شنبه 4 آذر 1396 - 6 ربيع الاول 1439 - 25 نوامبر 2017
صفحه اصلي/مقالات

سجده بسیار انسان را بهشتی می‌کند

آيت‌الله جوادي آملي:

سجده بسيار انسان را بهشتي مي‌کند

آيت‌الله جوادي آملي از جمله کساني است که به طور مفصل درباره حکمت و فلسفه اعمال عبادي دين مبين اسلام سخن گفته است.


واژه «عبادت» در اصل به نظر بسيارى از واژه شناسان به معناى «خضوع» است و طبرى در تفسير «جامع البيان» مى‌نويسد: اصل عبوديت که به نظر او شامل عبادت نيز مى‌شود، نزد همه عرب به معناى ذلت و خاکسارى است.

ابوعلي سينا معتقد است: «العبادة هي غاية الخضوع و التذلّل؛ عبادت نهايت خصوع و فروتني است» و شهيد مطهري در تعريف عبادت آورده است: پرستش آن حالتي است که در آن، انسان يک توجهي مي‌کند که از ناحيه باطن خودش به آن حقيقتي که او را آفريده‌است و خودش را در قبضه قدرت او مي‌بيند، خودش را به او نيازمند و محتاج مي‌بيند. در واقع سيري است که انسان از خلق به سوي خالق مي‌کند. اين امر اساساً قطع نظر از فايده و اثري که داشته باشد، خودش يکي از نيازهاي روحي بشر است.

آگاهي عميق و بصيرت و انديشه در دين، رمز ارزشمندي کارها و عبادات است و بدون آن عمل، فاقد ارزش لازم است لذا يکي از مواردي که مي‌تواند ما را در انجام عبادت، راغب کند پي‌بردن به حکمت عبادات است.

آيت‌الله جوادي آملي از جمله کساني است که به طور مفصل درباره حکمت و فلسفه اعمال عبادي دين مبين اسلام سخن گفته است. آنچه در ادامه مي‌خوانيد به موضوع «فلسفه سجود و سلام نماز» مي‌پردازد که برگرفته از بيانات اين عالم فرزانه است.

مردي به رسول خدا (ص) عرض کرد: دعا کنيد که خدا مرا به بهشت برد. حضرت فرمود: «أعنّي بکثرة السّجود». من دعا مي‌کنم، ليکن تو مرا با سجده‌هاي زياد و طولاني کمک کن تا دعاي من مستجاب شود.

سجده، انسان را خاکسار و متواضع مي‌کند، انسان خاکسار هرگز نمي‌گويد «من».

کار خيري که از دست ديگران صادر شده و ما توفيق انجام آن را نداشتيم در صورتي که به آن کار راضي و خوشحال بوديم، در ثواب آن سهيم هستيم و ديگر حسرت نمي‌بريم. اگر بسياري از افراد گرفتار اين امرند که چرا من نکردم؟ براي آن است که او عمل صالح را نمي‌خواهد، خود را مي‌خواهد. ممکن است کار خير به دست ديگران انجام شود و انسان وارسته، در ثواب شريک باشد؛ چون واقعاً به آن کار راضي است. هرگاه توانستيم نفس خويش را، که هرگز دست از ما برنمي‌دارد، سرکوب و رام کنيم آنگاه راحت هستيم؛ و اين کار، به وسيله عبادت ميسر است.

از وصاياي اميرالمؤمنين (ع‌)‌ و توصيه‌هاي رسول خدا (ص) است که: «و لا تباغضوا فإنها الحالقة» دشمني و عداوت نکنيد، زيرا دين را «حَلق» مي‌کند. تراشيدن موي سر را با تيغ، «حلق» مي‌گويند. مويي که تيغ شود به اين آساني نمي‌رويد. فرمود: اختلاف و عداوت، دين را تيغ زده و از ريشه مي‌کند. مثل آنکه گاه انسان در اثر عداوت به دام کافري پناه مي‌برد. اينکه گفته‌اند: خدا را بخوانيد و بخواهيد که شما را لحظه‌اي به حال خود وانگذارد، براي آن است که حسد، کينه و عداوت، دين را حلق مي‌کند و چيزي براي ريشه‌هاي دين باقي نمي‌گذارد. هرگز کينه يکديگر را در دل نگيريد. منشأ اين امور خودخواهي است و نماز خودخواهي را از بين مي‌برد.
امام صادق (ع) فرمودند: «عَليک بِطول السُجود فَإِنَّ ذلک مِن سُنَن الأَوّابين» هنگام سجده زود سر از خاک برنداريد. نمازهاي عمومي را به طور معمول بخوانيد؛ اما در حالات خاصه خود، زود سر از سجده برنداريد. چون اين دشمن دروني، انسان را آرام نمي‌گذارد؛ تا آخرين لحظه مي‌کوشد انسان را فريب دهد.

لذا بهترين فرصت در حال نماز، حال سجده است که امام صادق (ع) فرمودند: «إِنَّ أَقْرَبَ مَا يَکُونُ الْعَبْدُ مِنَ الرَّبِّ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ سَاجِدٌ بَاکٍ»؛ نزديکترين حالت بنده به خدا وقتي است که در حال سجده باشد و گريه کند. انسان هر چه به خاک نزديک شود به خدا نزديکتر مي‌شود.

رسول خدا (ص) در ضمن خطبه شعبانيه فرمود: «ظهورکم ثقيلة من اوزارکم فخففوا عَنها بطول سجودکم» پشت‌هاي شما از بار گناه سنگين شده است. آنها را با سجده‌هاي طولاني سبک کنيد. ملاحظه مي‌کنيد که اثر سجده تا چه حد است؟ گاهي براي انسان مقدور نيست در نمازهاي واجب، سجده‌هاي طولاني داشته باشد؛ اما اصل سجده کردن چه در نماز، چه غيرنماز امري مطلوب و اثربخش است. هر گاه انسان از شر «خود»‌ رهايي يافت ديگر چيزي او را نمي‌رنجاند.

حکمت سلام نمازگزار

يکي از عرفاي بزرگ اسلام سخني دارد که در کتاب «سر الصلاة» امام خميني (ره) هم آمده است. وي مي‌گويد: کسي که در نماز حواسش پيش غيرخدا و متوجه زندگي است، چگونه به خود اجازه مي‌دهد در پايان نماز بگويد: «السلام عليکم و رحمة‌الله»؟ چون پيغمبر اکرم (ص) فرمود: «المُصَلِّي يُنَاجِي رَبَّهُ» نمازگزار، مشغول مناجات با خداست. پس با مردم و در جمع ديگران نيست. وقتي نمازش تمام شد و مناجاتش با خداي سبحان به پايان رسيد، از حضور خدا برمي‌گردد و در بين مردم قرار مي‌گيرد و چون وارد جمع ديگران مي‌شود مي‌گويد: «السلام عليکم... » افرادي که در مجمع و مجلس در کنار يکديگر نشسته‌اند، هيچ کدام به يکديگر سلام نمي‌کنند؛ زيرا در حضور يکديگرند. کسي که در آن جمع نيست و از جاي ديگر وارد مي‌شود سلام مي‌کنند.

سلام آخر نماز نه دعاست و نه ذکر، بلکه تحيت است. لذا اگر در وسط نماز کسي عمداً بگويد: «السلام عليکم»‌،‌ نمازش باطل است و اگر اشتباهاً گفت، بايد دو سجده سهو به جا آورد. سلام آخر نماز، به‌عنوان تحيت و درود است؛ چون نمازگزار با خدايش مناجات مي‌کند و در بين مردم نيست، وقتي که نمازش تمام شد و از مناجات با خدا برگشت و زميني شد و به جمع مردم پيوست، به مردم سلام مي‌کند. فقها نيز گفته‌اند، در نماز جماعت هنگام گفتن «السلام عليکم» امام به کدام قسمت نگاه کند، مأمومين به کدام قسمت رو کنند.

آن بزرگ عارف مي‌گويد: من در تعجبم کسي که حواسش پيش زندگي است و اصلاً با خدا مناجات نکرده و از مردم جدا نشده، چگونه به خود اجازه مي‌دهد که بگويد «السلام عليکم و... »؟!

منبع : ido.ir
تعداد بازديد:822 آخرين تغييرات:94/01/12
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر