جمعه 2 تير 1396 - 28 رمضان 1438 - 23 ژوئن 2017
صفحه اصلي/ورزشي


 
 


 










 


 












خروجي RSS

استقلال و پرسپولیس مثل دریاچه ارومیه/ مسئولان لطفا رسیدگی نکنند!

زنده ماندن به آبياري قطره‌اي؛

استقلال و پرسپوليس مثل درياچه اروميه/ مسئولان لطفا رسيدگي نکنند!

پرسپوليس و استقلال مثل درياچه اروميه درحال خشک شدن هستند و ظاهرا دليلش اين است که بسياري از مسئولان صندلي‌هاي اين دو را دوست دارند و تصميم‌هاي يکديگر را به جهت از دست ندادن صندلي‌ها وتو مي‌کنند.

 

به گزارش خبرنگار مهر، استقلال و پرسپوليسي که روزگاري تمام آسيا مبهوت آنها بود و فوج فوج هوادار در کنار اين دو، زلزله‌اي به راه مي‌انداختند که گزارش‌هاي فراواني از آنها در تمام دنيا منتشر مي‌شد، اين روزها خوب نفس نمي‌کشند، آنها نه اينکه در حال احتضار باشند اما با اين نوع مديريت روبه قبله شده‌اند و هر روز از آن زلزله‌ها کاسته مي‌شود و گه‌گاه هوادارانشان تيم‌هاي ديگري را در ليگ مي‌بينند که تا ديروز با اقوام‌شان جمعا صد نفر نمي‌شدند اما امروز از اينها بيشتر تماشاگر به استاديوم مي‌آورند.

اين اتفاق البته که به مفهوم کم شدن هواداران اين دو تيم نيست چرا که به‌قول انگليسي‌ها دو چيز را نمي‌توان عوض کرد که يکي از آنها تيم فوتبال است. آنها هنوز هستند اما با تضعيف اين دو، با اشتباهات پياپي و کلان، آنها هم کم انگيزه شده‌اند.

در واقع فوتبال و روش هاي مديريت و فني آن در دنيا بسيار شتابان جلو رفت اما تصميم ساز‌ها در ايران هرگز متوجه تغييرات نشدند و در ميان اختلافات خودشان در مورد اين دو تيم، هر دو را رو به موت کرده‌اند و متوجه نمي‌شوند که دنيا، مدام نو به نو مي‌شود. به همين دليل اين دو تيم با همان روشي جلو مي‌آيند که چهل سال قبل سنگ بناي آن گذاشته شده بود.

چهل سال ايستا بودن از اين دو تيم که روزگاري چون نسيم مي رفتند، حالا گون‌هايي  ساکن ساخته که تنها پيشرفت ديگران را نظاره‌گر هستند. گون‌هايي که باغبان به آنها با روش قطره چکاني آب مي دهد تا زنده بمانند. آنها زنده‌اند اما نسيم بودن کجا و گون بودن کجا؟

بخش دوم:
آنچه در اين بخش مي‌خوانيد همه گير نيست و هستند مديراني که دلسوزانه پيگير حرکت اين «گون‌ها» بوده و هستند. آنها اما حريف درگيري و اختلافات فراواني که برخي از سر خود‌خواهي داشته‌اند نبوده‌اند. اختلافاتي اينچنيني:

۱ - همين چند ماه قبل يک نفر در سازمان خصوصي‌سازي به صورت خصوصي گفت: چرا بايد برخي اعضاي هيات مديره و مديران در اين دو تيم با پول بيت المال محبوب شوند؟

همان سازمان تصادفا بسيار کوشيد تا اين دو را بفروشد اما اهليت داشتن از سازماني بالا دست تاييد نشد تا اين دوستان حسابي در کنار مزايده‌هاي متعدد روي آنتن بروند و تنها عايدي مزايده‌ها اين باشد که آنها محبوب که نه اما با وجود اين دو باشگاه معروف شوند.

۲ - پنج سال قبل در چنين روزهايي مديران زيادي بودند که در راس کار به عنوان مديران مياني تاکيد مي‌کردند اگر اين دو باشگاه خصوصي شدند ما سبيل‌هايمان را مي‌زنيم چون اين دو تيم امنيتي هستند و هرگز به اشخاص واگذار نمي‌شوند

۳ - مجلس مصوب کرد که در راستاي اصل ۴۴ قانون اساسي بايد و بايد اين دو تيم خصوصي شوند.

۴ - مجلس در اين مسير براي اعلام راسخ بودنش مصوب کرد که وزارت ورزش اجازه ندارد از پول بيت المال به استقلال و پرسپوليس کمک کند!

۵  - همان مجلس محترم در مواجهه با مزايده چهارم که به فروش بسيار نزديک شده بود ۱۳۵ امضا جمع کرد براي هوا کردن مزايده.

۶ -  برخي گفتند نمايندگاه مجلس اين دو تيم را براي صندلي‌هاي انتخاباتي هيات مديره شان لازم دارند. برخي هم گفتند براي مصاحبه کردن در مورد اين دو و معروف شدن در کنار آن مصاحبه‌ها اين دو تيم بايد دولتي بمانند.

۷ -  مديران قوي محبوب شدند، مديران قوي را برداشتند تا با پول بيت المال محبوب نشوند. به جاي ايشان مديران ضعيف گذاشتند تا محبوبيتي در کار نباشد لابد.

۸ - يک نفر از سازمان تربيت بدني گفت: سازمان (وزارت امروز) بدون اين دو تيم ديگر هرگز ديده نمي‌شود، به همين دليل اين دو تيم را خصوصي نمي‌کنند وگرنه سازمان (وزارت ورزش) کاملا از سکه مي‌افتد و رئيس و وزير را چه کسي دنبال مي‌کند؟

۹ - خودروسازها و بانک‌ها آمدند بخرند، خودرو سازها پنجاه سال است باشگاهداري مي‌کنند، بانک‌ها نيز ايضا، اين بار اما شايد برخي از خود پرسيدند اين همه محبوبيت را بدهيم به خودروسازها؟ برخي البته گفتند اين دو با اين محبوبيت و آن همه پخش مستقيم و آن همه اعتبار، از ورشکستگي نجات پيدا مي‌کنند و پخش مستقيم ها همه چيز را براي آنها عوض مي‌کند اما لابد چرا بايد صندلي‌هاي مديران در اختيار صنعتي‌ها باشد؟

روزنامه نگارها نوشتند اينها سالهاست باشگاه داري مي کنند. جواب آمد بايد اتومبيل سازي کنند نه باشگاهداري. برخي هم گفتند چه جالب لابد که اين همه سال است باشگاه پيکان و سايپا نامرئي هستند! چه جالب که دهه‌هاست تيم هاي سپاهان و ذوب آهن و تراکتورسازي و فولاد و سايپا و پيکان و راه آهن و ... به کارخانه هايشان کمک مي‌کنند تا اتومبيل و ميله گرد بسازند و سيمان توليد کنند!

۱۰ - گفتند اين دو تيم بدون حق پخش تلويزيوني زنده نمي‌مانند، فروش هم نمي‌روند، برخي گفتند حقوق پرسنل صدا و سيما را چه کسي بدهد؟ همينکه تصويرشان را پخش مي کنيم تا با پول بيت المال محبوب بشوند بروند کلاهشان را بياندازند بالا.

۱۱ - نيازي نبود آقاياني که وعده داده بودنند سبيل‌هايشان را بزنند. اين دو تيم در ويترين قرار گرفتند اما وقتي مشتري پيدا شد، اعلام شد: نفروشيد، اهليت ندارند.

بخش سوم:
اين دو «گون» همچنان چشم انتظار کنار هم نشستن همه آنهايي  هستند که اختلافاتشان، سرمايه توليد هيجان کشور را از بين برده است. شايد بهتر باشد يکي دو نفر محبوب شوند تا اينکه ميليونها نفر افسردگي بگيرند و به نحوه مديريت دولت ايرادهاي جدي در اين بخش وارد کنند، فراموش نکنيد فوتبال نماد مديريت يک کشور است و حالا اين مديريت به طور کلي در اين بخش زير سوال رفته است.

شايد بهتر باشد يک روز همه صاحبان و دوست‌داران صندلي‌هاي شکسته اين دو باشگاه کنار هم بنشينند و اين تتمه را نجات دهند، استقلال و پرسپوليس هم مثل درياچه اروميه شده‌اند، در حال خشک شدن هستند. و رسانه ها و روزنامه نگاران براي چندهزارمين بار مي نويسند: «مسئولان لطفا رسيدگي کنيد» و البته گوش شنوايي نيست براي رسيدگي!

به نظر مي رسد پس از اين همه تکرار چنين جمله اي و گوش نکردن مسئولان و عمل کردن برعکس، بهتر است از اين به بعد بگوييم «مسئولان لطفا رسيدگي نکنيد» شايد اتفاق مثبتي افتاد!

تعداد بازديد:404 آخرين تغييرات:94/03/26
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر