جمعه 2 تير 1396 - 28 رمضان 1438 - 23 ژوئن 2017
صفحه اصلي/كودك و نوجوان


 
 


 










 


 












خروجي RSS

دوقلوهای تازه وارد

دوقلوهاي تازه وارد

من امروز صاحب يک خواهر و برادر دو قلو شدم. اسمشون سارا و سينا است. اونا خيلي شبيه همند. مامانم براي سارا لباس هاي صورتي و براي سينا لباس هاي آبي خريده. اينطوري بهتره، چون من مي تونم آن ها را از هم تشخيص بدم.

مامان خيلي کار داره. آخه اون دو تا هميشه با هم گريه مي کنند و غذا مي خوان. هر دو تا با هم خوابشون مي گيره و مامانم مجبوره اونا رو با هم بخوابونه. مامانم خيلي خسته مي شه. خيلي دلم براش مي سوزه.

امروز با خودم تصميم گرفتم به مامانم بگم اگه کاري از من برمي آد بهم بگه تا بهش کمک کنم.

مامان گفت: وقتي من به سارا غذا مي دم تو هم شيشه شير سينا را بهش بده ولي فقط مواظب باش تا مشکلي پيش نياد. من هم به مامانم نگاه کردم و مثل اون غذاي سينا را دادم.

وقتي مامانم مي خواد اونا رو حموم کنه من لباساشون رو آماده مي کنم. البته مامان قبلش بهم ياد داده چه جوري اين کار رو انجام بدم.

يا وقتي مامان داره آشپزي مي کنه من اونا رو تو گهواره تکون تکون مي دم تاخوابشون ببره. البته اين کار رو خيلي آروم مي کنم چون اونا خيلي کوچولواند. بعضي وقتها هم براشون شعر مي خونم آخه اونا خيلي شعر دوست دارن.

مامانم بهم مي گه: عزيزم تو خيلي مهربوني و به من خيلي کمک مي کني. من تو رو خيلي دوست دارم و ازت راضي ام.

من از اين حرف مامانم خيلي خوشحال شدم و تصميم گرفتم از اين به بعد بيشتر مراقب سارا و سينا باشم.

نعيمه درويشي

بخش کودک و نوجوان تبيان

تعداد بازديد:478 آخرين تغييرات:93/12/19
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر