سه شنبه 21 مرداد 1399 - 21 ذي الحجه 1441 - 11 آگوست 2020
صفحه اصلي/قرآن

مۆمنان در برابر کوره‌های آدم‌سوزی!

fiogf49gjkf0d

مۆمنان در برابر کوره‌هاي آدم‌سوزي!

مراد از «اصحاب الاخدود» کسانى هستند که در زمين گودالى وسيع ايجاد کردند و آتشى بزرگ در آن افروختند و سپس مۆمنان را در آتش انداخته و آنان را زنده زنده سوزاندند. چنانکه در مورد حضرت ابراهيم (عليه السلام) نيز چنين عمل کردند.

امّا اينکه اين ستمگران و آن مۆمنان چه کسانى بودند، روايات گوناگونى وارد شده، ولى در قرآن ذکرى از آنها به ميان نيامده است.


قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ (4) النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ (5) إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ (6) وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ (7) بِالْمُۆْمِنِينَ شُهُودٌ (8) وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُۆْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ  (بروج/8)

«اَصْحاب‌ِ اُخْدود» نام‌‌ است که‌ آيات 4-8 سوره بروج از آنان‌‌ به‌‌ آمده‌‌ .

«اخـدود» بـه مـعـنى گودال بزرگ يا خندق است، منظور در اينجا خندق هاى عظيمى است که مملو از آتش بود تا شکنجه گران، مۆمنان را در آنها بيفکنند و بسوزانند. (تفسير نمونه ، ج 26،ص 336)

مراد از «اصحاب الاخدود» کسانى هستند که در زمين گودالى وسيع ايجاد کردند و آتشى بزرگ در آن افروختند و سپس مۆمنان را در آتش انداخته و آنان را زنده زنده سوزاندند. چنانکه در مورد حضرت ابراهيم (عليه السلام) نيز چنين عمل کردند.

امّا اينکه اين ستمگران و آن مۆمنان چه کسانى بودند، روايات گوناگونى وارد شده، ولى در قرآن ذکرى از آنها به ميان نيامده است.

 

بيان حکايت اخدوديان، تسکيني بر قلب مسلمانان قريش

مفسران‌ و نويسندگان‌ مسلمان‌ انگيزة اشارة قرآن‌ به‌ اين‌ داستان‌ را مورد توجه‌ قرار داده‌اند و بيشتر بر اين‌ باورند که‌ چون‌ در زمان‌ پيامبراکرم‌(صلي الله عليه وآله) مسلمانان‌ مکه‌ از سوي‌ قريش‌ مورد آزار و اذيت‌ بسيار قرار مى‌گرفتند، اين‌ داستان‌ در قالب‌ آيات‌ قرآنى‌ بر پيامبر(صلي الله عليه وآله) نازل‌ شد تا افزون‌ بر نکوهش‌ و نفرين‌ کافران‌ قريش‌ و برانگيختن‌ حس‌ مقاومت‌ مسلمانان‌، از صبر و پايداري‌ و استحکام‌ ايمان‌ ايشان‌ قدردانى‌ به‌ عمل‌ آمده‌ باشد.

مراد از «اصحاب الاخدود» کسانى هستند که در زمين گودالى وسيع ايجاد کردند و آتشى بزرگ در آن افروختند و سپس مۆمنان را در آتش انداخته و آنان را زنده زنده سوزاندند. چنانکه در مورد حضرت ابراهيم (عليه السلام) نيز چنين عمل کردند

در اين‌ ميان‌ برخى‌ از گوشه‌هاي‌ داستان‌، همچون‌ شکيبايى‌ اصحاب‌ اخدود در برابر دشواري ها، باز نمودن‌ و باز گفتن‌ حق‌ و دعوت‌ به‌ اسلام‌ ، ايمان‌ تزلزل‌ ناپذير به‌ دين‌ حق‌، حتى‌ در ميان‌ کودکان‌، مورد توجه‌ مفسران‌ قرار گرفته‌ است‌ .(زمخشري، ج4،ص 729-730)

گفتنى‌ است‌ از همين‌ رو، گاه‌ در منابع‌ اسلامى‌، بسان‌ اسوه‌اي‌ در صبر بر مصائب‌، اصحاب‌ اخدود را مثل‌ آورده‌اند. (همان،ص 407)

قرآن‌کريم در آيات سوره بروج با اشاره به پايدارى شگفت‏انگيز مردم نوانديش و اصلاح طلب در برابر فشار بيداد و دهشتناک استبدادگران و واپس‌گرايان مى‏فرمايد: «قُتِلَ أَصْحابُ الْأُخْدُودِ» ؛ مرگ و عذاب بر آن صاحبان خندق‏هاى آکنده از آتش.

آرى، لعنت و نفرين بر ستمکارانى که مردم حق طلب و ستم‏ناپذير را در دنيا بر خندق و گودال‏هاى آتش افکندند و به خاطر آگاهى و ايمان و نفى دنباله‏روى از ظالمان و پافشارى ، در ابتدايى‏ترين حقوق انسانى خويش سوزانيدند.

بدين سان خداوند بر مردم با ايمان و آگاهى که در راه آزادى انديشه و عقيده پايدارى و پايمردى کردند، درود مى‏فرستد، و بر کفرگرايان و خودکامگان به خاطر پايمال ساختن حقوق انسان‏ها لعنت و نفرين نثار نموده و وعده دوزخ مى‏دهد.

آن‏گاه مى‏فرمايد: «النَّارِ ذاتِ الْوَقُودِ»؛ لعنت و نفرين بر آن پديدآورندگان و صاحبان آن کوره‏هاى آدم سوزى يا همان خندق‏هاى آکنده از آتش و هيزم و مواد سوختنى بسيار، که آنها را براى سوزانيدن مردم با ايمان و شکنجه آنان فراهم آوردند.

و مى‏فرمايد:«إِذْ هُمْ عَلَيْها قُعُودٌ» آن‏گاه که آن شکنجه‏گران و جلادان استبداد بر بالاى گودال‏هاى آتش نشسته بودند و سوختن آزادى‏خواهان را تماشا مى‏کردند.

امام علي

مۆمنان در برابر کوره‌هاي آدم‌سوزي!

در تفسير «عياشى» از جابر از امام باقر (عليه السلام) روايت شده است‌که فرمودند:

« على (عليه السلام) شخصى را نزد اسقف نجران فرستاد تا بپرسد اصحاب اخدود چه کسانى بودند، اسقف پاسخى فرستاد.

امام(عليه السلام) فرمود: اينطور که او پنداشته نبوده ، و به زودى من داستان اصحاب اخدود را برايتان مى گويم؛

خداى عزوجل مردى از اهل حبشه را به نبوت برگزيد، مردم حبشه او را تکذيب کردند، پيامبرشان با کفار نبردى را آغاز کردند ولى يارانش همه کشته شدند، و خود و جمعى از اصحابش اسير شدند، آنگاه براى کشتنش گودالى درست نموده ، از آتش پر کردند، آنگاه مردم را جمع آورده گفتند هر کس بر دين ما است و دستور ما را گردن مى نهد کنار برود، و هر کس بر دين اين مردم است بايد به پاى خود (داخل ) در آتش شود.

اصحاب آن پيامبر براى رفتن در آتش از يکديگر سبقت مى گرفتند، تا نوبت به زنى رسيد که کودکى يک ماهه در بغل داشت ، همينکه خيز گرفت تا در آتش شود ترس از آتش و ترحم درباره کودک بر دلش مستولى شد، ولى کودک يک ماهه اش به زبان آمد که مادر مترس ، من و خودت را در آتش بينداز، براى اينکه اين مجاهدت در راه خدا، به خدا سوگند ناچيز است ، زن خود و کودکش را در آتش افکند، و اين يکى از کودکانى است که در کودکى به زبان آمده است.»(تفسير الميزان،ج2،ذيل تفسير سوره بروج)

«النَّارِ ذاتِ الْوَقُودِ»؛ لعنت و نفرين بر آن پديدآورندگان و صاحبان آن کوره‏هاى آدم سوزى يا همان خندق‏هاى آکنده از آتش و هيزم و مواد سوختنى بسيار، که آنها را براى سوزانيدن مردم با ايمان و شکنجه آنان فراهم آوردند

چند نکته در داستان «اصحاب اخدود» با برداشت از آيات بروج:

1- اعلام برائت و اظهار تنفّر از ستمگر لازم است؛« قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ »

2-در نقل تاريخ، عبرت‏ها مهم است نه جزئيات. (از مکان اخدود، زمان حادثه، نام و تعداد ستمگران و تعداد شهدا و… سخنى به ميان نيامده است، چون اثرى در گرفتن عبرت ندارد.) « قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ »

3-تفکّر ظلم ستيزى و ظالم‏کوبى ارزش است، گرچه ظالم وجود نداشته باشد. [اصحاب اخدود امروز حضور ندارند، چنانکه ابولهب امروز نيست، روحيه تنفّر از آنان بايد همچنان زنده باشد. «تَبَّتْ يَدَا أَبِي لَهَبٍ وَتَبَّ »] « قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ »

4-سوزاندن، سخت‏ترين نوع عذاب است و در ميان انواع کشتن‏ها، خداوند نام در آتش انداختن مۆمنان را برده است. «النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ »

5-نقل ظلم‏ها و مظلوميّت‏ها و ذکر مصيبت و روضه خوانى، سابقه قرآنى دارد. « قُتِلَ أَصْحَابُ الْأُخْدُودِ ، النَّارِ ذَاتِ الْوَقُود، إِذْ هُمْ عَلَيْهَا قُعُودٌ …»

6-ارتکاب گناه يک مسئله است، ولى سنگدلى و نظاره‏گرى و رضايت بر آن، مسئله ديگر. « وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُۆْمِنِينَ شُهُودٌ »

7-ستمگرانى که شاهد بر شکنجه مۆمنانند، بدانند که خدا شاهد بر آنان و کار آنهاست. « شاهد و مشهود – وَهُمْ عَلَى مَا يَفْعَلُونَ بِالْمُۆْمِنِينَ شُهُودٌ »

8-پايدارى بر ايمان، تاوان دارد. « وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُۆْمِنُوا »[جمله «يۆمنوا» به جاى «آمنوا» رمز آن است که کفّار از پايدارى مۆمنان ناراحت بودند و اگر دست بر مى‏داشتند شکنجه‏اى در کار نبود.]

9-منطق کافر، تهديد و انتقام است. « وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ »

10-در نزد کفّار، ايمان بزرگ‏ترين جرم است و جز با دست برداشتن از ايمان به چيز ديگرى راضى نمى‏شوند. « وَمَا نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَن يُۆْمِنُوا…»

11-کافران بدانند که حامى مۆمنين خداى عزيز است که قدرت انتقام دارد. « يُۆْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ»

12-جاذبه اتّصال به خداى قادر، اشکالات وارده بر شهادت و از جان گذشتگى در راه خدا را حل مى‏کند. « يُۆْمِنُوا بِاللَّهِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ » (تفسير نور)

بخش قرآن تبيان

تعداد بازديد:866 آخرين تغييرات:94/06/17
نظرات

نظر شما:
نام و نام خانوادگي
پست الكترونيك
نظر