چهارشنبه 24 مرداد 1397 - 3 ذي الحجه 1439 - 15 آگوست 2018
صفحه اصلي/دين و انديشه

تقریب در برابر تکفیر/ با نگاهی به ابزارهای رسانه‌ای تکفیر

fiogf49gjkf0d

تقريب در برابر تکفير (۱)

تقريب در برابر تکفير/ با نگاهي به ابزارهاي رسانه‌اي تکفير

تقريب يک منظومه است که مشخصاً تقريب ايدئولوژيک يک بخش آن است و بي‌شک تقريب اقتصادي، سياسي و فرهنگي نيز در اين راستا مي‌تواند آن بخش مشهور را ياري رساند.

به گزارش خبرگزاري مهر، تقريب يک منظومه است که مشخصاً تقريب ايدئولوژيک يک بخش آن است و بي‌شک تقريب اقتصادي، سياسي و فرهنگي نيز در اين راستا مي‌تواند آن بخش مشهور را ياري رساند. همه اعضاي جامعه که نقشي در حوزه اجتماع دارند، مي‌توانند در اين راستا عهده‌دار مسئوليت باشند؛ يک فعال اقتصادي، يک سياستمدار، يک فعال فرهنگي و هنري و مانند آن‌ها، همگان مي‌توانند همراهان اصلي انديشه تقريب باشند. اگر تعبير «کونوا دعاة الناس بغير السنتکم» را دقت کنيم به اين نتيجه مي‌رسيم که اتفاقاً ترويج انديشه و ايدئولوژي تقريب که وابسته به محمل فکر و زبان است، درگرو ترويج عمل تقريب در ساختار فرهنگ، اقتصاد و سياست است. اين سه بخش حوزه عملي (فرهنگ، اقتصاد و سياست) است که براي اثرگذاري بر گرايش‌هاي مخاطبين ضروري مي‌باشد و در ادامه فرصت اثرگذاري بر حوزه انديشه و ايدئولوژي را فراهم مي‌کند چرا که اصطلاحاً حوزه گرايشي مخاطب براي پذيرش حقيقت تقريب آماده‌ شده است.

زماني دو کلمه «مجازي» (virtualis) و «فضيلت‌مند» (virtuous) خيلي سخت از يکديگر تفکيک مي‌شدند، دليل آن نيز به پيشينه‌اي در قرون کلاسيک بازمي‌گشت که ذات قدرت را در مافوق طبيعت مي‌دانست؛ وجودي ماورائي و الهي، خير و فضيلت را مي‌بخشد اما در معناي جديد، مفهوم «مجازي» نوعي بي‌طرفي ارزشي به خود گرفت و تکنيک و فن را براي توضيح خود برگزيد، اما امروز در حيطه گسترده‌اي، شاهد آن هستيم که اين دو کلمه در مصاديق دوباره به هم نزديک شده‌اند و جنگي بر سر گزاره‌هاي ارزشي از مدعيان فضيلتي شکل‌گرفته است که يکديگر را به نقض خير متهم مي‌کنند؛ يک‌طرف، ليبراليسم و شاخه‌هايش و يک‌طرف نيز اسلام و قرائت‌هايش.

هماوردي اين دو قابل پيش‌بيني است اما نکته غيرقابل‌ چشم‌پوشي، هيولاي فرانکشتاين دست‌ ساخته غرب است که به زور، نماينده جهان اسلام معرفي‌ شده و امروز پاشنه آشيل دنياي اسلام مي‌باشد؛ هيولايي به اسم اسلام‌گرايي که از تکه‌هاي انديشه‌هاي تحجر در جهان اسلام، قوت گرفته است. افراط‌گرايي اسلامي، هرچند به دست مهندسين ديوانه و جاه‌طلب و مستکبر غربي ساخته شد اما از تکه‌هاي مردگان همين سرزمين قوام‌يافته است، قطعاتي از نيروهاي انساني که از خاستگاه‌هايي فکري برخاستند و سيد حسن نصرالله در سخنراني ايام محرمش خواست که شناسايي‌شده و با آن‌ها مقابله بشود. رهبر معظم انقلاب نيز در سخنان خود در جمع شرکت‌کنندگان در «کنگره‌ جهانى‌ جريان‌هاي افراطى و تکفيرى از ديدگاه علماى اسلام» بر حرکت علمي علما براي مقابله با انديشه‌هاي مضل و منحرف رهبران آن‌ها تأکيد کردند.

ابزارهاي مجازي تکفير‌ي‌ها

اما قبل از بيان راهکارهاي دفع ضروري اين وصله نچسب به جهان اسلام تحت عنوان جعلي «اسلام جهادي»، بايد چگونگي به‌کارگيري ابزارهاي رسانه‌اي مجازي اين گروه و نوع برخورد غربي‌ها با آن‌ها را به‌اجمال بررسي کرد. نمونه‌اي خوب از به‌کارگيري ابزار رسانه‌اي براي بسط پيشروي‌ها و موفقيت‌هاي ساحت نظامي، همراه با ترساندن دشمن را مي‌توان در فيلم Triumph des Willens ديد؛ فيلمي که نازي‌ها در 1935 توليد کردند تا بدون بمباران و به‌کارگيري اسلحه، تنها به‌عنوان يک سلاح رواني براي از بين بردن اراده مقاومت نيروهاي دشمن استفاده کنند.

اين فيلم، ترسي را براي «فرانک کاپرا» هاليوودي در 1941 به ارمغان آورده بود که چگونه مي‌تواند با آن مقابله کند؟! راه‌حل کاپرا، برگرداندن سلاح رواني نازي‌ها عليه خود آن‌ها بود، کاپرا هفت فيلم ساخت تا با تکه‌هايي از فيلم‌هاي پروپاگانداي نازي‌ها، با همان ريتم نشان دهد که چرا بايد با نازي‌ها مقابله کرد!

او مي‌خواست نشان دهد که چطور فيلم‌هاي نازي‌ها، نظم غريب آن‌ها، وجهه استکباري هيتلر، خنده‌هاي مستانه سربازان و آلماني‌هاي «هاي هاي» کشان براي هيتلر، ابزار ضروري جنگ با آن‌ها مي‌شود و چطور سربازان آمريکايي بايد عظمت جنگ خود را با نازي‌ها درک کنند. امروز نيز همين راه‌حل آمريکايي در قبال اسلام‌گرايان دنبال مي‌شود، غربي‌ها مي‌خواهند از قطعات محصولات رسانه‌اي افراط‌گرايان مسلمان، نه‌تنها براي سرکوب آن‌ها که براي به کنار راندن اسلام استفاده کنند.

البته نمي‌توان ناديده گرفت که غرب در اين راه خيلي هم موفق نبوده است، اگر غربي‌ها از تکه‌هاي فيلم‌هاي افراط‌گرايان،  مشروعيت حضور خود در منطقه را به دست مي‌آورند، قبل از آن‌ها اين افراط‌گرايان بوده‌اند که با ابزار رسانه‌اي غربي‌ها، توانايي به راه انداختن جنگ رواني عليه آن‌ها را ازيک‌طرف و مجاهدين مدافع عراق و سوريه را از طرف ديگر به دست آوردند.

گروه اخير افراط‌گرايان تکفيري که به شديدترين اقدامات غيرانساني دست مي‌زنند، به‌طور مکرر در يوتيوب، توييتر، اينستاگرام و تامبير (مثلاً برچسب catsofjihad # در اينترنت و کمپين‌هاي متعدد هشتگ در شبکه‌هاي مجازي)، فيلم‌ها و تصاوير گسترده آماتوري که روزانه از جانب اعضا و هواداران منتشر مي‌شود را توزيع مي‌کنند.

اين محصولات به‌سرعت در گستره جهاني منتشر مي‌شود چراکه خيلي از نهادهاي خبري، تشنه اخباري هستند که خودشان نمي‌توانند به‌طور مستقيم به آن‌ها دست يابند و خبر تهيه کنند؛ تروريست‌هاي تکفيري با اين توانايي رسانه‌اي، در مناطق درگيري بيشترين فشار رواني و ترس و اضطراب را به نيروهاي مقابل خود وارد مي‌کنند و مردم منطقه درگيري را نيز به انفعال مي‌کشانند.

از طرف ديگر داعش به‌عنوان قوي‌ترين نيروي افراط‌گراي منطقه در حوزه رسانه نشان داده تلاشي گسترده براي رقابت با کانال‌هاي خبري غربي و فيلم‌هاي هاليوود دارد، نمونه آن را مي‌توان در «مرکز رسانه‌اي الحيات» ديد؛ مجموعه‌اي که باهدف مخاطبين جوان غير عرب به راه افتاده است و در اين مسير ضمن کنترل روايت از جنگ و خارج کردن آن از تبليغات يک‌طرفه غربي‌ها، خواست خود را در اثرگذاري بر ذهن و قلب مخاطب خود دنبال مي‌کنند.

کيفيت محصولات اين مرکز به استانداردهاي رسانه‌هاي معروف نزديک است، برنامه‌هايي عمدتاً با سه زبان آلماني، انگليسي و فرانسوي در ساختارهاي مختلف، از توئيت‌هاي متعدد و متنوع تا فيلم‌هاي بلند، محصولات صوتي و حتي مجله اينترنتي انگليسي‌زبان «دابق» را توليد مي‌کنند.

بنابراين صحنه عرض‌اندام افراط‌گرايان در دنياي مجازي بدين شکل است که نمي‌توان آن را بي‌تأثير دانست، به تعبير رهبري اين مسئله توانست شور و حماسه‌ى جوانان مسلمان را در سراسر دنياى اسلام منحرف کند و تعدادي از اين جوانان بى‌خبر و جاهل را به سمت سربريدن مسلمان و قتل‌عام زن و بچه و کودک بکشاند!

بايسته‌هاي استفاده از فضاي مجازي در تقريب مذاهب

 اما راه تقابل با اين افکار و سرمايه‌هاي اجتماعي دنباله آن چيست و فرصت‌هاي حضور مؤثر در فضاي مجازي براي ما کدام است؟ ابتدا چند مقدمه ضروري همراه باسياست‌هاي بايسته آن براي حضور مؤثر در فضاي مجازي بيان مي‌شود و در نوشتاري ديگر ابزارهاي ممکن براي تحقق حضور مؤثر در فضاي مجازي مطرح مي‌گردد.

نقش‌ مجموعه‌هاي مردم‌نهاد

اتاق‌هاي فکر و نهادهاي مردم‌نهاد در کشورهاي غربي غالباً به‌طور مستقيم به دولت وابسته نبوده و با نهادهاي کلان ملي و غيردولتي يا شبه‌دولتي خود مثل شرکت‌هاي بزرگ اقتصادي و مجموعه‌هاي کلان فرهنگي در ارتباط‌اند، در اين راستا حضور گسترده و توانمند مجموعه‌هاي بزرگ و توانمند داخلي که برخلاف نمونه‌هاي خارجي، انگيزه الهي داشته و رويکرد تقابل با افراط‌گري را نيز اتخاذ کرده‌اند و درعين‌حال توان لازم براي حمايت‌هاي گسترده از اتاق‌هاي فکر و نهادهاي مدني عرصه تقريب رادارند، مي‌تواند کارگشا باشد.

ورود نهادهاي حکومتي به عرصه تقريب، ممنوع!

بي‌شک آنچه به‌عنوان افراط‌گرايي تکفيري، دامنه اجتماعي خود را به رخ کشيده است، تنها از طريق نيروهاي اجتماعي تقريب گرا امکان عقب نشاندن دارد، بر اين اساس حضور مجموعه‌هاي مردم‌نهاد براي شکستن بردار عمل افراط‌گرايي ضرورت داشته و ورود محافل حکومتي به اين عرصه، در قاطبه امور نه‌تنها مفيد نيست، بلکه شائبه سوء انگيزه‌هاي سياسي را به همراه خود دارد، ضمن آنکه تجربه چندين ساله اين نهادها، نقشه ناکارآمدي آنها را در اين عرصه تکميل کرده است.

هوشياري حوزه علميه

نهادهاي مذهبي در ايران و در رأس آن‌ها، حوزه علميه بايد از هرگونه تعلق شاخه‌هاي ارتباطاتي مجازي تفرقه‌انداز به بدنه خود مبرا باشد، هيچ‌چيز چون اين دم خروس، قسم حضرت عباس وحدت‌گرايي را خنثي نمي‌کند! شبکه‌هاي تلويزيوني تفرقه‌انداز و محرک اقليت گرايي، سايت‌هاي متعدد آلوده به پيام‌هاي اقليت گرايانه، افراد مؤثر رسانه‌اي که به‌عنوان بازوان رسانه‌اي شيعه! مطرح‌شده‌اند و حضور جدال‌برانگيزشان، جز تحريک به‌افراط گرايي ثمر نداشته است بايد کنار گذاشته شوند.

صدا و سيما و دوري از برداشت‌هاي محافظه‌کارانه

بزرگ‌ترين نهاد آموزشي در کشور و دانشگاه عمومي اثرگذاري چون صداوسيما و ديگر متکفلان حوزه تربيت عمومي و ترويج فرهنگ، نبايد محمل برداشت‌هاي محافظه‌کارانه براي حفظ سنن تاريخي ارتباطات شيعه و سني باشند که ثمر آن بي‌توجهي اين دو جريان به حال يکديگر باشد.

امروز، شيعه و سني بيش از گذشته و بيش از هر زمان ديگر با يکديگر در ارتباط بوده و نيازمند همياري و همزيستي هستند. جهان اسلام، هويت متقابل قدرتمندي به اسم دنياي استکبار داشته که براي حفظ خود، بايد متحد باشد، هر ايراني (چه شيعه و چه سني) مي‌تواند و بايد منادي توانمند وحدت در جهان باشد. رهبري معظم به تقابل با بينش تکفير و رهبران آن اشاره کردند، بايسته تحقق آن اين است که تقريب گرايان، بيشتر و پيشتر بينش تقريب گرايي را درک کنند و به آن دست يازند.

تشکيل جبهه جهاني مستضعفين به جاي هلال شيعي

منازع جهان اسلام، دنياي استکبار است، پس بايد همنوايي (با حفظ سلسله‌مراتب آن) با همه غير مستکبرين بسط يابد؛ اين خواسته اصلي جمهوري اسلامي و رهبران آن بوده و رويکرد متداول و مشتهر به شيعه‌سازي و مدل‌هاي خارجي آن چون هلال شيعي، رويکردي خلاف خواست انقلاب اسلامي است. کليدواژه انقلاب اسلامي و حرکت حضرت امام، «تشکيل جبهه جهاني مستضعفين» بوده است.

تجليل از قهرمانان تقريب و جهاد

مهيا نمودن شرايط براي تجليل از قهرمانان «تقريب و جهاد» ضرورتي مهم است که بي‌توجهي به آن، زمينه را براي افراط‌ و تفريط آماده مي‌کند. همچنان که اسلام تحجر و تجمد، اسلام ناب نيست، اسلام تساهل و تفريط نيز اسلام ناب محمدي نيست و يکي از علل موفقيت گروه‌هاي تکفيري، پررنگ نمودن هويت «حميت ديني» است، هويتي که ردش تا پاي جان کشانده شده و اين حميت، امروز گمشده خيلي از جوانان در سطح جهان است. تأکيدهاي منفعلانه برخوانش تفريطي از اسلام ذيل عناويني چون اسلام رحماني، همچنان نمي‌تواند نيروي انساني آماده تقابل با جريان استکبار را به سمت خود جذب کند.

اهل بيت(ع) محور وحدت

قطعاً اهل‌بيت(ع)، خود پيشتازان تقريب بوده‌اند و نشان دادن اين معنا بر همه مطلعان از اين حقيقت فرض است؛ اهل‌ بيت(ع) را در انحصار شيعه قرار دادن، ظلمي است نابخشودني. فرصت حضور همگان را از هر مذهب و نژادي در دامن اين پاکان الهي فراهم کنيم و اين در حالي است که بزرگان از مذاهب و اديان ديگر نيز براي شيعيان محترم هستند، بگذاريم رجوع به اين پاکان الهي در هر مذهب و ديني، محمل تجميع قوا و وحدت نفوس انسان‌ها در تقابل با جبهه شياطين باشد.

تقريب با رفتار نه صرفا ايدئولوژي

تقريب يک منظومه است که مشخصاً تقريب ايدئولوژيک يک بخش آن است و بي‌شک تقريب اقتصادي، سياسي و فرهنگي نيز در اين راستا مي‌تواند آن بخش مشهور را ياري رساند. همه اعضاي جامعه که نقشي در حوزه اجتماع دارند، مي‌توانند در اين راستا عهده‌دار مسئوليت باشند؛ يک فعال اقتصادي، يک سياستمدار، يک فعال فرهنگي و هنري و مانند آن‌ها، همگان مي‌توانند همراهان اصلي انديشه تقريب باشند. اگر تعبير «کونوا دعاة الناس بغير السنتکم» را دقت کنيم به اين نتيجه مي‌رسيم که اتفاقاً ترويج انديشه و ايدئولوژي تقريب که وابسته به محمل فکر و زبان است، درگرو ترويج عمل تقريب در ساختار فرهنگ، اقتصاد و سياست است. اين سه بخش حوزه عملي (فرهنگ، اقتصاد و سياست) است که براي اثرگذاري بر گرايش‌هاي مخاطبين ضروري مي‌باشد و در ادامه فرصت اثرگذاري بر حوزه انديشه و ايدئولوژي را فراهم مي‌کند چرا که اصطلاحاً حوزه گرايشي مخاطب براي پذيرش حقيقت تقريب آماده‌ شده است.*

تعداد بازديد:623 آخرين تغييرات:93/12/14
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر