شنبه 28 مهر 1397 - 10 صفر 1440 - 20 اكتبر 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه


 
 


 










 


 












خروجي RSS

وحدت با شعار حاصل نمی‌شود/ وحدت به معنی ادغام ادیان و مذاهب نیست

فاضل ميبدي در گفتگو با مهر؛

وحدت با شعار حاصل نمي‌شود/ وحدت به معني ادغام اديان و مذاهب نيست

حجت الاسلام فاضل ميبدي گفت: در اين دنيا اديان و مذاهب گوناگوني وجود دارد وحدت مذاهب ممکن است اما ادغام آنها به هيچ وجه ممکن نيست و آرزوي آن آرزويي محال است.

به گزارش خبرنگار مهر، به مناسبت فرا رسيدن هفته وحدت و حساسيت موضوع وحدت در اين برهه از زمان، با آيت الله فاضل ميبدي در اين زمينه به گفتگو پرداختيم. وي در پاسخ اين سوال که اساساً چرا اين هفته را هفته وحدت ناميده اند گفت:

به خاطر اختلافي که در تولد پيامبر اسلام(ص) وجود دارد که اهل سنت معتقدند که دوازدهم و شيعه معتقد است که هفدهم ربيع است، اين هفته به نام هفته وحدت نام گذاري شد و سالي يک بار هم جلساتي گرفته مي شد و علماي اهل سنت و شيعه جمع مي شدند و تبادل افکار مي کردند و در سال هاي اول انقلاب هم خيلي مفيد فايده بود. اما در بحث وحدت مسأله مهم آن است که اولاً هيچ نوع کينه اي نسبت به کساني که برخلاف من مي انديشند در ما نباشد و در هيچکس نباشد. چراکه در اين دنيا اديان و مذاهب گوناگوني وجود دارد که هيچ وقت همه اين مذاهب و اديان در هم ادغام نمي شوند. در طول تاريخ، هرکس يا هر طايفه يا هر گروه يا قوم، يک مسلک يا ديني براي خودشان داشته اند. اينکه ما آرزو داشته باشيم که مذاهب يا اديان در هم ادغام شوند اين آرزويي محال است.

بنابراين چون مذاهب گوناگوني وجود دارد ما نبايد نسبت به هيچکس، هيچگونه بدبيني و کينه اي در دل داشته باشيم. چه در داخل کشور و چه در خارج از کشور، فرقي نمي کند. مسأله ديگر اينکه اگر ما بخواهيم وحدت حاصل شود، نبايد فکر کنيم که تمام حقيقت پيش من است. اين غلط است. مثالي مولوي در کتاب فيه ما فيه دارد که در آن مي گويد حقيقت شيشه اي بود که از آسمان افتاد و شکست و هرکسي تکه اي از آن را برداشت. پس حقيقت بين افراد پخش است. بنابراين اينکه بگوييم حقيقت نزد من است و ديگران بر باطل هستند با اين نگرش چه در مسائل سياسي و چه در مسائل اعتقادي هيچ وقت وحدت حاصل نمي شود.

نکته ديگري که براي وحدت وجود دارد، اين است که صدا و سيماي ما و تبليغات ديني و مذهبي ما، بايد به گونه اي سخن بگويند که ايجاد اختلاف نکند. متاسفانه برخي به گونه اي سخن مي گويند و عمل مي کنند که مخل وحدت است. حتي در برنامه هاي صدا و سيما، گاهي انسان چيزهايي مي شنود که اينها برخلاف آن چيزي است که ما در وحدت از آن انتظار داريم.

اينها که بيان کردم از جنبه سلبي بود. جنبه هاي ايجابي آن هم روشن است. من بر اين باورم که بايد سالي يک بار، دو بار، سه بار بتوانيم با مخالفين فکري خودمان، چه مخالفين فکري، مذهبي و چه سياسي، بنشينيم و هم انديشي و تبادل نظر کنيم. اين کار کم رنگ صورت مي گيرد.  الان وحدت ملت ها ممکن است صورت گرفته باشد. اما از وحدت دولت ها که به نظرم خيلي مهمتر است، خبري نيست. الان در کشورهاي اسلامي منطقه، شما عربستان سعودي، ترکيه، مصر و ايران را نگاه کنيد. اين چند کشور که قطب کشورهاي اسلامي هستند، را نگاه کنيد. ببينيد چقدر بين سران دولت هاي کشورهاي اسلامي وحدت وجود دارد. در صورتي که به نظر مي رسد گاهي خصومت هم وجود دارد.

الان مشکلي که ما بر سر مسئله نفت داريم، اين به هر حال خصومتي است که عربستان نسبت به ما يا به عنواني، عليه شيعه دارد برنامه ريزي مي کند. قيمت نفت را تا اين اندازه پايين آورده است. به نظرم نبايد کار به اينجاها برسد، حالا يا سياست خارجه ما کوتاهي کرده يا سياست خارجه عربستان سعودي بد عمل کرده است، من نمي دانم. اما به هر حال بايد به گونه اي عمل مي کرديم که بين ما و کشور عربستان سعودي به اين گونه اختلاف نبود. يا بين ما و مصر، فرقي نمي کند، چراکه هر دو کشور مسلمان اند. حالا ما شيعه هستيم و آنها غالباً سني اند.

۳۶ سال از انقلاب مي گذرد هنوز ما در مصر يک سفير نداريم و آنها هم ندارند. خانه فرهنگي که به نظرم خيلي مهم است، هم براي ما و هم براي مصر بسيار مهم است وجود ندارد. بنابراين اينکه همواره بنشينيم و شعار وحدت بدهيم کار درست نمي شود. بلکه بايد دولت هاي اسلامي با هم يک هم انديشي داشته باشند و از دولت ها مهمتر علماي اسلام هستند. حالا درست است که سمينارهايي در قم برگزار شد اما اين کافي نيست. خيلي بايد بيشتر از اينها بايد به همديگر نزديک شويم و همان‌طور که گفتم ادغام که اصلا محال است، اما حداقل همديگر را تحمل کنيم و اين احتمال را بدهيم که در او هم بخشي از حقيقت وجود دارد. اين مسئله مهمي است.

وي در پاسخ به اين سوال که آيا شعار وحدت يک شعار اصيل است يا يک شعار استراتژيک و تاکتيکي تصريح کرد: اينکه ما بگوييم که مي خواهيم به لحاظ تاکتيکي با هم باشيم به درد نمي خورد. نه من معتقدم که وحدت اصلاً تاکتيک نيست. خداوند تمام حقيقت را نزد من قرار نداده و حقيقت پخش شده است. به هر حال قرآن هم فرموده براي هرکس منهاج و شريعتي وضع کرديم. اينکه بگوييم به صورت تاکتيکي بياييم با هم کنار بياييم که اصلا به نظرم غلط است و شعار قرآن اين است که يکي از اهداف پيامبران اين است که تفرقه را از بين ببرند. اينکه قرآن مي فرمايد؛ شماها با هم اختلاف داشتيد و دعوا مي کرديد ما شما را متحد کرديم را که قرآن به مثابه تاکتيک نگفته است. وحدت چيزي مانند عدالت اجتماعي و اخلاق اجتماعي است. اين ها تاکتيک نيستند. حقيقتي است که چون آدم مي خواهد در اين دنيا زندگي کند به آن احتياج دارد.

وحدت فقط بين شيعه و سني هم نيست. اين وحدت بين تمام اديان است. يعني بنده بايد يک بودايي را تحمل کنم، يک بودايي بايد يک هندو را تحمل کند چرا که مي خواهيم در کنار همديگر زندگي کنيم. به همين دليل است که قرآن مذاهب موجود در مدينه را به رسميت شناخت. همان‌طور که مي دانيد در مدينه مذاهب و اديان مختلف و گوناگوني بود. خود پيامبر در نامه اي که به سران کشورها نوشت گفت بياييد به سوي کلمه واحد که با هم يکي بشويم، نه شما پيرو ما بشويد و نه ما پيرو شما بشويم.

بنابراين در کنار همديگر بودن مستلزم اين است که نگاه اين باشد که بخشي از حقيقت نزد ديگران است. در واقع اين قدم اول است. متأسفانه ما امروز در بين خودمان اين اختلاف را داريم و گروهي هستند که در بين سران کشور خودمان ايجاد تفرقه مي کنند پس چگونه مي توان وحدت ايجاد کرد؟ به عنوان مثال با انگ زدن به يکديگر وحدت ايجاد نمي شود. چپ، راست، اصولگرا، اصلاح طلب، او عليه اين است، اين عليه آن است، آن به اين تهمت مي زند، ... با اين مسائل که وحدت ايجاد نمي شود. بعد ممکن است بگويند شما به چه وحدتي دعوت مي کنيد که خودتان در داخل اينگونه به جان همديگر مي افتيد. حال بياييم و مدام بگوييم وحدت، وحدت و دو تا آخوند هم از افغانستان بياوريم و بنشينيم با همديگر در تلويزيون پخش کنيم، از آن طرف بر سر همديگر بزنيم، اين که وحدت نمي شود.

ميبدي در پاسخ به اين سوال که آيا وحدت نيازمند يک سري مقدمات است و مقدمات دستيابي به وحدت پايدار چيست؟ تاکيد کرد:  به هر حال انبياء و پيامبران آمده اند که آدم ها را در کنار هم ديگر بچينند و اصل حيات دور از قتل و کشتار انگار در بين انبيا يک اصل بوده است که افراد بر سر و کله همديگر نزنند. به قول قرآن ولاتنازعوا. يعني نزاع نکنيد. دو واژه در قرآن وجود دارد که بسيار جالب است. يکي واژه اخوان است که مي گويد اخوان علي سرر متقابلين. اين مال اهل بهشت است. بهشتي ها برادر وار در کنار همديگرند. واژه ديگر نزاع است. خصومت، جنگيدن که اين مال اهل جهنم است. يعني اينکه ما اگر خواسته باشيم با همديگر زندگي کنيم. طرفي که در کنار من نشسته است را با هر کيش و آييني که دارد تمام حقي که براي خودم قائلم براي او هم قائل باشم. هر حقوقي که براي خودم قائلم براي او هم قائل باشم.

پيامبر با مشرکين مدينه هيچ وقت به خاطر شرکشان نجنگيد. به حقوق شهروندي آنها احترام مي گذاشت تا زماني که دست به توطئه نزده بودند. اگر دست به توطئه مي زدند، خوب در همه دنيا رسم است که با جاسوس و توطئه گر برخورد کنند اما هيچکس را به خاطر عقيده اش نبايد از حقوق شهروندي اش محروم کرد.

وي همچنين در پاسخ به اين سوال که شناخت مذاهب و گروه ها از همديگر تا چه اندازه مي تواند در تحکيم وحدت موثر باشد؟ گفت: سوال اين است که شناخت براي چي؟ براي اينکه همديگر را دعوت کنيم که تو بيا به دين من يا من بيايم به دين تو؟ آيا منظور اين است؟ به هر حال ما اگر منطقه جغرافيايي، شرايط اجتماعي هر جامعه اي را بشناسيم که چرا چيني ها چنين هستند و غربي ها طرفدار مسيحيت هستند و ... اينها ممکن است خيلي از سوالات ما را پاسخ دهند. اما اينکه ما ديني را بشناسيم تا آن را باطل کنيم اين به نظر من اين چيزي نيست که انسان بخواهد با آن به جايي برسد. بالاخره بنده بايد بر اين اعتقاد باشم که بروم و انسان را بشناسم و دعوت انبيا را بشناسم.

تعداد بازديد:1024 آخرين تغييرات:93/10/20
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر