سه شنبه 3 مهر 1397 - 15 محرم 1440 - 25 سپتامبر 2018
صفحه اصلي/كودك و نوجوان

‏پیامبری یسع(ع)

‏پيامبري يسع(ع)

پيامبري که نامش در دو آيه از قرآن ذکر شده است. در آيه نخست،(سوره انعام،آيه 86)،يسع (اليسع) در کنار اسماعيل، يونس و لوط آمده است، و گفته مي شود که آنها بر بقيه مخلوقات برتري داده شده اند «و کلاً فضلنا علي العالمين». در آيه دوم (سوره ص،آيه 48) يسع همراه با اسماعيل و ذوالکفل است و گفته مي شود که «همه ي ايشان از نيکانند» «و کلاً من الاخيار». در قرآن به جزئيات زندگي او هيچ اشاره اي نمي شود و تنها به ذکر نام او در کنار نام ديگر پيامبران بسنده مي شود و گفته مي‏شود که يسع، پسر عموي الياس(ع) بوده که پس از رحلت الياس به تبليغ رسالت الهي پرداخته و به همان شيوه دين و آيين الياس، مردم را به خدا پرستي دعوت مي‏کرده است و در زمان آن حضرت، رخ دادها و گناهان بسياري انجام پذيرفت. و نيز ملاحظه مي‏کنيم که قرآن به طور خلاصه و کوتاه از الياس(ع) ياد کرده و به پيامبري يسع اشاره‏اي گذرا داشته است.

الياس به پيشگاه خداي خود عرضه داشت: بار خدايا، بني‏اسرائيل، از پرستش تو سر برتافتند و بر کفر و پرستش غير تو روي آوردند، نعمت‏هايي را که به آنان دادي دگرگون ساز

الياس آن‏گاه که از بني‏اسرائيل خواست بت‏پرستي را کنار گذاشته و خداي يگانه را پرستش کنند، دعوت وي را نپذيرفته و به او پاسخ مثبت ندادند، الياس به پيشگاه خداي خود عرضه داشت: بار خدايا، بني‏اسرائيل، از پرستش تو سر برتافتند و بر کفر و پرستش غير تو روي آوردند، نعمت‏هايي را که به آنان دادي دگرگون ساز. خداوند به او وحي‏فرمود: ما زمام امور ارزاق آنها را به دست تو مي‏سپاريم، هرگونه که خواستي عمل نما. الياس عرض کرد: آفريدگارا، بارانت را از آنان دريغ فرما. در پي آن سه سال بر آنها باران نباريد تا چهار پايان آنان از بين رفت و درختانشان خشکيد و مردم سخت دچار گرفتاري شدند. الياس هر کجا که به سر مي‏برد، خوراک و روزي او مي‏رسيد و بني‏اسرائيل هرگاه بوي نان مي‏شنيدند مي‏گفتند: الياس اين‏جاست، و در جستجوي وي برمي‏آمدند، و بدين ترتيب، اهل آن خانه مورد اذيت و آزار آنها قرار مي‏گرفت.

الياس روزي به خانه زني از بني‏اسرائيل پناه برد که پسري بيمار به نام «يسع بن اخطوب» داشت. آن زن، الياس را به خانه خود راه داد و ماجراي او را پنهان داشت. آن حضرت در حق فرزند او دعا کرد و خداوند او را از بيماري نجات داد. و از آن پس دست از الياس بر نداشت و به او ايمان آورده و وي را تصديق کرد و پيوسته با او بود و هر کجا الياس مي‏رفت، وي نيز او را همراهي مي‏کرد. الياس پيرمردي سالخورده، و يسع پسرکي نوجوان بود. پس از آن، روزي الياس به بني اسرائيل گفت: اگر دست از پرستش بت‏ها برداريد از خدا مي‏خواهم که گرفتاري‏ها را از شما بردارد. لذا آنان بت‏ها و پيکره‏هايي را که ساخته بودند بيرون ريختند و الياس(ع) به پيشگاه خداوند دعا کرد و خداوند به فريادشان رسيد و گرفتاري‏ها را از آنان برداشت، سرزمين‏هاي آنان سرسبز شد، ولي آنها دست از عقيده خود برنداشته و به راه راست هدايت نگشتند.

وقتي الياس(ع) چنين ديد، از خداي خويش درخواست نمود که جانش را بگيرد تا از شرّ آنها راحت و آسوده گردد و خداوند روح او را قبض نمود و به آسمان‏ها برد و خداوند بعد از الياس، يسع را براي ارشاد و راهنمايي آنها مأمور ساخت.

فرآوري:نعيمه درويشي

بخش کودک و نوجوان تبيان

تعداد بازديد:667 آخرين تغييرات:93/10/01
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر