یکشنبه 15 تير 1399 - 13 ذي القعده 1441 - 5 ژولاي 2020
صفحه اصلي/كودك و نوجوان

قصه طالوت و جالوت

قصه طالوت و جالوت

يکي از داستان هاي درس آموز قرآن قصه طالوت و جالوت است که در سوره ي بقره و در هفت آيه بيان شده است.

طالوت مردي دانشمند، زيرک و قدرتمند بود که از طرف حضرت اشموئيل که پيامبر بود، به فرماندهي سپاهي گماشته شد تا به جنگ جالوت ستمگر برود.

حضرت داوود نيز در سپاه طالوت حضور داشت و او بود که جالوت را با سنگ کشت. اصل داستان را باهم مي خوانيم:

پس از درگذشت موسى وهارون، قوم بنى‏اسرائيل روز به روز ضعيف تر شدند و صندوق عهد را که يادگار حضرت موسي (ع) و بسيار مقدس بود از دست دادند.

صندوق عهد همان صندوقي بود که مادر حضرت موسي، زماني که به دنيا آمد او را در آن گذاشت و در رود نيل انداخت و اين صندوق در دربار فرعون بود تا اين که به دست بني اسرائيل رسيد و حضرت موسي اشيايي از جمله الواح مقدس که احکام خدا را برآن نوشته بود و زره خود را در آن مي گذاشت و دست به دست ميان پيامبران و قوم بني اسرائيل مي گشت.

آن ها فراز و نشيب هاي  بسيارى ديدند از جمله اينکه دربرهه‏اى از زمان دشمنان بر آنها غلبه کردند و آنها را از خانه و کاشانه‏شان بيرون راندند و فرزندان آنها را به اسيرى گرفتند و قوم بنى‏اسرائيل ذليل و آواره شدند در اين هنگام خداوند پيامبرى بر آنها فرستاد که نام او يا شمعون و يا يوشع و يا اشموئيل بود. آنها که از اين ذلت و در بدرى خسته شده بودند، گرد آن پيامبر جمع شدند و از وى خواستند که آنها را سر و سامان دهد و براى آنها فرماندهى تعيين کند که تحت فرمان او با دشمنان خود بجنگند. آن پيامبر که از سستى و ضعف نفس اين گروه آگاه بود به آنها گفت: آيا شما به راستى اين آمادگى را داريد؟ و اگر من کسى را به فرماندهى برگزينم شما واقعاً تحت فرمان او و به دستور او مردانه جنگ خواهيد کرد؟ آنها که از شکست خود رنج مى‏بردند، به پيامبر خود قول دادند که شجاعانه بجنگند و گفتند: چگونه تن به جنگ ندهيم در حالى به ما ظلم شده و از خانه و کاشانه خود رانده شده‏ايم؟

طالوت چوپان فقيرى بود که از هيچ شهرت و معروفيتى برخوردار نبود ولى شخص بسيار لايق و کاردانى بود و از لحاظ جسمى و کاردانى بر ديگران برترى داشت

با اينکه اين قول را به پيامبر دادند ولى در وقت عمل بسيارى از آنها با بهانه‏هاى واهى از جنگ سر باز زدند و اين روش هميشگى بنى‏اسرائيل بود و آنها قومى بهانه‏جو بودند. ولى به هر حال پيامبرشان براى آنها فرماندهى انتخاب نمود که نام او طالوت بود. طالوت چوپان فقيرى بود که از هيچ شهرت و معروفيتى برخوردار نبود ولى شخص بسيار لايق و کاردانى بود و از لحاظ جسمى و کاردانى بر ديگران برترى داشت و آن پيامبر از جانب خدا دستور داشت که طالوت را به فرماندهى برگزيند. ولى آنها گفتند: طالوت قدرت مالى ندارد و ما از او براى فرماندهى شايسته‏تر هستيم .ولى پيامبر گفت: خدا او را بر اين کار برگزيده است و او را از لحاظ جسمانى و علم و دانش فزونى داده است و يک نشانه براى شايستگى او اين است که به زودى «تابوت عهد» يا همان صندوق مقدسى را که يادگارهاى موسى و هارون را دارد و مايه آرامش شماست، به شما بازپس مى‏گرداند. اين تابوت را دشمنان بنى‏اسرائيل از آنها گرفته بودند. همانگونه که پيامبر گفته بود، طالوت صندوق عهد را به آنها برگرداند و آنها فرماندهى او را قبول‏کردند.

طالوت به جمع آورى نيرو پرداخت و آنها را سازماندهى کرد و براى جنگ با دشمنان آماده ساخت. طالوت با سپاه خود به سوى دشمن حرکت کرد در بين راه سپاهيان تشنه شدند طالوت به آنها گفت: به زودى به نهر آبى خواهيم رسيد ولى شما حق نداريد بيش از يک مشت از آن آب بخوريد و بدينگونه مى‏خواست فرمان بردارى واستقامت و قدرت اراده آنها را آزمايش کند اما وقتى به آن نهر آب رسيدند جز اندکى از آنها، همگى از آن آب سير خوردند و بدينگونه ضعف اراده خود را نشان دادند.طالوت آن اکثريتى را که از فرمان او سرپيچى کرده بودند رها کرد و با گروه اندکى به راه خودادامه داد. وقتى آنها با سپاه عظيم دشمن روبرو شدند، بعضى از آنها به طالوت گفتند: ما قدرت رويارويى با اين سپاه را نداريم ولى بعضى از آنها گفتند: با همين تعداد اندک با آنها مى‏جنگيم.

فرماندهى سپاه دشمن را شخصى به نام «جالوت» بر عهده داشت. او ميان دو لشگر آمد و مبارز طلبيد. جوانى به نام «داود» در لشگر طالوت بود او جالوت را هدف قرار داد و سنگى به پيشانى او زد، جالوت درجا کشته شد و کشته شدن او رعب و وحشت فراوانى ميان سپاهيان او به وجود آورد و آن لشگر شکست خورد و بنى‏اسرائيل پيروز شدند.

تعداد بازديد:7482 آخرين تغييرات:93/09/12
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر