پنج شنبه 8 تير 1396 - 5 شوال 1438 - 29 ژوئن 2017
صفحه اصلي/فرمايشات امام و رهبري (ره)


 
 


 










 


 












خروجي RSS

بیانات در حرم مطهر رضوی

fiogf49gjkf0d

بيانات در حرم مطهر رضوي 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحيم
الحمدلله ربّ‌ العالمين و الصّلاة و السّلام علي سيّدنا و نبيّنا ابي القاسم المصطفي محمّد و علي اله الاطيبين الاطهرين المنتجبين الهداة المهديّين المعصومين المکرّمين سيّما بقية الله في الارضين. اللّهمّ صلّ علي فاطمة بنت نبيک و زوجة وليّک و امّ السبطين الحسن و الحسين سيّدي شباب اهل الجنّة الطّهرة الطّاهرة المطهّرة التّقيّة النّقيّة الزّکيّة سيّدة نساء اهل الجنّة اجمعين. اللّهمّ صلّ علي وليّک عليّ بن موسي عدد ما في علمک صلاة دائمة بدوام ملکک و سلطانک. اللّهمّ سلّم علي وليّک عليّ بن موسي عدد ما في علمک سلاماً دائماً بدوام مجدک و عظمتک و کبريائک.
خداي متعال را سپاسگزاريم که يک بار ديگر و يک سال ديگر اين فرصت را به ما عنايت فرمود که در ذيل و ظلّ بارگاه حضرت ابي الحسن الرّضا (عليه الصّلاة و السّلام) با شما برادران و خواهران عزيز، زائران و مجاوران مشهد رضوي ملاقات کنيم.
ايرانيِ زيرکِ مسلمان، نوروز باستاني را با عقيده‌ي خود و به شکل دلخواه خود، تغيير داد؛ قالب نوروز و صورت نوروز را نگه داشت، محتواي آن را عوض کرد. نوروز باستاني، نوروز پادشاهان بود؛ فرصتي براي سلاطين و حکّام مستبد بود؛ براي اينکه شکوه خود و عظمت ظاهري خود را به رخ ملّتها بکشانند و بنشينند از آنها هديه بپذيرند. حتّي در زمان بني‌اميّه و بني‌عبّاس که نوروز به دربارهاي خلافت اموي و عبّاسي وارد شد، همان رفتار و سيره‌ي پادشاهان و کسرايان فارسي باستان در دربار آنها عمل ميشد. امّا ايرانيِ مسلمان، اين نظم را، اين قالب را به‌نفع خود تغيير داد؛ اگرچه اين تغيير به‌صورت دفعي انجام نگرفته است امّا شما امروز بعد از گذشتن قرنها، مشاهده ميکنيد که نوروز بهانه‌اي و وسيله‌اي است براي ارتباط قلبي ميان مردم و ميان مبدأ عظمت و عزّت، يعني ذات مقدّس باري‌تعالي. در نوروز ايراني، حقيقت نوروز يک حقيقت مردمي است؛ مردم به‌مناسبت نوروز با يکدگر با صفا و محبّت رفتار ميکنند؛ به يکديگر تبريک ميگويند و هديه ميدهند. رسم و سنّت باستاني و پادشاهي، امروز بعد از گذشت سالها و قرنها، در نوروز وجود ندارد. در ايّام نوروز و تحويل سال نو، شلوغ‌ترين و پرازدحام‌ترين مراکز در کشور پهناور ما عبارت است از بارگاه‌هاي مقدّس ائمّه و امام‌زادگان (سلام الله عليهم). ديشب ــ در نيمه‌‌ي شب ــ در اين آستان مقدّس، صدها هزار مؤمن با دلهاي پاکيزه، متوجّه مرکز عظمت و قدرت شدند، با خداي خود سخن گفتند، از گرداننده‌ي حالها گردش نيکوي حالت خود را طلب کردند و مراسم ديني به جا آوردند؛ بنابراين اين نوروزي که امروز ما داريم، نوروز باستاني نيست، نوروز ايراني است؛ نوروز ملّت مسلماني است که از قالب اين مراسم کهن، توانسته است براي خود سرمايه‌اي فراهم کند و به سمت هدفهاي خود پيش برود. اميدواريم خداوند متعال به ملّت عزيز ايران کمک کند تا اين ابتکارات زيرکانه‌ي اسلامي را در همه‌ي مسائل و ‌در همه‌ي موارد به کار ببندد. لذا امسال که ايّام نوروز با شهادت بانوي بزرگ جهان اسلام، حضرت فاطمه‌ي زهرا (سلام الله عليها) مصادف است، يقيناً مراسم نوروز نبايد هيچ‌گونه منافاتي با تکريم و احترام به نام آن بزرگوار و ياد آن بزرگوار داشته باشد؛ و يقيناً منافاتي پيدا نخواهد کرد. امروز من مطالبي را در نظر گرفته‌ام که به شما برادران و خواهران عزيزي که در اين اجتماع باشکوه حضور داريد و به همه‌ي ملّت ايران عرض کنم.
بحث را با يک تأمّل قرآني آغاز ميکنم. خداوند متعال براي آن کساني که وعده‌ي
نصرت داده است، شرطي مقرّر فرموده است: وَ اِنَّ اللهَ عَلي نَصرِهِم لَقَدير؛(۱) اَلَّذينَ اِن مَکَّنّاهُم فِي الاَرضِ اَقامُوا الصَلوةَ وَ ءاتَوُا الزَّکوة وَ اَمَروا بِالمَعروفِ وَ نَهَوا عَنِ المُنکَرِ وَ لِلّهِ عاقِبةُ الاُمور.(۲) خداوند متعال چهار شاخص را در اين آيه‌ي شريفه براي آن مؤمناني که قدرت در اختيار آنها قرار ميگيرد و از زير سلطه‌ي قدرتمندان جائر خارج ميشوند، معيّن کرده و وعده کرده است که «اِنَّ اللهَ عَلي نَصرِهِم لَقَدير»؛ خداي متعال قادر است که يک چنين ملّتي را نصرت کند و يقيناً هم نصرت خواهد کرد. از اين چهار شرط، يکي نماز است، يکي زکات است، يکي امر به معروف است و ديگري نهي از منکر. هر کدام اين چهار خصوصيّت و چهار شاخص، يک جنبه‌ي فردي و شخصي دارند، لکن در کنار آن، يک جنبه‌ي اجتماعي و تأثير در نظام‌سازي اجتماعي [هم] دارند. نماز با آن همه راز و رمزي که در حقيقت نماز نهفته است که معراج هر مؤمن است، «قُربانُ کُلِّ تَقي»(۳) است، وسيله‌ي فوز و سعادت است، از همه‌ي اعمال برتر و بالاتر است، حتّي نماز داراي جنبه‌ي اجتماعي هم هست. جنبه‌ي اجتماعي نماز اين است که يکايک مسلمانان به‌وسيله‌ي نماز با يک مرکز واحدي در تماس ميشوند. در آنِ واحد در وقت نماز، همه‌ي مسلمانان در همه‌ي نقاطي که دنياي اسلام گسترده است، دل را به يک مرکز واحدي متّصل ميکنند؛ اين اتّصال همه‌ي دلها به يک مرکز واحد، يک مسئله‌ي اجتماعي است، يک مسئله‌ي نظام‌ساز است، معيّن‌کننده و شکل‌دهنده‌ي هندسه‌ي نظام اسلامي است.
زکات که داراي جنبه‌هاي فردي است و گذشت و اعطاي «ما يحب» را به انسان مي‌آموزد که خود اين يک تجربه و آزمون بسيار مهم است، امّا يک ترجمان اجتماعي دارد؛ زکات در استعمالات قرآني، به معني مطلق انفاقات است اعم از زکات مصطلحي است که در آيه‌ي شريفه‌ي
«خُذ مِن اَموالِهِم صَدَقَةً»(۴) به آن اشاره شده است؛ زکات يعني مطلق انفاقات مالي، [امّا] جنبه‌ي اجتماعي و ترجمان اجتماعي نظام‌ساز زکات اين است که انساني که در محيط اسلامي و جامعه‌ي اسلامي، برخوردار از مال دنيوي است، خود را متعهّد ميداند، مديون ميداند، طلبکار نميداند، خود را بدهکار جامعه‌ي اسلامي ميداند؛ هم در مقابل فقرا و ضعفا، هم در مقابل سبيل‌الله؛ بنابراين زکات با اين نگاه، يک حکم و شاخص نظام‌ساز است.
و امّا
امر به معروف و نهي از منکر که در واقع به نوعي زيربناي همه‌ي حرکات اجتماعي اسلام است که «بِها تُقامُ الفَرائِض»؛(۵) امربه‌معروف يعني همه‌ي مؤمنان در هر نقطه‌اي از عالم که هستند، موظّفند جامعه را به‌سمت نيکي، به‌سمت معروف، به‌سمت همه‌ي کارهاي نيکو حرکت دهند؛ و نهي از منکر يعني همه را از بدي‌ها، از پستي‌ها، از پلشتي‌ها دور بدارند. هرکدام از اين چهار شاخص به‌نحوي ترجمان ساخت و هندسه‌ي نظام اسلامي است.
در حاشيه عرض بکنيم که اين معناي مهمّ امر به معروف و نهي از منکر را نبايد به مسائل زير نصاب اهمّيّت منحصر کرد؛ بعضي تصوّر ميکنند امر به معروف و نهي از منکر منحصر ميشود به اينکه انسان به فلان زن يا فلان مردي که يک فرع ديني را رعايت نميکند تذکّر بدهد؛ البتّه اينها امر به معروف و نهي از منکر است امّا مهم‌ترين قلم امر به معروف و نهي از منکر نيست. مهم‌ترين قلم امر به معروف و نهي از منکر عبارت است از امر به بزرگ‌ترين معروفها و نهي از بزرگ‌ترين منکرها. بزرگ‌ترين معروفها در درجه‌ي اوّل عبارت است از ايجاد نظام اسلامي و
حفظ نظام اسلامي؛ اين امر به معروف است. معروفي بالاتر از ايجاد نظام اسلامي و حفظ نظام اسلامي نداريم؛ هر کسي که در اين راه تلاش کند، آمر به معروف است؛ حفظ عزّت و آبروي ملّت ايران، بزرگ‌ترين معروف است. معروفها اينها هستند: اعتلاي فرهنگ، سلامت محيط اخلاقي، سلامت محيط خانوادگي، تکثير نسل و تربيت نسل جوان آماده‌ي براي اعتلاي کشور، رونق دادن به اقتصاد و توليد، همگاني کردن اخلاق اسلامي، گسترش علم و فنّاوري، استقرار عدالت قضائي و عدالت اقتصادي، مجاهدت براي اقتدار ملّت ايران و وراي آن و فراتر از آن، اقتدار امّت اسلامي و تلاش و مجاهدت براي وحدت اسلامي؛ مهم‌ترين معروفها اينها است و همه موظّفند در راه اين معروفها تلاش کنند؛ امر کنند. نقطه‌ي مقابل اينها هم عبارت است از منکرها. ابتذال اخلاقي منکر است، کمک به دشمنان اسلام منکر است، تضعيف نظام اسلامي منکر است، تضعيف فرهنگ اسلامي منکر است، تضعيف اقتصاد جامعه و تضعيف علم و فنّاوري منکر است؛ از اين منکرها بايد نهي کرد.اوّلين آمر به‌ معروف هم خود ذات مقدّس پروردگار است که ميفرمايد: اِنَّ اللهَ يَأمُرُ بِالعَدلِ وَ الاِحسانِ وَ ايتآئِ ذِي‌القُربي وَ يَنهي عَنِ الفَحشآءِ وَ المُنکَرِ وَ البَغي؛(۶) خدا آمر به معروف و ناهي از منکر است؛ معروفها هم مشخّص شده است، منکرها هم معلوم شده است. وجود مقدّس پيامبر معظّم اسلام (صلّي ‌الله ‌عليه‌ و آله) از برترين آمران به معروف و ناهيان از منکر است؛ آيه‌ي قرآن [ميفرمايد] «يَأمُرُهُم بِالمَعروفِ وَ ينهاهُم عَنِ المُنکَر»؛(۷) ائمّه (عليهم‌السّلام) بزرگ‌ترين آمران به معروف و ناهيان از منکرند؛ در زيارت ميخوانيد: اَشهَدُ اَنَّکَ قَد اَقَمتَ الصَّلاةَ وَ آتَيتَ الزَّکاةَ وَ اَمَرتَ بِالمَعروفِ وَ نَهَيتَ عَنِ المُنکَر؛(۸) مؤمنين و مؤمنات در هر نقطه‌اي از جهان اسلام آمران به معروفند که فرمود: وَ المُؤمِنونَ وَ المُؤمِناتُ بَعضُهُم اَوليآءُ بَعضٍ يَأمُرونَ بِالمَعروفِ وَ يَنهَونَ عَنِ المُنکَرِ وَ يُقيمونَ الصَّلوةَ وَ يَؤتونَ الزَّکوة؛(۹) اينها چهار پايه‌ي اصلي براي نظام‌سازي است که از هرکدام از اينها، شاخه‌هايي منشعب ميشود. نظام اسلامي متّکي است به اقامه‌ي صلات، ايتاء زکات، امر به ‌معروف، و نهي از منکر؛ يعني انسجام و ارتباط اجتماعي و قلبيِ ميان آحاد مردم در نظام اسلامي.
من همين‌جا در اوّل سخنان امروز خودم از اين بحث ميخواهم نتيجه بگيرم براي آنچه به‌عنوان
شعار سال در صحبت نيمه‌شبِ ديشب به مردم عزيز عرض کردم. در جامعه‌‌ي ما، در کشور عزيز و پهناور ما، اسلام با هر منشأ اجتماعي افراد و با هر سليقه‌ي اجتماعي، از همه‌ي ما انسجام را، هم‌افزايي را، به يکديگر کمک کردن را ميخواهد. دولتها در نظام اسلامي بايد مورد حمايت مردم قرار بگيرند؛ حتّي از سوي آن کساني که به اين شخص خاص در دولت رأي ندادند هم بايد مورد پشتيباني و حمايت قرار بگيرند؛ اين حرفِ حقيقي و لبّ معناي انسجام اجتماعي و ملّي در کشور اسلامي ما است. همه بايد به‌عنوان يک واحد، با دولتي که مسئول کار و بر سر کار است اتّحاد کلمه نشان بدهند و به آن کمک کنند؛ مخصوصاً در آن مواردي که کشور با مسائل مهم و چالشهاي مهمّي روبه‌رو است که در اين زمينه عرايضي خواهم کرد.
امروز وظيفه‌ي همه‌ي آحاد ملّت اين است که از مسئولين کشور حمايت کنند و به مسئولين دولتي کمک کنند. اين مخصوص اين دولت نيست، مربوط به همه‌ي دولتها است؛ دولتهايي هم که بعداً سرِ کار مي‌آيند همين خصوصيّت را دارند. اوّلاً به خاطر اينکه همه‌ي دولتها دغدغه‌ي اصلي و اساسي‌شان حلّ مشکلات مردم است؛ البتّه ممکن است توانايي‌هاي مختلفي داشته باشند و همه در يک رديف نباشند؛ ثانياً ممکن است که سلايق گوناگوني داشته باشند؛ امّا هدف در همه‌ي اين دولتها عبارت است از اينکه در دوره‌ي مسئوليّت خود در حدّ توان خودشان بتوانند مشکلات کشور را حل کنند. هر دولتي که در چهارچوب قانون اساسي بر سر کار بيايد، دولت قانوني است، دولت مشروع است. مهم نيست که چقدر و چه نسبتي از آحاد رأي‌دهندگان به اين رئيس‌جمهور يا آن رئيس‌جمهور رأي دادند؛ تعداد کاهش و افزايش آراء به محبوبيّت ارتباط پيدا ميکند، امّا به مشروعيّت و قانونيّت ارتباطي ندارد. هر کسي با هر تعداد رأيي که از طرف اکثريّت مردم بر طبق چهارچوب قانون اساسي انتخاب شد؛ اين مشروع است، دولت قانوني است و بايد مردم او را قانوني بدانند و تا آنجايي که ميتوانند به او کمک کنند؛ [البتّه] حقوق دوجانبه‌اي برقرار است.
البتّه هر دولتي منتقديني دارد، اين دولت هم منتقديني دارد، دولتهاي قبلي هم هرکدام انتقادکنندگاني داشتند؛ تا اينجاي قضيّه هيچ اشکالي ندارد. کساني هستند که اين روش را قبول ندارند، اين رفتار را قبول ندارند، اين حرف را قبول ندارند، اين سياست را قبول ندارند؛ اينها منتقدند و انتقاد ميکنند، مانعي ندارد؛ امّا انتقادها بايد در چهارچوب منطقي باشد. خود بنده هم به دولتهاي گوناگون انتقادهايي داشتم، اين انتقادها را همواره هم تذکّر داده‌ام، در هيچ موردي از آنچه به نظر من عيب بوده و جاي انتقاد بوده است، از تذکّر خودداري نکردم؛ منتها اين تذکّرات را در وضع مناسب و در موقعيّت مناسب و با شکل مناسب داديم؛ يا پيغام داديم، يا حضوري گفتيم، يا اصرار کرديم. تذکّر‌دادن هيچ اشکالي ندارد امّا اين تذکّر بايستي جوري باشد که اعتماد عمومي را از کساني‌ که مسئولند و مشغول کارند، سلب نکند؛ تذکّر دادن بايد جوري باشد که موجب بي‌اعتمادي عمومي نشود، اهانت وجود نداشته باشد و روشهاي خشم‌آلود وجود نداشته باشد؛ همه با برادري اسلامي به مسئله‌ي ارتباطِ ميان دولت و ملّت نگاه کنند و با آن شيوه ‌رفتار بکنند.
البتّه اين طرفيني است. من، هم به مردم اين توصيه را عرض ميکنم که با دولت بايستي مهربانانه و با نگاه همراهي و همدلي سخن گفت، هم به مسئولان کشور – در سه قوّه – اين را تأکيد ميکنم که آنها هم بايد با منتقدين خود و با کساني که از آنها انتقاد ميکنند رفتار مناسبي داشته باشند، آنها را تحقير نکنند، به آنها اهانت نکنند؛ تحقير مخالفان از سوي مسئولان، خلاف تدبير و خلاف حکمت است. من مردم عزيزمان را به بي‌تفاوتي دعوت نميکنم، به نظارت نکردن دعوت نميکنم؛ آنها را به اهتمام در مسائل اساسي کشور دعوت ميکنم؛ امّا اصرار ميکنم که برخوردها نه از سوي مردم نسبت به مسئولين و نه از سوي مسئولين نسبت به منتقدين، تخريبي نبايد باشد؛ نه تحقير باشد، نه اهانت باشد. ممکن است در يک قضيّه‌اي، يک عدّه‌اي دغدغه داشته باشند؛ دغدغه داشتن جرم نيست؛ دلواپس بودن جرم نيست. ميتوانند کساني حقيقتاً نسبت به يک مسئله‌ي مهم و حسّاس کشور، احساس دلواپسي و دغدغه‌مندي کنند؛ هيچ مانعي ندارد؛ امّا اين به‌معناي متّهم کردن نباشد، به‌معناي ناديده گرفتن زحمات و خدمات نباشد. از آن طرف هم دولت و طرف‌داران دولت به کساني که ابراز دغدغه و دلواپسي ميکنند، بايستي اهانتي نکنند. من اين را صريحاً به ملّت عزيزمان عرض ميکنم – قبلاً هم گفتم – من از همه‌ي دولتها در دوران مسئوليّت خودم حمايت کردم؛ از اين دولت هم حمايت ميکنم. هرجا هم لازم باشد تذکّر ميدهم؛ البتّه چک سفيد امضا هم به کسي نميدهم. نگاه ميکنم به عملکردها و برحسب عملکردها قضاوت ميکنم و به توفيق الهي و به کمک الهي، برحسب عملکردها هم عمل خواهم کرد. اين مطلب اوّل در توضيح و تبيين آنچه به‌عنوان شعار سال – همدلي و هم‌زبانيِ ميان دولت و ملّت – مطرح کرديم؛ همدل باشند، هم‌زبان باشند و همکاري کنند و در کنار هم به سوي رفع مشکلات حرکت کنند.
عرض کرديم اين وقتي اهمّيّت پيدا ميکند ‌که فرصتهاي بزرگي در اختيار است و چالشهاي بزرگي را انسان انتظار ميبرد؛ امروز از همين روزها است. امروز، هم فرصتهاي بسيار بزرگي داريم، هم چالشهايي در پيش روي ما است که بايستي با اين چالشها برخورد کنيم و با کمک اين فرصتها، بر اين چالشها به توفيق الهي پيروز بشويم. خب، امروز فرصتهاي بزرگي داريم؛ يکي از بزرگ‌ترين فرصتهاي ما مربوط ميشود به نيروي انساني کارامد و مبتکر که در کشور ما بحمدالله بوفور و فراواني، نيروي کارآمد و عمدتاً جوان و داراي ابتکار و روحيّه وجود دارد.
يکي از بزرگ‌ترين فرصتهاي ما همراهي مردم ما و جوانهاي ما با نظام و هدفهاي نظام و امام بزرگوار است. من به شما برادران و خواهران عزيز توجّه ميدهم که نگاه کنيد در اين راهپيمايي‌هاي روز قدس يا بيست‌ودوّم بهمن، عمده جوانها هستند؛ اين جوانها همان جوانهايي هستند که شبانه‌روز به‌وسيله‌ي رسانه‌هاي صوتي و تصويري و اينترنتي، در زير بمباران تخريب قرار دارند؛ غوغايي است در دنيا؛ در دنياي مجازي. در دنياي رسانه‌هاي صوتي و تصويري، صدها رسانه، و با يک اعتبار هزارها رسانه، در حال بمباران افکار جوانهاي ما هستند؛ بعضي‌ از آنها سعي ميکنند جوانها را از دين برگردانند، بعضي سعي ميکنند آنها را از نظام اسلامي منصرف کنند، بعضي سعي ميکنند آنها را به ايجاد اختلاف وادار کنند، بعضي سعي ميکنند آنها را در خدمت هدفهاي خبيث خود بگيرند، بعضي سعي ميکنند آنها را به ولنگاري و بيکارگي سوق بدهند؛ اين بمباران به‌طور دائم بر روي سر جوانهاي ما و به‌وسيله‌ي همين دستگاه‌ها و رسانه‌هاي صوتي و تصويري و اينترنتي در حال انجام است؛ درعين‌حال شما نگاه ميکنيد مي‌بينيد ده‌ها ميليون از همين جوانها در سرتاسر کشور در روز بيست‌و‌دوّم بهمن مي‌آيند و شعار ميدهند و ابراز احساسات ميکنند و نسبت به امام، نسبت به اسلام، نسبت به نظام اسلامي ابراز ارادت ميکنند؛ اين چيز کوچکي نيست، اين فرصت بسيار بزرگي است.
يکي ديگر از فرصتها عبارت است از
پيشرفتهاي علمي‌اي که در دوران تحريم به‌وجود آمده است. يک وقت قدرتها و دولتها و پولها و سرمايه‌هاي جهاني و بين‌المللي به کمک يک ملّتي مي‌آيند؛ يک‌وقت همه‌ي درها را به‌روي يک ملّت مي‌بندند، در‌عين‌حال آن ملّت ميتواند در بخشهاي مختلف کارهاي بزرگ بکند. امروز شما اين کارها را مشاهده ميکنيد؛ اينها را دست‌کم نبايد گرفت. همين فاز دوازدهم پارس جنوبي که چند روز قبل از اين به‌وسيله‌ي رئيس جمهور افتتاح شد، يک طرح صنعتي بسيار بزرگ و پيچيده است که ميتواند رشد اقتصادي کشور را و محصول تلاش عمومي کشور را به‌صورت محسوسي افزايش بدهد. از اين قبيل چيزها فراوان داريم. ملاحظه کرديد در رزمايش نيروهاي مسلّح، دستگاه‌هايي وارد عرصه شده‌اند که دشمنان از ديدن اينها تعجّب ميکنند؛ اين تعجّب را به زبان هم مي‌آورند؛ نه اينکه ما تعجّب آنها را حدس بزنيم، خودشان ميگويند که تعجّب ميکنند؛ اينها همه در زمان تحريم اتّفاق افتاده است. اين چيز کوچکي نيست، اين فرصت بسيار بزرگي است، اينها را در طول سالهاي متماديِ تحريم – يعني از سالهاي ۸۹ و ۹۰ و ۹۱ و ۹۲ که اين تحريمهايِ به گمان آنها فلج‌کننده بر کشور سايه مي‌انداخته است – جوانهاي ما انجام دادند، نيروهاي مبتکر ما انجام دادند. اين خيلي فرصت بزرگي براي کشور است؛ [پس] همين تحريمها هم فرصت است. من اين را بعداً مختصراً عرض خواهم کرد که خود همين تحريمها به يک معنا فرصت است براي ملّت ايران؛ بله دشواري‌هايي به‌وجود آورده است امّا اين تحريم، ميتواند فرصت باشد که در اين زمينه عرض ميکنم.البتّه چالشهايي هم داريم که درباره‌ي اين چالشها هم امروز مقداري عرض خواهم کرد. امروز يکي از نقدترين و بزرگ‌ترين چالشهاي کشور مسئله‌ي اقتصاد ملّي است؛ اقتصاد. انتظار به‌حقّ مردم ما، اين است که از يک اقتصاد شکوفا برخوردار باشند، رفاه عمومي باشد، طبقه‌ي ضعيف از وضعيّت غير‌قابل ‌قبول خارج بشود، از مشکلات نجات پيدا کند؛ اينها انتظارات مردم ما است و اين انتظارات به‌حق است؛ اقتصاد کشور نيازمند يک حرکت جدّي و يک کار بزرگ است که من حالا بعضي از خصوصيّات را عرض ميکنم. من البتّه چند سال است راجع به اقتصاد حرف ميزنم. من در همين جلسه، چند سال قبل از اين پيش‌بيني کردم و گفتم دشمنان بر روي اقتصاد ما متمرکز خواهند شد،(۱۰) مسئولين بايد به فکر باشند، خودشان را آماده کنند؛ کمرها را محکم کنند براي مواجهه‌ي با خصومت دشمنان و سياستهاي خصمانه‌ي دشمنان که روي اقتصاد کشور متمرکز شده‌اند. حالا من در مورد اقتصاد، مطالبي را عرض خواهم کرد.
امر‌وز دهه‌ي
عدالت و پيشرفت از نيمه گذشته است. يک دهه را ما به‌عنوان دهه‌ي عدالت و پيشرفت معيّن کرديم و معرّفي کرديم که از نيمه گذشته؛ بيست‌سالِ چشم‌انداز به نيمه رسيد، بيست سالي که براي چشم‌انداز معيّن کرديم و سياست‌گذاري کرديم، ده سال آن گذشته است؛ ده سال [ديگر] در مقابل روي ما است، اينها مسائل مهمّي است؛ حسّاسيّت مسائل اقتصادي با توجّه به اين واقعيّتها بيشتر ميشود.
دشمنان ما صريحاً ميگويند که هدفشان از فشارهاي اقتصادي يک هدف سياسي است. هدف آنها اين است که مردم ايران را در مقابل نظام اسلامي قرار بدهند؛(۱۱) توجّه بفرماييد؛ البتّه بله، «مرگ بر آمريکا»، چون آمريکا آن عامل اصلي اين فشارها است و خودشان هم اصرار دارند بر اينکه متمرکز بشوند روي اقتصاد ملّت عزيزما. هدفشان چيست؟ هدف اين است که مردم را در مقابل دستگاه قرار بدهند؛ اين را صريحاً ميگويند که ميخواهيم فشار اقتصادي بياوريم تا وضعيّت مردم سخت بشود و مردم وادار به اعتراض بشوند در مقابل دولت و در مقابل نظام اسلامي. اين را صريحاً ميگويند البتّه بدروغ گاهي ادّعا ميکنند که طرف‌دار ملّت ايرانند که اين دروغها را نميشود باور کرد و نبايد از دشمن باور کرد، لکن هدفشان همان هدف سياسي است. ميخواهند اين
امنيّتي که امروز در کشور ما هست را – که اين امنيّت، در منطقه‌ي غرب آسيا که ما در آن قرار داريم، بي‌نظير است؛ بحمدالله امروز نه در شرق ما، نه در غرب ما، نه در شمال ما، نه در جنوب ما، در هيچ کشوري امنيتّي مانند امنيّتي که امروز بر کشور ما و ملّت ما حاکم است، وجود ندارد – به‌دست مردم از بين ببرند و مردم را وادار کنند به برهم زدن امنيّت؛ و حرکات اعتراضي را در کشور شروع کنند؛ دارند تحريک ميکنند، دارند کار ميکنند، دارند برنامه‌‌ريزي ميکنند. اين کاري است که باجدّيّت و با شدّت به‌دنبال آن هستند؛ خب اين يک شرايط مهم است، اين يک چالش بزرگ است. وقتي يک چنين چالشي در کشور وجود دارد، همه‌ي نيروها بايد در کنار هم قرار بگيرد، با هم کار کنند و مسئله‌ي اقتصاد را جدّي بگيرند.
من چند نکته را در باب اقتصاد عرض ميکنم. نکته اوّل اين است که امروز عرصه‌ي اقتصاد، به‌خاطر سياستهاي خصمانه‌ي آمريکا، يک عرصه‌ي کارزار است، يک عرصه‌ي
جنگ است، جنگي از نوع خاص. در اين عرصه‌ي کارزار، هر کسي بتواند به نفع کشور تلاش کند، جهاد کرده است. امروز هر کسي بتواند به اقتصاد کشور کمک بکند، يک حرکت جهادي انجام داده است. اين جهاد است؛ البتّه جهادي است که ابزار خودش را دارد، شيوه‌هاي مخصوص خود را دارد، بايد اين جهاد را همه با تدبير مخصوص خود و سلاح مخصوص خود انجام بدهند. اين نکته‌ي اوّل.
نکته‌ي دوّم اين است که در نگاه کلان به اقتصاد کشورمان دو جور نگاه وجود دارد. من خواهش ميکنم بخصوص صاحب‌نظران و همچنين جوانان و عامّه‌ي مردم عزيزمان به اين نکته توجّه کنند که دو جور نگاه به رونق اقتصادي و پيشرفت اقتصاد وجود دارد؛ يک نگاه ميگويد که ما پيشرفت اقتصاد را بايد از
ظرفيّتهاي درون کشور و درون مردم تأمين بکنيم. ظرفيّتهاي بسيار زيادي در کشور وجود دارد که از اين ظرفيّتها يا استفاده نشده است يا درست استفاده نشده است؛ از اين ظرفيّتها استفاده کنيم؛ [يعني] اقتصاد درون‌زا؛ اقتصادي که مايه‌ي خود و مادّه‌ي خود را از درون کشور و از امکانات کشور و از توانايي‌هاي مردم خودمان به دست مي‌آورد. اين يک نگاه است که ميگويند براي رونق اقتصادي نگاه کنيم به امکانات دروني کشور و استعدادها را و ظرفيّتها را بشناسيم، آنها را بدرستي به کار بگيريم، [آن وقت] اقتصاد رشد خواهد کرد، نمو خواهد کرد؛ اين يک نگاه.
نگاه دوّم به اقتصاد کشور نگاه به پيشرفت اقتصاد با استفاده از کمک بيرون از مرزها است؛ ميگويد سياست خارجي‌مان را تغيير بدهيم تا اقتصاد ما درست بشود، با فلان مستکبر کنار بياييم تا اقتصاد رونق پيدا کند، تحميل قدرتهاي مستکبر را در بخشهاي گوناگون و مسائل گوناگون بپذيريم تا اقتصادمان رونق پيدا کند؛ اين هم نگاه دوّم است. امروز شرايط کشور به ما نشان داده است که اين نگاه دوّم يک نگاه کاملاً غلط و عقيم و بي‌فايده است. همين تحريمهايي که امروز عليه ملّت ايران اعمال ميشود، دليل محکم و متقني است بر غلط بودن اين نگاه؛ يعني شما وقتي که به اميد قدرتهاي خارجي نشستيد تا آنها بيايند اقتصاد شما را رونق بدهند و با زير بار آنها رفتن، اقتصاد را رونق بدهيد، آنها به حدّ کم قانع نيستند. وقتي که شما نگاه ميکنيد به بيرون، مواجه ميشويد با يک مسئله‌اي مثل کاهش قيمت نفت؛ ناگهان قدرتهاي مستکبر با همراهي ايادي منطقه‌اي خودشان متأسّفانه به اين نتيجه ميرسند که قيمت نفت را به نصف و گاهي کمتر از نصف برسانند؛ شما مواجه ميشويد با يک چنين مشکلي؛ وقتي نگاه به بيرون باشد، اين است. وقتي شما نگاه به درون کرديد، ديگر اين‌جور نيست. امروز خارجي‌ها و رؤساي قدرتهاي مستکبر ميخواهند همين نگاه دوّم را در مردم ما تقويّت کنند.
من پيام رئيس جمهور آمريکا را که به مناسبت عيد نوروز خطاب به مردم ايران ‌کرده است ديدم؛ او در اين پيام ميگويد که شما بياييد حرفهاي ما را قبول بکنيد؛ در واقع محتوا و محصول حرف او اين است ميگويد در مذاکرات هسته‌اي آن چيزي را که ما به شما ديکته ميکنيم اين را شما قبول بکنيد تا در کشور شما ‌کار به وجود بيايد، ‌تا سرمايه به وجود بيايد، تا فعّاليّت اقتصادي در کشور شما راه بيفتد؛ يعني همين نگاه دوّم. اين نگاه، نگاهي است که هرگز به نتيجه نخواهد رسيد؛ ‌بايد نگاه کنيم به درون کشور، ظرفيّتهاي دروني بسيار است. اين
اقتصاد مقاومتي‌اي که ما عنوان کرديم و مطرح کرديم و خوشبختانه مورد قبول و استقبال همه‌ي صاحب‌نظران قرار گرفت – يعني من حتّي يک نفر از صاحب‌نظران اقتصادي و اجتماعي را نديدم که آنچه را به‌عنوان سياست اقتصاد مقاومتي مطرح شده، او رد کند – ناظر به همين است؛ يعني ناظر به امکانات دروني کشور. وقتي که اجازه نميدهند که شما براي زمين خودت از بيرون آب بياوري، بايد چاه حفر کني و از درون زمين خودت آب بيرون بياوري تا محتاج ‌آب آن همسايه‌ي بخيل نباشي؛ بايد از درون خود استمداد کنيم و بتوانيم کارها را پيش ببريم. اين هم نکته‌ي دوّم.
نکته سوّم؛ نه در اقتصاد و نه در هيچ برنامه‌ي ديگري، بدون هدف‌گذاري نميشود حرکت کرد، بايد هدف‌گذاري بشود. اگر در هر کاري بدون هدف‌گذاري مسئولان دولتي حرکت کنند و پيش بروند، کار به روزمرّه‌گي خواهد رسيد؛ به نتيجه نميرسد. هدف‌گذاريِ مشخّص و ثابتي بايد وجود داشته باشد که به‌سمت آن هدف، همه‌ي دستگاه‌ها را و همه‌ي امکانات را بسيج کنند. به نظر بنده آن چيزي که امسال و سالهاي بعد از اين بايد به‌عنوان هدف اقتصاد مورد توجّه باشد، عبارت است از سرمايه‌گذاري بر روي
توليد داخلي. همه‌ي تلاشها از سوي همه بايد براي تقويت توليد داخلي بسيج ‌بشود. از همه‌ي مسئولاني که در زمينه‌هاي اقتصادي فعّاليّت دارند و از همه‌ي آحاد مردم بايد مطالبه بشود که به مسئله‌ي تقويت توليد داخلي کمک کنند.
البتّه راه‌هايي وجود دارد براي کمک که من بعضي را عرض ميکنم. يکي از لازم‌ترين کارها اين است که از بنگاه‌هاي توليدي متوسّط و کوچک حمايت بشود؛ يکي از کارها اين است که فعّاليّتهاي بنگاه‌هاي
دانش‌بنيان تقويت بشود. اينکه ما روي علم و فنّاوري تکيه ميکنيم، فقط به خاطر اين نيست که ميخواهيم نِصاب علمي خودمان را بالا ببريم؛ پيشرفت علم و فنّاوري به پيشرفت اقتصاد کمک ميکند؛ بنگاه‌هايي که دانش‌بنيان هستند ميتوانند به اقتصاد ملّي کمک کنند. يکي از کارهاي لازم، نهضت کاهش خام‌فروشي است. اينکه من چندي پيش راجع به وابسته بودن اقتصادمان به نفت اعتراض کردم و در سخنراني گفتم، ناظر به اين است. ما بايد کاري کنيم که خام‌فروشي بتدريج کاهش پيدا کند، تا اينکه بکلّي از بين برود؛ بايد ارزش افزوده ايجاد کرد. بانک‌ها ميتوانند نقش ايفا کنند؛ هم نقش کمک کننده و هم نقش تخريب کننده؛ اين مورد توجّه مسئولان ارشد بانکي کشور بايد قرار بگيرد. بعضي از بانک‌ها در سرتاسر کشور با شيوه‌هاي خاص برخي از بنگاه‌هاي اقتصادي کوچک و متوسّط را به تعطيلي کشاندند، نابود کردند؛ بانک‌ها ميتوانند کمک بکنند و يا ميتوانند تخريب کنند. يکي از کارهاي اساسي، تسهيل سرمايه‌گذاري است؛ يکي از کارهاي اساسي ‌کاهش واردات کالاهاي مصرفي است؛ يکي از کارهاي اساسي مبارزه‌ي با قاچاق است. کارهاي گوناگوني را مسئولين دولتي ميتوانند انجام بدهند؛ بخشي از آنها اين چيزهايي بود که من اينجا عرض کردم. البتّه اين کارها همه کارهاي دشواري است؛ گفتن اين حرفها آسان است، عمل کردن آنها مشکل است. امّا همين کار مشکل را مسئولين حتماً بايستي انجام بدهند چون مسئله مسئله‌ي مهمّي است.مردم هم ميتوانند نقش ايفا کنند. آن کساني که قادر بر سرمايه‌گذاري هستند، سرمايه‌گذاري‌شان را متوجّه توليد کنند و در توليد سرمايه‌گذاري بکنند. کساني که مصرف‌کننده هستند – که همه‌ي ملّت ما در واقع مصرف‌کننده‌اند – محصولات داخلي را مصرف کنند که من روي اين بارها و بارها تکيه کردم و امروز هم عرض ميکنم و تکيه ميکنم. ‌همه سعي بکنند محصولات داخلي را مصرف بکنند، کارگر ايراني را حمايت بکنند، کارگاه توليدي داخلي را با مصرف کردن [محصول] آن رونق بدهند. پرهيز از اسراف؛ کساني که اهل اسرافند بدانند، اين اسراف و زياده‌روي و ريخت‌و‌پاش که در اسلام اين‌همه مذّمت شده است، سرنوشت اقتصاد ملّي را تعيين ميکند؛ اگرچنانچه از اسراف و زياده‌روي و ريخت‌وپاش اموال شخصي، چه آب، چه نان، وسايل تشريفاتي زيادي در مهماني‌ها، در عقدها، در عروسي‌ها، در بقيّه‌ي ‌مراسم و چه بقيّه‌ي چيزهاي ديگر پرهيز بشود، به اقتصاد ملّي کمک ميکند. آن کساني که در کارهاي تجارت خارجي و دادوستد خارجي هستند، ميتوانند نقش ايفا کنند؛ نقش آنها هم عبارت است از صحّت عمل، تا بتوانند آبروي ملّت ايران را [حفظ کنند]. اين هم نکته‌ي سوّم.
نکته‌ي چهارم در زمينه‌ي اقتصاد اين است که تحريم تنها ابزار دشمن است، اين را بدانند. تنها ابزار دشمن براي مقابله‌ي با ملّت ايران امروز عبارت است از تحريم؛ اگر ما درست عمل کنيم، با تدبير عمل کنيم، تحريم ميتواند بي‌اثر بشود. همچنان‌که اشاره کردم، همين دستگاه‌هاي توليدي و صنعتي‌اي که امروز خوشبختانه دستگاه‌هاي دولتي آنها را افتتاح ميکنند – ازجمله همين فاز دوازدهم پارس جنوبي که قبلاً اشاره کردم و همين پيشرفتهاي نظامي و همين پارک‌هاي علم و فنّاوري و امثال اينها – کارهايي است که ميتواند اين‌جور تحريم را از بين ببرد؛ اثر تحريم را اوّل کاهش بدهد، بعد هم از بين ببرد. تحريم، مشکل‌تراش بود امّا براي ما برکاتي هم داشت. تحريم به ما نشان داد که بايد به خودمان متّکي باشيم و به ما ثابت کرد که ميتوانيم از نيروهاي دروني خودمان استفاده کنيم. اگر مسئولين دولتي و آحاد مردم و بخصوص فعّالان بخشهاي اقتصادي همّت بکنند، تلاش بکنند و دستگاه‌هاي رسانه‌اي عمومي هم کمک بکنند – که حالا اشاره خواهم کرد – ان‌شاءالله خواهيم ديد که تحريم قادر نخواهد بود که ملّت ايران را از پيشرفت باز دارد.
يک مطلب راجع به مسائل هسته‌اي عرض بکنيم؛ البتّه نکات ديگري هم وجود دارد که نميخواهم بيش از اين در اين زمينه بحث را ادامه بدهم. چند جمله در باب مسائل هسته‌اي: اوّلاً در زمينه‌ي مسائل هسته‌اي، دشمنان ما که طرف مقابل ملّت ايران قرار دارند – که عمده هم آمريکا است – اينها دارند با تدبير و سياست‌گذاري حرکت ميکنند. اين را ما کاملاً توجّه داريم، ميفهمند که دارند چه‌کار ميکنند؛ آنها به اين مذاکرات احتياج دارند، آمريکا به مذاکرات هسته‌اي بسيار احتياج دارد. اين اختلافاتي هم که مي‌بينيد در بين آمريکايي‌ها هست، سناتورهاي آمريکا يک‌جور، دولت آمريکا يک‌جور، اين معنايش اين نيست که اينها به اين مذاکرات نيازمند نيستند؛ نه، آن جناح مقابل دولت، مايل است امتيازي را که در اين مذاکرات وجود دارد، به نام حريفش که حزب دموکرات است ثبت نشود؛ دنبال اين هستند. به اين مذاکرات احتياج دارند و اين مذاکرات را براي خودشان لازم ميدانند امّا ابراز استغنا ميکنند.
در همين پيام نوروزي رئيس‌جمهور آمريکا متأسّفانه حرفهاي غير صادقانه‌اي وجود داشت. بااينکه نسبت به ملّت ايران علي‌الظّاهر اظهار دوستي ميکنند امّا انسان کاملاً و بروشني درمي‌يابد که اين اظهارات صادقانه نيست. يکي از حرفها اين بود که در ايران کساني هستند که با حلّ ديپلماتيک مسئله‌ي هسته‌اي موافقت ندارند؛ اين را او ميگويد. ميگويد در ايران کساني هستند که نميخواهند مسئله‌ي هسته‌اي با مذاکرات ديپلماسي حل‌وفصل بشود؛ اين دروغ است؛ در ايران هيچ‌کس نيست که نخواهد مسئله‌ي هسته‌اي حل بشود و با مذاکرات حل بشود. آنچه ملّت ايران نميخواهند عبارت است از قبول تحميل‌ها و زورگويي‌هاي آمريکا؛ اين را نميخواهد. آنچه ملّت ايران در مقابل آن مقاومت ميکند قبول زورگويي‌هاي طرف مقابل است. طرف مقابل ميگويد بياييد مذاکره کنيم و شما حرفهاي ما را موبه‌مو قبول کنيد؛ اين را ميگويد. ملّت ايران در مقابل اين ايستاده است و يقيناً نه مسئولين ما، نه هيئت مذاکره‌کننده و پشت‌ سرِ آنها ملّت ايران، مطلقاً اين را قبول نخواهد کرد.
نکته‌ي دوّم در مورد مسائل هسته‌اي اين است که اين مذاکراتي که امروز در جريان است که با دولتهاي اروپايي و با آمريکا مذاکره ميکنند،
مذاکره‌ي با آمريکا صرفاً در قضيّه‌ي هسته‌اي است و لاغير، اين را همه بدانند. ما درباره‌‌ي مسائل منطقه‌اي با آمريکا مذاکره‌اي نميکنيم؛ هدفهاي آمريکا در مسائل منطقه‌اي، درست نقطه‌ي مقابل هدفهاي ما است. ما در منطقه امنيّت و آرامش ميخواهيم، تسلّط ملّتها را ميخواهيم؛ سياست آمريکا در منطقه ايجاد ناامني است. شما به مصر نگاه کنيد، به ليبي نگاه کنيد، به سوريه نگاه کنيد! دستگاه‌هاي استکباري و در رأس آنها آمريکا، درمقابل بيداري اسلامي‌اي که به‌وسيله‌ي ملّتها به‌وجود آمد، يک ضدّ حمله را شروع کردند که هنوز ادامه دارد و ملّتها را در منطقه دارد بتدريج بدبخت ميکند؛ هدف آنها اين است؛ اين درست نقطه‌ي مقابل هدفهاي ما است. ما نه در مسائل منطقه‌اي، نه در مسائل داخلي و نه در مسئله‌ي تسليحات، با آمريکا مطلقا صحبت و مذاکره‌اي نداريم؛ مذاکره، صرفاً در قضيّه‌ي هسته‌اي است و اينکه ما در موضوع هسته‌اي با روش ديپلماسي چگونه ميتوانيم به نتيجه برسيم.
نکته‌ي سوّم؛ اينکه آمريکايي‌ها تکرار ميکنند که «ما قرارداد با ايران ميبنديم، بعد نگاه ميکنيم ببينيم اگر به قرارداد عمل کردند تحريمها را برميداريم» اين حرف حرف غلط و غير قابل قبولي است؛ اين را ما قبول نداريم. رفع تحريمها جزو موضوعات مذاکره است، نه نتيجه‌ي مذاکرات؛ آن کساني که دست‌اندرکار هستند، فرق اين دو را بخوبي ميفهمند. اين يک خدعه‌ي آمريکايي است که ميگويند قرارداد ميبنديم، نگاه ميکنيم به رفتارها، بعد تحريمها را برميداريم! اين‌جوري نيست؛ همين‌طور که مسئولين ما صريحاً گفته‌اند و رئيس‌جمهور محترم صريحاً گفت، رفع تحريمها بايد بدون هيچ فاصله‌اي در هنگام رسيدن به توافق انجام بگيرد، يعني رفع تحريم جزء توافق است نه چيزي مترتّب بر توافق.
يک نکته‌ي ديگر؛ آمريکايي‌ها تکرار ميکنند که ايران بايستي در تصميم‌هايي که ميگيرد و چيزهايي که قبول ميکند، بازگشت‌ناپذيري‌اي وجود داشته باشد؛ اين را ما قبول نداريم. اگرچنانچه طرف مقابل ميتواند به هر بهانه‌اي باز هم تحريمها را عليه ملّت ايران برقرار کند، هيچ وجهي ندارد که هيئت مذاکره‌کننده‌ي ما بپذيرد و کاري انجام بدهد که اين کار برگشت‌ناپذير است؛ به‌هيچ‌وجه، اين يک صنعت مردمي است، يک صنعت بومي است، متعلّق به مردم است، دانش آن و فنّاوري آن مال مردم است، بايد پيش برود؛ اين پيشرفت جزء ذات هر صنعت و فنّاوري است. آنها بحث بمب اتم را پيش ميکشند، خب خودشان هم ميدانند که ما دنبال سلاح هسته‌اي نيستيم امّا اين را يک بهانه‌اي قرار داده‌اند براي فشار آوردن بر ملّت ايران. ما در اين مذاکرات به همه‌ي تعهّدات بين‌المللي پايبند بوديم، ما در اين مذاکرات به تعهّدات
اخلاق سياسي-اسلامي پايبند بوديم، ما نقض عهد نکرديم، ما دو جور حرف نزديم، ما تلوّن به‌خرج نداديم؛ نقطه‌ي مقابل و طرف مقابل ما آمريکايي‌ها هستند، عهدشکني کردند، تلوّن در آراء نشان دادند، تقلّب نشان دادند، رفتار آنها يک رفتاري است که براي ملّت ما مايه‌ي عبرت است؛ آن کساني هم که در درون مجموعه‌ي روشنفکري کشور هنوز ملتفت نبودند که طرف مقابلشان – آمريکا – کيست، خوب است نگاه کنند به اين مذاکرات و بفهمند با چه کسي مواجهند و آمريکا امروز در دنيا چه دارد انجام ميدهد. اين تهديدهايي هم که ميکنند بي‌اثر است؛ اينکه تهديد ميکنند به تحريم بيشتر، اينکه در خلال حرفها تهديد ميکنند به تحرّک نظامي، اينها تهديدهايي است که ملّت ايران را نميترسانَد؛ ملّت ايران ايستاده است و ان‌شاءالله با کمال موفّقيّت از اين آزمون بزرگ بيرون خواهد آمد؛ البتّه توفيقات الهي ميتواند ملّت ما را در اين راه موفّق کند.
مسائل مهمّ ديگري هم وجود دارد که مجال طرح آنها الان نيست؛ مسلّماً کارهاي بزرگي برعهده‌ي ملّت و دولت ايران است؛ مسئله‌ي اتّحاد اسلامي، مسئله‌ي کمک به ملّتهاي مستضعف، گسترش نفوذ معنوي اسلام در منطقه که امروز پرچم آن دست ملّت ايران است، اينها کارهاي بزرگي است که اگرچنانچه خداي متعال توفيقات خود را شامل حال ملّت عزيزمان بکند – که ان‌شاءالله خواهد کرد، به برکت دعاهاي شما، به برکت همّت و تلاش شما و بخصوص جوانان – اين کارهاي بزرگ را ان‌شاءالله انجام خواهيم داد.
و السّلام‌ عليکم‌ و رحمة الله‌ و برکاته

۱) سوره‌ي حج، بخشي از آيه‌ي ۳۹؛ «...و البتّه خدا بر پيروزي آنان سخت توانا است»
۲) سوره‌ي حج، آيه‌ي ۴۱؛ «همان کساني که چون در زمين به آنان توانايي دهيم، نماز برپا ميدارند و زکات ميدهند و به کارهاي پسنديده واميدارند، و از کارهاي ناپسند باز ميدارند، و فرجام همه‌ي کارها از آنِ خدا است»
۳) من لا يحضره الفقيه، ج ۱ ، ص ۲۱۰؛ «نماز تقرّب هر پرهيزکار است»
۴) سوره‌ي توبه، بخشي از آيه‌ي ۱۰۳؛ «از اموال آنان صدقه‌اي بگير ...»
۵) کافي، ج ۵ ، ص ۵۶؛ «با آن همه‌ي فرائض و واجبات برپا ميشود»
۶) سوره‌ي نحل، بخشي از آيه‌ي ۹۰ ؛ «درحقيقت خدا به دادگري و نيکوکاري و بخشش به خويشاوندان فرمان ميدهد و از کارهاي زشت و ناپسند و ستم باز ميدارد...»
۷) سوره‌ي اعراف، بخشي از آيه‌ي ۱۵۷ ؛ «... [همان پيامبري که] آنان را به کار پسنديده فرمان ميدهد، و از کار ناپسند باز ميدارد ...»
۸) کافي، ج ۴ ، ص ۵۷۰؛ «شهادت ميدهم که نماز را به پا کردي و زکات را پرداختي و امر به معروف و نهي از منکر کردي»
۹) سوره‌ي توبه، بخشي از آيه‌ي ۷۱ ؛ «و مردان و زنان با ايمان، دوستان يکديگرند، که به کارهاي پسنديده واميدارند، و از کارهاي ناپسند باز ميدارند، و نماز را برپا ميکنند و زکات ميدهند ...»
۱۰) بيانات در جمع زائران و مجاوران حرم رضوي در مشهد مقدّس (۱۳۸۶/۱/۱)
۱۱) شعار مرگ بر آمريکاي حضّار

تعداد بازديد:960 آخرين تغييرات:94/01/10
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر