چهارشنبه 2 خرداد 1397 - 7 رمضان 1439 - 23 مي 2018
صفحه اصلي/مقالات

علی (علیه السلام)، معرف قرآن

fiogf49gjkf0d

علي (عليه السلام)، معرف قرآن


استحقاق اميرالمؤمنين (عليه ‏السلام) براي بررسي ابعاد گوناگون قرآن، از دو جهت قابل اثبات است:
۱/ آن حضرت (عليه‏ السلام) از اهل بيت طهارت (عليهم‏ السلام) است و هرآن چه دربارهٴ استحقاق آن ذات‏هاي مقدّس براي تحليل قرآن و معارف آن رسيده است، شامل حضرت علي (عليه‏ السلام) نيز مي‏شود.
۲/ نصوص ويژه‏اي دربارهٴ صلاحيت علمي و عملي شخص آن حضرت (عليه‏ السلام) رسيده است.

اهل بيت (عليهم ‏السلام) تنها شناسانندهٴ قرآن
يکي از ادلّهٴ اولويت تعييني اهل بيت (عليهم‏ السلام) و استحقاق حتمي آن‏ها براي تبيين علوم و مفاهيم قرآني گذشته از حديث ثقلين که سنّي و شيعه به سند و متن آن اذعان دارند سخنان حضرت علي (عليه ‏السلام) دربارهٴ عظمت اهل بيت عصمت (عليهم‏ السلام) است؛ چنان که آن حضرت در نهج‏البلاغه فرمود:
«هُم مَوضِعُ سِرّه ولَجَأ أَمره وعَيبَة عِلمه وموئل حِکَمِهِ وکُهوفُ کتبه و جبال دينه. بهم أَقام انحناء ظهره وأَذهب ارتعاد فرائصه»[۱] و «لا يقاس بآل محمّد (صلي الله عليه و آله و سلم) من هذه الأُمة أَحَدٌ و لا يُسوّي بهم مَن جَرَتْ نعمتهم عليه أَبداً. هُم أَساس الدّين وعماد اليقين... ولهم خصائص؛ حق الولاية وفيهم الوصية والوراثة»[۲] و «بنا يُستَعطي الهُدي ويُستَجلي العَمَي»[۳] و «فيهم کرائم القران و هم کنوز الرحمان. إِن نَطَقوا صَدَقُوا وإِن صَمَتُوا لم يُسبَقوا»[۴] و «هم عَيشُ العلم ومَوتُ الجَهل. يخبرکم حلمُهم عن علمِهم وظاهرهم عن باطنهم وَ صمتُهُم عن حِکمَ منطقهم. لايخالفون الحق ولا يختلفون فيه. هم دعائم الإِسلام و ولائج الإِعتصام، بهم عاد الحق إِلي نصابه وانزاح الباطل عن مقامه وانقطع لسانه عن مَنبَة. عَقَلوا الدين عَقلَ وِعايَة و رِعاية لاعقل سَماعٍ و رِوايةٍ؛ فإِنّ رواة العلم کثير و رعاتَه قليل»[۵] و «إِنّ الله تَبارک وتعالي طَهَّرنا وَ عَصَمَنا و جَعَلَنا شهداء علي خلقه و حجباً علي عباده وجَعَلَنا مع القران و جعل القران مَعَنا لانفارقه ولايفارقنا»[۶] و «فأَين تذهبون وأَنّي تُؤفکون... وبينکم عِترة نبيّکم و هم أَزمة الحق وَ أَعلام الدين وَ السِنةُ الصِدق، فَأَنزِلُوهم بأَحسَنِ مَنازل القرآن ورِدُوهُم وُرُود الهِيمِ العطاش. أَيّها الناس! خذوها عن خاتم النبيين (صلي الله عليه و آله و سلم): أَنّه يموت مَن مات منّا وليس بميّت ويَبلي من بَلِيَ منّا وليس ببالٍ»[۷] و «نحن شجرة النبوّة ومحطّ الرسالة ومختلف الملائکة ومعادن العلم وينابيع الحِکم»[۸] و «إنّا صنائع ربّنا والناس بعدُ صنائع لنا». [۹]
فضايل علمي و عملي اهل بيت (عليهم‏ السلام) بيش از آن تعدادي است که در نهج البلاغه گردآوري شده است. همچنين مجموع آن‏چه در کتاب مزبور آمده، به مراتب بيش از آن چيزي است که نقل کرديم.

خلاصهٴ روايات گذشته
مفاد آن‏چه که دربارهٴ عظمت اهل بيت (عليهم‏ السلام) يادآوري شد، عبارت است از:
۱/ خاندان معصوم رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) حامل اسرار خدا، و صندوق دانش او، و قرارگاه کتاب‏هاي آسماني خدا و سلسلهٴ جبال دين اويند.
۲/ هيچ کس از امّت‏اسلامي، همتاي اهل بيت عصمت (عليهم‏ السلام) نيست و با آن‏ها سنجيده نمي‏شود. آنان پايهٴ دين، و ستون يقينند.
۳/ هدايت به وسيلهٴ اهل بيت (عليهم‏ السلام) عطا مي‏شود و کوري باطني انسان‏ها علاج مي‏گردد.
۴/ حقيقتِ قرآنِ حکيم و آيات کريمهٴ او دربارهٴ آن‏هاست و رموز آن در آن‏ها مستقر است و اينان، گنج‏هاي خداي رحمانند. اگر سخن بگويند، در گفتار خود صادقند و اگر ساکت شوند، چيزي آن‏ها را به سکوت محکوم نکرده است و مقهور هيچ مقام خارجي نبوده‏اند؛ بلکه چون خودشان صاحبان سخن و اميران کلامند، سخن گفتنْ اسير آنان است و در اختيارشان قراردارد؛ هرگاه مصلحت باشد، سخن مي‏گويند و هر زماني که سخن گفتن مصلحت نباشد، ساکت هستند.
۵/ آن‏ها حيات دانشند و علم به کمک آن‏ها زنده است. دربارهٴ حقّ، نه مخالفند و نه مختلف؛ به ياري آنان حق به نصاب لازم خود بر مي‏گردد و باطل از جايگاهش بر کنار مي‏شود. اينان، دين خدا را عاقلانه در خود جاي مي‏دهند و دستورهاي آن را رعايت مي‏کنند و به شنيدن و گفتن بسنده نمي‏کنند.
۶/ خداوند آنان را از گزند گناه نگاه‏داشته و شاهدانِ اعمال بندگان خود قرار داده و آن‏ها را با قرآنْ قرين و قرآن را با آن‏ها همراه ساخته است؛ به گونه‏اي که هرگز قرآن را رها نمي‏کنند و قرآن نيز آنان را رها نمي‏کند.
۷/ هرکس که راهي جز راه خاندان پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) پيمايد، گمراه است. زمامداران حق و پرچم‏هاي دين و زبان‏هاي صدق، حقيقتِ اهل بيت طهارت (عليهم‏ السلام) است و بايد آن‏ها را به بهترين درجات قرآني منزل داد و همانند شتران تشنه کام به کوثر زلال معرفت آنان وارد شد.
۸/ اگر به ظاهر يکي از آنان بميرد، حقيقت ولايت و امامت او زنده است و حقيقت او هيچ‏گاه فرسوده نمي‏شود.
۹/ اهل بيت طهارت (عليهم‏ السلام) مخلوق و دست پروردهٴ خدايند؛ ولي ديگران به اين منظور پرورده مي‏شوند که از برکات و حسنات علمي و عملي آن ذات‏هاي نوراني بهره‏مند شوند.

علي (عليه‏ السلام) يگانه معرّف قرآن
ادلّهٴ اولويت تعييني شخص اميرالمؤمنين (عليه‏ السلام) نسبت به امّت اسلامي براي تبيين علوم و مفاهيم قرآني، سخنان آن امام همام (عليه‏ السلام) دربارهٴ شخصيت علمي خود اوست که برخي از آن سخنان در حضور رسول اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) و با تقرير آن حضرت (صلي الله عليه و آله و سلم) صادر شده است.
حضرت علي (عليه‏ السلام) در نهج‏البلاغه دربارهٴ خود چنين فرمود:
«أَرَي نور الوحى والرسالة وأَشمّ ريح النبوّة»[۱۰] و «إِنّى لعلي يقينٍ من ربّى وغير شبهةٍ من دينى»[۱۱] و «ما شککتُ فى الحق مُذ أُريته»[۱۲] و «وإِنّ معى لبصيرتى، ما لبّستُ ولا لُبِّسَ علىّ»[۱۳] و «إِنَّ الکتاب لَمَعى مافارقته مذ صحِبتهُ»[۱۴] و «بل اندمجت علي مکنون علم؛ لو بُحتُ به لاضطربتم اضطراب الأَرشيّة فى الطَوِىّ البعيدة»[۱۵] و «فَاسْأَلُونى قبل أَن تفقدونى، فوالّذى نفسى بيده! لاتسألونى عن شى‏ء فيما بينکم وبين الساعة ولا عن فئة تهدى مائة وتُضِلُّ مِأئَةً إِلاّ أَنبَأتکم بناعقها وقائدها وسائقها ومُناخ رکابها ومحطّ رحالها...»[۱۶] و «أَنا بطرق السماء أَعلم منّى بِطُرُقِ الأَرض وليس کلّ أَصحاب رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم) من کان يسأَله ويستفهمه... وکان لايمرّ بى من ذلک شى‏ء إِلاّ سَأَلْتُ عنه وحفظته»[۱۷] و «أَلَم أَعمَل فيکم بالثَقل الأَکبر وأَترک فيکم الثقلَ الأَصغر». [۱۸]
مناقب علمي و عملي حضرت علي (عليه‏ السلام) به مراتب بيش از آن مقداري است که در نهج البلاغه آمده است؛ زيرا سراسر اين کتاب شريف، بيان‏گر فضايل آن حضرت (عليه‏ السلام) است؛ چنان که فضايل مزبور، بيش از منقول آن است.

مفاد روايات گذشته
خلاصهٴ آن‏چه که دربارهٴ عظمت علمي و عملي حضرت علي (عليه‏ السلام) نقل شد، عبارت است از:
۱/ حضرت علي (عليه‏ السلام)، نور وحي و رسالت را با چشم ملکوتي خود مي‏ديد و بوي نبوّت را با شامّهٴ دروني خويش استشمام مي‏کرد.
در نهان انسانِ صالح، حواس ديگري وجود دارد که با برخي از آن‏ها بوهاي غيبي را استشمام مي‏کند؛ مانند استشمام بوي حضرت يوسف (عليه‏ السلام) توسط حضرت يعقوب (عليه‏ السلام): ﴿إِنّي لأَجد ريح يوسف لولا أَن تُفَنّدون﴾. [۱۹]
با بعضي حواس نيز منظره‏هاي غيبي را مي‏بيند؛ مانند ديدن جهنّم توسط صاحبان يقين: ﴿کلاّ لو تعلمون علم اليقين ٭ لتروُنّ الجحيم﴾[۲۰] و با برخي حواس ديگر، صداي فرشتگان غيبي را مي‏شنود؛ مانند شنيدن صداي بشارت فرشتگان از سوي مؤمنانِ استقامت کننده: ﴿إِنّ الّذين قالوا ربّنا الله ثمّ استقاموا تتنزّل عليهم الملائکة أَلاّ تخافوا ولا تحزنوا وَ أَبشِروا بالجنّة الّتي کنتم توعدون﴾. [۲۱]
۲/ يقين به حقانيّت اصول و فروع دين که در بين بندگان خدا کم‏تر وجوددارد براي حضرت علي (عليه‏ السلام) حاصل بود و تحقّق آن از آسيب هر شبهه‏اي مصون بوده است.
۳/ آن حضرت (عليه‏ السلام) معارف الاهي را با چشم ملکوتي خود مشاهده کرد. نه تنها با تفکر حصولي از آن‏ها آگاه شد، بلکه از همان لحظهٴ ارائهٴ ملکوت اشيا با يقين به سر مي‏برد و هرگز گرفتار شک نشده بود.
۴/ بينش الاهي آن حضرت (عليه‏ السلام) با وي بوده است. ايشان، نه خود مورد تلبيس قرار گرفت و نه ديگران را در اشتباه قرار داد.
۵/ قرآن کريم، همراه با آن حضرت (عليه‏ السلام) بود و هرگز او را رها نکرد.
۶/ اگر علمي را که آن حضرت (عليه‏ السلام) داشت براي ديگران اظهار مي‏کرد، مايهٴ اضطراب و لرزش آنان مي‏شد؛ مانند لرزش ريسمان در چاه عميق.
۷/ آن حضرت (عليه‏ السلام) فرمود: پيش از ارتحال من، هر آن‏چه خواستيد از من بپرسيد. قسم به کسي که جانم در دست اوست! هرگز از ميان حوادثي که اکنون تا قيامت رخ مي‏دهد، چيزي سؤال نمي‏کنيد و از گروهي که صدها نفر را هدايت مي‏کند و صدها نفر را گمراه مي‏سازد نمي‏پرسيد، مگر آن‏که من شما را از همهٴ خصوصيات «قائد» و «سائق» و از ديگر شؤون آن آگاه مي‏کنم.
۸/ آن حضرت (عليه‏ السلام) فرمود: به راه‏هاي آسمانِ غيب از راه زمين حسّ و شهادت آگاه‏ترم.
۹/ آن حضرت (عليه‏ السلام) فرمود: آيا من در ميان شما به ثقل اکبر يعني قرآن کريم عمل نکردم و آيا در بين شما ثقل اصغر يعني عترت (عليهم‏ السلام) را به وديعت ننهادم؟

يادسپاري مهم
قرآن کريم نيز علم صحيح و تفسير ناب قرآن حکيم را بهرهٴ اهل بيت طهارت (عليهم‏ السلام) مي‏داند؛ زيرا طبق آيات ﴿إِنّه لقران کريم ٭ في کتاب مکنون ٭ لايمسّه إِلاّ المطهّرون﴾[۲۲]، مساس علمي با کتاب مکنون که باطن قرآن است و ظاهر قرآن نيز از آن تنزّل يافته است فقط بهرهٴ پاک‏شدگان از رجسِ وَهْم و رِجزِ خيال است که همانا اهل بيت عصمت (عليهم‏ السلام) هستند.
براساس آيهٴ ﴿إِنّما يريد الله ليذهب عنکم الرجس أَهل البيت ويطهّرکم تطهيراً﴾[۲۳]، اهل بيت عصمت (عليهم‏ السلام) که نه تنها از رجس گناه به دورند، بلکه از آثار رقيق آن نيز مطهّرند شايستهٴ مساس علمي با فرهنگ دروني و بيروني قرآن کريم هستند. از اين رو، تعريف و تبيين آنان نسبت به علوم و مفاهيم قرآن، تبييني ويژه است.

هماهنگي حقيقت علي (عليه‏ السلام) با حقيقت قرآن
خصوصيّت انسان کاملي چونان علي بن ابي طالب (عليه‏ السلام) از لحاظ سخن‏گفتن دربارهٴ قرآن،با نقل گفتار کوتاهي از خود آن حضرت (عليه‏ السلام) روشن‏تر مي‏شود.
«سهل بن حنيف انصاري» که از محبوب‏ترين ياران اميرالمؤمنين (عليه‏ السلام) بود پس از بازگشت از «صفّين» در کوفه درگذشت. حضرت علي (عليه‏ السلام) پس از شنيدن خبر ارتحال سهل بن حنيف، چنين فرمود: «لو أَحَبَّنى جَبَل لتهافت»؛ [۲۴] اگر کوه، محبّت مرا در خود جاي دهد و دوست من شود، متلاشي مي‏شود و فرو مي‏ريزد.
«سيد رضي» (رحمه‏الله) در شرح جملهٴ مزبور، چنين گفته است:
«محنت و اندوه او (کوه) افزوده مي‏شود و مصيبت‏ها با شتاب به او رو مي‏کنند و اين کار، جز براي پارسايان و پرهيزکاران و نيکان و برگزيدگان حاصل نمي‏شود؛ يعني خوبان، هدف تير بلا و غمند! حضرت علي (عليه‏ السلام) در جاي ديگر در اين باره فرمود: «مَن أَحبّنا أَهل البيت (عليهم‏ السلام) فليستعدَّ للفقر جلباباً»؛ [۲۵] يعني هر کس ما خاندان عصمت و طهارت (عليهم‏ السلام) را دوست داشته باشد، بايد مهيّا و آمادهٴ دربرکردن جامهٴ فقر و روپوش تهي دستي باشد».
شرح جناب سيد رضي (رحمه‏الله) قابل قبول است و برخي از شواهد نقلي نيز آن را تأييد مي‏کند؛ ليکن معناي دقيق‏تر گفتار ياد شده، اين است که حقيقت انسان کامل با حقيقتِ قرآن، کاملاً هماهنگ است؛ چنان که حديث «ثَقَلَيْن» و جدا نبودن آن دو از يک‏ديگر و نيز همراهي قرآن با علي بن ابي طالب (عليه‏ السلام) آن را تأييد مي‏کند.
بنابراين، حکم ولايت و خلافت انسان کامل، حکم قرآن کريم است. پس، همان گونه که حقيقت قرآن، فراتر از آن است که کوه آن را تحمّل کند و نزول قرآن بر کوه، آن را متلاشي مي‏کند، حقيقت ولايت انسان کامل نيز برتر از آن است که بر کوه حمل شود؛ زيرا پذيرش کوه نسبت به امور ماديِ محسوس، محفوظ است، ليکن تحمّل آن نسبت به امور مجرد و معقولْ محرز نيست؛ بلکه عدم آن محرز است.
بنابراين، مي‏توان معناي: «لو أَحَبّنى جبل لتهافت» را هماهنگ با معناي اين آيهٴ دانست: ﴿لو أَنزلنا هذا القران علي جبلٍ لرأَيته خاشعاً متصدّعاً من خشية الله وتلک الأَمثال نضربها للنّاس لعلّهم يتفکّرون﴾[۲۶]؛ اگر اين قرآن را بر کوهي فرو مي‏فرستاديم، يقيناً آن (کوه) را از بيم خدا فروتن و از هم پاشيده مي‏ديدي؛ و اين مَثَل‏ها را براي مردم مي‏زنيم، باشد که آنان بينديشند.
اگر چنين معنايي براي حديث علوي (عليه‏ السلام) پذيرفته شود، به خوبي روشن مي‏شود که استحقاق آن حضرت (عليه‏ السلام) براي تحليل معارف قرآني، استحقاق تعييني است؛ زيرا آن حضرت (عليه‏ السلام) قرآن ناطق است و بهترين راه شناخت هر چيزي، آن است که آن شي‏ء را از زبان خودش بشناسيم و معرفت قرآن از زبان اميرالمؤمنين (عليه‏ السلام) به منزلهٴ شناخت قرآن از زبان خود قرآن است.
آن چه تاکنون ثابت شد، صلاحيت کامل و استحقاق تعييني اهل بيت عصمت (عليهم‏ السلام) به‌ويژه اميرالمؤمنين (عليه‏ السلام) براي تبيين علوم و مفاهيم قرآني بود و آن چه در پيش داريم، بررسي گفتار آن حضرت (عليه‏ السلام) دربارهٴ قرآن کريم است.
به نظر مي‏رسد بررسي اجمالي سخنان حضرت علي (عليه‏ السلام) دربارهٴ قرآن به تبيين سه نظام بر مي‏گردد:
يکم، نظام فاعلي قرآن که در آن مبدأ پيدايش قرآن و نيز چگونگي تحقّق آن ثابت مي‏شود.
دوم، نظام داخلي قرآن که در آن چگونگي دست‏يابي به معارف قرآن کريم بررسي مي‏شود.
سوم، نظام غايي قرآن که در آن هدف نهايي پديد آمدن قرآن کريم تبيين مي‏شود.
بنابراين، با افزودن سه فصل ديگر دربارهٴ نظام‏هاي سه‏گانه بر دو فصل گذشته، رسالت اين نوشتار به پايان مي‏رسد.


[۱] ـ نهج البلاغه، خطبهٴ ۲، بند ۱۱/
[۲] ـ همان، خطبهٴ ۲/
[۳] ـ نهج البلاغه، خطبهٴ ۱۴۴، بند ۴/
[۴] ـ همان، خطبهٴ ۱۵۴، بند ۴/
[۵] ـ همان، خطبهٴ ۲۳۹، بند ۳/
[۶] ـ مستدرک نهج البلاغه، ص۱۸۳/
[۷] ـ نهج البلاغه، خطبهٴ ۸۷، بند ۱۶/
[۸] ـ همان، خطبهٴ ۱۰۹، بند ۳۸/
[۹] ـ همان، نامه ۲۸، بند ۱۱/
[۱۰] ـ نهج البلاغه، خطبهٴ ۱۹۲، بند ۱۲۰/
[۱۱] ـ همان، خطبهٴ ۲۲، بند ۶/
[۱۲] ـ همان، خطبهٴ ۴، بند ۵؛ حکمت ۱۸۴/
[۱۳] ـ همان، خطبهٴ ۱۳۷، بند ۳/
[۱۴] ـ همان، خطبهٴ ۱۲۲، بند ۸/
[۱۵] ـ نهج البلاغه، خطبهٴ ۵، بند ۴/
[۱۶] ـ همان، خطبهٴ ۹۳، بند ۳/
[۱۷] ـ همان، خطبهٴ ۲۱۰، بند ۱۷/
[۱۸] ـ همان، خطبهٴ ۸۷، بند ۱۷ و ۱۸/
[۱۹] ـ سورهٴ يوسف، آيهٴ ۹۴/
[۲۰] ـ سورهٴ تکاثر، آيات ۶ ـ ۵/
[۲۱] ـ سورهٴ فصّلت، آيهٴ ۳۰/
[۲۲] ـ سورهٴ واقعه، آيات ۷۹ ـ ۷۷/
[۲۳] ـ احزاب، آيهٴ ۳۳/
[۲۴] ـ نهج البلاغه، حکمت ۱۱۱ و۱۱۲/
[۲۵] ـ نهج البلاغه، حکمت ۱۱۱ و ۱۱۲/
[۲۶] ـ سورهٴ حشر، آيهٴ ۲۱/

منبع : ido.ir

تعداد بازديد:558 آخرين تغييرات:94/04/16
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر