جمعه 27 مهر 1397 - 9 صفر 1440 - 19 اكتبر 2018
صفحه اصلي/كودك و نوجوان

سه پروانه‌ی کوچولو

سه پروانه‌ي کوچولو

سه پروانه به رنگ هاي سفيد و قرمز و زرد در باغي زندگي مي کردند. آن ها با هم برادر بودند و همديگر را بسيار دوست داشتند. آن ها هر روز با روشن شدن هوا به باغ مي رفتند و در ميان گل هاي باغ بازي مي کردند و مي رقصيدند. اين سه برادر هيچ وقت خسته نمي شدند چون شاد و سرحال بودند.

يک روز باران شديدي گرفت و بال هاي آن ها را خيس کرد. آن ها سريع به سمت خانه شان پرواز کردند، اما وقتي به آنجا رسيدند متوجه شدند در قفل است و آن ها کليدش را ندارند. به خاطر همين پشت در ماندند و خيس و خيس تر شدند.

آن ها کمي فکر کردند و بعد تصميم گرفتند پيش گل لاله ي زرد و قرمز بروند.  آن ها گفتند: لاله ي عزيز غنچه هايت را باز مي کني و ما را در خود پناه مي دهي تا ما سه برادر از طوفان نجات پيدا کنيم؟

لاله جواب داد: فقط پروانه ي قرمز و زرد مي توانند بيايند داخل، چون آن ها شبيه من هستند. اما پروانه ي سفيد نمي تواند و بايد براي خود جايي ديگر پيدا کند.

پروانه ي زرد و قرمز گفتند: اگر به پروانه ي سفيد اجازه ندهي ما هم قبول نمي کنيم و با هم زير باران مي مانيم.

باران شديد و شديدتر شد و پروانه هاي بيچاره خيس و خيس تر شدند. به خاطر همين پيش زنبق سفيد رفتند و گفتند: زنبق جون، اجازه مي دهي ما درون غنچه ي تو بياييم تا باران تمام شود.

زنبق سفيد گفت: پروانه ي سفيد اجازه دارد اما قرمز و زرد نه!

پروانه کوچولوي سفيد گفت: اگر به برادرهاي من اجازه ندهي من هم قبول نمي کنم. بهتر است هر سه زير باران خيس شويم تا از هم جدا شويم.

سه پروانه کوچولو باز پرواز کردند و به سمتي ديگر رفتند.

خورشيد که پشت ابر بود صداي آن ها را شنيد و از همه ي ماجرا باخبر شد او فهميدکه اين سه برادر چقدر همديگر را دوست دارند و حاضرند خيس شوند اما از هم جدا نشوند. پس خورشيد خانم ابرها را هل داد و از پشت آن بيرون آمد و شروع به تابيدن کرد.

بال هاي پروانه هاي کوچولو خشک شد و بدنشان گرم و گرم تر شد. آن ها ديگر غصه نمي خوردند و در ميان گل ها تا شب بازي کردند. شب وقتي آن ها به خانه شان برگشتند ديدند در خانه باز است. آن ها به خانه شان رفتند و تا صبح استراحت کردند.

ترجمه:نعيمه درويشي

بخش کودک و نوجوان تبيان

تعداد بازديد:709 آخرين تغييرات:93/09/15
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر