود مي‌کند و کرمو مي‌کند، خود درخت را هم مي‌خشکاند.

قرآن تعريف تشيع را کرده است:

«أَ لَمْ تَرَ كَيْفَ ضَرَبَ اللهُ مَثَلاً كَلِمَةً طَيبَةً كَشَجَرَةٍ طَيبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السماءِ، تُؤْتي‏ أُكُلَها كُل حينٍ بِإِذْنِ رَبها» [۹]

اما معلوم است که آنها کرم‌هايي در اين شجره طيبه و تشيع ايجاد مي‌کنند و جوان‌هاي ما را در تشيع سست مي‌شوند.

گفتم بايد اين دو مصيبت را با توجه رفع کنيم و ان‌شاءالله رفع شود، مخصوصاً اينکه ما حسين را داريم. امام حسين «ع» هميشه نظر لطفي داشته و دارد.

تعداد بازديد:1233 آخرين تغييرات:93/09/11
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر