جمعه 27 مهر 1397 - 9 صفر 1440 - 19 اكتبر 2018
صفحه اصلي/خانواده

در 55 سالگی ، 35 ساله شوید!

در 55 سالگي ، 35 ساله شويد!

اگر خسته شده ايد و دل تان تغيير مي خواهد ، لازم نيست پول زيادي هزينه کنيد ، با من و همسرم همراه شويد....

يک: شب هنگام روز پنجشنبه است.  من و همسرم از تماشاي در و ديوار خانه خسته شده ايم،  البته همچنان سعي مي کنيم به  نکته تازه و چشمگيري از در و ديوار خانه مان برسيم اما چيزي به چشم مان نمي آيد. همسرم يکي از آن آه هاي مخصوص اش را مي کشد. سر و کله اين آه ها وقتي پيدا مي شود که همسرجان حوصله اش خيلي سر رفته باشد. آه عجيب و غريبي است، حتي به يک معنا مي شود گفت يک فرا آه است، يک جور آه که بوي گريه مي دهد. اين جور آه هاي غليظ به يک زنگ اخطار شديد مي ماند و من در طول سال هاي زندگي مشترک خوب فهميده ام اين آه ها را کاملا بايد جدي گرفت و اگر سريع ترتيب اثر  داده نشود ممکن است خرابي هاي زيادي به بار بياورد. 

بلافاصله به همسرم پيشنهاد مي کنم برويم بيرون کمي قدم بزنيم. انتخاب محل قدم زدن  هم با همسر. چهل دقيقه بعد از آن فرا آه  غليظ و تحمل يک خيابانگردي اجباري حالا ما در پارک قيطريه ايم و راه مي رويم. پارک فضاي چندان بشاشي ندارد. درختان چنان به خواب رفته اند که هر آن آدم انتظار دارد صداي خر و پف کردن هايشان را هم بشنود. دوست دارم به خاطر همسرم هم که شده چندتايي شان را بيدار کنم تا گول بخورند و فکر کنند  بهار شده، پس به شکوفه بنشينند و ما را هم از اين حال و هوا بيرون بياورند اما دلم نمي آيد. خسته اند پس بگذار بخوابند. يک خواب خوب براي بيداري بشاش و به موقع در بهار لازم است.


دو: اما در ادامه ديدن يک اتفاق کوچک در اين پارک در اين وقت شب، فضاي ذهني من و همسرم را عوض مي کند. گاهي براي اين که حال مان خوب شود نيازي نيست مثلا بليط هاي 100 هزار توماني حال خوب کني فلان کنسرت دست مان باشد. لازم نيست هميشه رديف اول بنشينيم که حال مان خوب شود. يک مرد ميانسال که 50 – 55 ساله مي زند حال ما را خوب مي کند. هيچ کلمه اي بين ما و آن مرد رد و بدل نمي شود. اصلا  آن مرد يک هزارم درصد هم احتمال نمي دهد وقتي که به کار خودش مشغول بوده و اصلا ما را نديده، حال دو نفر آدم را در اين شهر که يک ساعت پيش با يک فرا آه اخطارکننده از خانه شان بيرون زده اند خوب کرده باشد.

بايد سعي کنيم سرحال و جوان بمانيم تا بتوانيم پا به پاي فرزندانمان جواني کنيم وگرنه از هم دور مي شويم

سه: قضيه از اين قرار است که در بخشي از پارک، مردي در زاويه اي که پشت به ماست با نوجواني پينگ پنگ بازي مي کند. ما چون صورت مرد را نمي بينيم از عکس العمل هايي که در بازي دارد و بدن قبراق و سرحالش حدس مي زنيم

 30 – 35 سال بايد داشته باشد، مرد  مثل يک دوست مدرسه دبيرستان با پسرش پينگ پنگ بازي مي کند، معلوم است از سر رفع تکليف بازي نمي کند و بازي را جدي گرفته است.  وقتي ما مي چرخيم و زاويه مان نسبت به ميز پينگ پنگ و جاگيري دو بازيکن عوض مي شود با شگفتي تمام مي بينيم که مرد حدودا 55 – 50 سالي دارد اما انگار که بدنش متعلق به يک جوان 35 – 30  ساله است. عکس العمل هاي بسيار چابک، تناسب اندام و ورزيدگي عضلات چنين تصويري را در ذهن ما ايجاد مي کند.


چهار: ديدن اين صحنه جرقه سوژه اي را براي نوشتن يک مطلب در ذهن من بيدار مي کند و مسير حرف هاي من با همسرم به اين سمت مي رود که چقدر خوب است پدر و مادرها، بدن هايشان را براي فرزندان شان جوان و بشاش نگه دارند.  همسرم مي گويد اين سال ها فرزندان بسيار ديرتر وارد زندگي هاي مشترک مي شوند. اگر مثلا سه چهار دهه پيش اختلاف سني پدر و مادر با اولين فرزندشان 17 – 18 سال بود امروز اختلاف سني پدر و مادرها با اولين و آخرين فرزندشان در خوشبينانه ترين حالت از 30 شروع مي شود و تا 40 و 50 هم مي رسد. اتفاقي که اين جا مي افتد اين است که خيلي وقت ها عملا وقتي فرزند ما به دنيا مي آيد و مي خواهد تازه بداند چه کسي است و کيست و براي چه به دنيا  آمده يعني نوجواني را پشت سر بگذارد يکي يا هر دو والد خود را از دست مي دهد چون والد يا والدين او در آغاز نوجواني فرزندشان به مرز 60 سالگي رسيده اند.


پنج: نکته مهمي که ديدن مردي که با فرزند نوجوان خود در پارک پينگ پنگ بازي مي کرد در ذهن من ايجاد کرد اين بود؛ حال که ما به هر دليل نمي توانيم کودکان خود را زودتر وارد زندگي مشترک مان کنيم  کاري که مي توانيم انجام دهيم اين است که دست کم از بدن هايمان مراقبت بيشتري  کنيم تا آن ها به دنيا نيامده مجبور نباشند جايي براي ما در خانه سالمندان رزرو کنند.


شش: البته بخشي از  مواجهه ما با بيماري ها گريزناپذير است.  معلوم است که نمي توان مسايل ژنتيکي و تبعات زندگي در کلانشهرها و فضاهاي صنعتي را انکار کرد اما بخش مهمي از سلامتي ما مي تواند در اختيار خودمان باشد. به عبارت ديگر وقتي زن و مردي با هم ازدواج مي کنند يا حتي پيش تر از آن به هر ميزان که روي سلامتي جسمي و ذهني خود سرمايه گذاري مي کنند اين سرمايه گذاري اندوخته اي براي فرزندان آن ها هم خواهد بود. مادري که از سلامت ذهني و رواني برخوردار است در واقع اندوخته اي بزرگ را پيشکش فرزند يا فرزندان خود مي کند و فرزندان خود را از اين موهبت برخوردار مي کند چون او حوصله مواجهه با مسأله يا مسايل آن ها را خواهد داشت. مادر يا پدري که خود را عادت داده اند که ورزش هاي منظمي داشته باشند علاوه بر آن که نتايج لحظه اي – آني اين ورزش را در زندگي شان مي بينند اين ورزيدگي جسمي و رواني را به مثابه يک اندوخته مهم به حساب فرزند يا فرزندان خود هم واريز مي کنند.

حسن فرامرزي

ido

تعداد بازديد:603 آخرين تغييرات:93/12/16
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر