چهارشنبه 1 آذر 1396 - 3 ربيع الاول 1439 - 22 نوامبر 2017
صفحه اصلي/دين و انديشه

مرد یا زن بدون دیگری هرگز نمی تواند به مدارج کمال دست پیدا کند

جايگاه زن در جامعه اسلامي در گفتگو با مرتضي جوادي‌آملي:

مرد يا زن بدون ديگري هرگز نمي تواند به مدارج کمال دست پيدا کند

اسلام موقعيت زن را بسيار کريمانه و ارزشمند معرفي کرده و ضمن اينکه او را به لحاظ همسطحي برابر با انسان و مرد دانسته و مي گويد خداوند حقيقت زن و مرد را از حقيقت واحد آفريده است.

به گزارش خبرگزاري مهر، اگر جامعه موضع تفکر و انديشه اسلامي را بهتر بشناسد، در مناسبات با اين مقوله شايد بتواند در شرايط بهتري قرار گيرد تا از آن بيشتر بهره مند شود. ازجمله مسائلي که جا دارد به درستي به آن پرداخته شود مقوله زن است. اين مقوله با توجه به شرايط خاص اجتماعي، سياسي و فرهنگي اقتضائاتي دارد که اگر شناخته شود ممکن است بهتر سامان داده شود و جامعه در شرايط بهتري قرار گيرد. 

در گفتگويي با حجت الاسلام والمسلمين دکتر مرتضي جوادي آملي، رئيس بنياد بين المللي علوم وحياني اسراء به بررسي جايگاه و مقام زن در اسلام و چگونگي بهره‌گيري از مقام و شخصيت حضرت زهرا(س) براي بهتر شدن وضع زنان در جامعه پرداخته شده است که اکنون از نظر شما مي‌گذرد. 

*امروزه جامعه زنان درگير سوء تفاهمهاي مختلفي است برخي از گروه هاي فمنيسم با ايجاد شبهاتي سعي در مخدوش کردن جايگاه زن در دين اسلام را دارند. در ابتداي اين گفتگو لازم است مروري بر جايگاه زن در اسلام داشته باشيد؟ 

اسلام موقعيت زن را بسيار کريمانه و ارزشمند معرفي کرده و ضمن اينکه او را به لحاظ همسطحي برابر با انسان و مرد دانسته و مي گويد خداوند حقيقت زن و مرد را از حقيقت واحد آفريده است. اسلام همه کمالاتي که براي مرد امکان پذير است براي زن هم امکان پذير معرفي مي کند و برمي شمارد. هيچ کمالي از کمالات انساني نيست، مگر اينکه زن هم مي تواند به آن کمال دست پيدا کند و به تعبير آيت الله جوادي آملي نه ذکورت و مرد بودن، شرط رسيدن به کمال است و نه انوثت و زن بودن مانعي براي رسيدن به آن، بلکه از آن جهت که هر دو انسان هستند براي راهيابي به همه مدارج کمال و فضائل انساني مستعد هستند، البته هر کدام صنفي از انسان هستند که اقتضاي اين صنف يکسري تفاوتهايي است که البته اين تفاوتها هرگز ارزش اضافي را براي يکي، بدون ديگري نمي آورد بلکه از آن جهت که اين دو صنف مکمل يکديگر هستند و طبق نظام هستي زوج آفريده شده اند تا بتوانند ضعفها و نقصهاي يکديگر را پوشش دهند و به تعبير رساي قرآني که مي فرمايد: «هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ»(آيه 187 سوره بقره) مردها براي پوشش دادن نسبت به زنها و احيانا نقصهايي که در حوزه زنها و خانمها مشاهده مي شود و هم زنها براي رفع نقصها و ضعفهايي که احيانا در جنبه مردها وجود دارد. 

خداي عالم آنها را اينگونه قرار داد و فرمود: «هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ»، بنابراين دو صنف بودن در جهت تکميل يکديگر است و هرگز موجب اختلاف، تهافت و رودررويي نيست بلکه زمينه توسعه و تکميل و راهيابي به کمال براي يکديگر شناخته مي شوند و هر کدام براي ديگري فرصت و امکان رشد و سعادت را فراهم مي آورند، به گونه اي که هر يک بدون ديگري هرگز نمي تواند به مدارج کمال خود دست پيدا کند. 

*در مورد اينکه زن و مرد، هر يک بدون ديگري هرگز نمي تواند به مدارج کمال خوش دست پيدا کند، بيشتر توضيح مي دهيد؛ علت اين امر چيست؟ 

به اقتضاي اينکه هر کدام(زن يا مرد) يک صنفي هستند شرايط بدني و فيزيکي خاصي را خداي عالم براي آنها قرار داده است که بايد آن شرايط براي ما مورد توجه قرار گيرد و هويت مرد يا زن با آن شرايط بدني مد نظر قرار گيرد. زنها از آن جهت که حيثيت مادري و پرورش انسانها را برعهده دارند مظهر ربوبيت پروردگار عالم هستند و از جهت اينکه بتوانند صحنه ربوبيت الهي را براي فرزندانشان به درستي فراهم کنند خداي عالم شرايطي را براي آنها قرار داد تا اين امر امکان پذير باشد. همان طور که براي مردها شرايط ديگري را قرار داد که در زمينه خالقيت و ايجاد وضعيتي که به آفرينش و حقيقت انسانها مي انجامد اين امر سپرده شده است. بنابراين هر کدام از اين دو صنف بعدي از ابعاد حقيقت انساني هستند که با يکديگر کامل مي شوند و بدون يکديگر هر کدام به تنهايي، ناقص خواهند بود، اما گاهي اوقات نه به بعد انساني و نه به بخش صنف مرد يا زن توجه مي شود. انسانهايي که اين دو بخش از هستي انسان اعم از مرد يا زن را نشناسند طبيعي است که با او نمي توانند مناسبات و روابط شايسته اي را برقرار کنند لذا گاهي اوقات در هم شکستن و نابودي و انحطاط انسانها اعم از مرد و زن از اين راه طي مسير مي کند. 

وقتي هم به انسان بودن و هم به مرد يا زن بودن توجه شود مي بينيم که اقتضائاتي براي اينها وجود دارد که اگر اين اقتضائات انساني و صنفي مورد توجه قرار گيرد و به درستي شناخته شود مسير اجتماعي مردها و زنها هم مشخص خواهد شد. نبايد شغلها، کارها يا فعاليتهايي را در مسير زنها يا مردها قرار دهيم که با انسانيت آنها يا با مرد و زن بودن آنها در تضاد و تعارض باشد. اگر پيشه اي، شغلي، فعاليتي و عملي در راستاي انسانيت انسان يا مرد بودن انسان يا زن بودن انسان قرار نداشته باشد انسان هميشه در درون چالش دروني و جدي قرار خواهد گرفت. يکي از مشکلاتي که امروزه جوامع بشر خصوصا غربيها به شدت به آن مبتلا هستند و راه مفر و گريزي براي آنها نيست اين است که نه انسان را آن گونه که بايد بشناسند، مي شناسند و نه زن و يا مرد بودن را، لذا يکسري حقوق و ارزشها و اصولي را بر مرد يا زن محکم مي کنند که گرچه انسان براساس مباني ساختگي فلسفي آنها را ممکن است باور کند اما در درون خود اين تضاد و تعارض را مي بيند و کاملا احساس مي کند نه به انسانيت بهايي داده شده است و نه به صنف مرد بودن يا زن بودن. بنابراين نکته اي که قابل توجه است و مي خواهم بر روي آن تأکيد کنم اين است که اگر به اين دو جهت توجه شود که مرد و زن اولا انسان هستند و ثانيا با هويت صنفي خاصي هستند و اين دو جريان اقتضائات و تقاضاهايي دارد، مناسباتي را مطالبه مي کنند، انتظاراتي را دارند و ارزشهايي را در نهان خودشان مي شناسند و باور دارند اگر مطابق با آنها اقدام نشود و شئوني را براي مرد يا زن تعريف کنند که اين شئون در تضاد و تعارض با آن اصول باشد قطعا انسان به موفقيت و کمال خود، نخواهد رسيد و موفقيت براي او حاصل نخواهد شد. 

*در راستاي تأمين اين اهداف و رسيدن به وضع مطلوب مورد نظر اسلام چه کار بايد کرد؟ 

وظيفه متوليان فرهنگ، نخبگان و فرهيختگان است که با شناخت اين دو موقعيت براي انسان اعم از مرد يا زن، اقتضائات و تقاضا و استعدادهاي طبيعي آنها را مد نظر قرار دهند و مطابق با آنها اينها را به عرصه سياست، فرهنگ و اجتماع بياورند. بسياري از مردها وارد نوع فعاليتهايي مي شوند که اين فعاليتها با ذات و هويت خودشان سازگار نيست و لذا تضاد دروني آنها را آزار مي دهد و همچنين چنين وضعيتي براي خانمها وجود دارد. يکي از مشکلاتي که امروزه مخصوصا در مسير درسهاي دانشگاهي، علوم دانشگاهي و امثال و ذلک وجود دارد اين است که دانشجويان مدت زيادي را سپري مي کند تا به علم و دانش و تخصصي دست پيدا کنند اما وقتي به آنجا رسيدند و اقتضائاتش را ديدند، متوجه مي شوند گاهي وقتها حتي استفاده حداقلي هم امکان پذير نيست و اين رشته در مسير خواسته هاي دروني و اقتضائات ذاتي و هويتي او نبوده است. به نظر مي رسد که اگر متوليان فرهنگ چاره انديشي نکنند و مسير اقتضائات انساني را مخصوصا براي جامعه ايراني و اسلامي که علقه شديد فرهنگي، ديني و اعتقادي بين خود و باورهاي خود احساس مي کند و اگر به او توجه نشود قطعا آسيب خواهد ديد و مسير رشد و تعالي خود را گم خواهد کرد. 

*براي رسيدن به اين وضعيت، از سيره اهل بيت(ع) و خصوصا حضرت فاطمه زهرا چه بهره‌هايي مي توانيم ببريم؟ 

اهل بيت عصمت و طهارت(ع) عموما و صديقه طاهره حضرت فاطمه زهرا(س) خصوصا مسير تعالي و رشد انسان و زن بودن و حضور در عرصه هاي اجتماعي و فعاليتهايي که به حوزه زنان بر مي‌گردد را به زيبايي ترسيم کردند و با نوع زندگي اي که ارائه فرمودند ضمن حضور در عرصه هاي اجتماعي و فرهنگي هم به کمالات متوقع انساني توجه داشتند و هرگز وارد چالشها و درون سوزيهايي که اين تقابلات و تعارضات فرهنگي ممکن است براي انسان ايجاد کند واقع نشده اند. ايشان به عنوان همسر نمونه، مادر نمونه و انساني که در مسير تعالي و رشد او هيچ کاري که او را با اقتضائات وجودي اش در تضاد قرار دهد نبوده است او را به عنوان يک زن نمونه و تعبير روايي ما سيده زنان عالم و جهانيان قرار داده است. متأسفانه ارزشهايي که امروز در جامعه کمرنگ شده به جهت بي توجهي و بي اعتنايي به آن چيزي است که در باور و اعتقادات و فرهنگ ما نسبت به اهل بيت(ع) عموما و حضرت زهرا(س) خصوصا وجود دارد. اگر جوانها، نوجوانها، اطفال و کودکان نتوانستند شکل درست انساني خودشان را به درستي پيدا کنند و در مسير تعالي و رشد با دشواريها و صعوبتهايي روبرو هستند براي اين است که از اين آموزه هاي اصيل وحياني دور ماندند. اتفاقا خداي متعال در قرآن توصيه کرده است به انسانهايي که براي کمال و سعادت پر گشوده اند و اميد به رحمت الهي دارند و به عاقبت براي رسيدن به لقاء الهي با کمال جديت اهتمام مي کنند که در مسير زندگي خودشان اسوه و نمونه هايي را انتخاب مي کنند. کساني که اميد به رحمت الهي دارند اسوه ها و انسانهاي نمونه اي را انتخاب مي کنند. 

*با توجه به سيره و رفتار حضرت فاطمه زهرا(س) در چه ابعادي مي توان آن حضرت را الگو قرار داد و جامعه ما خصوصا جامعه نسوان مي توانند از ايشان بهره مند شوند؟ 

طبق بيان رسول مکرم اسلام(ص) نمونه اي برتر از فاطمه زهرا(س) در همه ابعاد زندگي انساني، فردي و اجتماعي خصوصا براي جامعه زنان وجود ندارد؛ از عفت مداري، رعايت مرزهاي انساني، رعايت اخلاق و ارزشهاي انساني، جديت و اهتمام در امر همسرداري و فرزندداري گرفته تا اين گونه از امور را شئون اصلي ديدن و به اينها به عنوان امر سوم و چهارم ننگريستن. 
وقتي از علي بن ابيطالب(ع) سؤال کردند فاطمه زهرا(س) را چگونه ديدي؟ فرمود: «نعم العون في طاعة الله» در مسير طاعت و بندگي خدا براي من هيچ گونه ممانعتي ايجاد نمي کرد بلکه همواره مسير را هموار و راه را براي تعالي و رشد فراهم مي کند. بنابراين امروزه جا دارد همچنان که جامعه ما اعتقادات و باورهاي خودش را با اين دسته از انسانها بسته، مراجعه جديدي نسبت به زندگي و حيات خود از منظر اهل بيت(ع) داشته باشد تا بهره بيشتري را ببرد.

تعداد بازديد:534 آخرين تغييرات:94/01/06
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر