جمعه 27 فروردين 1400 - 4 رمضان 1442 - 16 آپريل 2021
صفحه اصلي/دين و انديشه

احادیث طبی از دیدگاه شیخ صدوق(ره)

fiogf49gjkf0d

به بهانه روز بزرگداشت رئيس‌المحدثين ابن بابويه؛

احاديث طبي از ديدگاه شيخ صدوق(ره)

او را رئيس المحدثين ناميدن کافي نيست و «صدوق» او را بس لقبي است فاخر. چرا که به قول «سيد ابن طاووس(ره)» عدالت وي را چنان اتفاقي بين عام و خاص بوده که او را «صدوق» ناميدن بايست. 

 

خبرگزاري مهر _ سرويس دين و انديشه: متن پيش رو يادداشتي است از جواد عبدل زاده، کارشناس ارشد علوم قرآن و حديث که به مناسبت روز بزرگداشت شيخ صدوق به محضر مخاطبان تقديم مي شود.

ابوالحسن علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي همو که شيخ و بزرگ قمي ها بود و مفتخر به عنايت امام حسن عسکري(ع) و ارتباط با نائبان خاصه امام عصر(عج)، فرزندي به جامعه اسلامي هديه نمود که وعده اش را امام معصوم با دعا براي توفيقات بيشترش در جلب رضايت الهي داده و  آخرين گوهر معصوم هستي براي ولادتش دعاي خير نموده بود.

تولد ابوجعفر محمد بن بابويه قمي در اوايل قرن چهار و وفاتش به سال ۳۸۱ هجري قمري بود. قم مهد او بود و ري لحد او. واين گذر حدود ۷۰ سال نبود غيرازخير و برکت. نبود غير از اعجاز در قلم و کتابت. نبود غير از چراغ افروزي با توان نور بخشي ده قرن. او را رئيس المحدثين ناميدن کافي نيست و «صدوق» او را بس لقبي است فاخر. چرا که به قول «سيد ابن طاووس(ره)»  عدالت وي را چنان اتفاقي بين عام و خاص بوده که او را «صدوق» ناميدن بايست.

مشايخ و اساتيد او از حد شمار خارج است. همان گونه که او را شاگردان بسيار نامبرده اند و صد البته که شاگرداني در حد «شيخ مفيد (ره)» را استادي چون «صدوق» لازم است . آثار شيخ صدوق(ره) نيز بسيار است. بيش از ۲۰۰ اثر براي او شمرده شده که بسياري از آنان امروزه در دسترس نيست، ولي آنچه در دسترس است از آثار قلمي شيخ صدوق(ره) را آنگاه که به رديف کنار هم آوريم، هنر شيخ نمود افزون تري خواهد يافت. «اعتقادات – التوحيد- الهدايه – معاني الاخبار- عيون اخبار الرضا- اکمال الدين و اتمام النعمه – المواعظ – الخصال – امالي – علل الشرايع- ثواب العمال و عقاب العمال – فضايل الاشهر الثلاثه – صفات الشيعه – فضايل الشيعه – مصادقه الاخوان» و کتاب بسيار ارزشمند «من لايحضرالفقيه» که از کتب اربعه شيعه به حساب مي آيد.

دقت و تأمل در آثار شيخ صدوق(ره) ما را به چند نکته رهنمون مي سازد:

- علم افزون و قدرت حفظ بالاي شيخ

- تأليف کتاب با عناوين اختصاصي و موضوعي ، براي رفع نيازهاي علمي جامعه

- تأليف کتاب به درخواست سوال کننده گان براي پاسخ به آنها

- تبويب شايسته روايات و موضوع بندي عالي آنها

- توان بالاي شيخ در تميزدادن احاديث

آثار موضوعي شيخ نشان از وسعت نظر و توان علمي بالاي ايشان دارد. اکثرآثار شيخ با باب بندي شايسته موضوعات، جان مطلب را رسانده و با ترتيب کم نظير مطالب، خط سيرمطالعاتي مورد قبول خويش را برمخاطب ديکته نموده است. اونيازها را خوب سنجيده و براي آنها پاسخ گردآورده است.

سوالات را به دقت شنيده و جواب ائمه معصومين(ع) را براي تک تک آنها به خط نموده است و همه همه اين تلاشها نه فقط براي متخصصين، بلکه او کتبش را براي عوام نوشته تا گوشت و خون جامعه با احاديث و روايات اهل بيت(ع) آميخته گردد. به شکلي که نه مطلب منحرف گردد و نه حوصله مخاطب سرآيد، نه يافتن سخت باشد و نه مبتلا به از قلم افتادن گردد. در حقيقت شيخ صدوق(ره) رساله هايي نگاشته براي عمل و البته رساله هايي که نه فقط رساله عمليه در باب احکام،که اکثر کتب ايشان در باب اصول دين مي باشد.

از مهمترين و بي نظيرترين آثار شيخ صدوق(ره) همو که او را به حق بايستي «شيخ مشايخ شيعه» و «رکني از ارکان شريعت» ناميد، کتاب «اعتقادات» مي باشد. کتاب «اعتقادات» اثري است در ۴۵ فصل که شيخ صدوق(ره) دوره اي از عقايد مهم اسلامي را با استفاده از آيات و روايات معصومين(ع) بيان نموده است. از خصوصيات اين اثر بيان اعتقادات خود شيخ به صورت جمع بندي شده مي باشد. آنچه مسلم است فرق است در باب بندي احاديث، بيان روايات، بررسي اسناد و متن احاديث، جمع بندي آنها در کتب و  بيان اعتقادات شخص با وجود آنکه همه آنها نشأت گرفته از آيات و روايات باشند.

بي شک شيخ در جمع آوري و تأليف کتب سرآمد روزگاران است ليکن اقدام بي نظير شيخ در بيان مکتوب عقايد خويش که در حقيقت بيان عقايد يک عالم شيعي ۱۲ امامي است و  عرضه آن به عموم و قراردادن آن در بوته بررسي و نقد، در تاريخ بي مثال است.

شيخ صدوق(ره) در کتاب «اعتقادات» از عقايد خود در باب اصول دين از جمله توحيد و عدل و نبوت و امامت و معاد سخن گفته و به صراحت در هر بخشي «قال ابوجعفر» اشاره مي گردد تا مشخص شود آنچه آورده شده اعتقادات خود شيخ بوده و طبعا قابل بررسي و نقد مي باشد و چه زيبا حرکتي بود کار شاگرد بزرگوار جناب صدوق، شيخ مفيد (ره) که نخستين ناقد اين مجموعه لقب گرفت، که هر سخني غير از سخن معصوم قابل انتقاد است و ممکن الخطا و نيست عصمت براي آن حتي اگر فقيه و عالمي چون شيخ صدوق(ره)  بيان کننده آن باشد.

شيخ صدوق(ره)  اقدام بي نظيري انجام داد که مي توان به صراحت «رشادت علمي» را برآن نام نهاد. چرا که بيان اعتقادات علاوه بر اينکه مي تواند از سويي چراغ راه ره گم کرده گان باشد، از سويي ديگر ايجاد چالشي در بين محققان بوده که بيانديشند در اعتقادات يک عالم جليل القدري که خود نگهبان حريم اعتقادي تشيع بوده و لب به سخن گشايند،سخني که حريم عقايد استاد را نشانه گرفته باشد.

شيخ نوشت تا بخوانند عوام و راه يابند به حق. شيخ نوشت تا بخوانند خواص و بيانديشند و تعقل و تفکر در جايگاه خويش رخ نمايد. شيخ نوشت تا تعبد مانع انديشه ورزي و نقادي علماء نگردد. شيخ نوشت تا شاگردانش نيز بنويسند و بياموزند که چگونه بايست صريح بود و با نهايت ادب آنچه آموخت را به عرصه آورد و شيخ نوشت تا الگويي باشد براي همه آنهايي که بايد بدانند که بيان اعتقاد و اصلاح آنها مي تواند پاسخ در آخرت را سهل تر نمايد و چه زيباست که بيان اعتقاد به تصحيح اعتقاد نيز منجر شود.  

آنچه در اين فرصت به آن خواهيم پرداخت بيان اعتقادات شيخ در باب احاديث وارده در طب مي باشد که ايشان در باب ۴۴ تحت عنوان «باب الاعتقاد في اخبار الوارده في الطب» به آن اشاره داشته اند. اينکه چرا شيخ صدوق در کتابي که مملو از بيان اصول و مهمات دين است به اين باب نيز اشاره نموده است، خود جاي انديشه دارد ولي آنچه مسلم است اينکه در زمان حيات شيخ بي شک اين احاديث نقش کليدي داشته و در جامعه حضور پررنگي داشته اند که شيخ صدوقي که درباب هيچ کدام از فروع دين به بيان اعتقاد نپرداخته و از اخلاقيات نيز در اين کتاب خبري نياورده، ليکن در باب اخبار رسيده در طب اسلامي سخن گفته است ،آنهم شرح اعتقاد خود را.

شيخ در چند فصل آخر به بيان عقايدش در باب احاديث و موارد و مشکلات مطروحه در آن باب از جمله در باب احاديث مجمله و مفسره و اختلاف در حديثين پرداخته و آنگاه سخن از روايات وارده در طب، که نشانگر اين مي باشد که جامعه ابتلاي عظيمي به اين باب داشته که رئيس المحدثين قلم به دست گرفته و خط فکري و عقيده قلبي خود را بيان مي دارد تا رافعي باشد برتمامي آشفتگي هاي ايجاد شده و بياني براي همه آنهايي که گوشي براي شنيدن و چشمي براي نظاره داشته باشند.

اسلام به عنوان دين خاتم و نسخه نهايي و برنامه کامل به مردم روزگاران عرضه شده است. بديهي است اين روش و آيين نهايي تمامي جوانب زندگي بشر را مدنظر داشته و چراغ هدايت را در برابر تمام تاريکي هاي ضلالت و گمراهي افراشته است. اسلام دين و آيين آباداني اين دنيا و دنياي آخرت است. آباداني اين سرا ممکن نخواهد بود مگر، ايجاد فضايي پر از صحت و اميد. مملو از سلامتي و نشاط. عاري از غصه و غرق در آرامش و چنين بهشت زميني ممکن است به شرط عمل به روش و آيين.

احکام شريعت همه و همه سامان بخش روابط جامعه با خود و خداي خويش و محيط حيات خود مي باشد و عمل به آنها به بارآورنده جميع خير دنيا و همه خير آخرت. اسلام جامعه اي دور از زشتي ها را براي انسان مومن به ارمغان مي آورد، دور از مريضي ها، دور از کثيفيها، دوراز همه آنهايي که براي خود و جامعه و رابطه اش با خداي بي همتا مضرند.

آيات و روايات وارده در مباحث سلامتي و صحت در اسلام که لازمه يک جامعه تراز اسلامي مي باشد، چند قسم است. اهم آنها توصيه هايي هستند براي رعايت نظافت و بهداشت فردي و محيطي، همان نظافتي که از ايمان شمرده شده است و گذشت زمان نه تنها از ارزش آنها نکاسته، بلکه جهان علم هرچه بيشتر به اهميت آنها پي برده است.

اين توصيه ها هم از نوع پيراستن است و هم از نوع آراستن. پيراستن از زشتي و کثيفي و در نتيجه شيوع بيماري و امراض و آراستني که باعث رواج زيبايي و خوبي و نشاط در جامعه مي گردد. توصيه هايي که نه تنها فرد، بلکه جامعه را هم از خود متاثر ساخته و عمل به آنها فضاي تنفس جامعه را بدل به فضايي شورآفرين و نشاط آور مي سازد.

نوع ديگري از ماثورات، بيان خواص نعمتهاي الهي در باب رفع عيوب و توان زايي مي باشد. نعمتهايي که خداوند با حکمت والاي خويش آنها را وسيله اي براي رشد و پيشرفت و رفع نواقص خليفه خويش در جهان هستي قرار داده است. اين نعمت ها اعم از خوراکي ها و آشاميدني ها و ساير عوامل موجود در طبيعت مي باشند. اسلام به بهره بردن از خيرات و برکات آنها توصيه کرده و علم انسان جاهل را به آنها عامل شده و از مضرات آنها برحذر داشته تا زياده روي و در جاي خود بهره مندنشدن، باعث آسيب و مشکل نگردد و صد البته دستور اساسي اسلام در باب نعمتهاي الهي رعايت حد اعتدال است و دوري از افراط که مشکل ساز است و تفريط که پسنديده نيست.

نوع سوم از آيات و روايات بيانگر راه چاره براي افرادي که به بيماري و عوارض آن دچارگرديده اند مي باشد . واضح است که جسم آدمي با توجه به شرايط محيطي و شيوه مديريت اعمال شده برآن، قابليت مراقبت  خود در مقابل آفات و يا برعکس آسيب ديدگي ناشي از عدم دقت لازم در نگهداري خويشتن را دارد. اسلام براي همه آنهايي که دچار بيماري مي شوند قواعد کلي دارد که پايه مستحکم اعتقادي است و از سوي ديگر احاديث و سنت ائمه دين در برخي اوقات راهنماي مبتلايان به عوارض گوناگون بوده است. اين نوع روايات در جامعه اسلامي به «طب اسلامي» مشهور مي باشد، که البته نامگذاري چندان جامعي به نظر نمي رسد.

در اين باب دين خاتم قاعده اوليه اي مطرح مي کند آنجا که در تقسيم علم، علم اديان و علم ابدان را به صورت هموزن بيان مي نمايد. قاعده اي که اهميت علم يافتن به جسم و خواص و کاستي  هاي آن را خاطر نشان مي سازد و از آن به عنوان علم با ارزش ياد مي شود. دين خاتم سخن از علم بشري در باب ابدان ميزند. علمي که خالي از راهنمايي هاي دين نبوده و نمي تواند باشد. ديني که راهنمايي هايي ناشي از بهترين توضيح ها را در باب جسم و روح انساني بيان نموده و جهل انساني را با شاه کليدهايي به سوي علم رهنمون مي سازد. راهنمايي هايي  که اوج کمال است و نهايت راستي و غيرقابل انکار و تکذيب و اين اعتراف بشر هميشه آزمايشگر است که تاکنون نفي براين علم دين محور را نتوانسته رو نمايند.

از سوي ديگر اصل کلي و قاعده طلايي ارائه شده از طرف دين خاتم در اين باب، يک جمله کليدي است که پايه اي از اعتقاد مومنين را تشکيل مي دهد و آن اينکه «خداست شفا دهنده و طبيب واقعي». اوست که هر دردي را دوايي و هر مرضي را شفايي و هر عيبي را چاره اي نهاده است. اوست که هميشه هست و غايب نخواهد شد و بي او و عنايتش، چرخ گردون را چرخي نخواهد چرخيد و اين پايه عظيم و مهم اعتقادي است که بيماري را آزمايش براي مومن جلوه داده و شکر و عدم ناشکري را اصل اول در رفع آن، توکل و توسل را اصل  دوم و چاره جويي دارويي باعنايت به حکمت الهي در باب قراردادن خواص براي انواع نعم را اصل سوم  مقرر داشته و طبيب وسيله است در اين اصل و داروهاي تجويزي ناشي از علمش، تسهيل کننده امر شفا.

شيخ صدوق(ره) در باب اعتقاد خود در احاديث وارده در طب نخست آن احاديث را بر چند قسم تقسيم مي کند:

- برخي آنهايي که با توجه به هواي مکه و مدينه بيان شده و جايز نيست به کاربردنشان در ساير هواها.

- برخي آنهايي که خبر داده امام بنابر آنچه شناخته است از طبيعت سوال کننده و از آن فراتر نرفته است چرا که بهتر از خود فرد طبيعتش را مي شناخت.

- برخي ساخته مخالفانند در کتب به قصد زشت نشان دادن چهره مذهب در نزد عموم.

- برخي ناشي از سهو راوي اند.

- برخي نيز ناقص حفظ شده و قسمتي از آنها فراموش شده اند.

بيان شيخ صدوق (ره) و تقسيم بندي احاديث وارده در طب نشان از لزوم پالايش احاديث متکثر نقل شده در باب طبابت در اسلام دارد. کسي چنين تقسيم بندي مي کند که خود استاد شناخت احاديث است و تلاشگر خستگي ناپذير حفظ آنها. کسي که در نزديکترين زمان به دوران حضور معصوم در جامعه نفس کشيده و براي يافتن احاديث ناب رنج و زحمت سفر به جان خريده و ممالک مختلف اسلامي را در نورديده، تا بشنود سخنان اهل بيت (ع) را از آنهايي که خوب شنيده و خوب حفظ نموده بودند.

دوران شيخ، دوران حمايت از عالمان و دانشمندان و توجه به دانش است. دانشمندان مورد احترامند و ترويج علم و حمايت و تقويت رجال علمي در اولويت دولتهاي غالب در سرزمينهاي اسلامي قرار دارد. صدوق(ره) نيز ملجاء پرسشهاي علمي گوناگون از نقاط مختلف اسلامي مي باشد. اهالي قزوين، مصر، بصره، کوفه، مدائن، نيشابور و بغداد نامشان به صراحت مورد اشاره قرارگرفته که سوال از شيخ پرسيده و پاسخ دريافت کرده اند.

در قرن رواج تشيع شيخ در امنيت کتاب مي نويسد، آسوده نشر مي دهد، فراوان مناظره مي کند، بسيارسوال و نياز علمي را پاسخ مي دهد. همزمان با دوره رشد شيعه از لحاظ فرهنگي، طبعاً بايد زدودن آفات نيز وجود باشد. با هرس کردن علفهاي هرز خودرو.

شيخ صدوق گامي اساسي در اين باب برداشته و آنگاه که شاهد رشد روزافزون و مخاطره آميز احاديث و کتب و رساله هايي با نام طب اسلامي مي گردد که نقل مجالس شده و عوام را به خود سرگرم نموده و با رشد علمي موجود در جامعه،گاهي باعث زيرسوال رفتن احاديث و شان علمي آنها مي شود، اقدام به تقسيم بندي مذکور مي نمايد. از تقسيم بندي شيخ چنين برمي آيد که شيخ تعداد بسيار زيادي از احاديث مذکور در طب اسلامي رايج در زمان خويش و دردسترس مردم را قبول نداشته و يا ناقص و يا غيرقابل اتکاء مي شمارند.

صدوق(ره) قسمتي از احاديث را مربوط و منحصر به آب و هواي اقليمي مي نمايد که در آن آب و هوا و در آن اقليم موثر و در غير آن بلااثر و يا حتي گاهي مضر مي تواند باشد . در حقيقت شيخ مخاطب را در اين بخش به تعقل و تامل به جاي تعبد اخباري فرامي خواند تا آنچه را که در باب توصيه اي براي اهل آن منطقه گرم سير ذکر شده است را در ترازوي انديشه و علم روز سنجيده و تسري به هر آب و هوايي و هر شرايط اقليمي ندهد. ايشان در ادامه بيان اعتقادات به همين بررسي دست يازيده و احاديث وارده در باب شفابخشي عسل براي هر دردي، استنجاء به آب سرد براي درمان بواسير، شفابخش بودن بادمجان را به بوته سنجش عقلي کشانده و محدوده آنها را معين نموده تا مشخص شود که اين شفابخشي ها نيست مگر در آب و هوايي خاص و اقليم و شرايط زماني معين.

صدوق(ره) گروه ديگر احاديث را مختص بيماران خاصي مي داند که با توجه به بيماري خويش و شرايط جسمي و احوال ارائه کرده از خود به اهل بيت(ع) نسخه و توصيه درماني دريافت کرده اند. ابن بابويه  علم اهل بيت(ع) را درمان و چاره اساسي مي داند، ولي نه براي غيرآن فردکه عقل نيز چنين حکم مي کند که نسخه طبيب حاذق که با توجه به احوال بيمار صادرشده است ،فقط براي آن بيمار در آن بيماري خاص و در آن احوال موثر است و تقليد بيماران ديگر با احوالات ديگر در اين مورد دور از عقل مي باشد و چنين توصيه اي نيز در شرع وارد نشده است.

صدوق(ره) در قسمتي ديگر از توطئه دشمنان سخن مي گويد و به صراحت اعتقاد خود در باب احاديث جعلي وارده در ابواب طبي کتب را بيان مي نمايد. دشمنان و مخالفاني که هدفشان نه درمان مردم و نه نقل احاديث اهل بيت(ع) بلکه فقط و فقط زشت نمايي صورت دين است. جعل حديث و منصوب کردن آن به اهل بيت(ع)، حديثي که دور از شان و عفت کلام اهل بيت(ع) بوده و وجه دين و دينداري را با آسيب جدي مواجه مي کند. دقت در جمله شيخ بسيار گره گشاست.

جمله اي که سخن از جعلي بودن حديث براي آسيب رساني به بيماران نيست يعني چنين نبوده که مخالفان براي کشتن يا آسيب رساندن به بيماران شيعه حديثي را جعل و دارويي خلاف تجويز نمايند، نه بلکه اين جعل براي زشت نماياندن چهره دين است. احاديثي که در قالب طب اسلامي طرح شده که گاهي خواندن و نوشتنش عرق شرم بر جبين مي نشاند تا چه برسد به اينکه معصوم با تمام عفت کلام و گوهر ادبش آنها را در جمع و يا خلوت براي مخاطبين خود بيان نموده باشد، حاشااز اين مطلب و متاسفانه به عقيده شيخ مخالفين در کار خود موفق بوده و چنين احاديث جعلي را در کتب وارده نموده اند .

صدوق (ره)قسمي ديگر از احاديث را ناشي از اشتباه راويان درروايت مي داند . اشتباهاتي که ناشي از عدم دقت بوده است . اين راويان قصد خير داشته و همچون مخالفان عمدا به اشتباه نيافتاده و نيانداخته اند . وليکن سهو آنها وجود اشتباه در احاديث طبي را عامل گشته است و صدوق (ره) اين مورد را جزو نواقص اساسي در احاديث طبي و ايرادات مهم برمي شمارد . ايرادي که عامل اعتماد را در اين روايات خدشه دار نموده و معافيت از عمل را باعث.

آخرين قسم روايات طبي از نظر شيخ رواياتي هستند که ناقص حفظ شده اند . رواياتي که قسمتي از آن خوب حفظ شده و قسمتي از آن فراموش شده است واين نيست مگر نسخه اي ناقص. نسخه اي که شفابخشيش را اعتمادي نيست. چراکه از قلم افتادگي دارد که ممکن است عامل عيب گردد به جاي علاج.

جمع بندي تقسيم بندي شيخ صدوق(ره) در باب احاديث طبي ما را به اين مطلب رهنمون مي سازد که شيخ کمترين حد اعتماد و اطمينان به اين احاديث در باب عمل در طول دوران هاي بعد از دوران صدور و افراد غير از عاملان صدور را از خود نشان داده و به صراحت عقيده خويش در اين باب را نمايان مي سازد. صدوق (ره) بعد از بيان اين تقسيم بندي و نوعي نفي کارايي درماني اينگونه احاديث مي نويسد: «و اما دواهاي بيماريها آنچه صحيح است از ائمه، آيات قرآن و سور و دعاهايي که وارد شده به آن نوع ها در آثار به سندهاي قوي و طرق صحيح .» 

اين جمله کليدي ابن بابويه در حقيقت نشان از عدم تاييد صدوق (ره) در باب دواهاي اشاره شده در پنج قسم پيشين را دارد و صدوق(ره) داروهاي صحيح منقول از اهل بيت(ع) در باب بيماري ها را منحصر به بيانات ائمه در شفا جويي از طريق آيات قرآن و سوره ها و دعاهاي وارد شده مي داند. دقت بيشتر در اين جمله که پايه اعتقادي شيخ در بخش احاديث وارده در طب است لازم مي نمايد. نخستين مورد در اين جمله اينکه شيخ باب روايات طبي صحيح و قابل عمل را منحصر به بهره گيري از آيات قرآن و سوره ها و ادعيه آنهم با نوع و شرايطي که وارد شده اند مي داند. دواهايي که نشان از تأثيرات عميق کلام الهي و کلام ابواب رحمت الهي بر روح و جسم انسان دارد.

داروهايي بدون هيچ گونه ضرر و زيان و صدالبته داراي تاثير عميق روحي و موثر در جسم. دومين مورد نيز اينکه شيخ بررسي سند و صحت طرق را شرط اساسي در اين قسم از احاديث مورد اعتماد دانسته و صراحتاً بررسي حديث از باب سلسله سند را لازم مي داند و نتيجه اين جمله نيست مگر اينکه در بين اين احاديث متعدد با وجه شفابخشي آيات و سور و دعاها نيز احاديث مورد خدشه وجود دارد.

اينجا بار ديگر تأکيد شيخ برعقل نمود مي يابد. صدوق(ره) عقل و علم بشري را معيار درمان هاي دارويي دنيوي مي داند و بازيرسوال بردن استنادات روايي در اين موارد حيطه کلام اهل بيت(ع) را دراين باب والاتر از نسخه پيچي مي داند. از سوي ديگر در جاييکه عقل حکم به تاثير رب العالمين در تمامي امور حيات را تأييد مي کند، سخن از کمک و توسل جويي و شفا طلبي از کلام الهي و ادعيه وارده آنهم در جا و شيوه مورد اشاره خزينه هاي علم الهي نموده و در ادامه حديث نبوي را موکد مي نمايد که شفا را از سوره حمد بايست طلب کرد .

شيخ صدوق(ره) نافي اسباب مادي در درمان بيماري ها نيست وليکن درمان را از خدايي مي داند که درد نيز از اوست. علاج را از پروردگاري مي داند که هر آن و هر لحظه نزديکترين است به بنده خويش و شفادهنده است، طبق بيان ابراهيم(ع) در قرآن که: «و اذا مرضت فهو يشفين»  وچون بيمار شوم او شفايم مي دهد.

رئيس المحدثين در بيان اعتقادات خود چراغ هدايت بخش  قوم گمراهي مي گردد که خود را مشغول به احاديث جعلي و خدشه دار و ناقص نموده و جذابيت را برواقعيت ترجيح مي دهند. تکثر و تعدد احاديث مجعول طبي که عقل را به تعطيلي کشانده و از سوي ديگر خدافراموشي به بار مي آورد. آنگاه که براي شفاي درد و مرضي بايد به مخلوط آب باران و برگ مو و هسته زردآلو متوسل شد !!! و اين نيست مگر تعطيلي عقلي که داد ميرند که اين روش اوج بي عقلي است. اوج سفاهتي که به دروغ نام شريعت برآن نهاده اند و از سوي ديگر خدافراموشي عظيمي است که نيازي به شفادهنده واقعي در انسان حس نمي شود. همه چيز در دانه و هسته ميوه اي خلاصه ميشود وبيمار مي ماند و دردي واقعي و دوايي جعلي و ناقص به عنوان سبب مادي که گرچه هر نعمتي را اثري است وليکن انحصار درمان در اين نعمت ،ناشکري است بزرگ به ساحت منعم اصلي.

پس خداست شفادهنده هر مريضي. به تحقيق مرض عارض شده امتحاني است از سوي خداي تبارک و تعالي از براي رشد و تعالي و يا ناشي از خطا و قصور بنده و راه درماني نيست براي آن غير از توجه و توکل و توسل به الله و ابواب رحمتش و بهره گيري از نعمتهاي الهي که به حکمتش، الله تبارک و تعالي آنها را واجد چنين خاصيتي نموده است.

خلاصه مطلب آنکه: دين خاتم به عنوان جامعترين روش زندگي حلال و حرام و مستحب و مکروه و مباحاتي دارد که همه و همه براي سلامت جسم و روح و دوري از ضرر و آفات دنيوي ونيل به سعادت اخروي است. اين دين شامل قرآن و احاديث صحيحه و سنت وارده اهل بيت (ع) است. قرآني که توصيه هاي کلي در باب سلامت جسم و روح را بيان داشته و شاه کليد درمان را شفابخشي الهي مي داند و در عين حال انواع نعم را برمي شمارد براي همه آنهايي که صاحبان عقلند براي انديشه ورزي و بهره گيري درست و کلام مکمل قرآن از سوي  اهل بيتي که همه علوم را صاحبند،علومي مطابق حق و واقعيت و آنچه بيان داشته اند به شرط تاييد اسناد و عدم مخالفت با قرآن که صد البته مخالف عقل نيز نمي باشد، همه همه اجزاء اين روش و آيين هدايت مي باشند و اين کلام و سنت عامل تعبد اخباري گونه نيست و عقل را به تعطيلي نمي کشاند که علم ابدان خود علمي ممدوح در اسلام است به شرط نافع بودنش و يادمان باشد که اين علم وسيله اي بيش نيست و شفايي نيست جزاز خداوند تبارک و تعالي. 

منابع:

- رسائل شيخ صدوق، ترجمه حميدرضا شيخي

- اعتقادات شيخ صدوق، ترجمه سيدمحمدعلي قلعه کهنه

- تاريخ تشيع در ايران، رسول جعفريان

- تاريخ عمومي حديث، مجيد معارف

تعداد بازديد:1290 آخرين تغييرات:94/02/16
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر