دوشنبه 3 مهر 1396 - 4 محرم 1439 - 25 سپتامبر 2017
صفحه اصلي/مقالات

پیوندهای سعادت و خوشبختی

پيوندهاي سعادت و خوشبختي

"خردمندان کساني هستند که پيوندهايي را که خداوند به برقراري آنها فرمان داده است حفظ مي‌کنند و از خداي خود و سختي حساب مي ترسند"

«وَالَّذِينَ يصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يوصَلَ وَيخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ؛

(خردمندان)کساني هستند که پيوندهايي را که خداوند به برقراري آنها فرمان داده است حفظ مي‌کنند و از خداي خود و سختي حساب مي ترسند».

در اين آيه سه علامت ديگر انسان هاي عاقل بيان شده است که عبارتند از:
ب)صله رحم؛
ج)ترس از عذاب پروردگار؛
د)ترس از عذاب آخرت.
يک فرد با ايمان پيوندي با خدا دارد که از صميم دل به آن معتقد است و همه شؤون خود را از مرگ و زندگي و... از آن او مي داند و پيوندي نيز با مردم دارد و در بين آنان زندگي مي‌کند و از کمک ها و همکاري هايشان بهره ميبرد و آنان بخشي از بار زندگي او را به دوش مي کشند. فرد عاقل و خردمند هردو پيوند را محترم مي شمارد و به کليه پيوندها احترام مي گذارد؛ زيرا گسستن پيوندهاي الهي جز يأس و نوميدي و آلودگي به گناه چيزي نيست. زندگي مادي بدون تکيه گاهي معنوي، جز بدبختي نتيجه اي ندارد و پشت پا زدن به پيوندهاي اجتماعي، در حالي که يک نوع نمک نشناسي و ناجوانمردي است، خود موجب گسسته شدن رابطه فرد با اجتماعي است که بار زندگي او را به دوش گرفته وصميمانه به او خدمت مي‌کند. احترام به اين دو پيوند پيش از آن که نشانه ايمان باشد يکي از نشانه هاي افراد عاقل و فهميده است که از اين دو پيوند براي سعادت و خوشبختي خود استفاده مي‌کنند.

اين آيه و هم چنين آيات بعدي درصدد بازگويي نشانه هاي افراد عاقل و خردمند است، امّا چگونه اين آيه به اين دو پيوند اشاره مي‌کند؟ به بياني روشن تر، آن جا که آيه از خشيت در برابر خدا و ترس از سختي حساب سخن مي‌گويد[۱]،هدف آن بيان حفظ پيوند با خداست؛ زيرا مردان عاقل و واقع بين، در پرتو توجه به عظمت خدا و احساس کوچکي در برابر آن قدرت بي نهايت، کانوني از خشيت و بيم، خضوع و خشوع مي گردند. کدام خردمند است که در سنجش بي نهايت نياز با بي نهايت قدرت و عظمت، بيم و خشيت به او دست ندهد؟ آن جا که آيه سخن از احترام به پيوندهايي به ميان مي آورد که خدا به برقراري آنها دستور داده است [۲]،هدف بازگويي پيوندهاي معنوي اجتماعي است که در آيين مقدس اسلام به طور مؤکد به حفظ آنها دستور داده شده است.

اکنون بايد ديد مقصود از پيوندهايي که خداوند به حفظ آنها فرمان داده چيست؟ در اسلام يک سلسله پيوندها به طور مؤکد محترم شمرده شده است که به برخي از آنها اشاره مي‌شود:


۱/احترام به پيامبران عالي قدر و پيشوايان بزرگ.[۳]

در قرآن احترام به دسته دوم و مودّت با آنان، پاداش رسالت و يا چيزي مانند آن معرفي شده است آن جا که مي فرمايد: «...قُلْ لاأَسْئَلُکمْ عَلَيهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُربي..؛[۴]بگو من(پيامبر) در برابر آن خدمات ارزنده خود به جامعه انساني مزد و پاداشي نمي خواهم، جز اين که به نزديکان من مهر بورزيد و بدانان احترام بگذاريد». مقصود از «ذوي القربي» آن گروه از بستگان پيامبر است که، مهر و مودّت آنان موجب سعادت انسان و از اين رهگذر از هدايت و راهنمايي آنان بهره مند مي‌شود و به عبارت ديگر، مقصود از اين که به آنان مهر ورزيم اين نيست که تنها به موضوع محبت اکتفا کنيم؛ بلکه مهر به آنان سبب مي‌شود با آنان ارتباط پيدا کرده، از رهبري و دانش هايشان، که از پيامبران به ارث برده اند، بهره مند شويم و از هدايت و راهنمايي ديگران بي نياز گرديم.


۲/احترام به پدر و مادر و تحکيم روابط خود با آنان.

قرآن مجيد در موارد گوناگوني به اين نوع پيوند که ميان پدر و مادر و فرزند برقرار است اشاره کرده و به هر دو طرف توصيه مي‌کند درباره يکديگر نيکي کنند؛ مثلًا به فرزندان دستور مي دهد با پدر و مادر به نيکي رفتار نمايند چنان که مي فرمايد: «وَ صَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيا...؛[۵]با آنان به خوبي رفتار کن». هم چنين در آيات ديگري به پدر و مادر دستور داده است که نيازمندي هاي فرزندان خود را تا حد امکان و توانايي تأمين نمايند.


۳/پيوند با بستگان و خويشاوندان نزديک و دور.

در هيچ آييني مانند اسلام به اين نوع پيوند توجه نشده است و با مراجعه به آيات و احاديث اسلامي اهميتحفظ پيوند با بستگان و به اصطلاح «صله رحم» به خوبي روشن مي‌گردد. يکي از آيات قرآن قاطعان رحم را در کنار مفسدان نام برده و مي فرمايد: «فَهَلْ عَسَيتُمْ إِنْ تَوَلَّيتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ وَ تُقَطِّعُوا أَرْحَامَکمْ* أُولئِک الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فَأَصَمَّهُمْ وَ أَعَمي أَبْصَارَهُمْ؛[۶]
آيا در نظر داشته ايد که پس از کسب قدرت در روي زمين فساد کنيد و قطع رحم نماييد؟ آنان کساني هستند که خداوند آنهارا از رحمت خود دور ساخته و چشم و گوش آنها را بسته است».


۴/احترام به معلم، رعايت حقوق دوستان و همسايگان.

احترام و حفظ همه اين پيوندهايي که بيان کرديم از نظر اسلام لازم است و از گسستن آنها نهي شده و جمله «الَّذِينَ يصِلُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ يوصَلَ» با مفاد کليي که دارد شامل همه اينها مي‌شود.

پيوندهاي گسستني و ناگسستني


اگر اسلام به حفظ يک سلسله پيوندها دستور داده، در برابر آن، مسلمانان را به بريدن قسمتي از پيوندها و روابط نيز فرمان داده است؛ مثلًا وظيفه افراد با ايمان را اين مي داند که با دشمنان خدا و پيامبر- هر چند پدران و فرزندان و برادران و خويشاوندان آنان باشند- پيوند محبت و دوستي بر قرار نکند آن جا که مي فرمايد: «لَاتَجِدُ قَوْماً يؤْمِنُونَ بِاللَّهِوَالْيوْمِ الْاخِرِ يوادُّونَ مَنْ حَادَّاللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَلَو کانُوا آبَاءَهُمْ أَو أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوانَهُمْ أَو عَشِيرَتَهُمْ أُولئِک کتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ؛[۷]هرگز گروهي که به خدا و روز رستاخيز ايمان دارند، کساني را که با خدا و پيامبر او دشمني دارند، دوست نمي دارند اگر چه آنان پدران و فرزندان و برادران و بستگان آنان باشند. آنان کساني اند که در دل هايشان ايمان نوشته شده است».

در آيه ديگر مي فرمايد: «يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاتَتَّخِذُوا عَدُوّي وَ عَدُوَّکمْ أَولِياءَ تُلْقُونَ إِلَيهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَد کفَرُوا بِمَا جَاءَکمْ مِنَ الْحَقِّ؛[۸]
اي افراد با ايمان، دشمن من و دشمن خود را، ولي و دوست خود قرار ندهيد و طرح دوستي با آنان نريزيد؛ زيرا آنان آيين حقي را که پيش شماست انکار ورزيده اند».

قرآن مجيد در اين موضوع به اندازه اي پافشاري دارد که حتي اجازه نمي دهد يک فرد مسلمان براي خويشاوندان مشرک خود، که در حال شرک و کفر از دنيا رفته اند، طلب آمرزش کند؛ زيرا چنين پدر مشرکي با فرزندان با ايمان خود ارتباطي ندارد چنان که مي فرمايد: «مَا کانَ لِلنَّبِي وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِکينَ وَ لَوْ کانُوا أُولي قُربي؛[۹]پيامبر و افراد با ايمان حق ندارند درباره بستگان مشرک خود دعا کنند و براي آنان آمرزش بطلبند». اصرار قرآن در بريدن چنين پيوندها براي اين است که مبادا بر اثر معاشرت و رفت و آمد و ابراز مودّت و علاقه به آنان، جامعه مسلمانان به انحراف فکري دچار شود و تحت تأثير اخلاق بد و صفات مذموم و رفتار ناشايست آنان قرار گيرد و بايد براي چنين مصلحت بزرگي، عاطفه خويشاوندي را ناديده گرفت.


پي نوشت ها:
[۱] «وَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ يَخَافُونَ سُوءَ الْحِسَابِ؛ از خداى خود خشيت دارند و از سختى حساب روز رستاخيز مى‏ترسند».
[۲]«وَ الَّذِينَ يَصِلُونَ مَا أَمَر اللَّهُ بِهِ أَنْ يُوصَلَ...؛ کسانى که پيوندهايى را که خداوند به برقرارى آنها دستورداده است ثابت و استوار نگاه مى‏دارند».
[۳]در روايات ما با آيه مورد بحث به لزوم حفظ پيوند دوستى با اهل بيت پيامبر استدلال شده است‏ر.ک: تفسير برهان، ج ۲، ص ۲۸۸/ در حقيقت مفهوم کلى و وسيع آيه به موردى از موارد آن تطبيق شده است.
[۴] شورى(۴۲) آيه ۲۳/
[۵] لقمان(۳۱) آيه ۱۵/
[۶] محمد(۴۷) آيه ۲۲ و ۲۳/
[۷] مجادله(۵۸) آيه ۲۲/
[۸] ممتحنه(۶۰) آيه ۱/
[۹] توبه(۹) آيه۱۱۳

منبع:

پايگاه اطلاع‌رساني حوزه علميه قم

منبع : ido.ir
تعداد بازديد:504 آخرين تغييرات:94/06/14
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر