دوشنبه 26 آذر 1397 - 9 ربيع الثاني 1440 - 17 دسامبر 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه

ولایت حضرت زهرا(س) پنهان مانده است/ حضرت فاطمه(س)، مظلوم تاریخ

fiogf49gjkf0d

اعواني در گفتگو با مهر:

ولايت حضرت زهرا(س) پنهان مانده است/ حضرت فاطمه(س)، مظلوم تاريخ

رئيس هيئت مديره انجمن حکمت و فلسفه ايران گفت: حضرت زهرا(س) واقعاً مظلوم تاريخ است و ولايت او پنهان مانده است. اسلام قوت و رونق نمي گيرد مگر با توجه به ولايت اهل بيت(ع) چون ولايت درجه اعلاي ايمان است.

به گزارش خبرنگار مهر، حضرت فاطمه زهرا(س) سيدة نساء العالمين است و داراي جايگاه خاصي در نزد حضرت رسول(ص) بودند. اين جايگاه تنها از براي اين نبود که ايشان دختر پيامبر(ص) بودند بلکه علاوه بر اين حضرت زهرا(س) همسر ولايت و مادر امامت هستند که هر کدام از اين صفات بيانگر شخصيت بالاي اين بانوي بزرگوار اسلام است. شناخت شخصيت اين بانوي فداکار اسلام که جان خود را در راه ولايت و براي منحرف نشدن اسلام فدا کرد، از طريق آيات و روايات بهترين راه براي درک شأن و منزلت اين بانوي بزرگوار است.

به مناسبت فرارسيدن ايام فاطميه (اول) به منظور بررسي و معرفي شخصيت بانوي دو عالم به گفت‌وگو با دکتر غلامرضا اعواني، استاد بازنشسته فلسفه دانشگاه شهيد بهشتي و رئيس هيئت مديره انجمن حکمت و فلسفه ايران و رئيس انجمن بين المللي فلسفه اسلامي پرداخته ايم:

*حضرت فاطمه زهرا(س) از نظر شأن و جايگاه در نزد حضرت رسول(ص) و در روايات چگونه معرفي شده اند؟

شأن معنوي و الهي حضرت فاطمه زهرا(س) بر بيشتر مسلمانان مجهول است. آحادي از مسلمانان هستند که به اين مسئله توجه دارند که حضرت زهرا(س) عندالله چه مقام والايي دارند. ايشان بسيار مورد توجه حضرت رسول(ص) هستند. حضرت وقتي مي خواستند به سفر بروند آخرين شخصي که با او خداحافظي مي کردند حضرت زهرا(س) بودند که به منزل ايشان مي رفتند و از ايشان خداحافظي مي کردند. وقتي هم که از سفر بر مي گشتند اول به خانه حضرت فاطمه(س) مي رفتند و دست ايشان را مي بوسيدند. اين کارها بسيار معنا و مفهوم دارد. حضرت رسول(ص) با آن مقام، دست حضرت فاطمه(س) را مي بوسيد و با ديدن ايشان از جاي خود بلند مي شدند.

حضرت رسول(ص) به چند مناسبت و در چند جا فرمودند: «فاطمه بضعة مني ... »؛ يعني فاطمه جگرگوشه و جگرپاره من است. هر کس او را اذيت کند، مرا اذيت کرده است و هر کس مرا اذيت کند خدا را اذيت کرده است. روايات بسيار زيادي در مورد شخصيت حضرت زهرا وجود دارد.

*سوره کوثر و آيات زيادي مانند آيه تطهير، مباهله، سوره انسان و ... در شأن و مقام اهل بيت(ع) نازل شده است، يکي از مهمترين آيات، آيات مباهله است که در آنجا به ويژگيهاي بارز حضرت توجه شده است.

بله! همان طور گه گفتيد آيات زيادي در مورد شخصيت اهل بيت(ع) و حضرت زهرا(س) نازل شده است. در آيه مباهله آمده است؛ «فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءكُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءكُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةَ اللّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ»، «تَعَالَوْاْ» از «عُلُو» مي آيد به معناي عُلُو و بالايي است يعني قدري خودتان را بالا بکشيد و ببينيد داريد چه کار مي کنيد. معمولاً کساني که بالا هستند به کساني که پائين هستند مي گويند «تَعَالَوْاْ» يعني بيائيد بالا. «نَدْعُ أَبْنَاءنَا»، حضرت رسول(ص) که پسر نداشته است، منظور از «أَبْنَاءنَا»، حسنين(ع) بودند که در واقعه مباهله همراه پيامبر(ص) آمده بودند. «وَنِسَاءنَا» که منظور حضرت فاطمه زهرا(س) است. «وَأَنفُسَنَا» فرمود: «أَنَا وَ عَلِيُّ مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ: من و علي از يک نفس هستيم.» اينها تعابير مهمي است. دنياي امروز اسلام به اينها نياز دارد. «وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَكُمْ»، حضرت(ص) رسول يک نفس بوده، پس چه کسي برابر با نفس اوست؟ همان که فرمود: «أَنَا وَ عَلِيُّ مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ»

همچنين در حديث شريف کساء آمده است که حضرت رسول(ص)، اهل کساء را جمع کرد و حديث کساء که بسيار معروف و داراي مقامات و مفاهيم بالايي است در مقام اهل بيت(ع) روايت شده است.

*در حديثي از امام حسن عسکري(ع) آمده «نحن حجج الله علي خلقه و جدتنا فاطمة حجة الله علينا»، با توجه به اين حديث جايگاه و مقام حضرت فاطمه زهرا(س) چگونه تبيين شده است؟

مسأله شناخت شخصيت و مقام حضرت فاطمه زهرا(س) به مسأله بسيار مهمي بر مي گردد که توجه کافي و شايسته به آن نشده است. صورتش هست اما بايد به باطن و معناي آن بيشتر پرداخته شود که آن مسأله ولايت است. اولياء الله در قرآن بسيار آمده است عده اي از مسلمانها به اين مسئله کمتر توجه کردند. «أَلا إِنَّ أَوْلِيَاء اللّهِ لاَ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلاَ هُمْ يَحْزَنُونَ» آيات بسياري در مورد ويژگيهاي اولياء الله هست؛ يک آيه همين آيه هست که خواندم. هر کسي ولي خدا نيست. فرمود اولياء خداوند کساني هستند که «إِنَّ عِبَادِي لَيْسَ لَكَ عَلَيْهِمْ سُلْطَانٌ» اولياء الله کساني هستند که شيطان نمي تواند در آنها تصرف کند، آنها معصوم هستند.

باطن دين ولايت الهي است. ولايت الله است. ولايت حقيه الهيه ولايتي که ما حضرت علي(ع) و ائمه(ع) را به آن مي شناسيم. ولايت، باطن همه اديان است و اگر برداشته شود دين فاسد مي شود؛ چنانچه مي بينيم در اديان ديگر خاصه در اديان ابراهيمي، يهود و مسيحيت، ولايت رفت و به چيز ديگري تبديل شد. بنابراين ما بايد ببينيم که ولايت الهيه چيست که باطن همه اديان است و حضرت فاطمه(س) چه مقامي دارد.

چهارده معصوم، لُبّ ولايت هستند. حضرت رسول(ص) خاتم نبوت و خاتم ولايت است، منتها ظهور او به رسالت است نه به ولايت، ولي باطن ولايت را دارند، همان طور که حکماي الهي در اين باره بحثهاي کافي و وافي و شافي کردند که لا مزيد عليه و ما بايد اين بحثها را بخوانيم. باطن رسالت و نبوت، ولايت است. اگر ولايت را برداريم اصلاً نبوتي باقي نمي ماند. اگر ولايت را برداريم اصلاً رسولي باقي نمي ماند. جنبه لداللهي و لدالحقي ولايت که رو به سوي حق دارد و انسان را به حق و خداوند مي رساند منظورم هست نه جنبه لدالخلقي. امروزه بيشتر به جنبه لدالخلقي ولايت توجه دارند. درست است که ولايت جنبه لدالخلقي دارد ولي اصل آن جنبه لدالحقي است و اگر جنبه لدالحقي را برداريم اصلاً نبوتي باقي نمي ماند. اگر ولايت را برداريم نبوت و رسالتي باقي نمي ماند، پس ولايت باطن همه اديان است.

ولايت، باطن همه اديان است و اگر برداشته شود دين فاسد مي شود؛ چنانچه مي بينيم در اديان ديگر خاصه در اديان ابراهيمي، يهود و مسيحيت، ولايت رفت و به چيز ديگري تبديل شد. بنابراين ما بايد ببينيم که ولايت الهيه چيست که باطن همه اديان است و حضرت فاطمه(س) چه مقامي دارد

حضرت فاطمه(س) داراي ولايت مطلقه الهيه هستند. ما بايد واقعاً ولايت را از ديد يداللحقي توجه کنيم که جنبه حقي دارد. اين خيلي اهميت دارد. عالم اسلام درست نمي شود، مگر اينکه رابطه خودش را با ولايت لدالحقي که هم جنبه لدالخلقي دارد و هم جنبه لدالحقي دارد، درست کند. اگر ولايت لدالحقي برود، دين از بين مي رود. امروزه گرايشهايي در جهان اسلام پديد آمده است که توجه صرف به ظاهر است و ولايت در آنها راهي ندارد. حضرت زهرا(س) پدري مانند حضرت رسول(ص) و زوجي مانند حضرت علي(ع) داشتند. بسياري از اصحاب، حضرت را از پيامبر(ص) خواستگاري کردند ولي حضرت قبول نکرد، ولي وقتي حضرت علي(ع) خواستگاري کردند حضرت قبول کردند و اين در حقيقت يک تزويج الهي بود.

*بعد از رحلت حضرت رسول(ص) چه کسي وارث اين ولايت است؟

تنها اولياء الله مي توانند چنين ادعايي کنند که همان اهل بيت(ع) هستند. البته مؤمنان به طور عام. «اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ» به طور عام کسي که مؤمن است از ولايت بهره مند مي شود. «اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ». «الولي» اسمي از اسماي الهي است. رسول اسم خداوند نيست، خداوند، رسول نيست. نبي هم اسم خدا نيست. خداوند در قرآن مي فرمايد: «هُوَ الْوَلِيُّ»، او ولي است. الولي يعني ولايت تامه از آن خداست. اهل بيت(ع) و چهارده معصوم(ع) ظهور ولايت الهيه هستند. با حضرت رسول(ص) رسالت به تمام مي رسد ولي عهد ولايت و وصايت آغاز مي شود و اين تجلي او در امامت به معناي اصلي کلمه است که باطن امامت، ولايت است، يعني اگر ولايت الهيه را برداريم، امام هم باقي نمي ماند.

حضرت رسول(ص) اصلاً قرآن بودند. «كان خلقه القرآن». خلق او همه قرآن بود؛ يعني اگر کسي مي خواست قرآن ناطق را ببيند تجسم و تحقق آن را در حضرت رسول(ص) مي ديد و بعد از او در ائمه(ع) است؛ يعني تمامي قرآن و قرآن ناطق بودند و هيچ کسي به غير از آنها نمي تواند ادعا کند که قرآن ناطق است و الان مسئله اي که در عالم اسلام ديده مي شود اسلام منهاي ولايت الهيه است. ولايت لدالحقي خالي مانده اگر اين گونه باشد دين از بين مي رود، چنانچه اديان ديگر رفتند و اين مسأله در جهان ما بسيار مهم است.

*برخي ها زنان را داراي مقامي پايين تر از مردان مي دانند و براي همين مي گويند زنان نمي توانند به مقام بالايي برسند اما شخصيتي چون حضرت زهرا به چنين جايگاهي در عالم خلقت مي رسد.

فقط مردان ولايت ندارند. زنان همانند مردها مي توانند بهره مند از ولايت باشند، چنانکه در ايمان اين گونه است. چنانچه مقام حضرت زهرا(س) کمتر از هيچ امام ديگري نيست و از او، ائمه معصومين(ع) به دنيا آمدند. ببينيد حضرت چقدر مقام دارند که اين چنين شد. حضرت علي(ع) زنان ديگري داشت ولي از زنان ديگر ائمه(ع) به دنيا نيامدند، ائمه از سلاله حضرت زهرا(س) هستند. براي اينکه به مقام حضرت زهرا(س) پي ببريم، بايد توجه کنيم که ايشان نيز تمام قرآن و تجسم قرآن بودند و اين را از حضرت رسول(ص) به ارث برده بودند. دوم اينکه ما بايد به مقام زن در قرآن بيشتر توجه کنيم. يک نمونه آن حضرت مريم(س) است. در قرآن حضرت سيدة نساء العالمين خوانده شده است. ۲ بانو هستند که در قرآن بسيار تمجيد شدند؛ برتر از همه حضرت مريم(س) است که نام ايشان در قرآن برده شده است و دو سوره در قرآن به ايشان و زندگي ايشان اختصاص داده شده است؛ يکي سوره حضرت مريم و ديگري سوره آل عمران.

زنان همانند مردها مي توانند بهره مند از ولايت باشند، چنانکه در ايمان اين گونه است چنانچه مقام حضرت زهرا(س) کمتر از هيچ امام ديگري نيست و از او، ائمه معصومين(ع) به دنيا آمدند

خداوند در قرآن مي فرمايد: «وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ». در سوره آل عمران وقتي در مورد آل عمران حرف مي زند داستان حضرت مريم(ع) را بيان مي کند. هيچ پيامبري در قرآن وجود ندارد که دو سوره در مورد او باشد. هم سوره اي به اسم حضرت مريم (ع) است و هم در سوره آل عمران درباره او سخن گفته شده است. اين مقام و بالاتر از آن را در اسلام، حضرت زهرا(ع) دارد. عرفاي ما آنچنان که بايسته و شايسته بوده به حضرت مريم(ع) نيز توجه نکردند. به حضرت عيسي(ع) توجه کردند اما درباره حضرت مريم(ع) سکوت کردند. همان مقامي که حضرت مريم داشته و دارد و شايد بالاتر از آن را حضرت زهرا(س) دارد. مقام حضرت مريم(س) در قرآن بسيار بالاست. بشريت از لحاظ معنوي نجات پيدا نمي کند، مگر اينکه اين دو بانوي محترم يعني حضرت مريم(ع) و حضرت زهرا(س) دوباره به هم برسند. ما مسلمانها حضرت زهرا(س) را فراموش کرديم. بايد به بازشناسي شخصيت حضرت زهرا(س) برگرديم که هميشه، مظلوم تاريخ بوده؛ خصوصاً از زمان وفات حضرت رسول(ص) تا وفات خودشان.

در بستر بيماري و چند روز قبل از رحلت، حضرت رسول(ص) چيزي در گوش حضرت زهرا(س) گفتند. حضرت گريه کرد و باز پيامبر چيز ديگري در گوش او خواند و حضرت خنديد. عايشه سؤال کرد. حضرت زهرا فرمود: که پيامبر(ص) فرمودند من به زودي از دنيا خواهم رفت، من گريه کردم بعد در گوش من گفتند: اولين کسي که به من مي پيوندد تو هستي و همين اتفاق افتاد و از خاندان پيامبر(ص) اولين کسي که به فاصله بسيار کمي از دنيا رفت ايشان بود. حضرت زهرا(س) واقعاً مظلوم تاريخ است و ولايت او پنهان مانده است. اسلام قوت و رونق نمي گيرد؛ مگر با توجه به ولايت اهل بيت(ع) چون ولايت درجه اعلاي ايمان است.

ما مسلمانها حضرت زهرا(س) را فراموش کرديم. بايد به بازشناسي شخصيت حضرت زهرا(س) برگرديم که هميشه، مظلوم تاريخ بوده؛ خصوصاً از زمان وفات حضرت رسول(ص) تا وفات خودشان

*در سوره انسان نيز به مقام احسان اهل بيت(ع) و خانواده حضرت زهرا(س) اشاره شده است، چگونه مي توان شخصيت حضرت را با توجه به آيات اين سوره شناخت؟

در قرآن، سه واژه مهم اسلام، ايمان و احسان داريم. «قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُل لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِن قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِي قُلُوبِكُمْ» اين آيه اشاره به اعراب بدوي دارد که بسيار بي نزاکت بودند. که ايمان، بالاتر از اسلام است، اما بالاتر از ايمان و درجات عالي ايمان، احسان است. در قرآن اشاره بسيار به احسان اشاره شده است. احسان تنها کار نيکو کردن نيست درجه اي است فوق ايمان، «الاحسان أن تعبد اللّه كأنّك تراه، فان لم تكن تراه فانّه يراك»

احسان حضور در برابر حق است. بايد دائماً خدا را طوري عبادت کرد که انگار او را مي بينيم. اگر تو او را نمي بيني او تو را مي بيند. مقام احسان، هميشه در حضور خدا بودن است. «لم اعبد ربا لم اره» من هيچ وقت خدايي را که به دلم نديده باشم، عبادت نمي کنم. اين مقام، مقام ولايت و مقام اعلاي احسان است. بنابراين ولي الله درجاتي دارد. اولياي مطلق که ائمه(ع) باشند به بالاترين درجه ايمان رسيده اند و به نور الهي همه چيز را مي بينند، چنان چه حضرت علي فرمود: «ما رأيت شيئا الا و رأيت الله قبله و بعده و معه و فيه: هيچ چيزي نديدم مگر اينکه خداوند را قبل آن و با آن و بعد از آن ديدم.

ايمان، بالاتر از اسلام است، اما بالاتر از ايمان و درجات عالي ايمان، احسان است. در قرآن اشاره بسيار به احسان اشاره شده است؛ احسان تنها کار نيکو کردن نيست درجه اي است فوق ايمان، «الاحسان أن تعبد اللّه كأنّك تراه، فان لم تكن تراه فانّه يراك»

حضرت فاطمه(س) واقعاً کمال ولايت و صاحب ولايت مطلقه است. حضرت، قرآن مجسم و ناطق به کلام الله است. قرآن ناطق است. شأن و مقام بالايي دارد و عالم اسلام اگر مي خواهد اسلامي بماند بايد به اين مسائل توجه کند. مخصوصاً به ائمه معصومين(ع) که سلاله پاک حضرت زهرا(س) و حاصل دعاي حضرت ابراهيم(ع) هستند که حضرت ابراهيم(ع) درباره ذريه خودش دعا مي کرد چنانچه در سوره بقره آمده است که «رَبَّنَا وَاجْعَلْنَا مُسْلِمَيْنِ لَكَ وَمِن ذُرِّيَّتِنَا أُمَّةً مُّسْلِمَةً.»

چنانچه در سوره بقره آمده است: «وَ إِذِ ابْتَلىَ إِبْرَاهِمَ رَبُّهُ بِكلَِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ  قَالَ إِنىّ‌ِ جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا  قَالَ وَ مِن ذُرِّيَّتىِ  قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِينَ» حضرت ابراهيم(ع) هميشه در مورد ذريه خود دعا مي کرد، چنانچه در سوره بقره آمده است. اين ذريه که در دعاي حضرت ابراهيم(ع) در بقره و در آيات ديگر قرآن آمده است، ائمه(ع) هستند.

*در کتب مقدس يهوديت و مسيحيت، شخصيت حضرت زهرا(س) چگونه معرفي شده است؟

وجود مبارک آنها در تورات هم پيش بيني شده است. در اول کتاب اول در سفر تکوين داستان حضرت ابراهيم(ع) و حضرت هاجر(س) است که در قرآن آمده است. آمده که بعد از ناراحتي حضرت ابراهيم(ع) و حضرت هاجر(س)، وحي آمد که من نسل او را به تعداد ستارگان آسمان مي کنم و از ذريه او ۱۲ پادشاه خواهد آمد که به نظرم اشاره به ۱۲ معصوم از فرزندان حضرت علي(ع) و فاطمه(س) دارد. همچنين به حضرت هاجر(س) در مکه هم در مورد ذريه حضرت اسماعيل(ع) الهاماتي شده بود که در اين کتاب آمده است. نام پنج تن در کتاب انجيل هم آمده است.

حضرت فاطمه(س) واقعاً کمال ولايت و صاحب ولايت و قرآن مجسم و ناطق به کلام الله است و عالم اسلام اگر مي خواهد اسلامي بماند بايد به ائمه معصومين(ع) که سلاله پاک حضرت زهرا(س) و حاصل دعاي حضرت ابراهيم(ع) هستند توجه کند

*به غير از آياتي که در مورد اهل بيت(ع) و حضرت زهرا(س) نازل شده در نفسير عرفاني نيز آياتي مانند مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيَانِ* بَيْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا يَبْغِيَانِ را به شخصيت اهل بيت(ع) و حضرت تفسير مي کنند؟

بله! اين آيه اشاره به دو درياي ولايت علوي و فاطمي دارد که به هم آميختند و فرزنداني مانند امام حسن(ع) و امام حسين(ع) متولد شدند که حضرت رسول(ص) در مورد آنها فرمود: «الْحَسَنُ وَالْحُسَيْنُ اِمامانِ قاماً اَوْ قَعَداً» اين دو پسر امام و پيشوا هستند، بنشينند يا برخيزند. ايستاده و نشسته امام هستند؛ يعني امامتشان چه ظاهر شود چه ظاهر نشود، امام هستند. يک نکته را نبايد فراموش کنيم و آن اينکه اگر ائمه(ع) به مقام امامت ظاهري رسيدند يا نرسيدند امامت باطني آنها هيچ وقت زايل نمي شود. حضرت علي(ع) وصي رسول الله(ص) است. اگر به خلافت انتخاب مي شد يا نمي شد شأن الهي او در ولايت محفوظ است. عندالله، ازلاً و ابداً امام است. امامت از بين رفتني نيست. خوشا به حال کساني که او را بشناسند و واي بر حال آنهايي که حق آنها را نشناختند و يا شناختند و حقشان را گرفتند. امامت يک شأن بشري نيست که با همراهي نکردن مردم با آنها چيزي از آنها کاسته شود. بنابراين رجوع ما هميشه بايد به ولايت آنها باشد. عالم اسلام بايد خود را احيا کند و شأن آنها را بشناسد. معرفت الهي در نزد آنهاست.

اگر ائمه(ع) به مقام امامت ظاهري رسيدند يا نرسيدند امامت باطني آنها هيچ وقت زايل نمي شود، حضرت علي(ع) اگر به خلافت انتخاب مي شد يا نمي شد شأن الهي او در ولايت محفوظ است و عندالله ازلاً و ابداً امام است؛ امامت از بين رفتني نيست امامت يک شأن بشري نيست که با همراهي نکردن مردم چيزي از آن کاسته شود

*حضرت زهرا(ع) در هدايت خلق به سوي خداوند چه نقشي دارند؟

حضرت رسول(ص) فرمودند: «أنا مدينه العلم و علي بابها» چون ائمه(ع) از نور واحد هستند پس همه آنها باب علم هستند. آنها نمونه اعلاي هدايت هستند. دين هم چيزي جز هدايت نيست. هدايت هم با ولايت الهي امکان پذير است. بنابراين در اينجا شأن ائمه(ع) و أم الائمه(س) مشخص مي شود. اهل سنت و خصوصاً عرفاي آنها به اهل بيت(ع) بسيار احترام مي گذارند. فقط وهابي ها جاهل به مقام اهل بيت(ع) هستند در صورتي که علم هدايت در نزد آنهاست.

تعداد بازديد:739 آخرين تغييرات:93/12/13
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر